اتفاقیه هسته ای میان ایران وغرب ، نگاه سوم
نوشته : ناهض حتر
مترجم : احمد مزارعی
، 6/4/2015
نویسندگان وتحلیلگران وابسته به عربستان ، حجم عقب نشینیهائی که ایران در برابر غرب ، برای حل مسئله هسته ای ، ازخود نشان داده ، به باد سخره گرفتند ، مگر شما نبودید که از بمب اتمی ایران در وحشت بسر میبردید؟ پس منطقی است ، از اتفاقیه ای که ایران را از داشتن سلاح هسته ای منع میکند ، خوشحال باشید، اینطور نیست ؟ حتی بیشتر ازاین ، میتوان به پایان گرفتن مسرت آمیز درگیریهای هسته ای ، به عنوای نمونه ای از عقلانیت دولت ایران وحل مشکلات دیگر منطقه، با آن از طریق مذاکرات امیدوار بود واز این پس از دست زدن به تحریکات وجنگهای طایفه ای و لشکر کشیهای گروههای تروریستی که زندگی اعراب را تبیل به جهنم نموده است، پرهیز کرد.
وباز هم از نوشته های سخره آمیز در مورد عقب نشینیها ، یکی از نویسنگان معروف لبنانی که موفق به کشف» اسرار» پشت پرده مذاکرات گردیده است : باراک اباما تمایلات شیعه کری دارد ! وشیفته تمدن ایرانی است ! مستشارانش ایرانی الا صل هستند ویا دوستان ایرانی دارند ! . برایم باور کردنی نبود که که ببینم نویسنده ای با این وزن ، به چه حضیضی سقوط کرده است؟
برخورد اینچنینی به مسئله مهم اتفاقیه هسته ای میان ایرا وآمریکا ، هدفش این است که نشان دهد ایران همچنان سیاستی ضد غرب را دنبال میکند و اینکه ایران وآمریکا در حال تو طئه هستند ، باید گفت که این توضیحات درست نیست ونمیتوان مسئله هسته ای ایران را به عواملی از نوع «شیعه گری» اباما توضیح داد.
در جبهه دیگر، با جشن وشادی و ادعای پیروزی به میدان آمده ، وبه این حادثه به عنوان دستاوردی بزرگ برای جبهه مقاومت یاد میکند، وآثار منفی این حادثه وتآثیرات نا مطلوب آن بر هم پیمانان منطقه ای ایران وبر کل درگیریهای موجود درجزیرت العرب و مشرق را نادیده میگیرد.
خارج از تصورات طرفین ، میکوشیم به یک نتیجه گیری واقعی ، از اتفاقیه موجود میان ایران وغرب برسیم ، بدین شکل :
یکم : اینکه ایران به عقب نشینیهای بسیار عمیقی در برابر غرب دست زده است ، اما این عقب نشینیها کلا در زمینه تکنیکی بوده ونه در زمینه های سیاسی ، این عملکرد نشاندهنده تسلط عقلانیت وپراگماتیسم میباشد ، واینکه ایران از استقلال وثوابت ملی خود کوتاه نیامده است واز داشتن قدرت وتوانائی وتحدید مسیرهای سیاست خارجی وداخلی خود برخوردار بوده واین بخشی از جریان سیاست عمومی جمهوری اسلامی است ، وهم اینکه ایران به دنبال داشتن سلاح هسته ای نیست ، در نتیجه عقب نشینیهای مستقیم ایران ، صرفا از این باب است . در مقابل ایران میتواند به پیشرفته ترین سیستمهای اسلحه روسی ، همچون موشکهای ، اس – 300 ، دسترسی پیدا کند ، واین خود بخشی از توافقنامه هسته ای بوده است.
ایران از این پس نمیتواند بمب اتمی داشته باشد ، اما جامعه بین المللی حقوق ایرا ن را در غنی سازی اورانیوم واستفاده مسالمت آمیز از آن به رسمیت خواهد شناخت ، به اضافه اینکه موارد مالی هنگفتی بدست خواهد آورد که میتواند برای تحکیم قدرت نظامی خود ، واردادات کالا وصنعت وبه شکل بیسابقه ای بکار بگیرد .
دوم : ایران از اسارت تحریمها آزاد خواهد گردید و از آن پس میتواند مبلغ یکصدوپنجاه ملیارد دلار، اموال منجمد شده خود را در نظام بانکی جهانی، بدست آورد ، این مبلغ به ایران امکان میدهد که شروع به یک جهش در توسعه واقتصاد دست بزند وبا درهم آمیختن بودجه وتراکم علمی وتکنولوژی که ایرانیها دردو دهه گذشته انباشته اند ، اقتصاد قدرتمند وامیدوار کننده ای را بنا نهند، این وضعیت نقش ایرا ن را در اقتصاد جهانی تعمیق خواهد بخشید ، بویژه در خلال همکاری با کشورهای بریکس وهمچنین در منطقه با استفاده از تجربیات وسرمایه های موجود .
سوم : در جریان مذاکرات هسته ای ، ایران نپذیرفت تا در مورد پرونده های منطقه ای با آمریکائیها مذاکره کند ، در مقابل اباما نیز تاکید نمود که اختلافات و رودر روئیهای سیاسی با ایران ادامه خواهد یافت ، اما این اختلا فات مانع از آن نخواهد شد که بعضی عقب نشینیها ی موضوعی، از دو طرف بطور غیر مستقیم در پرونده های موجود، انجام نگیرد. در حقیقت اتفاقیه هسته ای ، فتح بابی است برای تسویه حسابهای دیگر منطقه ، در عراق ، سوریه ، لبنان ، یمن وبحرین ، چه ما بخواهیم ویا نخواهیم ، روحیه اتفاقیه میان ایران وآمریکا ، به آرام سازی جبهه ها خواهد انجامید وبحث درمورد خروج از بحران ها آغاز خواهد شد واز حیث محتوی ویا تفصیلات چه مناسب ما باشد ویا نباشد ، روند ادامه خو اهد یافت وبرای جلوگیری از عواقب منفی آن ، ضرورت دارد تا طرفهای عرب محور مقاومت با سرعت وارد خط شوند وخللهای ممکن در تطابق وجه نظر را با تهران کشف وبه معالجه آن بپردازند.
چهارم : این درست است که خامنه ای پشتوانه وضمانت مقاومت است ، اما اینهم درست است که جریان لیبرالیسم در ایران وبویژه اکنون موقعیت سیاسی مهمی را در ایران کسب کرده است ، واین بسیار نگران کننده است ، ولید المعلم ، وزیر خارجه سوریه چندی پیش اظهار داشت که تمایلاتی در گروه روحانی – ظریف ، مبنی بر عقب نشینی از حمایت سوریه وجود داشته که از طرف خامنه ای ، سرکوب شده است .
اکنون نیز که این گروه در مسئله مذاکرات هسته ای ، نیازمند مذاکره با آمریکا هستند ، بعید نیست بر موضعگیریهای حمایتی ایران درمورد سوریه ، تآثیر بگذارند .
پنجم : اما خطر ناکتر از موضوعی که به ایران تعلق ندارد ، مربوط به بهائی است که اباما باید در مقابل به تصویب رسانیدن اتفاقیه هسته ای به اسرائیل بپردازد ، اگر درست است است که قضیه فلسطین در سر لوحه قبض این فاکتور است ، این اعتقاد نیز نزد ما وجود دارد که تل ابیب ، اجازه شرکت فعالی در» ائتلاف ارتجاعی اعراب» به رهبری عربستان ، را خواهد یافت ، همچنین اسرائیل از طرف همین ائتلاف ارتجاعی برای حمله نظامی به سوریه ولبنان ، سرپوش وتوجیه سیاسی ، بدست خواهد آورد ویا احتمالات دیگری که نمیتوان آنها را ندیده گرفت.
آیا امضای اتفاقیه ، پیروزی حقیقی برای جمهوری اسلامی ایران بوده است ؟ بله ، اما این پیروزی همراه با عقب نشینیهای مشکوکی بوده است ، و درادامه خود، برای محور مقاومت نتایج ایجابی وگاها منفی در بر خواهد داشت. اما مهم این است که ما از هم اکنون به حرکت درآمده واقداماتی در جهت بزرگ کردن نقطه های ایجابی ومحدود کردن جنبه های سلبی آن ، انجام دهیم.»عقلانیت» و»واقع بینی سیاسی» ، اینچنین از ما میطلبد ، دو ابزاری که زمان تملک آن برای ما، فرا رسیده است.


3 پاسخ به “اتفاقیه هسته ای میان ایران وغرب ، نگاه سوم”
سخنان روز دوشنبه مورخ ۳۱ فروردین معاون وزارت خارجه روسیه » سر گئی ربابکوف » مبنی بر صحیح بودن سند منتشر شده مربوط به توافق لوزان ( فکت شیت ) توسط آمریکا، مهر تائیدی است بر این ارزیابی که توافق لوزان در اصل و در واقع توافقی است فقط بین آمریکا و روسیه مبنی بر برچیدن فعالیتهای هستهای ایران به مثابه تهدید امنیتی روسیه در شمال ایران توسط آمریکا و شرکت رژیم اسلامی در آن مذاکرات به عنوان یک شرکت کننده «تو سری خور» و «بله قربان گو» فقط به عنوان ویترین آن مذاکرات بوده و هست! «سر گئی ربابکوف» گفت: «»اطلاعات منتشر شده از سوی کاخ سفید در مورد جزئیات توافق لوزان صحیح است و این فکت شیت مشخص میکند که توافق به دست آمده در لوزان درباره چه چیزی بوده است»»
لایکلایک
آقای محترم شهرام،
چه خوب است که ما در دیدگاهها و یا مقالاتی که مینویسیم صدای خنده خوانندگان را نمیشنویم.
آن مرغی که انجیل میخورد نوکش کج بود!!
گویا شما آقای پوتین را با مارشال استالین کبیر که تمام سران جهان همچون روزولت و چرچیل، دوگل … هم بدان اذعان داشتند، اشتباه گرفتهاید. و یا ساعت شما یک شصت سالی است که خوابیده است و شما متوجه آن نشده اید.
در اینکه آقای پوتین آرزوی استالین بودن را میکند و خیلی اوقات بعناوین مختلف آنرا بروز داده است، شکی نیست.
ولی میان ماه من و ماه گردون خیلی فاصله است!
زیرا پوتین با پایی حرکت میکند که بیش از نصف آن، ناف استفاده های میلیاردی آنان به بانک جهانی و سیستم بورسی که بوجود آوردهاند اتصال دارد و هرگز مانند مردم سوریه که اسد را پشتیبانی میکنند وی را داوطلبانه پشتیبانی نخواهند کرد(منظور الیگارشها).
اگر پوتین اینچنین که شما میگویید بود، چرا مهمترین پایگاه خود یعنی سوریه در میان کشورهای عربی را با تبانی و یا مشورت و یا هماهنگی با ایران، حداقل تا آنجا کمک نکرد تا تمام نیروهای نظامی تعیین کننده سوریه که اروپا بوی فروخته بودند و اسراییل روی آن حساب میکرد، از بین نمیرفت و باین روز نمی افتد؟
تازه فراموش نکنید که اسد با کمال هشیاری مساله را دریافت و چندی جلوتر با یک اردنگی جانانه سه ابر اهرم «بانک جهانی، صندوق بین الملی پول و بانک تجارت جهانی» را بدریا ریخت و توانست صداقت خود را بمردمش نشان دهد و تاکنون مردم سوریه او و کشور سوریه را حفظ کرده اند.
همان چیزی که جمهوری اسلامی مانند جن از بسم الله از آن وحشت دارد که مجبور شود بمردم خودش تکیه کند.
در مورد این مقاله آقای احمد مزارعی بیشتر در «نیش عقرب نه از ره کین است (۳)» مورد دقت قرار خواهم داد.
شما هم شاد باشید
سپیده
لایکلایک
اینکه، نویسنده این مقاله چقدر از مرحله پرت است و تحولات سیاسی را در دنیای کوچک و رویایی خود جستجو میکند موضوع این کامنت نیست چونکه او احتمالا زبان فارسی نمیداند، اما جهت جلو گیری از فریب دادن نسل جوان ایرانی باید گفت: آساسا موقعی که بحث بر سر ماهیت رژیم ایران است فقط، تاکید میکنم فقط، دو دیدگاه در تشکلات «چپ» و «کمونیست» ایرانی دیده میشود. ۱- رژیم ایران مستقل است ۲- رژیم ایران دست نشانده یا وابسته به امپریالیسم است، دیدگاه سومی وجود ندارد!!
ارباب / اربابان امپریالیست رژیم دست نشانده ایران از سالها پیش تصمیم گرفته بودند به کمک چینیهای آمریکا یی شده رژیم ایران را جهت تهدید همیشگی روسیه در شمال ایران به بمب اتمی مجهز کنند، مثل بمب اتمی پاکستان – اگر کسی بمب اتمی پاکستان را نتیجه تلاش رژیم «مستقل» پاکستان میداند، دستش را بالا ببرد! اما، دیپلماسی فوق قوی روسیه که همراه بود / هست با شکستها و عقب نشینیهای آمریکا در خاور میانه باعث شد که ارباب آمریکایی آن طرح و پروژه احمقانه که حدودا ۱۶۰ میلیارد دلار از دارائیهای ملت گرسنه ایران را بلعیده بود و جیبهای گشاد شرکتهای آمریکایی، فرانسوی و چینی را پر کرده بود، را لای کاغذ پارههای پنتاگون گم و گور کند. روسیه هرگز بمب اتمی ایران و یا یک جنگ استعماری در جوار مرزهای خود که ارتباط کاملا مستقیمی با امنیت استراتژیک خود دارد را بر نمیتابد – نمونه اوکراین و شبه جزیره کریمه در جلو چشمان ما است. ما دیدیم که چگونه روسیه پوزه آمریکا و متحدین درب و داغوناش را در اوکراین به خاک مالید! در واقع مذاکرات به اصطلاح اتمی، مذاکرات و زد و خورد دیپلماتیک بین آمریکا و روسیه بود و هست و در این میان رژیم ایران فقط ویترین این به اصطلاح مذاکرات بود و هست! دلیل و برهان آنهم، اینکه در وسط مذاکرات وزیر خارجه روسیه به حالت «قهر» لوزان را به مقصد روسیه ترک کرد و پس از تماس تلفنی جان کری دوباره به میز مذاکرات بر گشت – اگر این مذاکرات واقعاً بین رژیم پوسیده ایران و ۱+۵ بود طبیعتا باید وزیر خارجه ایران به دلیل اختلاف با آنها به ایران بر میگشت و نه سرگئی لاورف به روسیه. فراموش نشود که امضائ روسیه در پایین این سند سیاسی توافق به معنی اینست که «مو» درز این توافق نمیرود و آنها که مثل «دلواپسان» رژیم به فکر «»شمردن جوجهها در آخر پائیز»» هستند و آرزو دارند که آن طویله اسلامی (مجلس اسلامی) اخلالی در این سند توافق ایجاد کند میتوانند سه ماه دندان روی جگر بگذارند و نتیجه را در تیر ماه به بینند. در پایان، به کاربران عزیز پیشنهاد میکنم که مقاله «نگرشی بر یک خطای تاریخی» که هم اکنون در این سایت موجود است را دوباره و یا چند باره بخوانند. شاد باشید
لایکلایک