نوشته :دکتر خیام زعبی ، مدیر مرکز مطالعات ملی فلسطین
ترجمه:احمد مزارعی، 11/3/2015
جنگ تحمیلی بر علیه سوریه وارد پنجمین سال خود میشود، وآمریکا تا مغز استخوانش دراین جنگ شرکت دارد وبه جماعتهای تکفیری که با ارتش سوریه میجنگند، کمک میکند،وبطور آشکاری درکنار آنها ایستاده است، آمریکا پس از تفکیک اتحاد شوروی سوسیالیستی ، تبدیل به یک امپراتوری ارتجاعی وطایفه ای شده که همه انواع گروههای عقب مانده وخرافاتیان قرون وسطائی را مجهزومسلح میکند تا در مقابل روسیه وچین بایستندومانع پیشرفت این دو کشور شوند، همه محافل استعماری غرب که حافظان سیستم استعماری کهنه گذشته هستند به خوبی بر این امر واقف بودند که برنامه های آنان با وجود سوریه ای قدرتمند درمنطقه خاور میانه، موفقیتی نخواهد داشت، لذا تصمیم بر این گرفته شد تا در جهت متلاشی کردن ملت ودولت سوریه حرکت کنند ، آنها بخوبی میدانستند که ملت سوریه دارای قوام ودوامی مستحکم از حیث فرهنگ وتمدن میباشند ونفوذ دراین کشورواز هم پاشاندنش کار آسانی نیست ، به همین جهت آمریکا وهم پیمانانش با تمام توانائی و ثقل خود وارد این جنگ سرنوشت ساز گردیدند، اما اکنون همه حقایق موجود در جبهه های جنگ نشان میدهدکه امسال سالی تعیین کننده برای این جنگ وحشی وتجاوز کارانه استعماری است ، وارتش سوریه نقطه پایانی بر این جنگ نفرت انگیز خواهد گذاشت ، جنگی که تمام نیروهای شرور جهانی وضد بشر، که آمریکا وغرب تجسم آنها بود با همه امکاناتش در ان دخالت داشتند.
امروز برای جهانیان سیاست رسوا ومفتضحانه ای که آمریکا آنرا در منطقه پیش میبرد، کاملا آشکار شده وحنایش دیگر رنگی ندارد، آمریکا در حا لی که حاضر نیست ارتش لیبی را مسلح کند، زیرا ترس از این دارد که اسلحه ها بدست نیروهای «تندرو» بیفتد، اما در سوریه با تمام توان وامکانات گروههای تکفیری وتندرو را بر علیه دولت سوریه مسلح میکند، آمریکا همچنین با تمام توان میکوشد منطقه را تجزیه وتقسیم نموده وبه دولتهائی کوچک وضعیف تبدیل نماید واین امر نیز امروز بر همگان روشن شده است ، هدف از این سیاست حفظ امنیت برای اسرائیل است ، اما اباما برای رسیدن به اهدافش با مشکلات بسیارسختی روبرو میباشد که تحقق آنها را بسیار مشکل مینماید ، بویژه در سوریه با ارتشی قدرتمند وملتی مصمم که تا به آخر در پشت سر ارتش ودولتشان خواهند ایستاد.
هنگامی که غرب شاهد داعش وجنایاتش د رمنطقه گردید ، راهی در پیش نگرفت که مشکلات را ازمیان ببرد ، بلکه به این فکر افتاد که چگونه میتواند از وضعیت بحرانی مو جود در جهت پیشبرد منافعش بهره برداری کند، بر همین اساس آمریکا اعلام نمود که نمیتواند بزودی داعش را از میان ببرد ، زیرا کاری است بس دشوار وبرای آن مدت زمانی ودر ابتدا سه سال یا کمی بیشتر، برای از میان بردن داعش وقت مشخص نمود وفورا دست بکار تشکیل ائتلافی بین المللی شد تا بوسیله بمباران هوائی «فقط» از گسترش داعش جلوگیری کنند ، به این معنی که از وضعیت موجود وبقاء داعش دروضعیت خودش نگهداری کنند ، زیرا غرب تنها از این طریق میتوانست به همه خواسته های خود همچون فروش اسلحه ، بازی با قیمت نفت به نفع خود وهمچنین بدست آوردن نفت ارزان از طریق داعش ، تشکیل دولتهای تازه ای که در خدمت آنها باشد و…، بوسیله داعش که این برنامه هارا در عمل پیاده میکرد، جامه عمل بپوشد.
در امر پیشبرد این سیاستها بتوسط غرب به رهبری امریکا ، پیش بینیهای آنها با موفقیت ودر جهت منافع آنها حرکت نکرد، اگر ما حوادث موجود را که آمریکا برایش برنامه ریزی کرده بود تا بوسیله آن دولت سوریه را ساقط کند ، مشاهده میکنیم که این برنامه نه فقط موفق نشد بلکه با شکستهای پی در پی روبروشد وبا گذشت زمان همه پرده ها وماسکهای گوناگونی که آمریکا بر رویشان حساب باز کرده بود ، دریده شد و بر افتاد ، اکنون ما شاهد هستیم که سیاستهای آمریکا در مقابل سوریه شکست خورده وهر روز ضربات تازه ای برآن وارد میشود، اخباری که از شمال سوریه میرسد به هیچ وجه برای آمریکا وهم پیمانانش خوشحال کننده نیست و همه امیدهائی که بر روی پیروزی مخالفان»معتدل» برای سرنگونی دولت سوریه گذاشته بودند ، نقش بر آب شده است،بطوریکه جبهه نصره که شاخه رسمی سازمان القاعده در بلاد شام است ، تشکیلات «حزم» را که از نظر آمریکا معتدل بود ، بطور کامل نابود کرد ، امریکا برای تشکیلات حزم پولهای زیادی بمصرف رسانیده واسلحه های مجهز وکاملی را در اختیار انها قرار داده بود که همه بدست سازمان نصره افتاد ، درمقابل سوریه میکوشد تسلط خود را بر منطقه جنوب سوریه تثبیت نماید ، نه فقط در منطقه بلندیهای جولان ، بلکه در امتداد منطقه جنوب تامرزهای اردن (3 ) ، هم اکنون گروههای تروریستی که در این منطقه احساس آرامش داشتند ، مورد هجوم وتعقیب ارتش قدرتمند سوریه ، حزب الله وایران قرار دارند ، بطوریکه تسلط آنها در مناطق مرزی دچار تزلزل شده است ، اسرائیل نیز بهمراهی با این گروههای تروریستی خود را در مقابل تهدیدات تازه ای میبینند که منافع مشترک آنها در حال تلاشی میباشد، در تحولات ماههای اخیر تعادل قوا در منطقه به نفع دولت سوریه در حرکت است ،بویژه با فشارهای بیسابقه ای که بر «نیروههای مسلح وارد میآید واین در حالی است که توانائی بسیاری از طرفها برای کمک کردن به این گروهها محدود شده است.
با در نظر گرفتن شرایط موجود ، در چند هفته آینده شرایط جنگی در سوریه بسیارسخت خواهد بود، با این حساب پرونده های مرتبط بیکدیگر در منطقه تابعی از شرایط موجود خواهد بود واز ان تاثیر خواهد گرفت واحتمالات زیادی نیز در پی خواهد داشت واین در حالی است که ارتش سوریه هر روز پیروزیها ئی تازه بدست میآورد ومعادلات سابق را بهم میزند که در نتیجه محاسبات آمریکا وغرب ساقط خواهد شد، بر این اساس ما با کمال اطمینان میتوانیم بگوئیم که دولت سوریه را نمیتوان از طریق ائتلافات میان کشورها وروسایشان به تسلیم واداشت، کسانی که که تنها دستاویزشان کینه ودشمنی کور کورانه نسبت به ملت ودولت سوریه است .
به اجمال …، میتوان گفت که توطئه غرب متلاشی گشته وتروریسم ساخته وپرداخته آنها نیز رسوا گشته است،در این میان نوکری ووابستگی به بیگانگانی که در ظاهر وجه سیاست عربی داشت نیز ، بی اعتبار گردید، ما همچنان ایمان داریم که هیچ کوششی برای خشکانیدن ریشه تروریسم بدون اینکه ارتش عربی سوریه ستون اصلی آن باشد، امکان موفقیت ندارد، امروز بر همگان روشن شده است که ارتش عربی سوریه در مقابل این جنگ سر سختانه مقاومت نمود ونمونه های بسیار برجسته وقهرمانا نه ای را ازخود دربرابر گروههای تروریستی وتبهکار ، ارائه کرد ، وبا این حساب هر روز بیش از پیش روشن میگردد که چه نقش شومی را گروههای مزدور، در خدمتگزاری به برنامه های استعمار در منطقه ، بعهده دارند که تنها هدف آنها متزلزل ساختن امنیت دولتها وتجزیه ملتها از یکدیگر است، نباید شک داشت که شکست توطئه بر علیه سوریه امری محقق وحتمی است ودستاوردهای استراتژیک این پیروزی به معنی قطع شدن نفوذ ودخالت آمریکا در منطقه خواهد بود، بطور کاملا مختصر باید گفت که در برابر سوریه گزینه های زیادی بجز پیروزی وپیروزی حتمی وجود ندارد ، تا بتواند پرچم وحدت ملی را در مقابل آمریکا ،اسرائیل ونوکرانشان بر افرازد وطرح شوم جنگ واختلافات طایفه ای ومذهبی را که آنان کوشیدند بر ما وفرزندانمان تحمیل کنند، به خودشان بازگرداند .
باشد که حلب نقطه تحول برجسته ای برای سوریه ، در این مبارزه سرسختانه وخونین باشد که گردانندگانش در بیرحمی ، ذره ای تردید ندارند.


یک پاسخ به “آمریکا پیروز نخواهد شد..وارتش سوریه آنها را خواهد بلعید”
نویسنده با گفتن اینکه ملت سوریه پشت سر ارتش و دولت بعثی هستند جایگاه خود را به عنوان مدافع امپریالیسم آشکار کرده. دولت سوریه به همراه مدافعان آن (بخصوص روسیه و ایران) یک قطب امپریالیستی را تشکیل می دهند که با قطب دیگر به رهبری آمریکا درگیر است و مردم عادی نفعی در این درگیری ندارند. موضع کمونیستها و تمام انقلابیون و دمکراتهای حقیقی در سوریه، حمایت از انقلاب دمکراتیک روژئاوا است نه حمایت از حکومت استبدادی و ارتجاعی اسد که سوریه را به چنین وضعی انداخته.
به علاوه اگر ملت سوریه واقعا حامی رژیم بعثی است، پس جنگ داخلی کنونی چطور آغاز شده و کسانی که در صفوف اسلامگرایان و وابستگان به کشورهای خارجی می جنگند از کجا آمده اند؟ جواب حامیان رژیم بعثی همان است که به گوش ما آشناست و آنرا بارها از زبان حامیان حکومت ایران شنیده ایم: اینها همه توطئه کشورهای خارجیست! ملت حامی بی چون و چرای حکومت ماست و «فتنه گران» فقط چند نفر مزدور و منحرف هستند! اینها کار «دشمن» هستند نه مردم!
کمونیستها دهها سال قبل از شروع جنگ داخلی کنونی گفتند که حکومت بعثی نوکر امپریالیسم روس است، در تضاد با خواستهای مردم سوریه می باشد و برای پیشرفت جامعه سوریه باید آنرا سرنگون ساخت. پس از شروع جنگ داخلی نیز به یگانه جبهه مترقی (انقلاب روژئاوا) پیوستند و در شرایطی که به هیچ قطب امپریالیستی وابسته نبودند مناطق مهمی را هم از دست بعثی ها و هم از دست «اپوزیسیون» ارتجاعی آزاد کردند. این یگانه راه انقلابیست. هیچ انسان سوسیالیست، آزادیخواه و دمکراتی نمی تواند حامی اسد باشد.
نویسنده مطلب مدعیست:»هیچ کوششی برای خشکانیدن ریشه تروریسم بدون اینکه ارتش عربی سوریه ستون اصلی آن باشد، امکان موفقیت ندارد». ولی آیا تا همین امروز تاریخ به وضوح عکس این ادعا را ثابت نکرده؟ خیلی از اعضا و فرماندهان اسلامگرایان افراد سابق ارتش سوریه هستند که از یک صف ارتجاع به یک صف دیگرش جهیده اند. اما در کانتون های آزاد شده شمال سوریه که «ارتش عربی سوریه» مدتهاست از آنجا بیرون رانده شده مؤثرترین مقابله با داعش (هم از نظر نظامی و هم از نظر سیاسی – اجتماعی) صورت می گیرد بطوری که دیگر امکان رشد اسلامگرایان در چنین مناطقی وجود ندارد.
البته اگر در هیچ نکته دیگری با نویسنده اتفاق نظر نداشته باشم در این مورد با او موافقم که ارتش سوریه ارتشی عربیست. دادن صفت عربی به ارتش سوریه بیانگر این حقیقت است که آن ارتش مزدور و مرتجع مدافع ناسیونالیسم عرب و ستم بر دیگر ساکنان سوریه (اعم از کرد، سریانی و …) است. چنین ستمی خود یکی از عوامل اصلی آغاز جنگ داخلی در سوریه و خارج شدن مناطق غیرعربی از دست بعثی ها بوده است.
لایکلایک