76875cvx

ترسو مرد

کدام « مساله هسته ای ایران »!؟

 

از قرار معلوم، مثل اینکه مذاکرات محرمانه دولت « تدبیر »! با یک گروه مرکب موسوم به « 1 + 5 »! مخلوطی از دول امپریالیستی معارض در بالکان و آسیای صغیر، در خاور دور و نزدیک و میانه: آمریکا و انگلیس و فرانسه و روسیه و چین + آلمان، برسر « مساله هسته ای ایران »! گره خورده است – باز این بازی مضحک، زوری و غیر قانونی به تعویق افتاد. هرچند که در گذشته هم، طرفین اصلی این دعوای « بسته ای – هسته ای »! آقایان محمد جواد ظریف و جان کری، وزرای خارجه ایران و آمریکا، بدنبال اجلاس مسخره و بی سرانجام اجله، مدعی شدند که گویا مذاکرات جاری خوب پیش می روند، توافق جامع در همین چند قدمی است… نمردیم و دیدیم. نتیجه اجلاس بعدی حضرات هنوز معلوم نیست. اما بقول معروف: سالی که نکوست از بهارش پیداست.

طبق معمول، باز روزی نامه های « وزین »! چند تیر هوائی شلیک کردند تا بخش اصلی این معامله، مذاکرات سری برسر منافع ملی، برسر استقلال کشور ما ماستمالی شود: اوباما و روحانی نگران توافق اولیه هستند. کری و ظریف برسر یکدیگر فریاد کشیدند و… از این اراجیف خررنگ کن. نوعی خبر رسانی ریاکارانه و بازاری، امرار معاش با جیب بری، از طریق گمراه کردن افکار عمومی از مسائل کلیدی…

الف ) ریاکارانه است: چون چیزی در باره این مساله ساختگی و استعماری، دست پخت امپریالیسم آمریکا و شرکاء نمی گوید. آشنا با سیاست رسمی و جاری، اهداف اعلان شده کاخ سفید برای مهار کشورهای « مزاحم »! با استراتژی پنتاگون برای تحقق نوعی « نظم نوین جهانی »! تحقق طرح « خاورمیانه بزرگ »! در این راستا، شاهد تحریک ها و تحریم های اقتصادی، مالی و صنعتی و تجاری، ناظر محاصره نظامی تمام عیار ایران توسط امپریالیسم آمریکا… از قضا افکار عمومی را در جریان جعلی بودن « مساله هسته ای ایران »! قرار نمی دهد. سودای جهانسالاری امپریالیسم آمریکا را مسکوت می گذارد.

بد یا خوب، ایران « مساله هسته ای »! ندارد. ولی ایران، بعنوان یک کشور مستقل، با تمام اما و اگرها، سوای عضویت اش در سازمان ملل متحد، بعنوان عضو داوطلب یک انجمن فنی و مشورتی، نهادی غیر انتفاعی، بدون اهداف سیاسی و نظامی جمعی، اتحادیه از دولت های مختار و مستقل – موسوم به « سازمان انرژی اتمی »! با رعایت توافقات جمعی، ضوایط مدون در این انجمن، گرچه زیر یک قرار داد الحاقی – استعماری امضا گذاشت، معذالک، با رعایت مسائل فنی و اداری و امنیتی… تاسیسات هسته ای براه انداخت، صنایع اتمی دایر کرده است. بزعم میراث خواران استعمار کهن، برده سازان و برده فروشان، گله ای دول راهزن، فرسوده و بیمار و تروریست، با زعامت امپریالیسم آمریکا، پیشرفت های علمی و فنی و صنعتی… در کشورهای غیر خودی « جرم محسوب »! گویا با موازین سازمان ملل « مغایرت دارد »! صد رحمت به شیطان رجیم…

گواینکه ایران، برای انجام کارهائی از این دست، علمی و صنعتی… در صورت لزوم، حتی تولید یا خرید سلاحهای اتمی، هر چه سریع تر بهتر و خردمندانه تر، چون در محاصره دشمنی قهار، مجهز به همین نوع سلاح، می گویند بیشتر از حد لازم برای انهدام کره زمین… بعنوای امور داخلی، مثل بقیه کشورهای مختار و مستقل، احتیاج ندارد که از کسی، دولتی یا مرجعی مجوز بگیرد. در این ارتباط، منشور سازمان ملل متحد صراحت دارد، دخالت دول عضو در امور داخلی یکدیگر را مجاز نمی شمارد. بگذریم از اینکه سازمان انرژی اتمی، بلحاظ حقوقی، در قبال سازمان ملل پاسخ گو نیست.

ب ) بازاری است: چون برای یک جنس تقلبی تبلیغ می کند – کالائی بنام « مساله هسته ای ایران »! بعلاوه، سوای فروش، یا بزبان فارسی خودمان، قالب کردن این جنس تقلبی، کاری که خود بلحاظ قانون تجارت، مجاز نیست… ضمن خالی کردن جیب خریدار، دزدی که شاخ و دم ندارد، باز بطور غیر قانونی، تجارت بسیاق مافیا، که جرم دارد… افکار عمومی را فریب می دهد. ابهام در کجاست؟

انکار همدستی دولت و مطبوعات، ساده لوحی، حماقت محض است. گواینکه چیزی را عوض نمی کند. چون روزی نامه های « وزین »! مثل گروههای مافیائی، تجار مواد مخدر، مراکز پول شوئی… زیر سایه دولت ها، مستبد و « منتخب »! دلالی، امرار معاش می کنند. چون بدون حمایت آشکار و نهان حکام، موروثی و نوبتی، حمایت نهادهای مالی و امپریالیستی، محافل صیهونیستی، سلاطین نفتی و تسلیحاتی و مستغلات، کارشان نمی گردد. مطبوعات « آزاد »! در رکاب امپراتوری شمشیر می زند. شواهدی هست مبنی براینکه مصاحبه با « ستاره ها »! بعنوان کالا، اصلی یا تقلبی، تابع قانون اقتصادی عرضه و تقاضا در جهان سرمایه داری است. این شگرد دوپهلو، چرب و نرم و غلط انداز، شل کن سفت کن دیپلماتیک، یک بازار گرمی است برای منابع خبر فروشی « مستقل »! محافل نظر چپانی « آزاد »!

تصادفی نیست که مداحان استراتژی ناتو – تئوری پردازان رسانه های صاحب نام: گاردین و نیویورک تایمز و لوموند دیپلماتیک و اشپیگل و… با گرایش مساعد نسبت به خصلت قانون گریز و تولید ستیز سرمایه مالی، موافق با سلطه انحصاری غربی ها، تخم و ترکه اسکندر، میراث خواران استعمار کهن بر تولید و بازرگانی جهان، استراتژی پنتاگون برای تحمیل نوعی « نظم نوین جهانی »! با طرح تکمیلی « خاورمیانه بزرگ »! منوط به اشغال چندین کشور « بد قلق و مزاحم »! در حوزه خلیج فارس، کنترل تنگه استراتژیک هرمز در جغرافیای سیاسی ایران را نا – دیده می گیرند.

حضرات، انگار نه انگار، هیچ کاری با میلیتاریسم کور و احمقانه و افسار گسیخته امپریالیسم آمریکا در اوضاع و احوال جاری جهان ندارند. بنام نوعی « آزادی »! افکار عمومی را قلقلک می دهند. بنام « دمکراسی »! عربده می کشند. ماجراجوئی نظامی، نژاد پرستی، بیگانه ستیزی آشکار در سطح ملی و بین المللی، ترور خلق ها، سرکوب ملت ها، تعلیم اوباش از همه رنگ، شرقی و غربی، بسیج ورشکسته ها، سرخورده ها، ابن الوقت ها، تسلیح جوجه نازی ها، صدور آدم کشان حرفه ای بسمت مناطق نفت خیز را توجیه می کنند.

خیلی راحت، نقض موازین بین المللی، نفی استقلال کشورها، دخالت امپریالیسم در امور داخلی ممالک، حضور نظامی میراث خواران استعمار کهن در مناطق غیر خودی، در آفریقای شمالی و مرکزی، ایضا جنگ های نیابتی ناتو در خاورمیانه، در سوریه و جنوب اکراین – اشغال نوبتی کشورهای « مزاحم »! یوگسلاوی و عراق و افغانستان و لیبی و ساحل عاج و… در همین یکی دو دهه اخیر را موجه جلوه می هند.

بیاد دارم که یک ماهنامه کلفت فرنگی از این دست – نگران « امنیت اسرائیل »! در فاصله سال های 1991/2003 میلادی، همزمان با تحریم های اقصادی تو در تو، ناجوانمردانه و مرگ بار، با دهها هزار قربانی، شاهد بمباران نوبتی مردم غیر نظامی، زن و مرد و بچه های قد و نیم قد در خواب و بیداری، شاهد تخریب تمام زیر ساخت های اقتصادی و اجتماعی، اداری و امدادی و آموزشی، نابودی وسائل کار و معیشت، امکانات لازم برای استمرار زیست جمعی خلق عراق… مقاله ای منتشر کرد که دوران بعد از صدام حسین را مورد بحث قرار می داد. برشیطون لعنت.

امروز کجاست این نگارنده « نا اهل »!؟ که فرانسوی ها را برای قبول یک فاجعه بزرگ تر آماده می کرد، تا زیاد سخت نگیرند، اشغال بعدی عراق را، کشوری که هنوز عضو رسمی سازمان ملل متحد بود… مدتها پیش از اشغال این کشور، وقوع جنایت آشکار امپریالیسم هار و بیمار و چموش آمریکا، قبول کنند. کجاست این نگارنده، نازی بیشرم و « دمکراک »!؟

با این تفاصیل، برآمد البغدادی، فتوحات این « خلیفه نو ظهور اسلام »! در عراق و سوریه، تعجبی ندارد. چون این جانور درنده و خون آشام، چگونگی تحقق « نظم نوین جهانی »! طرح تکمیلی « خاورمیانه بزرگ »! مطلوب پنتاگون را بدست می دهد. گوش شیطان کر، موضوع تزهای موهوم آقای الن گرش را نیز تائید می کند: همان کسی که حضور غیر قانونی لشگر تروریست های صادراتی « جوانان تونسی و مراکشی و… در سوریه »! برای براندازی دولت قانونی سوریه را موجه جلوه می داد… نگاه کنید به مقاله انتقادی « مداحان استراتژی ناتو ». برخورد من با طرز تلقی غلط انداز، ناتو – عربستان – اسرائیلی گرش و شرکاء در مجله هفته.      

این حقایق « تلخ »! مشت تفسیر فروشان اهلی، بازیگران پرنخوت مطبوعات « آزاد »! را وا می کند. نشان می دهد که روزی نامه های « وزین »! چه نقش مخربی دارند. چطور حقایق جاری را وارونه می کنند. تزهای ارتجاعی و مسموم بخورد اهالی می دهند. قانونگریزی اوباش، تروریسم را بزک کرده و برای ناتو سربازگیری می کنند. پس بی تفاوتی افکار عمومی نسبت حوادث جاری و تاریخی… پیش زمینه های قبلی دارد. حیرت آور اینکه روزی نامه های « وزین »! تهدید های دائم، تحریک های مستمر، انواع تحریم های اقتصادی، مالی و صنعتی و تجاری، ایضا محاصره نظامی کشور ما، سی و پنج ساله، از هر جهت، زمین و دریا و هوا و فضا، توسط امپریالیسم ویرانگر آمریکا، مجهز به انواع سلاحهای مخرب، شیمیائی و میکروبی و بیولوژیک و هسته ای، کاری با این حقایق ندارند. تمام وقت، برای یک کالای دیگر، از قرار معلوم پر فروش تر – بنام « اسلام سیاسی »! بازار یابی می کنند. مثل اینکه در انتظار ایران بعد از « اسلام »! دوران پس از خامنه ای هستند…

کم نیستند نمک پرورده ها، که بساز انحصارات می رقصند. زیر سایه کارتلهای همه فن حریف قلم می زنند. باب طبع آقایان، تز و تئوری می نویسند. خبرهای رنگی، تفسیرهای خوشه ای، مسموم و مرگبار ارائه می دهند. حرفه ای ها فقط از راه نظر چپانی، سرویس مهندسی افکار عمومی در شرایط « اضطراری »! ارتذاق می کنند. بیخود نیست که مداحان استراتژی ناتو، خایه مالان امپریالیسم، کارشان گرفته است. دریوزگی مطبوعات « آزاد »! پیش مالکان و سرمایه داران، محافل مالی و صیهونیستی، سلاطین نفتی و صنعتی، بورس و تسلیحات و مستغلات، کلی ارج و قرب دارد.   

بگور پدر « ولی فقیه »! سردمداران و بازیگران ممتاز استبداد « شرعی »! از هر قماش، معمم و مکلا، حضرات رفسنجانی و خاتمی و کروبی، موسوی و همدستان، احمدی نژاد و شرکاء… بگور پدر روحانی و ظریف. امپریالیسم ویرانگر آمریکا، تابع الزامات سرمایه تنزیلی، جهانسالاری، تسلط بر کره زمین را دنبال می کند. امپراتوری « پول »! فاقد عقل و شعور، قانون گریز و تولید ستیز، حامل خصومت ذاتی در قبال هستنده ذیشعور، بطور غریزی، با تاریخ سازندگان و تاریخ پردازان بیگانه است. بطور طیبعی، بسمت نابودی خلق ها و ملت ها گرایش دارد. امپریالیسم آمریکا، هار و بیمار، از هیچ قانونی پیروی نمی کند. هیچ کشوری را برسمیت نمی شناسد. بدنبال مهار خلق ها و ملت ها، تسلیم بدون قید و شرط کشورهاست…

خود فریبی، همان مردم فریبی است. ایران پر از تلاش و مبارزه است، پر از شور و حال، نبرد و مقامت، نبرد برای بهزیستی، برای بهروزی، مقاومت در قبال استبداد و استعمار، در قبال ارتجاع و امپریالیسم. خلق ما سخت کوش تر از آن است که آرام بگیرد. طبقه کارگر ایران خیلی مغرور تر و زیرک تر از آن است که تسلیم شود. من بفکر استمرار زیست جمعی در ایرانی آزاد و آباد و پیشرفته و مترقی ام. حقیر تهران را، با تمام گرفتاری ها، عیب و ایرادهای مشهود اش، بصورت بغداد امروزی، هرگز نمی خواهم.

هشدار هشدار. پای تداوم زیست جمعی خلق دلاور ایران: از کرد و ترک و ترکمن و بلوچ و عرب و فارس، مذهبی و غیر مذهبی و لامذهب، با هر نوع تعلقات قومی و تباری، پای استقلال کشورمان در میان است. ساده لوحی، اصلا روا نیست. میلیتاریسم کور و افسار گسیسته امپریالیسم آمریکا را دستکم نگیریم. استراتژی ویرانگر پنتاگون، هنوز در دستور کار کاخ سفید قرار دارد. باند تروریستی ناتو، خط قرمز نمی شناسد، اشغال ایران را، برای کوبیدن راه جهنم، تدارک می بیند… جنگی بزرگ در چند قدمی است. باز جغرافیای سیاسی جهان در شرف یک تغییر خشونت بار قرار گرفته است.

داستان ارزان « مساله هسته ای ایران »! یک کالای تقلبی، حرف مفت است. روزی نامه های « وزین »! دروغ می نویسند. حقایق را وارونه می کنند. در سطح ملی و بین المللی، موهوم بخورد افکار عمومی می دهند. تاسیسات هسته ای ایران، دستاورد خلق صبور و دلاور ما، یک دستاورد بزرگ و معتبر، علمی و فنی و صنعتی، سیویل و دفاعی، دستاورد تاریخی طبقه کارگر ایران است.

بدا بحال سردمداران رژیم بورژوآ – آخوندی ایران، خامنه ای و روحانی و ظریف… اگر برسر دستاوردهای تاریخی خلق ما، دستاوردهای طبقه کارگر ایران، برسر استقلال کشور ما، استقلال سیاسی و استقلال دفاعی ایران بطریق اولی، هنوز در محاصره تمام عیار نظامی دشمنی هار و بیمار و چموش و اشغالگر، با انواع سلاح های کشتار جمعی، ویرانگر و مخرب، شیمیائی و میکروبی و بیولوژیک و هسته ای، بهر دلیل و بهانه ای، با امپریالیسم آمریکا و شرکاء معامله کنند. انتقام سخت خلق دلاور ما، طبقه مولد و مترقی، انتقام پرولتاریای مغرور و انقلابی ایران را ییاد داشته باشید…

برای یک جنگ میهنی تمام عیار، نیروهای رزمی و پادگانی، خیلی مهم، خیلی لازم، اما اصلا کافی نیست. سوای بسیج توده ای، همراه با تمرینات نظامی در شهر و روستا، هر کوی و برزن، در مساجد، دبستان ها، دبیرستان ها و دنشگاه ها… ایران باید این آمادگی دفاعی را داشته باشد، که تجاوز محتمل سازمان تروریستی ناتو را دفع کند. حق غفلت ندارد، نباید گرفتار جنگی محدود، استراتژی میراث خواران قدیمی و جدید استعمار کهن، گرفتار استراتژی ناتو در یوگسلاوی و عراق… گردد و در خلیج فارس در جا بزند. خیر، باید جنگ را گسترش داد، باید آن را متوجه خانه و کاشانه اشغالگران کرد، ضمن مقاومت توده ای و انقلابی برای پاسداری از کشورمان، بیاری سلاحهای مدرن، انواع موشک های دور برد، باید کاخ سفید، مقر پنتاگون، کاخ الیزه، کاخ بوگهینگام، داونینگ استریت را، از پایگاههای متحرک در داخل کشور پهناور ایران نشانه گرفت…

مبارزه طبقاتی، دعوای خلع ید شدگان در قبال خلع ید کنندگان برسر چگونگی بازآفرینی زیست جمعی، امروز مثل دیروز، در ورای مناسبات متداول، داده های مادی و تاریخی، تقسیم کار جاری و شیوه مرسوم تولید و مبادله در این یا آن جغرافیای معلوم سیاسی، بی معنی، حرف مفت است.

گر چرخ بکام ما نگردد           کاری بکنم که نگردد

 

رضا خسروی

 

 

 

  

 

2 پاسخ به “ترسو مرد کدام « مساله هسته ای ایران »!؟”

  1. سپیده

    شاهد از دیدگاه نویس فوق(در بدر) «ٰبزرگترین مصیبتی که جوامعی مانند ایران…»
    باز هم یکی از اون عقل کل هایی که افراد جوامع دنیا مانند ایران را همگی با هم، بی عقل، عاجز از تفکر و حرف حساب و از همه بدتر «ولایت فقیه …مدل کمونیستی» میداند.

    یک خط پایین‌تر درد اصلی این عقل کل بخوبی نمایان میگردد.
    شاهد: « بلندپروازی های شاهنشاه عاری از مهر و با تصمیم فردی…»
    ا- از کی تا بحال شاهان در دوران کنونی با بلند پروازی و تصمیم گیری فردی کار میکنند؟ بخصوص در کشوری نیمه مستعمره و نیمه فئودالی که در پایان خلافت شاهنشاهیش خرداد ۴۲ ایران را به مستعمره آمریکا تبدیل کرد.

    به دفاعیات رفیق خسروروزبه رجوع نمایید تا ببینید که حتی کسانیکه بایستی شلوار این فرد خود فروخته را(شاهنشاهان) بالا میکشیدند، بفرمان سازمان سیا بوده است(خودش که لایق نبود و مانند آب اماله می آوردندش و میبردندش- پوزش زیرا تنها لغت برازنده وی میباشد!)
    ۲- شما با چه حقی جنایات ششلول کش های اتمی دنیا را صلاح دانسته، خوب میدانید و حق میدهید که این چنین مردم را بشکل میلیونی بخار و ذوب نمایند(هیروشیما، ناکازاکی، فوکو شیما، هاری بورگ ام.آمریکا ، چرنوبیل، در سواحل شرقی انگلستان و گویا اولین و بزرگترین آن‌ها بوده است(۱۹۵۸) …)!!
    تازه مهمات اتمی رقیق شده آن‌ها که در آفریقا و خاور میانه و یوگوسلاوی سابق…که امپریالیسم غرب درعراق هم بکار برد، تمام خطه کردستان و جنوب ایران را چنان مسموم نموده است که تعداد مریض های سرطان و آسم، سرسام آور بالا رفته است را هم بدان اضافه فرمایید.
    حال مردم ایران بایستی در مقابل این جانیان امپریالیستی همانطوریکه شما آموزش میدهید هربار این جنایات را تحمل کرده و بازهم از اسرائیل و اربابش ام.آمریکا خواهان ادامه آن گردند.
    نه خانم ویا آقای عقل کل، «برو قوی شد که ضعیف پایمال است»!
    وانگهی مساله اتمی ایران که همه مطرح میکنند، مساله اتمی نیست.
    این را هر بچه دبستانی هم در ایران دیگر میداند، بمب اتمی غرب که ایران را به مخروبه ای تبدیل میکند بانک جهانی و صندوق پول و سازمان تجارت جهانی که رژیم عضو آن گردیده است(خواست سرمایه داران) میباشد. این‌ها همگی بهانه برای جلوگیری از فروش نفت و روال عادی تکامل اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران در دوران سرمایه داری خود میباشد. چه – بهانه حقوق بشر و چه – دموکراسی پلورالیستی… این‌ها همگی تحمیق امپریالیستی بوده و برای نادانانی درست کرده‌اند که دوپایی به تله های امپریالیستی مانند ویس آو آمریکا و یا بی بی سی و دویچه وله، صدای فرانس، رادیو اسراییل… افتاده و از خود چنین بیهوده گویی هایی سردهند.

    در مورد شعری که نویسنده آورده است فقط میتوانم بگویم که اصل شعر از شاعر بزرگ و توانای زحمتکشان ایران(که شما سنگ آنانرا بسینه میزنید)، ابولقاسم لاهوتی میباشد. همان برگرداننده ی سرود اینترناسیونال و چنین است:

    از ابولقاسم لا هوتی: …«گرچرخ به کام ما نگردد/ کاری بکنیم تا بگردد/ گوییم به او به کام گرد/ یا گردد یا همی نگردد/ گر گشت خوش است ورنه ما دست/ از او نکشیم تا بگرد»
    از این بهتر نمیتوان وظایف و خواست یک فرد آزاد اندیش که در راه آزادی خود و دیگر هم نوعانش و خلقهای در بند فعال است، بیان کرد. سپاس زحمتکشان ایران همیشه بر او بوده و خواهد بود.

    شما گفته اید:«وظیفه اولیه سوسیالیستها دادن آموزش و با … تا مفت و مجانی قربانی … راه را از چاه تشخیص دهند»
    اینجا هم عقل کل ما که با تمام حرارت وظیفه تعیین میکند و خود را هم در بدر میداند، باین فکر نمی‌افتد که کمونیستها و نه سوسیالیست ها(آنان مدت مدیدی است که خود به جبهه سرمایه و امپریالسم کوچ کرده اند ولی در مورد ولایت ف… خوب میداند که باید به کمونیستها بد بگوید)، نتنها آموزش زحمتکشان بلکه در ابتدا بوجود آوردن ستاد فرماندهی آن‌ها را با کمک آنان برای انجام عمل انقلاب، باید وظیفه خود بداند.
    در خاتمه همانا تخمی طلایی از فراز ابرها، بر فراز طبقات حاکم و محکوم ایران گذاشته، و میآورید:
    «بامید روزی که فلسفه شهادت از فرهنگ مبارزاتی زحمتکشان پاک بشود.قهرمان و قهرمانان را برای صحنه ورزش بگذاریم و با ایجاد وحدت و یکپارچه گی، ملتی قهرمان در صحنه جهان و سیاست داشته باشیم.»
    خوب این ملت قهرمان در صحنه جهان سیاست، کجا قرار دارد و با دست کدام طبقه و ارگان و سازمان اعمال یکپارچگی مینماید؟
    همه‌اش هر چیز گفتن و چیزی نگفتن بوده و بدردِ سر در گمی میخورد که رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران بحد کافی از این نوع کالا ها، هرروزه و هر دقیقه بخوردمان میدهد که بسیار مستدل تر و «علمی» تر، بسته بندی شده اند.
    سپیده

    لایک

  2. دربدر

    بزرگترین مصیبتی که جوامعی مانند ایران گرفتارش میباشند، کمبود تفکر عقلانی و برخورد احساسی با مسایل و رویدادها و دادن شعارهای پوچ و تو خالی! که نتیجه این خواهد شد اگر حرف درستی نیز زده شود بیشتر به هارت و پورت شباهت خواهد داشت تا حرف حساب، درست مانند این مقاله و شعار آخرینش؛
    چون چرخ بکام ایشان نگردد کاری بکنند که نگردد!؟
    اینهم از ولایت ف… مدل کمونیستی!؟
    سازمان انرژی اتمی ایران در اوایل سال 1353 بدون هیچگونه تحقیق و کارشناسی اصولی که آیا نیازی به داشتن آن باشد و فقط بصرف بلندپروازی های شاهنشاه عاری از مهر و با تصمیم فردی شخص وی تاسیس گردید و خلق دلاور و طبقه مولد و مترقی و پرولتاریای مغرور انقلابی ایران هیچگونه نقشی در پیدایش و ایجاد این پروژه احمقانه و پر خرج نالازم و غیر اصولی نداشته و ندارد. دیوانه ای کاری احمقانه را شروع کرد و دیوانه گان بعدی آنرا ادامه داده اند و باعث اینهمه ضرر و زیان به مردم ستم کشیده ایران شدند. اگر جناب نگارنده فکر میکنند که با نشانه گرفتن بمبها و موشکها به اینور و آنور دنیا میتوانند پرولتاریای مغرور ایران را به سعادت و بزرگی برسانند، سخت در اشتباه میباشند زیرا دیگر خبری از طبقه مولد و مترقی انقلابی ایران نخواهد بود.آنان گوشت دم توپ ارتجاع و سرمایه داران و خودبزرگ بینانی از قماش نویسنده مقاله شده و شربت شهادت نصیبشان خواهد شد.
    وظیفه اولیه سوسیالیستها دادن آموزش و بالا بردن دانش و آگاهی زحمتکشان میباشد تا مفت و مجانی قربانی هوا و هوس افکار خام و احساساتی روشنفکرانی ازین دست نشده و راه را از چاه تشخیص دهند. لزومی بتکرار اشتباهات گذشته برای تجربه جدید کردن نیست.تا آنجا که در توانمان است باید از ایجاد جنگ، این بزرگترین حماقت بشری جلوگیری نمود.
    بامید روزی که فلسفه شهادت از فرهنگ مبارزاتی زحمتکشان پاک بشود.قهرمان و قهرمانان را برای صحنه ورزش بگذاریم و با ایجاد وحدت و یکپارچه گی، ملتی قهرمان در صحنه جهان و سیاست داشته باشیم.

    لایک