
منبع: Micromega
٢۴ اکتبر ٢٠١۴
نویسنده: جیورجیو کرماچی
تارنگاشت عدالت
کنفدراسیون سراسری کار ایتالیا روز شنبه ٢۵ اکتبر ٢٠١۴ بیش از یک میلیون نفر را در خیابانهای رم علیه اصلاحات ضدکارگری دولت رنزی که زیر «قانون مشاغل» پیش برده میشود بسیج کرد. در این نوشته ضمن بررسی استراتژی بزرگترین تشکل کارگری اروپا، آنچه که برای درهم شکستن حمله نئولیبرالی به مردم ایتالیا لازم است، پیشنهاد میشود.
کنفدراسیون سراسری کار ایتالیا (CGIL)، همه نیروی خود، و همراه آن همه تناقضات خود را به خیابانها آورده است. در دهههای اخیر بزرگترین کنفدراسیون سندیکایی ایتالیا از یک طرف، در کنار حزب دموکرات، عامل اجتماعی چپ بوده است، و از طرف دیگر بکرات سعی کرده است با سرمایهداران «وارد پیمان شود» تا با آنها مشترکاً علیه دولت عمل کند. اکنون هر دوی این ستونهای استراتژی CGIL بطور برجستهای فرو ریختهاند و رهبری عملاً نمیداند چه کند، و این پیام خوبی برای انتقال به خیابانها نیست. مطمئناً اعتراضات بیشتر و حتا ممکن است یک اعتصاب سراسری-اما بدون توضیح درباره استراتژی- صورت گیرد. زیرا با انقلاب ارتجاعی نخستوزیر ماتئو رنزی، باید نه فقط با گسست از افراطی ترین مظاهر آن، بلکه با گسست از سیاستهای زیرین و مسیری که ما را به اینجا رسانده است، مبارزه شود.
دولت رنزی آخرین و زیرکانهترین تلاش طبقات حاکم ایتالیا و اروپا برای تحمیل سیاستهای نئولیبرالی که یونان را ویران کردهاند، به ماست. زیرکانه به این دلیل که معلوم شد ددمنشی صِرف دیکتات ترویکا در بلند مدت نتیجهای ندارد. به این دلیل است که امروز سیاستهای نئولیبرالی باید همراه با، یا حتا در پی تغییرات سیاسی و فرهنگی باشند که تشدید نابرابریهای اجتماعی موجود را که هماکنون چنین انفجاریاند قابل پذیرش یا حتا قابل توافق میسازند. برای انجام این، راست سنتی دیگر کافی نیست، شما باید میدان چپ را اشغال کنید و بزرگترین بخش آن را در حمایت از سیاستهای راست و راست سنتی در اختیار بگیرید. این رنزیایسم است، آخرین نسخه دگرگونی سیاسی در تاریخ کشور ما که همیشه از موتاسیون ژنتیک چپ آغاز شده است.
لغو ماده ١۸ قانون کار نمایانگر آتشزدن آخرین پرچم برابری در ایتالیا است، و اقدامات دارای محتوای فوریتر را قابل پذیرش میکند، اقداماتی مانند چراغ سبز به اخراج گسترده در تیسنکروپ، یا هدیه به لابی کارفرمایان (Confindustria): کاهش مالیات مزایای درمانی پرداختی، از طريق کاهش خدمات و انتقال هزینه به کارگران.
رنزی در حالیکه کارگران در کابوس بسر میبرند گفت ما یک رویا را عملی ساختیم. این دولت آشکارا طرفدار سرمایهداران است، اما این پیامد منطقی روند فرهنگی و سیاسی حاکم در حزب دموکرات است. دولت رنزی ٣٠ سال سیاستهای نئولیبرالی علیه کارگران را فشرده کرده و آنرا به سمت افراط میبرد.
و دقیقاً به این دلیل است که تضاد مضاعف CGIL آشکار است. نخستین و مشهودترین تضاد این است که روابط سندیکای برجسته ایتالیا با حزب دموکرات بنحو فزایندهای توجیه ناپذیر و در عینحال جدا نشدنی است. رهبری CGIL همچنان به حزب دموکرات بمثابه مرجع نهادین اساسی نگاه میکند و گسست از این مانند رها کردن شخص در اقیانوس است؛ این ایده ترسناکی است. این تضاد در حضور منتقدان رنزی در حزب دموکرات در راهپیمایی روز شنبه منعکس بود، منتقدینی که بعداً از انضباط حزبی پیروی کردند و بسود قانون کار ارتجاعی رأی دادند.
اما حتا جدیتر، تضادها در سیاستهای سندیکا است. کنفدراسیون سراسری کار ایتالیا امروز مخالف «قانون مشاغل» است، اما طی ٣٠ سال گذشته همه شروط و مفاد منجر شده به آنرا پذیرفته است. قانون «فورنرو» پیرامون مزایای بازنشستگی (٢٠١٢) و نخستین حمله به ماده ١۸ قانو کار توسط دولت مونتی (٢٠١٢) بی سروصدا به تصویب رسید. و اگر CGIL اکنون با این اصلاج جدید قانون کار مخالف است با کاهش مشاغل گوناگون که در سرتاسر کشور از طريق توافقنامههای کارگری محلی که از برکت عدم تمرکز مذاکره دستهجمعی حقوق کار و دستمزدها را کاهش میدهند، مخالفتی نشان نمیدهد. و فراموش نکنیم که توافق با Confindustria در ژانویه پیرامون نمایندگی در محل کار از جمله بیشمار معاملات بد CGIL است.
انفجار ناگهانی غرور کنفدراسیون سراسری کار ایتالیا در پاسخ به حملات رنزی هنوز یک تحول مثبت است. اما این برای متوقف کردن دولتی که کاملاً از تضادهای سندیکا مطع است و از آن بهره بردای میکند، کافی نیست، چه برسد به بالعکس کردن وخامت شرایط کارگران. برای اینکه این تغییر کند، کنفدراسیون سراسری کار ایتالیا لازم است سیاستها و اقداماتی را که طی ٣٠ سال گذشته دنبال کرده است کنار بگذارد. امروز حتا کمترین نشانهای دال بر وقوع این وجود ندارد.

