cgh5456dewwe

روی سختی سنگر

خوابش برده بود

زنی در کوبانی.

کبوترها از پرچم های سیاه ترسیدند

و بیداری در نگاهش لغزید

لوله ی کلاشینکوف هنوز گرم بود

چه استراحت کوتاهی.

«علی رسولی_اورست»

https://www.facebook.com/ali1917

http://alirasoli.blogspot.com/

یک پاسخ به “«لحظه ای در کوبانی»”

  1. علی

    بسیار عالی

    لایک