wpid-Photo-20140914113035.jpgعوامل شکست آمریکا در سوریه…..

بشار اسد» اسرائیل» را محو خواهد کرد

نوشته : محمود عبد اللطیف ، سایت اتحادیه نویسندگان اردن

مترجم : احمد مزارعی، 14 سپتامبر 2014

بر این امر اتفاق نظر کنیم که تصمیم آمریکا مبنی بر ورود به جنگ در درجه اول با هدفی اقتصادی انجام میگیرد، بر این اساس که هر جنگی که کاخ سفید برای آن برنامه ریزی میکند ، همه احتمالات آتی آن از طرف متخصصان اقتصادی جنگی درآمریکا بر رسی و ارائه میشود وآنگاه به حیطه عمل در میآید، وتاریخ نیز در این زمینه رای قطعی خود را دارد.

 

منطق ساده حکم میکند که آمریکا برای اقدام به این جنگ خود به عوامل و احتمالات نظامی آن بیندیشد، آنچه را که اکنون آمریکا به آن فکر میکند جنگ بر علیه داعش است ، صرف نظر از آنچه که رای دولت سوریه  در این زمینه چیست،آمریکا اکنون میکوشد تا چگونگی تشکیل ائتلاف را بررسی کرده وبتواند از طریق سازمان ملل برای این جنگ محمل قانونی وجمعی بدست آورد ، وبنظر میرسد که آمریکا اینبار بسیار جدی تر از زمانی است که در سال گذشته اباما اعلام داشت  که میخواهد به سوریه حمله نظامی کند ، مشاهده میکنیم که وزیر خارجه آمریکا به پایتختهای مختلف منطقه سفر میکند تا در مورد نقش خود درجنگ آتی پشتیبانانی پیدا کند.

 

در گذشته دلیل آمریکا د دوره جورج بوش پسر، که نیروی دریائی آمریکا را وارد جنگ افغانستان و عراق نمود، وسوریه را هم بارها تهدید به دخالت نظامی کرد ، همین بهانه جنگ با تروریسم بود، امروز نیز اباما به همان بهانه سابق به میدان آمده ، چه کسی این سیاست آمریکا را تصدیق خواهد کرد؟

 

در مورد احتمال جنگ بر ضد سوریه ، امریکا به دنبال تامین بودجه آن از طرف کشورهای خلیج فارس میباشد ، جنگ بر علیه سوریه معنایش اینست که این کشور را از محاسبات بازار نفتی خارج کرده و آنرا از استفاده از منابع استراتژیک مخازن گازی که در قبال ساحل سوریه کشف شده محروم خواهد کرد وسوریه را تبدیل به بازار سرمایه گزاری خلیجیها  در املاک و زمینهای آن خواهد نمود، زیرا سرمایه گزاری در این بخش از مهمترین ستونهای اقتصادی آنها میباشد، در صورت سقوط سوریه، وآماده شدن شرایط سیاسی و اقتصادی مناسب بعد از جنگ ، فرصتی پیش خواهد آورد تا مبالغ سنگینی را که این کشورها در چهار سال گذشته برای انهدام سوریه به مصرف رسانیده اند برگردان کنند ، میتوان وضعیت کشورهای حوزه خلیج فارس را به قمار بازی تشبیه کرد که بیشترین اموال خودرا در قمار باخته و به مرحله مفلسی رسیده اند واکنون به جائی رسیده اند که حاضرند  گرانبها ترین باقیمانده دارائی خود را در قمار از دست بدهند ، به این امید که باخته های قبلی را جبران کنند.

 

این وضعت در حالی میباشد که آمریکا ایران را تبدیل به موجود خوفناکی کرده که میخواهد منطقه را ببلعد ، امری که کشورهای منطقه بویژه عربستان را وا دار کرده تا برای دفاع از خود ملیاردها دلار اسلحه از آمریکا خریداری کنند.

 

از مطالبی که در فوق ارائه شد ، اینچنین روشن میشود که جنگ اتفاق خواهد افتاد وشرایط آن نیز مهیا شده وآمریکا نیز با در داشتن مصوبه شماره 2170 سا زمان ملل، برای مبارزه با داعش ونصره والبته آنطور که خود تفسیر میکند مستقیما به جنگ  آنها خواهد رفت ، اضافه بر آن اینکه اسرائیل هم موافقت خودرا با این جنگ اعلام داشته است… اما آیا این جنگ بر علیه سوریه خواهد بود یا بر علیه داعش..اولا ، و دوم اینکه جزئیات ونقاط ضعف و قوت آمریکا در این جنگ کجاست..وچه کسی از این جنگ  پیروز بیرون خواهد آمد ؟

 

جنگ در ظاهر خود بر ضد داعش است ، اما حقیقتی که در ورای آن نهفته شده اینست تا داعش را به آن مسیری رهنمون کند که بطرف هدف اصلی به حرکت در آید ، هدفی که آمریکا به خاطر آن وارد ورطه ایجاد تشکیلات داعش شده است ، سوق دادن داعش بطرف دمشق بسیار مهمتر از نگهداری آن در عراق است ، (1) زیرا وجود آنان در سوریه این فرصت را به نیروهای آمریکائی میدهد تا از این طریق منطقه را بر اساس مذهبی و طایفه ای تقسیم کرده که با برنامه «خاور میانه بزرگ» منطبق گردد.

 

اما مضمون این جنگ با دو احتمال بر علیه دولت سوریه میباشد ، یکم اینکه آمریکا به جنگ با داعش رغبت نشان دهد، در اینصورت داعش نیروهای خود را از عراق به سوریه منتقل میکند  ، داعش در آنجا میکوشد پیروزیهائی خلق کرده و به عنوان قدرتی مهم ظاهر شود و جنگجویان مزدور زیادی را از سراسر جهان وارد سوریه کند وبا این کار خود زیانهای مالی خود را در عراق ، از طریق تسلط بر منابع مالی تازه در سوریه جبران کند، در اینجا دولت سوریه بزرگترین خسارت را متحمل خواهد شد.

 

احتمال دوم ، اینکه هدف اصلی این جنگ از طرف آمریکا، وارد آوردن ضربات مستقیم به نیروهای ارتش سوریه باشد ، در اینصورت این اقدام آمریکا درست موافق با تقویت شریک سنی آمریکا یعنی «ارتش آزاد»سوریه ویا آنطور که آمریکا ادعا میکند «مخالفان معتدل دولت سوریه»  میباشد ، واز اینجا میتوان پی برد که چرا اباما درخواست پانصد ملیون دلار از کنگره برای کمک به این «معتدلان» نموده است، و در اینجا باز هم سوریه بطور مستقیم ازجنگ بر علیه داعش متضرر خواهد شد.

 

نقاط قوت آمریکا

 

آمریکا در این جنگ بر روی چند نقطه قوی تمرکز خواهد کرد ونمیتوان ونباید این نقاط قوت نظامی را به سادگی ندیده گرفت که به قرار زیر است : 1 – افکار عمومی آمریکا در حال حاضر متمایل به تایید اباما در جنگ بر علیه داعش است ، بویژه بعد از فیلم ذبح دو روزنامه نگار آمریکائی.

 

2 – افکار عمومی اروپا نیز آمادگی کمک مالی به آمریکا را دارد وآنهم به علت گسترش ترسی که آنان از بازگشت جهادیون به کشورهای خود دارند.

 

3 – ائتلاف به تشکیل خود نز دیک شده و کشورهای خلیج هم بو ضوح اعلام آمادگی کرده که مخارج آنرا بپردازند و دولت آمریکا در این میان زیانی نخواهد کرد.

 

4 – آمریکا و دیگر شرکای جنگی، نگرانی ورود نیروهای زمینی خود در جنگ را ندارند ، زیرا عناصر فراوانی از کشورهای مختلف و در راس آنها «ارتش آزاد سوریه» که از نظر آمریکا معتدل هم به شمار میآیند به اضافه دیگرانی ، در جنگ مستقیم شرکت خواهند کرد.

 

5 – وجود مصوبه 2170 ، بمثابه چتر نجاتی است که آمریکا در زیر آن تحت عنوان مشروعیت بین المللی خواهد ایستاد.

 

6 – موافقت اسرائیل بر شروع این جنگ ، بویژه به این دلیل  که نتنیاهو به دنبال یک پیروزی است تا بتواند آینده سیاسی خود را پس از شکست فاحش خود درغزه ، سر وسامان دهد.

 

اما با همه آنچه که گفته شد آمریکا به حماقت جنگ بر علیه دولت سوریه دست نمیزند وحتی به این هم فکر نمیکند که از تصمیمات سیاسی خود در این مورد گامی به جلو بردارد ، ودیدیم که واشنگتن که به یکباره آنچنان در ضدیت با دمشق به پیش تاخته بود ، به مغازله با دمشق پرداخته واز زبان اباما اعتراف کرد که ، رئیس جمهور سوریه از مسیحیان حمایت کرده است.

 

اما عواملی که هرگونه اقدام آمریکا را بر علیه سوریه و یا حتی جنگ بر علیه داعش را، قاطعانه منتفی میسازند به قرار زیر است :

 

1 – امکان ندارد «حاکمان بنی صهیون» از نتنیاهوئی تبعیت کنند که حیثیت سیاسی و نظامی خود را در نتیجه شکست مفتضحانه ، درجنگ غزه از دست داد ، و اینکه بطور کلی طرفداران دولت صهیونیستی اسرائیل اجازه نخواهند داد اینچنین جنگی که امنیت اسرائیل را به خطر خواهد انداخت ، اتفاق بیفتد.

 

2 – امکان ندارد دولت آمریکا به دامن چنین جنگی در غلتد ، زیرا به خوبی میداند که پاسخ سوریه بسیار قدرتمندانه ومو ثر خواهد بود ، امریکا میداند که طبیعت نیروهای مسلح سوریه چگونه بوده واینکه سوریه دارای آنچنان دفاع ضد موشکی هوائی میباشد که هر گونه حمله هوائی آمریکا را آنچنان پاسخ خواهد داد که حیثیت نظامی آمریکا را بر باد خواهد داد.

 

3 – باز نمودن جبهه تازه نظامی در خاور میانه، پای روسیه را به این منطقه خواهد کشانید که خطر بزرگی را برای منافع آمریکا در برخواهد داشت و بر حوادث شرق اروپا ،پرونده اکراین ، مساله گازوسایر محاسبات استراتژیک وجنگ بر ضد روسیه تاثیر خواهد گذاشت.

 

4 – آمریکا نمیتواند تمایل موتلفان اروپائی خود را نا دیده بگیرد ، اروپائیها نمی پذیرند که تحت عنوان مبارزه با داعش کشورهایشان تبدیل به جهنم سوزانی برایشان گردد وهرج ومرج سراسر اروپا را فرا بگیرد.

 

5 – تمایل اروپائیها بر این است که همه داعشیان موجود در سوریه وعراق نابود شوند ویا خارج از کشورهای اروپائی نگهداری شوند آنچنانکه نتوانند به اروپا آسیبی وارد سازند ، اگر جنگ با داعش خارج از این مطلب باشد وبه جنگ با سوریه تبدیل شود ، انان مخالف خواهند کرد.

 

6 – مزاج عمومی آمریکا متمایل به این است که ائتلا ف بر علیه داعش، با کمک سوریه و رئیس جمهور آن بشار اسد باشد ، بر این اساس هرگونه جنگی بر علیه دولت سوریه ، شدیدا مورد مخالفت مردم آمریکا خواهد بود.

 

اما ترس آمریکا در احتمال تصمیم گیری برای حمله نظامی به سوریه در چیست ؟ بنظر میرسد احتمال شکست آمریکا را باید در نتیجه عوامل زیر دید :

 

1 – سیل تهاجم موشکی که سوریه در ساعات اولیه جنگ بسوی رژیم صهیونیستی پرتاب خواهد کرد و بر اساس ارزیابی تحلیلگران نظامی اسرائیل 1500 موشک خواهد بود ، به اضافه توفان موشکهای ایران که باز هم بنا به ارزیابی اسرائیلیها در ساعت اولیه به 2000 موشک خواهد رسید، این ارقام البته مبالغه آمیز نیست وتاکنون گزارشاتی در مورد توانائیهای موشکی سوریه انتشار یافته ، اما در جزییات این توانائیها وارد نشده اند ، اضافه بر این وحشت دیگر اسرائیل از این است که سیستم «گنبد آهنین» ضد موشکی که دارد و نتوانست در برابر موشکهای ابتدائی سازمانهای مقاومت فلسطینی در جنگ غزه ، مفید واقع شود (2) در برابر سیستمهای موشکی پیشرفته ایران وسوریه نیز کاربرد نخواهد داشت، پیش بینی میشود که موشکهای مذکور پایگاههای نظامی در عمق سرزمینهای اشغالی فلسطین و همچنین پایگاههای آمریکا در منطقه بویژه در خلیج فارس مورد هجوم قرار بگیرد.

 

2 – با شروع جنگ بر علیه سوریه ، ورود حز ب الله به جنگ قطعی خواهد بود ، در نتیجه آزادسازی بلندیهای»مرتفعات الجلیل» اولین مناطقی خواهد بود که بتوسط رزمنگان حزب الله آزاد  خواهد شد، اسرائیل این را بخوبی میداند ودر آن منطقه دست به عمل تحریک آمیز نمیزند، زیرا مسئله بسیار جدی است ، اینکه اخیرا اسرائیل در چند مورد به عملیات دشمنانه بر علیه سوریه دست زده است ، از جمله کمک به جبهه نصره در منطقه قنیطره ، این اقدامات کوششهائی در جهت راضی نگهداشتن جبهه داخلی بوده است ، اما اسرائیل به خوبی این را درک میکند که اوضاع از نظر سیاسی ، اجتماعی و حتی اقتصادی ،  اجازه نخواهد داد که به شکل حقیقی از جنگ فعلی بر علیه سوریه استقبال کند، ولکن از نظر تبلیغاتی و تهدیدات مستقیم وغیر مستقیم  میکوشد شاید بتواند در مسئله پرونده مقاومت فلسطین وارد معاملاتی با دولت سوریه گردد.

 

3 – اسرائیلیها نسبت به گروههای مختلف مقاومت در غزه، بویژه انها که با سوریه ارتباط تنگاتنگ دارند ، همچون «گردان شهید ابو علی مصطفی» » دسته های مسلحانه قدس» وابسته به «جنبش جهاد اسلامی » حساس بوده وبه اصطلاح خودشان گهگاه به سوریه هشدار میدهند .

 

4 – آمریکا بر روی این مسئله بسیار حساب میکند که هر گونه جنگ ویا عملیات نظامی موجب  ایجاد خشم وغضب محور مقاومت بر ضد خود و بر ضد اروپا گردد ، در گذشته ایران چندین بار برای بستن تنکه هرمزاقدام به مانور و تمرین نظامی در خلیج فارس کرده است ، به این معنی که نفت میتواند بمثابه سلاح دیگری وارد معرکه شده ونظر به اقتصاد متزلزل اروپا وهمچنین غرق بودن خود آمریکا در بسیاری گرفتاریهای اقتصادی ، امریکا را وادار میکند تا اقداماتش بیشتر در حد مانورهای  سیاسی ونه نظامی باشد.

 

5 – آمریکا روی این مسئله زیاد می اندیشد که جنگ بر ضد سوریه بمثابه جنگ بر علیه روسیه میباشد که رابطه اش با دمشق استراتژیک بوده وبرای موسکو رسیدن به» آبهای گرم»را تامین میکند ، (3) از این نظر همه امکانات نظامی پایگاه دریائی طرطوس تحت تصرف سوریه قرار خواهد گرفت ، وبعید هم به نظر نمیرسد که سایر قطعات ناوهای ناوگان روسی به کمک سوریه بشتابند، هم اکنون تعدادی از ناوهای روسی جزیره قرم را ترک کرده وقرار است تعدادی از آنها به طرف شرق اروپا حرکت کنند.

 

6 – آمریکا مخالفت گسترده جهانیان را بر علیه خود از نظر دور نمیدارد ، اگر جنگ بر علیه داعش را به جنگ بر علیه سوریه تبدیل کند، در مقدمه این نیروها روسیه و چین در مجلس  شورای امنیت حضور دارند که میتوانند با استفاده از وتوی دوگانه خود ، جامعه بین المللی را بر علیه این اقدام احتمالی امریکا به میدان آورند ، از طرف دیگر کشورهای آمریکای لاتین وبسیاری کشورهای اروپائی هستند که با این اقدام احتمالی به مخالفت دست خواهند زد.

 

بر اساس آنچه که ارائه شد، نمیتوان با این امر موافق بود که چون کشورهای عربی موافقت کرده اند که آمریکا  داعش را از میان بردارد، دولت سوریه نیز سرنگون شود ، زیرا ازمیان بردن داعش به این شکل انجام نخواهد شد ، بر فرض اینکه دولت اسلامی پایان گرفت ، اعضای جنگجوی آن از میان نخواهند رفت ودر بسیاری مناطق دیگر پراکنده خواهند شد ، همچنان که  آنها از این یا آن گوشه جهان سر بر آوردند ، دیر یا زود از پستوهای ، سی، آی ، ا، مجددا سر برخواهند آورد.

 

وانگهی دمشق به آسانی شکست نخواهد خورد ، زیرا بشار اسد به همراهی ولا دیمر پوتین  بر علیه ماجراجوئیهای موجود مبارزه خواهند کرد و اجازه نخواهند داد تا آمریکا به تنهائی  بر سرنوشت سیاسی جهان حکومت کند، از آنسو لوبیهای صهیونیستی هم اجازه نخواهند داد که دولت آمریکا باعث محو شدن اسرائیل از نقشه جهان گردد، آن هم بد ست ارتش عربی سوریه و در زمان  دکتربشاراسد .

 

توضیحات مترجم : 1  – گزارشاتی در مطبوعات عراق منتشر شده مبنی بر اینکه شهر موصل از داعشیها خلوت شده و آنها در حال کوچ بسوی سوریه هستند واین بی ارتباط با سیاستهای اخیر آمریکا نیست.

 

2 – در جریان جنگ غزه ، نیروهای مقاومت از قبل اعلام میکردند که در ساعت نه ویا ده  فلان منطقه را موشکباران خواهند کرد زیرا مطمئن بودند که سیستم ضد موشکی «گنبد آهنین » کار نخواهد کرد و همین طور هم شد ، اما علت کار نکردن «گنبد آهنین » چندی بعد در مطبوعات مترقی عرب منتشر شد ، خلاصه اینکه چینیها رمز تکنولوژی «گنبد..» را از آمریکائیها سرقت کرده بوده و در اختیار ایران میگزارند و از انجا به غزه انتقال می یابد.

 

3 – پاشنه آشیل روسیه منطقه شرقی و همساگی آن با کسورهای اسلامی میباشد ، از این طریق است که آمریکا با کمک عربستان تروریستهای خود را به عمق روسیه میفرستند، در دوره یلتسن ، قطر، عربستان وامارات بیش از هفت هزار مسجد ومدرسه وهابی با امکانات مالی و آموزشی در جمهوریهای مسلمان نشین روسیه ساختند که عواقب شوم آن تا هنوز گاه و بیگاه شاهد هستیم، در جنگ جهانی دوم نیز هیتلر هجوم اصلی خودرا به روسیه ، از شرق به استالینگراد ، شروع کرد که مرحوم استالین مودبانه عذرش را خواست.