نوشته : ناهض هتر *

مترجم : احمد مزارعی ، 1/4/2015

 

مارکسیستهای عرب تحقیقات تاریخی معاصر خود را ابن خلدون آغاز میکنند ، اما این نوع بهره برداری به نتایجی میرسد که نمیتوان آنرا ندیده گرفت.چه کسی میتواند این حقیقت را انکار کند که نهضت اولیه عرب که از ربع اول قرن نوزدهم شروع گردید وتا سالهای چهل قرن گذشته ادامه یافت ، ارتباط تنگاتنگی با مسیحیان عرب داشت ، مسیحیان با مقاومت وحضور اجتماعی وفرهنگی خود ، ونیا زمندیهای مبرمی که به آزادی ونجات از سیطره نظام پوسیده عثمانی داشتند ، با استفاده از اندیشه عربیت ، براساس ملی گرائی ونه مذهبی ، واین راهی بود که آنها ، ابتدا در عرصه فعالیتهای فرهنگی وادبی شروع کرده ، وآنرا به مرحله وسطح فعالیتهای فکری، سیاسی وتشکیلاتی ارتقا دادند.

 

چه کسانی معروف ترین وبرجسته ترین رهبران مشرق عربی (1) در این مرحله بودند ؟ : آنطون سعاده ، میشل عفلق و فهد بنیانگزار حزب کمونیست عراق ، که هرسه مسیحی بودند. واین توطئه ای از طرف مسیحیان نبود ، بلکه جنبشی شرقی وعربی اصیل بود، اینان به نهضتی اجتماعی وفرهنگی بسیار پیشرفته ای دست زدند .

 

در زمان عبد الناصر، مجموعه ای از سنیها در رآس امور قرار گرفتند که خود را در جنبشی یافتند ، ملی، نیمه سکولار در مماشات با اسلام میانه، مخالف اخوان المسلمین ووهابیت مرتجع.نهضت تعددی مذهبی وفرهنگی، از مشرق به مصری همگون انتقال یافت  وتبدیل به مرکزیت ملی گرائی عرب گردید، قهرمانان این مرحله عبارت بودند از ناصردر مصر، بن بلا در الجزایر، ویاسر عرفات، معمر قذافی وصدام حسین.

حافظ اسد علیرغم داشتن ریشه علوی واندیشه مترقی وسکولار ، اما از ناحیه سیاست سنی بود، اما مخیله تاریخی عربی ، اجازه ادغام وی را درخود نداد.

 

جنبش ملی عرب از نوع ناصری ، بیانگر صعود اعراب سنی بود، در دوره عبد الناصر ، قبطیهای مصر نقش فعال سابق خود در جنبش ملی مصر از دست دادند ، بدون اینکه ضربه ای ببینند. اما مجموعه سنیهای سوریه بسوی وحدت با عبد الناصر حرکت کردند تا از  » حصار» بعثیها، ملی گراهای سوریه وکمونیستها ی متشکل و وفعال از نظر سیاسی وفرهنگی ، رهاشوند وبا گروههای غیر سنی فعالیتهای خود را آغاز کردند . در مورد عراق، عبدالناصر بر ضد انقلاب 1958 عبد الکریم قاسم  ایستاد که مجموعه عظیمی از شیعیان وقدرتشان را به منصه ظهور رسانید و سمتگیری چپ داشتند ، انقلاب 58 تآثیرات فعال و گسترده ای داشت ولی در عمق خود  مذهبی بود ، نهایت این انقلاب به تسنن تدریجی حزب بعث عراق ختم گردید که در سال 1968 ، قدرت را قبضه کرد واز همان اوان خود، با خط سکولاریستی حزب بعث حاکم در سوریه دشمنی ورزید ، صدام حسین وحدت با رفقای سوریه را در عمق، کوششی میدید که برای تعدیل معادلات میان گروههای مختلف اجتماعی وفرهنگی در دو کشور است ، واین اقدام از نظر وی بمثابه «خیانت» به سلطه اعراب سنی در عراق بود ، واز این نظر بعثیها ووحدت طلبان با سوریه را مستحق اعدام میدید ، زیرا آنها در «توطئه وحدت» در سال 1978 ، شرکت کرده بودند.(2) .اما درمورد لبنان، ملیشیای سازمان الفتح به علت زمینه مذهبی که در لبنان وجود داشت ، حاکمیت یافتند وتشکیل «مجموعه نا آرام» را دادند که در ادامه ملییون ، وچپها به آنها پیوستند تا حدی که  بر ضد سوریه حافظ اسد وارد جنگ شدند.

 

قانونی که تاکنون برپیدایش گروههای عرب حاکم بوده ، دشمنی آنان با وهابیت وارتجاع وپایبندی به چهار چوب ملی گرائی در درون ودنباله روی از سیاستهای آزادیخواهانه ، ضد امپریالیسم واسرائیل بوده  است. با در نظر گرفتن این موضوع ، وقتی انور سادات این قانون  را با همه معادلاتش،  نقض نمود وبا اسرائیل صلح وسازش نمود ، سر فصل تازه ای بازشد که سنی سیاسی رو به افول رود  ودر دامن وهابیت ، اخوان المسلمین وتکفیر از یک طرف ، واز جهت دیگر در شبکه ای از تفکرات وروابط نئو لیبرالیستی وتبعیت از غرب ، سقوط کند.

 

انقلاب اسلامی شیعی ایران علیرغم همه تبلیغات فراوانی که داشت ، موجب تغییرات عملی وریشه ای در میان اعراب نگردید ، بلکه توانست میدان را برای اسلام سیاسی بازگزارد تا حیات سیاسی آنها را اسلامی کند ،ظهور شیعه در صحنه کشورهای عربی تنها مربوط به حزب الله لبنان است که توانست ایستادگی کند، این ایستادگی بر اساس قانون ملی گرائی عربی ،وگروههای اجتماعی عرب بود، منظورم جنبش مقاومت مخا لفت با ائتلاف، آمریکا – اسرائیل در میان اعراب است، حزب الله از سالهای هشتاد شروع به کسب اعتبار گسترده ای نمود، وبطور دقیق از بعد از پایان جنگ داخلی لبنان ، در این مرحله ، یعنی سال 2000 ، حزب الله توانست اسرائیل را مجبور کند تا نیروهای خود را ازجنوب لبنان خارج کند ، ودر سال 2006 نیز توانست تهاجم صهیونیستی – ارتجاعی عربی را شکست دهد ، وتبدیل به قدرتی منطقه ای گردد، که با اسرائیل معادله قدرت برقرار کرده و درسوریه وعراق میجنگد .

 

درسوریه سکولاریسم ملی وچند حزبی در مقابله با تروریسم وهابی وتکفیری سر سختانه مقاومت میکند ، در عراق وپس از یک دهه سرخوردگی سیاسی و غرق شدن در روابط  تبعیت از سیاستهای آمریکا وفساد، سرانجام این کشور مرجعیت خودرا باز یافت ومجموع توده های شیعه  در یک جنبش ملی ومتحد ، نه فقط بسوی شکست تروریسم در حرکت است ، بلکه درحال متحد کردن عراق نیز میباشد ، اگرچه این اقدام زیاد به تاخیر افتاد ، اما در حال بازبینی و شکل گیری جدی میباشد.

 

اما بهترین جنبش شیعه سیاسی آنست که در بحرین ویمن وجود دارد ، جنبش در بحرین علیرغم اینکه بر اکثریت شیعیان تاکید دارد ، اما برنامه ای در دستور کار خود دارد که مبتنی بر یک برنامه کامل ملی برای نهضت دربحرین با ابزارهای دموکراتیک است، وبر هویت محلی خود نیز پافشاری دارد.

 

اما جنبش انصار الله در یمن ، دارای آگاهی وشعور ملی وهمچنین جرآت اعتماد برخود وازادشد ن از عقده های مذهبی را دارد، اعتبارات فوق به انصار الله امکان میدهد تا به عنوان یک جنبش ملی یمنی در کشورظهور پیدا کند وهیچگونه محاسبات ومناسبات مذهبی را در سیاستهای خود دخالت ندهد واین برعکس حزب الله لبنان ونیروهای شیعه در عراق است.به همین دلیل است که میتواند  اینچنین تجمعی را در یمن به وجود آورد ، لذا همه نیروهای آزادیخواه یمن صرف نظر از وابستگیهای قبیله ای ومذهبی در جنگ بر علیه تسلط خلیجی وتروریسم تکفیری ، در کنار انصار الله ایستاده اند .

با این حساب ما در مقابل دستآوردهای دوره سوم از نهضت عربی مرحله شیعی آن قرار داریم ،  زمان آن فرا رسیده است که در مورد عناصر ضعف وقوت آن به بحث بپردازیم که در مقاله آینده ادامه خواهد یافت.

 

* – ناهض هتر ، نویسنده وروزنامه نگار چپ – ملی ، اردن ، دارای فوق لیسانس در فکر سلفی ، وی بمثابه لکوموتیو جنبش ملی در اردن شناخته میشود ، بارها به زندان افتاده ویکبار مورد سوء قصد قرارگرفت که پس از جراحیهای متعدد بطورمعجزه آسائی از مرگ نجات یافت ، کتابهای زیادی را در زمینه مسائل سیاسی ، فلسفی، نقد اسلام سیاسی، تجربه مارکسیستهای عرب، واقتصادی تآلیف نموده که بعضی ازآنها به قرار زیر است:

فلسفه رهائی بخش ملی ، شکست خوردگان – آیا میشود معادله را تغییر داد ؟ ، نقد نئو لیبرالیسم – لیبرالیسم ضد دموکراسی است ، عراق وتنگنای امپریالیسم آمریکا و…/

ناهض هتر در دوره اشغال عراق یکی از فعالترین افراد مخالف اشغال وسازمانده تظاهرات ونویسندگی در این مورد بود.

 

توضیحات مترجم : (1) مشرق عربی منظور منطقه بلاد شام ، شامل سوریه ، لبنان ، اردن ، عراق وفلسطین است.

 

(2)  دراین سال حافظ اسد به عراق آمده وبا حسن البکر رئیس جمهور عراق وارد مذاکراتی جدی وطولانی شد تا دو کشور وحدت کنند وتصمیماتی بسیار جدی نیز در این زمینه اتخاذ شد ، اما صدام حسین مخالف این وحدت بود ودر فرصتی وحدت طلبان عراقی را متهم به خیانت کرده وبسیاری از آنها اعدام شدند، اما تعداد زیادی از آنها به

سوریه فرار کرده وفعالیت ضد صدامی را شروع کردندو…/ پس از اشغال عراق در 2003 ، دولت سوریه به فوریت برای اینان تعدادی اردوگاه آموزشی ولجستیکی فراهم کرده وآنها با قدرت تمام جبهه تازه ای را بر علیه آمریکائیها بازکردند ، ارتش آمریکا نیز چند بار مراکز اینان را بمباران نمود ، در این دوره سه جبهه بر علیه ارتش اشغالگر آمریکا در عراق میجنگید ، بعثیهای عراق ، که از قبل خود را آماده کرده بودند، بعثیهای عراقی ساکن سوریه با کمک دولت فعلی سوریه، و شیعیان که در ایران دوره دیده واز ایران کمکهای تبلیغاتی ولجستیکی دریافت میکردند. وبدینسان ارتش امریکا پس از هشت سال ، مجبور شد با خفت وخواری وشبانه بدون سروصدا از طریق مرز کویت فرار کند، شکست امروزی داعش در حقیقت شکست دیگری است که بر امریکا در عراق وارد میشود.

یک پاسخ به “نهضت اعراب ، مرحله شیعه گری آن – 1”

  1. شعله

    چه خوبه
    شناختی واقعی در باره جنبش های عربی در میان ما ایرانیان خیلی کم بود.
    هرچه بیشتر در این راه کارشود، باید مقدمش را گرامیتر دانست.
    اگر بتوانید جنبش مبارزاتی خلق یمن را در نیم قرن گذشته بیشتر تحلیلی دیالکتیکی و طبقاتی بنمایید، چیزیست بسیار ضروری.

    لایک