تهیه وترتیب گزارش: ا. ق . عدالت
۲۶ جنوری ۲۰۱۵
بخش سوم
ملک عبدالله » پادشاه » [ کمپنی خانواده آل سعود ]عربستان سعودی، ضد بشری ترین حاکمیت در سیارۀ ما، و اوباما رئیس جمهور رژیم جنگ افروز و استعمارگر واشنگتن، که ریکارد جهانی در قتل عام غیرنظامیان جهان، و از جمله کشور ما افغانستان را، قایم نموده است، باهم راز ونیاز دارند
به ادامۀ گذشته:
معضل بزرگ دیگری که گریبانگیر جامعۀ امروز عربستان است، مسئلۀ نسل جوان است؛ یکی از چندین وچند گره کوری که به شمشیر آل سعود گشوده نخواهد شد. نویسندۀ کتاب، تصویر جامع و مستندی از طیفهای مختلف نسل جوان و مسائل آنها با نگاهی به پیشینه و بستر شکلگیری آن، ارائه میدهد؛ و با نگرانی و بیم، چشمانداز های پرمخاطرۀ آن را تصویر میکند.
«آهنگ شتابان افزایش جمعیت، فقرآموزش، اکراه مردان سعودی از اشتغال به کارهای تولیدی و خدماتی، محدودیتهای اجتماعی برای اشتغال زنان، نازل بودن سطح دستمزد کارگران خارجی، و انعطاف ناپذیری ساختاراقتصادی– که با فساد مزمن و رایج عجین شدهاست– موجب تنزل معیارهای زندگی و تشدید عوارض زیانبار بیکاری در میان جوانان شده است. بسیاری از جوانان احساس میکنند که آیندۀ آنها بهسرقت رفته است… نوجوئی و نارضائی جوانان، ویژۀ این یا آن کشور نیست، اما در عربستان سعودی مشکل جوانان ابعاد ویژهای دارد. در کشوری که از نظر ترکیب سنی جمعیت، یکی از جوانترین کشورهای جهان است، سرخوردگی جوانان از خانواده و فراتر ازآن ازمذهب و رژیم سعودی، روز بهروز آشکارتر میشود. و آبشخوراین سرخوردگی و گسست، احساس بیگانگی آنها نسبت به این مراجع اتوریته است. بنا به یک بررسی آماری، 31 درصد جوانانِ امروزِ عربستان سعودی برآنند که «معیارهای سنتی، دیگر کهنه شدهاند…ما جویای ارزشها و ایدههای مدرن هستیم. کوتاهسخن اینکه اژدرمارِ کرخت و کم تحرک سعودی، برای هضم لقمه گلوگیر نسل جوان، روزهای سختی در پیش دارد«.
بنا به روایت نویسنده، واکنشهای اعتراضآمیز نسل جوان امروز عربستان اشکال گوناگونی دارد. برخی، نوجوئی خود را با نوع پوشاک و سرگرمیهای مدرن و مشغلههای دنیای مجازی اینترنت و کسب آگاهی از منابع غیررسمی نشان میدهند. شماری با قانونشکنیهای شرعی و عرفی و رویآوری به الکل و مواد مخدر و خشونت و سرقت، آزردگی و اعتراض خود را ابراز میکنند. بسیاری در اعتراض به «تجاوز فرهنگی» مدرنیته به حریم اسلام، اسلامگرائی بنیادی را تنها حربۀ مبارزه علیه رژیم و جامعه غربزدۀ سعودی میدانند. و اقلیتی از این اسلامگرایان افراطی نیز به تروریسم رویمیآورند… «برای یک جامعۀ سنتی و محافظهکار مثل عربستان سعودی، این گرایشها بهخودیخود، نوعی بدعت و انقلاب است. و نشانه و نمود آن همه جا محسوس است.»
کارن هاوس بر نقش جوانان در عربستان تاکید دارد:
«جامعۀ عربستان، جامعهای است با شکافهای عمیق ناشی از اختلافهای قبیلهای، محلی، مذهبی و تبعیض جنسی، که خط مشی خطای سران سعودی طی سالیان سال، این شکافها را تشدید کردهاست. و این شکافهای اجتماعی، امروز بیش از همه در نسل جوان تبلور یافتهاست. تداوم ثبات سیاسی رژیم آل سعود را اینک این شکافها تهدید میکند. وکانون این تهدید، وضعیت جوانان امروز عربستان است… اینترنت و نیروی آگاهی برآمده از آن، ممکن است بزرگترین تهدید برای رژیم سعودی باشد، اما تنها عامل نیست. هرچه مردم عربستان بیشتر در معرض آگاهی قرارمیگیرند، سران سعودی بیشتر و بیشتر از این مدار دور میشوند.»
شاید این، مهمترین عامل در تشدید شکاف میان مردم و رژیم سعودی باشد.
کارن هاوس در آغاز فصل یازدهم کتاب که به نقش عربستان سعودی در راهاندازی، تجهیز و تقویت اسلامگرائی افراطی و تروریسم در منطقه، اختصاص دارد، مینویسد:
«یک آبگیر راکد را پیش خود مجسم کنید که نامش عربستان سعودیاست. با آب تیره و تاری که چیزی را در آن نمیتوان دید. سطح آب مملو از زباله است. پسدادهها و عوارض جامعهای کژکار و نابسامان؛ مردانی بیکار، زنانی سرخورده، جوانانی خشمگین، تهیدستانی فراموششده، آموزشی نازل و اقتصادی بیتحرک. اینها موانعی هستند آشکار در برابر چشم سران سعودی. اما نوع دیگری از جذب ناشدهها و پسدادههای اجتماعی، زیر سطح آب شناورند، که برای رژیم، خطری بلاواسطه ومستقیماند، اینها تروریستهای سعودیاند. همان دستپروردگان مورد تحسین و حمایت آل سعود. همانها که به اشارۀ سران سعودی، کفٌار را در راه خدا به قتل میرساندند. و اینک که تهدیدی برای خود رژیم شدهاند، تروریستهای یاغی نام گرفتهاند.
آنها پس از رویداد 9 سپتامبر 2001، توجه جهانیان را برانگیختهاند. اینکه 15 تن از 19تروریست آن واقعه، سعودیهای تحت رهبری القاعده بودهاند، همه را شگفتزده کرد. اما 11سپتامبر، آغاز کار تروریسم جهادگرای سعودی نبود. در سالهای دهه 80 ، هزاران جوان مذهبی سعودی به هموطن خود، اسامه بن لادن برای جهاد با کفار اشغالگرِ افغانستان (اتحادشوروی)، پیوسته بودند… طی بیش از سه دهۀ اخیر، رژیم سعودی دست خشکاندیشانِ مذهبی را برای تدوین موازین حکومتی باز گذاشت و جامعه را چنان در چنبرۀ تعصب فروبست که جوانان، مفری برای صرف انرژی و استعداد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود نیابند و از سر استیصال به «جهاد» روی آورند و در مجاهدانِ چربزبان و اغواگری چون بنلادن، مسیحای خود را بجویند.»
نویسنده در آخرین بخشهای کتاب خود به » سناریوی آل سعود» برای پرهیز و گریز از همسرنوشتی با دیکتاتورهای دیگر منطقه، میپردازد. سناریوئی که به زبان ساده میتوان آن را صدقه دادن برای رفع بلا نامید. ملک عبدالله درسال 2011 ، پس از تحولات تونس و مصر، بسرعت دستبهکار شد؛
«او 130میلیارد دلار ( بهاندازۀ 85 درصد بودجۀ سالانۀ کشور)، در میان گروههای اجتماعی مختلف که ناراضی بودند و یا بیم نارضائیشان میرفت، پخش کرد. این مبلغ عمدتاً در اختیار گروههای مذهبی، نیروهای نظامی، دانشجویان و بیکاران قرار گرفت. و بخشی از آن نیز صرف تأمین مسکن شد.» ارزیابی کارن هاوس از این بذل و بخشش اضطراری این است:
«در عربستان سعودیِ امروز، شاید بتوان با پول، مردم را منفعل کرد، اما بعید است بتوان وفاداری آنها را خرید. و صد البته، امروز دیگر شاهد آن وفاداریای که زمانی سکههای ملک عبدالعزیز در قبایل تابعه برمی انگیخت، نخواهیم بود.»
کارن هاوس، سرانجام، جایگاه امروزِعربستان سعودی در جهان را با اشاره به یک تمثیل، در چند جمله خلاصه میکند:
«عربستان سعودی مثل یک بچه مدرسهای پولدارِ نُنُر(لوس) است، که عزیز کردۀ معلم است اما سعی میکند با خوشرقصی برای بچهقلدرهای مدرسه، وابستگی خود به معلم را بپوشاند. ضمن آنکه به هر کاری دست میزند تا عزیزکردۀ معلم به نظر نیاید، اما ازاین هم میترسد که مبادا معلم بخاطر معاشرت او با دوستان ناباب، اورا مواخذه کند. درنتیجه، این موجود، نه احترامی برمی انگیزد و نه اعتمادی.»
کتاب «دربارۀ عربستان»، بازتاب گستردهای در میان پژوهشگران، سیاستمداران و کارشناسان مسائل خاورمیانه داشتهاست. برژینسکی دربارۀ این کتاب نوشت: کتابی است که باید رهبران آیندۀ سعودی آن را به دقت بخوانند. این کتاب، تضادهای اجتماعی عربستان و شکنندگی ساختار اجتماعی و سیاسی آن را صریح و منصفانه بررسی میکند. کتابی است واقعاً مهم و بجا، که میبایست نوشته میشد.
یادداشت:
جالب این است که نمایندۀ عربستان سعودی، کشور های جنوب خلیج، ترکیه ومصر، نیز در قطار سایر جلادان، مانند ناتانیاهو، اولاند و… در«مارش«، ریا کارانۀ شارلی هبدو– «دفاع از آزادی بیان«- در پاریس شرکت داشتند.
دوستان این قطعه ویدیوئی را با کلک نمودن بالای لنک ذیل تماشا نمایند، که حاکمیت تروریست پرور وجلاد آل سعود، چطور سر یک خانم را در محضرعام، در شهر مکه، از تنش جدا مینماید، خانم موصوف فریاد میزند که گناهی ندارد، مگر صدای خانم موصوف همراه با سرش، به ضرب شمشیر به گونۀ قرون وسطائی از تنش قطع میشود. اوباما، این جلاد ملت افغانستان، ودیگر کشور های تحت اشغال وی، چطور در برابر این جنایت بی نظیر در قرن 21، خاموشی اختیار مینماید؟ جواب کاملا واضح است، ایشان خودشان هم جنایت کارهستند.
منبع:
(1)On Saudi Arabia. Karen Elliott House
(2) http://news.gooya.com/politics

