Bild 4-11

سرمایه داری و « پارلمان »

حقایق مربوط به دمکراسی نباید باعث شوند که ما، آنطور که دمکراتهای بورژوا اغلب اینکار را می کنند، شرایطی که در آن نهادهای نمایندگی کننده در کشورهای سرمایه داری بطور اجتناب ناپذیری موجب پیدایش اشکال خاصی می گردند که در آنها سرمایه نفوذ خود را بر دولت اعمال می کند، نادیده انگاریم. ما پارلمانی نداریم، اما پایانی بر عقب ماندگی پارلمانی در میان لیبرالها و تصدیق پارلمانی در میان تمام نمایندگان بورژوا وجود ندارد.

اگر کارگران می خواهند بیاموزند که چگونه از مؤسسات انتخابی به منظور ارتقاء آگاهی سیاسی، وحدت، فعالیت و کارآمدی طبقۀ کارگر بهره برند، باید کاملا این حقیقت را بفهمند. تمام نیروهای اجتماعی دشمن پرولتاریا – «بوروکراتها»، زمینداران و سرمایه داران – هم اکنون از این نهادهای نمایندگی علیه کارگران استفاده می کنند. اگر کسی می خواهد بیاموزد که چگونه از منافع مستقل طبقۀ کارگر و رشد مستقل آن دفاع کند، باید بداند که آنها چگونه این کار را انجام می دهند.

دومای سوم تصمیم گرفت که مشوقهایی به تولیدکنندگان داخلی ماشین آلات اعطا نماید. این تولیدکنندگان داخلی چه کسانی هستند؟ آنهایی که در روسیه «فعالند»!

ولی با بررسی می فهمیم که آنها سرمایه داران خارجی هستند که کارخانجات شان را به روسیه منتقل نموده­اند. نرخهای تعرفه بالا و سودها عظیم هستند، بنابراین سرمایۀ خارجی به داخل روسیه می آید. برای مثال، یک تراست آمریکایی – شرکتی متشکل از سرمایه داران میلیونر – در لیوبرتسی، در نزدیکی مسکو، یک کارخانۀ بزرگ ماشین آلات کشاورزی ساخته است. در خارکف ماشین آلات کشاورزی توسط ملهوس سرمایه دار و در بردیانسک توسط جان گریوز سرمایه دار تولید می شوند. این تولیدکنندگان کاملا از نوع «حقیقتاً روسی» و «داخلی» هستند، اینطور نیست؟

البته، چنانچه سرمایه داران روسی از هر طریق ممکن به آنها کمک نکرده بودند، آنها به هیچ وجه قادر نبودند در روسیه فعالیت کنند. نکویی را نکویی پاسخ است. سرمایه داران آمریکایی، بریتانیایی و آلمانی با کمک سرمایه داران روسی که سهم بزرگی نصیب شان می گردد، سودها را به جیب می زنند. برای مثال، مناطق زرخیز لنا و شرکتهای معدنکار در اورال را در نظر بگیرید. سرمایه داران روسی و خارجی چند میلیون را در آنجا بین خودشان تقسیم کرده­اند!

دوما از این لحاظ برای کارخانه داران بسیار مفید است. سرمایه داران تعداد زیادی نماینده هم در دوما و هم در هیئت دولت دارند. زمینداران نیز این روزها بدون سرمایه قدرت چندانی ندارند. برای هر دوی سرمایه داران و زمینداران، دوما دستگاهی حاضر و آماده جهت تصویب بدون محدودیت قوانینی دربارۀ «مشوقها» (به منظور اعطا به خودشان)، تعرفه­های حمایتی (یعنی شکل دیگری از مشوقها برای خودشان)، امتیازات (شکل سومی از مشوقها برای خودشان) و غیره، می باشد.

«شکاک»، لیبرالی که در روزنامۀ لیبرال رچ می نویسد، نظراتی بسیار شایسته در این باره بیان می کند. او با احساسات عمیقی علیه «ناسیونالیستها» (که «مشوقهایی» به خودشان اعطا نموده‌اند تا تولید «داخلی» ماشین آلات را توسط آقایان گریوز، ملهوس، الورتی و دیگر شرکتها ترغیب کنند)، می نویسد که من نیز قدری شک کرده­ام.

بله، افشاء کردن «ناسیونالیستها» توسط «شکاک» لیبرال بد نبوده است. اما چرا او چیزی دربارۀ کادتها نمی گوید؟ برای مثال، هنگامی که گولووین به دنبال یک امتیاز بود، آیا موقعیت او به عنوان عضوی از دوما و رئیس سابق دوما او را در موقعیت خوبی برای تعقیب آن هدف سودمند و پرمنفعت قرار نداد؟

هنگامی که ماکلاکف حق الوکالۀ «تقی یف» را قورت می داد، آیا موقعیت او به عنوان عضوی از دوما دستیابی اش به چنین پرونده­های «سودآوری» را تسهیل نکرد؟[1]

و در مورد زمینداران، تجار، سرمایه داران، سرمایه گذاران، وکلا و دلالان کادت متعدد دیگر چطور که با استفاده از موقعیتشان به عنوان اعضاء دوما و مزایا و امتیازاتی که موقعیتشان فراهم می آورد، کسب و کار خود را گسترش و «ارتباطاتشان» را ارتقاء می دهند، و «امور» خود را به نتیجه می رسانند؟

اگر تحقیقی در مورد تراکنشهای مالی که توسط اعضاء دوما یا با کمک آنان صورت گرفته انجام شود چطور خواهد شد؟

اما خیر – در تمام کشورهای سرمایه داری تدابیری برای حفاظت از «اسرار تجاری» و تضمین اینکه مطلقاً هیچ «پارلمانی» اجازۀ چنین تحقیقی را ندهد، اتخاذ شده­اند.

با این حال، نمایندگان طبقۀ کارگر بدون شک اطلاعات زیادی دربارۀ این موضوع دارند؛ و اگر آنها زحمت گشتن، کسب اطلاعات بیشتر، جمع کردن اسناد، به آرشیو نشریات مراجعه کردن، وارسی در بازار بورس و غیره را بکشند، می توانند «تحقیقی» بسیار آموزنده و مفید دربارۀ تراکنشهای تجاری که توسط اعضاء دوما یا با کمک آنها صورت گرفته، انجام دهند.

در پارلمانهای اروپایی چنین تراکنشهایی شناخته شده هستند، و کارگران دائماً آنها را افشاء می کنند و اشخاص دخیل در آنها را نام می برند تا مردم را آگاه سازند.

نوزکایا زوزدا، شمارۀ 13

17 ژوئن 1912

امضاء : یک شکاک غیر لیبرال

مجموعه آثار لنین، جلد 18

توضیحات

1- اشاره است به حقایق زیر:

در اکتبر 1910 ف.ا. گولووین، یک عضو دومای سوم، اعلام کرد که قصد دارد از مقام نمایندگی اش استعفاء دهد، و مدت کوتاهی بعد از آن نقش فعالی در اعطای یک امتیاز راه آهن داشت.

در مارس 1912 و.ا. ماکلاکف، عضو دیگری از دومای سوم، علیرغم نماینده بودن، به عنوان وکیل مدافع برای تقیف، یکی از رؤسای بزرگ صنعت نفت باکو، که به اتهام بد رفتاری با یک مهندس در استخدامش با نام ببوتف مواجه بود، عمل کرد.