vyf7t5356

منبع: کانترپانچ
٢ نوامبر ٢٠١۴

نویسنده: اسماعیل حسین‌زاده
تارنگاشت عدالت

اخیراً تحلیل «رویکرد نئولیبرالی که از دولت هاشمی آغاز شد، علاج درد اقتصاد ایران نیست» به قلم دکتر اسماعیل حسین‌زاده منتشر شد.
اینجا
وی در آن نوشتار می‌گوید: «این‌که تیم اقتصادی دولت هوادار اقتصاد نئولیبرالی است حدس و گمان نیست؛ بلکه موضوعی است که از بسیاری از سخنرانی‌ها و سخنان دولتی‌ها، از همین «بسته پیشنهادی»شان بر می‌آید. بسته اقتصادی پیشنهادی دولت فاقد برنامه مشخّصِ توسعه یا طرح‌های صنعتی‌سازی است. نگرش نئولیبرالی که راه‌حلِّ چیره شدن بر مشکلات اقتصادی کشور را به کوتاه کردن نقش اقتصادی دولت و ادغام اقتصاد ایران در شبکه سرمایه‌داری جهانی پیوند می‌زند به هیچ روی توجیه‌پذیر نیست؛ و در واقع مغایر و متضادّ است با تجربه توسعه بیش‌تر کشورهای جهان.»
در زیر ترجمه نوشتار وی در باره نقش داعش و جنگ با آن در استراتژی امپریالیسم آمریکا منتشر می‌شود.

داعش: دشمن مفید
کردهای کوبانی ریاکاری ائتلاف ضدداعش را برملا می‌کنند

نیروی تاریک داعش ظاهراً یک ارابه جنگی شکست‌ناپذیر و غیرقابل توقف است که بیرحمانه در پی ایجاد «دولت اسلامی در عراق و شام» می‌کُشد و فتح می‌کند. اما در واقع، داعش آن‌طور که به نظر می‌رسد از کنترل خارج نیست. داعش در واقعیت توسط آفرینندگان و حامیان آن، یعنی ایالات متحده و متحدین آن در منطقه-همان‌هایی که اکنون وانمود می‌کنند علیه آن یک ائتلاف تشکیل داده‌اند- مدیریت می‌شود! ایالات متحده، ترکیه، عربستان سعودی، و دیگر متحدین در منطقه لازم نیست با داعش (ظاهراً) برای نابود کردن آن نبرد کنند؛  تنها چیزی که آن‌ها برای خاموش کردن شعله‌های جهنمی داعش لازم است انجام دهند این است ک ریختن هیزم بر آتش آن‌را متوقف کنند، یعنی تأمین آن با پول، مزدور، آموزش نظامی و تسلیحات را متوقف کنند.

برای نشان‌دادن این فاکت که ولی‌نعمت‌های داعش، به شیوه‌هایی پیچیده عملیات آن‌را کنترل می‌کنند و فعالیت‌های آن‌را منطبق با منافع ژئوپولتیک خود هدایت می‌نمایند، راه‌های بسیاری وجود دارد. یک راه دقت در مأموریت اعلام شده آن است: نابودن کردن رژیم‌های فاسد و نامشروع در عراق و سوریه و جایگزین کردن آن‌ها با یک دولت اسلامی «ناب» تحت حاکمیت یک «خلیفه پارسا». اما، علیرغم این مأموریت ادعایی برای نبرد با رژیم‌های دیکتاتوری که اسلام را خدشه‌دار کرده‌اند، داعش فاسد‌ترین رژیم‌های دیکتاتوری و نامشروع در منطقه را-مانند رژیم‌های عربستان سعودی، قطر، کویت که پول و تسلیحات عملیات آن‌را تأمین می‌کنند- زیر سؤال نمی‌برد.

راه دیگر مقایسه عملیات داعش (در اوائل اوت) علیه کردهای عراقی در اربیل با حمله کنونی آن به کردهای سوریه در کوبانی است. زمانی که اربیل مورد حمله داعش قرار گرفت، ایالات متحده قدرت کامل نیروی هوایی خود را هماهنگ با رزمندگان پیشمرگه کرد برای دفع حمله بکار گرفت.

بالعکس، زمانی‌که شهر کرد کوبانی در شمال سوریه از جانب نیروهای داعش که بنحو نابرابری بهتر مسلح هستند مورد حمله قرار می‌گیرد، و هزاران نفر از اهالی محاصره شده آن در صورت سقوط شهر با کشتار حتمی مواجه هستند، نیروهای «ائتلاف برای نبرد با داعش» نظاره‌گرند و در حالی‌که نیروهای کرد که از نظر نفرات و اسلحه کم‌ترند دلیرانه تا مرگ علیه مهاجمین می‌جنگند- در واقع با داعش قایم موشک، یا شاید شیطنت و پاداش بازی می‌کنند. نیروهای ائتلاف فقط گاه به گاه مأموریت‌های بمباران را انجام می‌دهند که به‌نظر می‌رسد اساساً نمایشی، یا برای ضبط کردن باشد.

چرا با کردها در کوبانی متفاوت با کردها در اربیل برخورد می‌شود؟ من پاسخ آجامو باراکا به این پرسش را کاملاً بصیرانه یافتم:
«دلیل این‌که کردهای کوبانی قرار است قربانی شوند از این فاکت ناشی می‌شود که آن‌ها کردهای نوع بد هستند. مسعود بارزانی و کردهای بورژوای حزب دموکرات کردستان و نیروی غالب در میان کردهای عراق، «کردهای خوب» هستند. کنترل آن‌ها بر تقریباً ۴۵ درصد منابع نفتی و تجارت پررونقی که آن‌ها از زمان «رهایی» خود توسط تجاوز ایالات متحده با شرکت‌های نفتی ایالات متحده داشته‌اند آن‌ها را دارایی ارزشمندی برای ایالات متحده می‌سازد. این در مورد ترکیه نیز صادق است که علیرغم سرکوب تاریخی کردها در آن‌جا، دولت تجارت پررونقی با کردهای عراق دارد.»١

در حالی‌که ایالات متحده، ترکیه و متحدین آن‌ها در منطقه به حزب دموکراتیک کردستان (حداقل اکنون) بمثابه یک تهدید به نقشه‌های ژئوپولتیک خود نگاه نمی‌کنند، آن‌ها وقتی به کردهای «بد» در منطقه خودگردان در شمال سوریه به رهبری «یگان‌های مدافع خلق» می‌رسد، برعکس آن برخورد می‌کنند. برخلاف حزب دموکرات کردستان که برای نرنجاندن ترک‌ها، ایالات متحده و متحدین آن‌ها در منطقه به اجتناب از حزب کارگران کردستان گرایش دارد، «یگان‌های مدافع خلق» از حمایت حزب کارگران کردستان در نبرد خود علیه داعش استقبال می‌کند.

منافع اصلی ترکیه در سوریه بیش از آن‌که علیه داعش باشد علیه کردهای سوریه، و همچنین علیه بشار الاسد رئیس‌جمهر سوریه است؛ زیرا رژیم هار ضدکرد در آنکارا می‌ترسد که رژیم تضعیف شده اسد ممکن است نتواند با خودگردانی کردها در کوبانی و مناطق کرد اطراف برخورد کند. رژیم ترکیه نگران است که اگر کردهای کوبانی در دفع نیروهای داعش موفق شوند، موفقیت آن‌ها و تجریه‌ خودگردانی آن‌ها در مناطق کرد ممکن است بمثابه الگویی برای خودمختاری برای ١۵ میلیون کرد ترکیه بکار گرفته شود. ترک‌ها همچنین نگرانند که موفقیت کردهای سوریه علیه داعش جاه‌طلبی‌های قدیمی آن‌ها برای اشغال و/یا الحاق منطقه نفت‌خیز کردستان در شمال سوریه را خنثا کند- اصرار آن‌ها بر منطقه حائل یا منطقه پرواز ممنوع به این دلیل است.

 این به توضیج این‌که چرا رژیم ترکیه بر سرنگونی رژیم اسد مقدم بر نبرد علیه داعش اصرار دارد کمک می‌کند. این همچنین توضیح می‌دهد چرا رژیم ترکیه سرسختانه از عبور داوطلبان کرد از مرز خود و رفتن به سوریه برای کمک به مدافعان محاصره شده کوبانی علیه حمله ددمنشانه داعش جلوگیری می‌کند- و در عمل به داعش علیه کردها کمک می‌نماید. بی‌عملی یا دو دلی عملی ایالات متحده در مواجهه با کشتار کردهای سوریه را، که آن را هم‌دست در کشتار می‌کند، می‌توان با بده-بستان سیاسی آن با ترکیه برای کسب همکاری آن در تعقیب منافع امپریالیستی خود در منطقه توضیح داد.

رویکرد ایالات متحده به داعش زمانی بهتر درک می‌شود که بر بستر اهداف کلی آن در منطقه و فراتر از آن بررسی شود. هدف اصلی، که هدف دولت‌های دست نشانده آن در منطقه نیز هست، تضعیف یا از بین بردن «محور مقاومت»، متشکل از ایران، سوریه، حزب‌الله، حماس و به میزان کم‌تری نیروهای شیعه در عراق، بحرین، یمن، و عربستان سعودی است. رسیدن به این هدف به‌معنی رسیدن به هدف حتا گسترده‌تر دیگری نیز هست: تضعیف نفوذ و اتحادهای روسیه در منطقه، و از آن طریق در بخش‌های دیگر جهان- بعنوان مثال، نقش بسیار حیاتی آن در درون شورای همکاری شانگهای (چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، و ازبکستان) و در کشورهای بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین، و آفریقای جنوبی).

ایالات متحده و متحدین آن، برای مداخله در جهت رسیدن به این اهداف به بهانه و/یا دشمن نیاز دارند-حتا اگر این به معنی اختراع و ابداع چنان دشمنانی باشد. بدون داعش، توجیه از سرگیری عملیات نظامی ایالات متحده در عراق و بسط آن عملیات به داخل سوریه برای مردم آمریکا دشوار می‌بود. حدود یک سال پیش، حرکت دولت اوباما برای حمله به سوریه با مخالفت مردم، و نتیجتاً با مخالفت کنگره، آمریکا خنثا شد. صعود داعش سریعاً آن مخالفت را به حمایت تغییر داد.

از این منظر، داعش را می‌توان اساساً یک ابزار (تازه ساخته شده) در جعبه ابزار سیاست خارجی ایالات متحده دانست که شامل «تروریسم جهانی»، حملات ١١ سپتامبر به مرکز تجارت جهانی، سلاح‌های کشتار جمعی، فن‌آوری اتمی ایران، القاعده، و بسیاری گروه‌بندی‌های رادیکال اسلامی دیگر می‌شود، که همه آن‌ها حاصل یا پیامد سیاست خارجی امپریالیستی ایالات متحده می‌باشند.

* اسماعیل حسین‌زاده استاد بازنشسته اقتصاد (دانشگاه دریک). او مؤلف «ورای تبیین‌های اقتصاددانان نئوکلاسیک از بحران مالی»، «اقتصاد سیاسی نظامی‌گری آمریکا»، و «راه رشد غیرسرمایه‌داری شوروی: مورد مصر ناصر» است. او همچنین در «درمان ناپذیر: باراک اوباما و سیاست‌های توهم» می‌نویسد.

—————————-
١- آجامو باراکا، «در حالی‌که داعش برای قتل‌عام کردها در کوبانی حرکت می‌کند، ایالات متحده سیلوهای غلات سوریه را بمبارن می‌کند»، گلوبال ریسرچ، ١٢ اکتبر ٢٠١۴

http://www.counterpunch.org/2014/10/31/isis-the-useful-enemy/