me_version_usa

الکس کالینیکوس

ترجمه احمد سیف

به یقین احمقانه ترین حرفی که درباره حملات به پاریس گفته شد آن چه ای است که رئیس جمهور فرانسه فرانسیس اورلاند گفت وقتی اعلام کرد که آن چه که اتفاق افتاد « یک عمل جنگی» بود. البته که بود ولی این جنگ درجمعه هفته گذشته شروع نشده است.

خیلی که به عقب برگردیم جنگ با جنگ خلیج در1990-1991 آغاز شد، یعنی اولین مداخله دورتازه مداخله امپریالیستها در خاورمیانه.

 البته این مداخلات امپریالیستی، کشتار و بمب افکنی درپاریس را بخشی از یک مبارزه ضد امپریالیستی نمی کند.

کشتاربدون تبعیض غیر نظامیان از سوی هرکس که باشد می خواهد داعش بوده باشد و هوادارانش و یا امریکا و متحدانش، غلط است.

ولی اشتباه است اگر فکر کنیم این تقابل یک تقابل بین دو ابلیس یا یک دیگر برابر است- همان طور که خیلی ها درچپ چنین می اندیشند.

داعش یک نهضت ارتجائی و ضدانقلابی است. ولی درضمن نتیجه انهدامی است که از اشغال 2003 عراق به این سود و تداوم اشغال و شکست بهارعربی صورت گرفته است.

مسئولیت نهائی صعود داعش درواقع به گردن قدرت های امپریالیستی غربی و دست نشاندگان شان در منطقه است.

وزیر عدلیه درسایه حزب کارگر- لرد فالکنر که در دولت تونی بلر وزیربود وبرای اشغال عراق رای داده بود دربرنامه اندورما ر در یک شنبه گذشته چندین بار به « شکست داعش» اشاره کرد. این عبارت حتی از سوی اتئلاف برای توقف جنگ که با قاطعیت با اشغال عراق مخالفت کرده بود هم بکار گرفته می شود.

ولی « شکست داعش» با توجه به وضعیت موجود درعراق و سوریه- که داعش در این دوکشور قوی تر است- حرف مفتی بیش نیست.

پاتریک کوکبرن اخیرا درلندن ریویو او بوکز نوشت « چند سال پیش یک سیاستمدار عراقی دربغداد به من گفت، مشکل عراق این است که طرف های درگیر هم خیلی قوی هستند و هم خیلی ضعیف. یعنی قوی اند چون نمی شود شکست شان داد. ضعیف اند یعنی نمی توانند پیروز شوند».

امروزه همین وضعیت در سوریه وجود دارد. حتی اگر یک نیروی درگیر تقابل با شکست موقت روبرو شود حامیان خارجی برحمایت خود می افزایند، بخش غیر داعش اپوزیسیون در سوریه که در حال فروپاشی بود با کمک های عربستان سعودی، قطرو ترکیه در 2014 نجات داده شد و امسال هم اسد بوسیله روسیه، ایران  حزب الله نجات یافت.

همین شرایط درپیوند با قدرت های امپریالیستی هم وجود دارد- امریکا و روسیه- که اکنون در سوریه درگیرند. پس از شکست شان در عراق و افغانستان، هیچ کدام دوست ندارند دست به مداخله نظامی زمینی بزنند. درنتیجه کاری که می کنند سوریه را بمباران و موشک باران کرده اند و می کنند. بی نتیجگی این سیاست درروزی که پاریس مورد حمله قرارگرفت آشکار شد. درروز جمعه دیوید کامرون در بیرون از شماره 10 دانینگ استریت یک مصاحبه مطبوعاتی انجام دادتانقش انگلیس درقتل با درون محمداموازی را توضیح داده روشن نماید. چندساعتی بیشتر طول نکشید تا روشن شد این گونه « دفاع از خود» به شهروندان غربی هیچ گونه حمایت و امنیتی نمی دهد. داعش یک ماشین عظیم برای مبارزه ایجاد کرده است که براساس ترکیبی است از غارت سازمان یافته و تندروی ایدئولوژیک. کاری که می کند خشم و نفرت ناشی از مداخلات غربی ها را به شکل معیوبی کانالیزه می کند. لیدا ویلسون درنشریه نی شن درباره مصاحبه خود با شماری از جنگ جویان اسیرشده داعش نوشته و آنها را « کودکان برنامه اشغال» نامیده است.

«آنها به دنبال یک دولت بی مرز اسلامی خلیفگی نیستند بلکه داعش اولین گروهی است که پس از فروپاشی القاعده به این مردان جوان تحقیر و سرکوب شده امکان می دهد تا از کرامت، خانواده و قبیله خود دفاع نمایند»

تنها احیای انقلاب های عربی است که می تواند آن چنان نیروی اجتماعی تولید کند که بتواند از پس داعش برآید و از همه مهم تر این که این انقلاب باید بتواند راههای بهتری برای استقامت دربرابر سلطه امپریالیستی و سرنگونی طبقه حاکمه محلی ارایه نماید.

کامرون درواقع این ارتباط را کاملا واضح بیان کرد وقتی حدودا یک هفته قبل ازقتل های پاریس دربیرون شماره 10 دانینگ استریت ایستاد تا به پرزیدنت فاتح السیسی قصاب انقلاب مصر خوش آمد بگوید.

این ادعا که به کشتار پاریس با « جنگ بدون گذشت» عکس العمل نشان خواهیم داد- آن طور که اورلاند می گوید- تنها باعث تداوم این دورتسلسل مداخله، کشتار خواهد شد و مرگ و عذاب درخاورمیانه و درمراکز امپریالیستی افزایش خواهد یافت.

درغرب ما نمی توانیم داعش را «شکست بدهیم» ولی می توانیم سهم مان را درانهدام این دورتسلسل ایفا نمائیم با سازمان دهی نهضت های توده ای  و فشار برروی رهبران ما که دست از اذبت و آزار امپریالیستی بردارند.

https://socialistworker.co.uk/art/41713/Our+job+is+to+defeat+imperialism%2C+not+Isis

یک پاسخ به “مشکل امپریالیسم است نه داعش”

  1. سپیده ۲۸ آبانماه نود و چهار

    نقدی بر مقاله انتخابی اقتصاد دان برجسته سرمایداری
    «احمد سیف»

    شاهد از ترجمه آقای احمد سیف در فوق؛:
    …«داعش یک نهضت ارتجائی و ضدانقلابی است. ولی درضمن نتیجه انهدامی است که از اشغال 2003 عراق به این سو و تداوم اشغال و شکست بهارعربی صورت گرفته است.»
    تا اینجا حق آنهم نسبی با نویسنده انتخابی آقای احمد سیف میباشد.
    …«مسئولیت نهائی صعود داعش درواقع به گردن قدرت های امپریالیستی غربی و دست نشاندگان شان در منطقه است.»
    از اینجا خواننده را دچار ابهام مینماید.
    داعش نــتنها دست پرورده و «مسئول نهایی اش» جرج بوش بوده بلکه شریان حیاتی وی هم‌اکنون بدست امپریالیسم غرب بسرکردگی آمریکا میباشد.
    یکم – کاروان تانکرهای نفتی که از ابتدای افق شروع و در پایان افق هنوز روی عکس‌ها دیده می‌شوند و در اروپا از راه (کانال) و بدست ترکیه فروخته میشوند؛(مدارکی که پوتین در سازمان ملل متحد رو کرد) و امروز خبر بمباران ۵۰۰ عدد تانکرداعشی را توسط روسیه پخش کردند؛
    دوم – آثار باستانی و محتوی کلیه موزه ها در سوریه و عراق که در غرب فروخته میشوند؛
    سوم -دلارهایی که چپ و راست در حساب‌های بانکی اروپایی و آمریکایی تحت نام کمک بداعش بالا کشیده می‌شوند و مستقیماً بدست داعش میرسد.
    وقس علی هذا…
    در‌واقع نـــتـنها صعود داعش، بلکه وجود کنونی و پرورش وی در راستای جنگ با وی، در واشینگتن با تئوری پروفسور «ساموئل هاکتینگ تون و تئوری‌ سناریوی سفید و سیاه» ریخته شد و پس از آمدن یلتسین، کارگردانی گردید و میگردد، هر نوع خللی در آن مرگ سنگکوبی امپریالیسم آمریکا میباشد. به کنایه های جنبی هنری کزینجر این معمار فرتوت امپریالیسم کنونی آمریکا در ترجمه ای از مصاحبه وی «روزنامه شرق -راهكار كيسينجر براي آرامش در خاورميانه تلاش براي ديالوگ با ايران تاریخ ۲۸.۸.۹۴»، بچاپ رسیده است رجوع کنید!
    آقای احمد سیف گفته نویسنده انتخابی شما را پذیرا شوم و یا نکات فوق را؛
    در قسمت بعدی نوشته اید:
    …«همین شرایط درپیوند با قدرت های امپریالیستی هم وجود دارد- امریکا و روسیه- که اکنون در سوریه درگیرند. پس از شکست شان در عراق و افغانستان، هیچ کدام دوست ندارند دست به مداخله نظامی زمینی بزنند. درنتیجه کاری که می کنند سوریه را بمباران و موشک باران کرده اند و می کنند» پایان شاهد
    آقای احمد سیف شما که از نوامپریالیسم و یا الفاظی چون امپریالیسم جدید سخن میگویید، فراموش کرده‌اید:
    تمام جنگهای امپریالیستی برای نابودی سرریز تولید میباشند که مسبب بیکاری و عدم چرخش سرمایه گردیده است. بقولی لنین:
    این تقسیم مجدد جهان برای بدست آوردن بازارهای فروش و بدست آوردن مواد خام و نیروی کار ارزان، میباشد تا سودهای انحصاری از طریق صدور سرمایه را تضمین نماید. به کتاب «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایه داری» مراجعه فرمایید در شبکه مجانا در اختیارتان گذاشته اند.

    برای دسترسی به Amperialism%20Lenin.pdf کلیک کنید

    برای دسترسی به Imperialism-2011.pdf کلیک کنید

    (نسخه توفانی آن قابل کپی کردن و ادیت میباشد و احتیاجی به تایپ مجدد ندارد)
    طبق لنین بدون این خرابیهای زیر ساخت ها، مدرسه‌ها، بیمارستانها، دانشگاه ها، قبل از همه کارخانه ها، مزارع، لانه و کاشانه بازوان کار و زورتپانی سیادت خود، سرمایه قادر به چرخش خود نیست و مرگ وی حتمی میباشد. چرخش سرمایه رگ حیاتی اصلی سرمایداری میباشد!!
    که بعد از جنگ اگر سرمایداری اینبار بازهم بتواند باقی بماند که من شک دارم، همه از نو و از ساعتِ مبدأِ تاریخی شروع کرده و باز همان آش و همان کاسه خواهد بود. از آلمانیها بپرسید یکی از این ساعت‌های صفر را تجربه کرده‌اند که با نوع ساعت مبدأ جدید کاملاً متفات است. زیرا کشوری بنام اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی دیگر موجود نیست که دوباره ماتحت بخش غربی را با کره ایرانی و روغن دماوندی چرب نمایند!
    شما با چنین گفتاری نـــتنها خاک بچشمان کارگران و زحمتکشان میپاشید بلکه …
    شما ادامه میدهید:
    …دیوید کامرون: «آنها به دنبال یک دولت بی مرز اسلامی خلیفگی نیستند بلکه داعش اولین گروهی است که پس از فروپاشی القاعده به این مردان جوان تحقیر و سرکوب شده امکان می دهد تا از کرامت، خانواده و قبیله خود دفاع نمایند»
    و شما به دیوید کامرون حق میدهید! عجبا!
    نه آقای احمد سیف، بدام دیوید کامرون نیافتید. نامبرده بزرگترین قاتل خلقهای عرب در انگلیس صغیر پس از تونی بلر میباشد که طبق جو سیاسی دکان سیاست را بین خود رد و بدل میکنند، که در ایرانِ خودمان بسیار شفاف عیان است.
    رئیس ارتش- کلی رجز خوانی از موضع قدرت و رهبری که چنین و چنان میکند که ما یک قدم در مقابل آمریکا عقب نمی نشینیم؟؟ ولی در خاتمه درباره اوضاع اقتصادی سخن میگوید که البته بایستی بشکلی رفتار کرد(در عقب) که اقتصاد (تو بخوان بانکهای خصوصی و سرمایه مالی) ترقی نماید و یکساعت رجز خوانی خود و رهبر «عالی قدرش» را فراموش مینماید.
    در پایان نویسنده انتخابی شما شاهکار واقعاً بمعنی کاری هنریِ نوع شاهنشاهی تحویل میدهید:
    …«درغرب ما نمی توانیم داعش را «شکست بدهیم» ولی می توانیم سهم مان را درانهدام این دورتسلسل ایفا نمائیم با سازمان دهی نهضت های توده ای و فشار برروی رهبران ما که دست از اذبت{اذیت} و آزار امپریالیستی بردارند.» پایان شاهد
    اگر این جمله سرتیتر مقاله شما بود، هم وقت مرا نمیگرفتید و هم جلوی تأسف خوانندگان را!
    با همه این‌ها من از شما و آقای پرویز صداقت و کسانیکه در باره سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» ، خصوصی سازی و اصل متمم ۴۴ آن روشنگری کرده‌اند و باعث روشنی اذهان جوانان حتی من گردیده اند هنوز که هنوز است سپاسگذارم.
    سپیده

    لایک