افسانه اول: خرید زمین های فلسطینیان
یکی از افسانه هایی که در مورد سرزمین های اشغالی فلسطین به دفعات مطرح می شود، بحثِ فروش زمین ها توسط فلسطینی هاست. طبق این مهملات، فلسطینی ها طی دهه های گذشه زمین هایشان را فروخته اند، و حالا مثلِ قماربازی که بازی را بدجور باخته ناگهان زیر میز میزند و فریاد سر میدهد که پولم را پس بدهید!
بنابر این استدلال، چنانچه هر کس، زمین های زیادی در هر کشوری را بخرد، می تواند دولتی در آن زمین ها به راه بیندازد. مثلا تصور بفرمایید ایرانی ها زمین های زیادی در هندوستان بخرند، حتی با رضایت هندی ها، و بلافاصله دولتی در همان زمین ها تشکیل دهند و بگویند ما این زمین ها را خریده ایم، پس اینجا دولت هم میزنیم، طوری که انگار آنها «موجودیت» هند را خریده اند به جای قطعات زمین. هر کس هر اندازه زمین در هر کشوری که دوست دارد می تواند بخرد، اصلا میتواند تمام زمین های یک کشور را بخرد، اما این به معنای خریدِ موجودیت آن نیست.
اما این ادعا سر تا پا مزخرف و خنده دار است. خرید زمین های فلسطینیان توسط یهودی ها افسانه ایی بیش نیست. برای بررسی آن کار زیادی لازم نیست. نمونه هایی ارائه میدهم که نشان میدهد منظور از «خرید» دقیقا چیست:
اول: بر اساس فرمان های شماره هشتصد و یازده و و هشتصد و چهل و هفت، هر اسراییلی قادر است اگر قصد خرید قطعه زمینی داشت و صاحب فلسطینی آن تمایلی به فروش نشان نمیداد، به راحتی به دادگاه مراجعه کند، یک کارشناس اسراییلی زمین را ارزشگذاری کند و مبلغ مشخص شده را بپردازد و زمین را از ان خود کند. به همین راحتی! این قانون جدیدی نیست و بیش از پنجاه سال قدمت دارد. فکر میکنید چند درصد از زمین هایی که میگویند خریداری شده اند با این روش از چنگ فلسطینی ها در آمده اند؟ آیا قیمتی که دادگاه اسراییل برای زمین ها تعیین میکنید واقعی و منصفانه هستند؟
دوم: بخش زیادی از سرزمین های اشغالی اصلا خریداری نشده اند، بلکه به راحتی توسط ارتش اسراییل اشغال شده اند. این همه شهرکسازی که در سرزمین های اشغالی انجام میشود همه روی زمین هایی قرار دارند که به زور از فلسطنیی ها گرفته شده و هیچ پولی در عوض به آنها پرداخت نکرده اند. به این زمین ها، محوطه ی اطراف دیوار حائل را هم اضافه کنید، دیواری که هر روستا یا خانه ایی سر راهش بود تخریب شد و صاحبانش آواره شدند، دیواری که فلسطینی ها حق کشاورزی، یا حتی قدم زدن در فاصله یک و نیم مایلی آن ندارند و 85 درصد از آن در سرزمین هایی قرار میگیرد که هنوز به شکل کامل اشغال نشده اند. دیوار حائل 723 کیلومتر طول دارد و بخش های زیادی از کرانه های باختری را بلعیده. با حساب طول 723 کیلومتری و ضرب آن در فاصله ی یک و نیم مایلی، میبینیم حدود یک و نیم میلیون کیلومتر از زمین های فلسطینیان رسما از آنها گرفته می شود.
سوم: اسراییلی ها در دوران عثمانی حق خرید زمین در فلسطین را نداشتند، تنها در انتهای قرن نوزدهم تا حدودی توانستند زمین هایی بخرند. بیشترین خرید زمین توسط یهودی ها بین دهه 1880 تا 1930 انجام شده و پس از آن خریدی اگر وجود داشته در مقیاس کم بوده است. طبق آمار زمین های تحت تملک یهودی ها در فلسطین تا سال 1945، یهودی ها تنها 906 هزار کیلومتر از خاک فلسطین را خریده بودند و پس از آن نیز دیگر خرید زمینی به صورت قبل انجام نشد. تما زمین های سازمان ها و اشخاص مختلف یهودی تا سال 1948 به سختی به یازده درصد از کل این سرزمین می رسید. (آمار را به نقل از سازمان صندوق جهانی یهود اینجا آورده ام)
چهارم: بر فرض که یهودی ها زمین های زیادی در فلسطین خریده باشند، آیا این به این معنیست که مالکیت و کنترل تمام منابع آب، برق، و هر نوع معدن و منابع طبیعی هم باید در اختیار آنها باشد؟
پنجم: آیا بلندی ها جولان، کرانه های باختری، و صحرای سینا هم شامل همین قانون ِ خرید بودند؟ اسراییل بلندی های جولان را به زور از لبنان تصاحب کرد، کرانه های باختری را از اردن به خود ضمیمه کرد و صحرای سینا را برای مدتی طولانی به اشغال خود در آورده بود اما در نهایت آنرا به مصر تحویل داد و قرار شد منطقه ای شبیه به مناطق سبز بین کشور های متخاصم در آن تشکیل شود. اسراییل و یهودی ها درصد بسیار کمی از فلسطین را خریده اند، و همانطور که ناشن داده اند، به جای خرید، بیشتر دوست دارند به زور زمین های را مصادره کنند.
لینک امار زمین های تحت تملک یهودی ها در تا سال 1945:
افسانه دوم:
سپر انسانی در مقابل نیروهای اسراییل
تا زمانی که به یاد دارم در تمام تبلیغات و توجیهات اسراییل، یک شاه بیت وجود داشته: استفاده گروه های مقاومت از سپر های انسانی. این ادعا چنان تکرار شده و توسط هزاران رسانه ی تحت مالکیت یهودی ها بار ها و بارها با مدارک جدید از نو اثبات شده که انگار خودشان هم کم کم باورشان شده که راست میگویند.
اصلِ این افسانه بر این ادعا استوار اس
ت که نیرو های مقاومت در میان مردم غیرنظامی کمین می کنند، اسلحه ها و راکت ها در ساختمان های غیرنظامی انبار می کنند، و با پنهان شدن در منطقه ای به شدت پرجمعیت باعث و بانی کشته شدنِ غیرنظامیان فلسطینی هستند.
ت که نیرو های مقاومت در میان مردم غیرنظامی کمین می کنند، اسلحه ها و راکت ها در ساختمان های غیرنظامی انبار می کنند، و با پنهان شدن در منطقه ای به شدت پرجمعیت باعث و بانی کشته شدنِ غیرنظامیان فلسطینی هستند.
اصلا نمیخواهم کاری به این داشته باشم که کل نوار غزه چند ساختمان دارد، چقدر فضا در اختیار مقاومت هست که بتواند در جایی دور از غیرنظامیان چادر بزند. در مورد کمبود فضا در نوار غزه شاید همین نکته کافی باشد که فلسطینیان نوار غزه چنان از نظر زمین و فضا گرفتارند که روی پشت بام ها گندم میکارند و در خانه هایشان «میچپند»! برعکس، میخواهم اشاره ایی بکنم به اوضاع اسراییل:
جوامع اسراییل و فلسطین (بخصوص نوار غزه) از نظامی ترین جوامع جهان اند. در فلسطین داشتن فرزند، برادر، پدر یا اقوامی در گردان های مقاومت افتخاری ست برای هر خانواده. کودکانی که از بازداشت و زندان باز میگردند قهرمانان جامعه اند، خانواده های شهدای مقاومت از عزت و احترام فراوانی برخوردارند (چیزی شبیه سال های جنگ ایران و عراق و اوضاع خانواده های شهدا). اما این بدان معنی نیست که اوضاع در اسراییل گل و بلبل است و ارتش انساندوست و همیشه هشیار اسراییل دست به هر کاری میزند مبادا خونی از دماغ اسراییلی راه بیفتد، بلکه برعکس، این اسراییل است که از سپر انسانی در برابر فلسطینیان استفاده می کند.
اسراییل مقاومت را به ایجاد سپر انسانی متهم میکند، در حالیکه خود اسراییل بزرگترین سپر انسانی را در سرتاسر شهر ها و شهرک های غیرقانونی یهودی نشین ایجاد کرده. در اسراییل خدمت سربازی اجباری ست، زن و مرد هم نمی شناسد. خودداری از پیوستن به نیروهای نظامی زندان های طولانی مدت به دنبال دارد، چیزی که مطمئنا اخبارش را شنیده اید. در ایران اصطلاحی داریم به نام «زیر پرچم»، که به معنای تعهد فردی ست که خدمت اجباری را تمام کرده و در صورت وقوع جنگ باید دوباره به ارتش بپیوندد، اسراییل هم دقیقا چنینی سیستمی دارد و زمان تعهد برای انها تا چهل سالگی ست.
در واقع تمام غیرنظامیان اسراییلی یا به خدمت اجباری رفته اند، یا در حال انجام انند (بغیر از کودکان زیر هجده سال)، یعنی بخش بزرگی از جامعه اسراییل هم غیرنظامی محسوب میشود هم نظامی! اگر فردی بر اثر راکت های مقاومت بمیرد حتما او غیرنظامی محسوب می شود. شهروندان اسراییلی هم سربازند هم شهروند. این ایجاد سپری انسانی نیست؟ تمام اسراییل را به سربازخانه تبدیل کردن چه معنی جز سپر گوشتی عریض و طویلی در سرتاسر سرزمین های اشغالی دارد؟
مقاومت مدام متهم میشود به پنهان شدن در میان مردم، به انبار سلاح و راکت در مدرسه و بیمارستان، درحالیکه هیچکس اشاره ای به این نمیکنند که ساختمان مرکزی نیرو های رزمی اسراییل در پرجمعیت ترین محله تل آویو قرار دارد و افسران ارتش در این محله دائم در رفت و آمدند و در کافه ها، رستوران ها و مراکز خرید قدم می زنند. یا هیچکس اشاره نمی کند که یک مرکز نظامی بزرگ در دانشگاه هیفا وجود دارد. اگر روزی راکتی به قصد ان مرکز نظامی شلیک شود و دانشجویان کشته شوند، مقصر حماس است یا اسراییل؟ آیا در ان حالت هم ناله هایی بلند میشود که سپر انسانی شکل گرفته و مقصر خود اسراییل بوده است؟
اما از تمام این ها بزرگتر، سپر انسانی بزرگی به نام شهرک های یهودی نشین است. شهرک هایی که در نزدیک ترین بخش های ممکن به مرز های غزه ساخته شده اند، و معمولا ساکنان آنها از فقیرترین اقشار جامعه اسراییل هستند. بخش عمده ایی از شهرک نشینان کارگران هستند که توان زندگی در شهر های بزرگ را ندارند. اسراییل غزه و کرانه های باختری را تنها با دیوار حائل محاصره نکرده، پشت این دیوار ها شهرک ها ساخته اند، شهرک هایی با جمعیت های بسیار. مسئله ی خنده دار این است که نیرو های رزمی اسراییل در زمان حمله به غزه پایگاه های موقت شان را در این شهرک ها برپا می کنند. اینها ایجاد سپر انسانی نیست؟ به فرض اگر مقاومت موشکی به هدف این پایگاه های موقت شلیک کند و شهرکنشینی بمیرد، مقصر باز هم حماست است؟
تمام ادعاهای اسراییل پوچ و بی ارزشند، سر تا پا دروغ اند و تحریف حقایق فلسطین، اما متاسفانه به دلیل تسلط خدشه ناپذیرشان به رسانه، دروغ هایشان به واقعیت های انکار ناپذیری تبدیل می شود.
صائب کریمی

