صحیح است. کوبانی هرگز سقوط نکرد و قرار نیست سقوط کند. در دو ماه گذشته داعش هر چه در توان داشت هزینه کرد تا کنترل کوبانی را به دست آورد؛ ولی شکست خورد.

در حالی که تا قبل از این داعش داشت به تصرف شهرها فقط با رفتن به آنجا عادت می کرد (برای مثال موصل، سینجار و تکریت)، کوبانی به دنیا نشان داد که آنها چقدر در رویارویی با یک مقاومت شدید ناتوان هستند.

احتیاجی به صحبت درباره مقاومت حماسی در کوبانی نیست، هر کسی می تواند آنرا ببیند. دیگر نیازی نیست که بر شجاعت YPG و YPJ تأکید شود، زیرا حتی آنهایی که هر چه می توانستند انجام دادند تا برای مدتی طولانی از پذیرش شجاعت و مقاومت ایشان خودداری ورزند (YPG و YPJ در حقیقت نزدیک دو سال است که با داعش می جنگند) مجبور شدند پیش بینی شان را درباره «سقوط کوبانی» قورت دهند. دیگر چه صحبتی می توان به آنچه که YPG و YPJ در میدان نبرد انجام داده اند اضافه کرد؟ هیچ.

پس، حالا چه می شود؟ نخست، باید تاریخچه کوبانی، بخش تحت محاصره مرکزی روجاوا را مرور کنیم.

19 ژوئیه 2012: انقلاب روجاوا در کوبانی با بیرون انداختن نیروهای رژیم حاکم سوریه آغاز می شود. این عمل به سایر مناطق آزاد شده در روجاوا گسترش می یابد و خودمختاری در شکل سه کانتون[بخش] جدا از هم اعلام می گردد.

مارس 2013: داعش و جبهه النصره اولین حمله به کوبانی را آغاز می کنند. YPG و YPJ حملات را دفع می نمایند.

ژوئن 2014: داعش حمله ای وسیع به کوبانی می کند. YPG و YPJ خط دفاعی را حفظ می کنند.

17 سپتامبر 2014: داعش تانکها و سلاحهای سنگین به غنیمت گرفته شده از ارتش عراق در موصل را به میدان نبرد می آورد و تهاجم به کوبانی را آغاز می کند.

حتی در همان آغاز، انقلاب روجاوا قلب و ذهن آنهایی که حقیقتاً نگاهی عمیق تر به این آزمایش اجتماعی بی سابقه در قلب خاورمیانه کرده بودند را به دست آورد. آنهایی که نسبت به جنبشهای اجتماعی پیشرو در منطقه حساس بودند می دانستند که انقلاب روجاوا نوری درخشان در منطقه ای جهنمی بود. ولی تولد یک ساختار «تساوی گرا، اشتراکی و طرفدار آزادی جنسیتی» آن تعداد از مردمی را که قبلا گمان می شد خوشحال نکرد.

مردم روجاوا سعی کردند برای قبولاندن ارزشهایی که حامی شان بودند و جامعه ای که می ساختند، به جامعه جهانی روی آورند. ولی نه مداخله گران غربی و نه (با تأسف بیشتری) محافل مترقی سوسیالیستی بین المللی علاقه ای واقعی به آنچه که بالقوه می توانست جرقه آغازگر آتش تغییر سوسیالیستی جهانی باشد، نشان ندادند. همیشه قابل درک بود که چرا دولتهای مداخله گر غربی وانمود می کنند که روجاوا هرگز وجود نداشته است؛ انقلاب روجاوا پادزهر سیستم سرمایه داری است که اساس این دولتها بر پایه آن قرار دارد. ولی حداقل چیزی که درباره عدم علاقه چپ بین المللی به یک پدیده اجتماعی که حتی BBC آنرا «یک آزمایش سیاسی بی سابقه توسط رادیکالهای چپ کرد» می خواند می توان گفت، اینست که تأمل برانگیز است.

تاریخ پر از انقلاباتی است که توسط مردم و برای اهداف آنها انجام شده، اما توسط نخبگان دزدیده شده اند. اگر صریح تر بگوییم، حتی یک انقلاب در تاریخ وجود نداشته که به آرمانهای اولیه اش وفادار مانده و دستاوردهای انقلابی اش را حفظ کرده باشد، که این امر شامل انقلاب کوبا نیز می شود. خواستهای مردمی همیشه محرک نیروهای پشت قیامهای توده ای بوده اند اما بعدها تبدیل به بهانه هایی برای سرکوب همان خواستهایی که مردم ابتدا برای تحقق شان بپا خواسته بودند شدند. این خطری واقعی در مقابل انقلاب روجاوا است.

مداخله گران غربی کارشان را در روجاوا برای سرقت هدف انقلابی آن شروع کرده اند. در ابتدا این کار را با بی توجهی کامل به آن انجام دادند. آنرا نادیده گرفتند تا به لبه بحران انسانی رسید (به یاد داشته باشید که در حقیقت صبر کردند تا داعش به دروازه های کوبانی برسد تا بمباران آنرا آغاز کنند). حالا شدیداً سعی می کنند تا انقلاب روجاوا را در طرح شان برای تغییر شکل منطقه ترکیب کنند. احتمالا این کار را با کندن «انقلاب» چسبیده به «روجاوا» شروع می کنند. هنگامی که انقلاب روجاوا آشکار شد دولتهای غربی مجبور شدند که رویکردشان را نسبت به آن تغییر دهند. با این حال، این واقعیت که دولتهای غربی اکنون امیدوارند انقلاب روجاوا را به چیزی که برای سیستم سرمایه داری جهانی کمتر تهدیدآمیز باشد تبدیل کنند، به هیچ طریقی خصوصیات انقلابی آنرا زیر سؤال نمی برد بلکه تقویت می کند.

کوبانی هرگز سقوط نکرد و تاکنون همگان مطمئن شده اند که هیچگاه سقوط نخواهد کرد. تهدید کشتار دسته جمعی تهدیدی است که همه موضوعات ایدئولوژیک را به پس زمینه می راند. کوبانی برای حق موجودیتش می جنگید و با اینکه جنگ هنوز در جریان است، اما بالاخره جای خود را به نبرد ایدئولوژیک خواهد داد.

انقلاب روجاوا می تواند به یکی از این دو راه برود: 1) می تواند وارد نقشه های غرب برای منطقه شود و به یک نماینده کوچک از سیستم سرمایه داری جهانی نابرابر و استثمارگر تبدیل گردد. 2) می تواند با همبستگی و حمایت چپ بین المللی قدرتمندتر شود و امیدی برای همه سوسیالیستهای دنیا گردد.

مبارزان قهرمان مدافع کوبانی فقط از خانه هایشان دفاع نمی کنند، از آرمانهایشان هم دفاع می کنند. آرین میرکان، مبارز زنی که خود را در میان گروهی از افراد داعش منفجر کرد تا از رفقایش محافظت کند، یک چریک P.K.K. بود. قاطعیت تزلزل ناپذیر این مبارزان از آرمانهای انقلابی که مدافعشان هستند برمی خیزد.

انقلاب روجاوا انقلابی سوسیالیستی است. غرب این را می داند و دست بکار سرکوبش شده. حالا زمان آنست که چپ متوجه انقلاب روجاوا گشته و دست بکار تقویت، تحکیم و گسترش آن شود. برای کوبانی و روجاوا حالا مسئله اینست که چه نیروهایی احساس مسئولیت خواهند کرد و نشان شان را در انقلاب روجاوا برجای می گذارند: نیروهای جهانی سلطه مالی، یا نیروهای مترقی، دمکرات و سوسیالیست جهان.

گیران اوزکان

15 نوامبر 2014

برگرفته از سایت

http://kurdishquestion.com