نوشته بیژن پویا

1394 / 9 / 16

توهم شادمانی و بشکن زدن نسبت به حمله هوایی امپریالیسم روسیه به مراکز استقرار داعش در سوریه از طرف بعضی از رفقا ، واقعیت تلخی است انکار ناپذیر ..

اما توهم تضاد اصلی خلق سوریه را با بشار اسد دانستن هم ، واقعیت تلخ دیگری است انکار ناپذیر ..

آنچه که بدیهی است آنستکه مردم سوریه از رژیم بشار اسد نفرت داشته اند و نقرت خودرا از طریق مبارزات سیاسی گوناگون نشان داده اند ..

اما به علت ضعف و تشتت و پراکندگی کمونیست های سوریه و عدم توانایی آنان جهت سکانداری جنبش آزادیبخش خلق ، گروه های تروریستی گوناگون صادراتی امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع منطقه در جنبش خلق نفوذ کرده و مسیر جنبش خلق را به انحراف کشانده اند و خاک سوریه را جولانگاه مطامع پان اسلامیستی و اربابان امپریالیست و صهیونیست خود کرده اند ..

تا قبل از ورود گروه های تروریستی وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم بداخل خاک سوریه ، جنبش خلق ، شکل ضد استبدادی ( ضد استبداد بشار اسد ) داشته است ..

اما پس از مداخلات تروریست های وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم در سوریه ، جنبش خلق سوریه ، شکل ضد امپریالیستی بخود گرفته است ..

در این مرحله از جنبش خلق ، باز هم صدایی رسا از کمونیست های متشتت و پراکنده سوری جهت سکانداری جنبش ضد امپریالیستی سوریه ، بگوش نمی رسد ..

قرائن و شواهد حاکی از آنست که مردم سوریه ، علیرغم نفرتی که از بشار اسد داشته اند ، بشار اسد را ( در غیاب سکانداری مقتدرانه کمونیست ها ) به تروریست های وارداتی ترجیح می دهند .. مخصوصا آنکه بشار اسد در همین اواخر یک سری امتیازات دموکراتیک هم به مردم ارائه داده بود ..

خلاصه آنکه بشار اسد ، رهبری دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی سوریه را در برابر تهاجمات امپریالیسم و صهیونیسم و تروریست های مزدورشان ( که وظیفه اصلی و درجه یک مقتدرانه کمونیست های سوریه بود ) به یدک کشید ..

چپ ها و کمونیست های سوریه هم مانند چپ ها و کمونیست های متشتت و پراکنده ایران ، در حد و اندازه گروه ها و احزاب روزنامه ای و اعلامیه پخش کن و غیر مرتبط با توده ها باقی ماندند ..

کشور سوریه ، عملا آنچنانکه امپریالیسم و صهیونیسم و مزدوران منطقه ای شان می خواهند ، به مناطق زیر تقسیم شده اند ( تقسیم شده و نه برسمیت شناخته شده ) :

منطقه تحت تسلط داعش

منطقه تحت تسلط کرد ها

منطقه تحت تسلط بشار اسد

و مناطق مختلف تحت تسلط گروه های تروریستی » خوب » وابسته به امپریالیسم امریکا ..

سرانجام در زمانی که نیرو های بشار اسد در جنگ های پیاپی و طاقت فرسایی که با نیرو های داعش داشته اند دچار ضعف و فرسایش شده بودند ، امپریالیسم هار و تازه نفس روسیه هم وارد معرکه هولناک سوریه گردید و با بمباران های سریع و سریالی خود و با هماهنگی با نیرو های زمینی بشار اسد و سیل سلاح های بسیار پیشرفته خود به سوریه ، توانست تا حدود قابل ملاحظه ای معادلات شطرنج خاورمیانه را بهم بریزد ..

اما سوالی که برای ما کمونیست های ایران مطرح است اینستکه چه موضعی باید در مقابل حمله هوایی امپریالیسم روسیه و بطور کلی بحران سوریه در پیش بگیریم ؟

پاسخ به سئوال فوق از این قرار می تواند باشد :

در اینکه رژیم بشار اسد ، رژیمی مستبد و خودکامه و منفور توده های خلق بوده است هیچ شکی نیست ..

در اینکه توده های خلق سوریه با مبارزات گوناگون خود ، مخالفت خودرا با بشار اسد نشان داده اند شکی نیست ..

در اینکه گروه بندی های تروریستی متعدد وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع منطقه ای ترکیه ، عربستان و قطر ، همراه با تهاجمات مستقیم امپریالیست های غرب ، برنامه تجزیه سوریه در چهارچوب طرح خاورمیانه بزرگ را دارند ، هیچ شکی نیست ..

در اینکه امپریالیسم هار و تازه نفس روسیه ، قصد دفاع امپریالیستی از سوریه را بعنوان قلمرو نفوذی خود که بعنوان ارثیه ای از دوران سوسیال امپریالیسم شوروی از هم پاشیده شده ، برایش باقی مانده است ، دارد ، هیچ شکی نیست ..

هنگامی که صحبت از دفاع امپریالیستی روسیه از سوریه را بزبان می آوریم بدین معنی است که امپریالیسم روسیه برای حفظ قلمروی نفوذی خود در مقابل تهاجمات امپریالیستی امریکا و تروریست های وابسته اش ، از ارتکاب به هیچ کشتار و جنایتی ابا ندارد ..

کشتار برای امپریالیسم روسیه ، کشتار است .. چه کشتار تروریست های داعش باشد ، چه کشتار تروریست های » خوب » وابسته به امپریالیسم امریکا باشد ، و چه کشتار توده های ستمدیده سوری در بیمارستانها و کوچه و خیابانها و خانه ها باشد ..

آنچه برای امپریالیسم روسیه مهم است چیزی نیست مگر حفظ ارثیه ای که بر ویرانه های نظام سوسیال امپریالیسم شوروی ، برایش باقی مانده است با چنگ و دندان ، و بهره برداری از آن در شطرنج منطقه ای و جهانی خود در مقابل امپریالیسم امریکا ..

از نقطه نظر ما کمونیست های ایران ، هر کشتار و جنایتی علیه توده های خلق با هر توجیهی که باشد ، بدون هیچ چون و چرا و هیچ اگر و اما ، محکوم است ..

اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است اینست که ورود مقتدرانه و دد منشانه نیروی هوایی امپریالیسم روسیه به صحنه کارزار سوریه و قد علم شدن آن در مقابل امپریالیسم امریکا ، از نقطه نظر استراتژی توازن قوای منطقه ای و جهانی ، حرکتی است از نظام تک قطبی جهان در راستای هر چه بیشتر چند قطبی شدن جهان و تشدید تضاد های دول امپریالیستی از نقطه نظر عینی ، و این امر گامی است به سود صلح جهانی از یک طرف ، و بهره برداری از فضای جدید چند قطبی شدن جهان بسود خلق های جهان …

وظیفه ما کمونیست های ایران و سوریه و همه کمونیست های جهان ، شکستن همین حلقه های استراتژی توازن قوای جهانی فوق و جایگزین کردن آنها با حلقه های نوین انقلابی طبقاتی پرولتاریا است …

ایجاد یک سوریه مستقل و دموکراتیک و یا شکستن حلقه رژیم فقاهتی ایران در زنجیره استراتژی فوق و ایجاد یک ایران مستقل و دموکراتیک ، در راستای تحکیم واقعی استراتژی چند قطبی جهان است …

2 پاسخ به “کمونیست های ایران در برابر بحران سوریه چه موضعی دارند ؟”

  1. جواد

    نوشته بالا فقط ملغمه ای از اپورتونیسم راست و چپ است. اول گفته می شود اسد بد است ولی بعد کوشش می شود القا شود که خیلی هم بد نیست. اول سعی می شود قبولانده شود که مداخله روسیه بد است ولی کمی جلوتر سعی می شود القا شود که خیلی هم بد نیست. گویا روسیه «برای حفظ قلمروی نفوذی خود در مقابل تهاجمات امپریالیستی امریکا و تروریست های وابسته اش، از ارتکاب به هیچ کشتار و جنایتی ابا ندارد» ولی با این حال مداخله آن «گامی است به سود صلح جهانی»!
    عجب تحلیل علمی و منطقی ای! جالب اینجاست که عنوان نوشته اینطور القا می کند که گویا قرار است در آن موضع کمونیستهای ایران در برابر بحران سوریه تشریح شود ولی چیزی که در این نوشته وجود ندارد هر نوع موضع ممکن است؛ نویسنده فقط به سردرگم بودن و آشفته فکری خودش اعتراف کرده و بیهوده سعی می کند خودش را به کمونیستهای ایران بچسباند.
    تا جایی که به کمونیستهای ایران مربوط است، آنها ضمن تأکید بر حفظ سیاست و سازمان مستقل کمونیستی در سوریه، از انقلاب دمکراتیک روژئاوا که در حال بسط یافتن به سراسر سوریه است، حمایت می نمایند. این تنها موضع کمونیستی است. حمایت از رژیم اسد یا دیگر طرفهای درگیر موضعی شایسته دنباله روان سیاست امپریالیستی است.

    لایک

  2. سپیده

    باز هم یکی از این «ایران تریبونال» های: «پیش ما سوختگان همه چیز یکیست / دیروز امروز و فردا یکیست» دست بقلم برده است و سعی دارد زیرکانه همان تبلیغات تحمیقی ایران تریبونال را بقلم یک کمونیست دوآتشه نوع تریبونالی ادامه دهد.
    آقای بیژن پویا که از زور پویایی به قعر دره سبزهای ایرانی دولت اعتدال «رفسنجانی» افتاده اید. شما نوشته اید:
    …«آنچه برای امپریالیسم روسیه مهم است چیزی نیست مگر حفظ ارثیه ای که بر ویرانه های شطرنج منطقه ای و جهانی خود در مقابل امپریالیسم امریکا …»
    مگر فرق امپریالیسم روسیه با امپریالیسم اروپا و آمریکا در چیست؟ آیا آنان بهتر امپریالیستی میکنند که شما فقط از امپریالیسم روسیه خواستارید آنچه مدت نزدیک هفتاد سال ایالات متحده این کشور بوده است را در طبق اخلاص امپریالیسم آمریکا-اروپا بگذارد.!
    آیا از کتاب «صفحه بزرگ شطرنج نوشته برژینسکی» معمار امپریالیسم آمریکا در نیم قرن کنونی چیزی شنیده اید؟ بخوانید تا توانا شوید! نامبرده ادامه میدهد:
    …«از نقطه نظر ما کمونیست های ایران ، هر کشتار … از خلق …محکوم است …» حضرت آقا مگر کمونیستهای ایرانی از تافته جداگانه ای میباشند؟ آیا این فقط مربوط به کمونیستهای ایرانی میباشد؟
    اگر درست است که، درنده خو ترین امپریالیسم تاکنون وجود داشته شندهُ امپریالیسم آمریکا خالق فاشیسم در آلمان (ژنرال اوون ۱۹۲۴) برضد حکومت شوراها بوده است. برای به بند کشیدن یک میلیون برده در آفریقا شش میلیون انسان آفریقایی را بقتل رسانید و هم اکنون پلیس بشدت فاشیستی اش برعلیه نــتنها دکترمارتین لوترکینگ ها، ابوجمال ها و ستاره برجسته سیاه پوست فوتبال رگبی آمریکا و بلاک پانتاها جنایت کرده ومیکند بلکه امروزه که دارای رییس جمهوری سیاه است، قتل بر سیاهان را پس از یکسال فیلمش را آفتابی مینماید و در خاتمه هم لاپوشی میشود! شما، خود را در مقابل آن بکوری میزنید و امپریالیسم روسی که چهار تا پوسی کت (توبخوان ماموران سیا که اگر برای بمقصد رسیدن باشد از «پوسی کت بازی» هیچ ابایی ندارند) روی دماغ پوتین سالیان دراز نقاره میزدند و کسی کاری بکار آنها نداشت؟ شما باز اضهار میدارید:
    …«اما نکته ای که … ورود مقتدرانه و دد منشانه نیروی هوایی امپریالیسم روسیه به صحنه کارزار سوریه و قد علم شدن آن در مقابل امپریالیسم امریکا ، و بهره برداری از فضای جدید چند قطبی شدن جهان بسود خلق های جهان …»
    اینجا دیگر چاره ای ندارید جز اعتراف به آنچه رسانه های دنیا بدان اعتراف دارند حتی مهره های بزرگ اقتصادی نظامی امپریالیسم آمریکا بدان اعتراف دارند!! ولی نتیجه ای که میگیرید یک صفر مطلق میشود، و آنهم حفظ نظام امپریالیستی چند قطبی آنهم با چبهه سایی در مقابل حرکات خود بخودی آنهم بنام کمونیسم که شما برای آنان وظیفه ای این چنینی تعیین میکنید:
    …«وظیفه ما کمونیست های ایران و سوریه و همه کمونیست های جهان ، شکستن همین حلقه های استراتژی توازن قوای جهانی فوق و جایگزین کردن آنها با حلقه های نوین انقلابی طبقاتی پرولتاریا است …ایجاد یک سوریه مستقل و دموکراتیک و یا شکستن حلقه رژیم فقاهتی ایران در زنجیره استراتژی فوق و ایجاد یک ایران مستقل و دموکراتیک، در راستای تحکیم واقعی استراتژی چند قطبی جهان است …»
    نوشته شما مرا بیاد پزشگی می اندازد که قادر بود منبع آبی را که به میکروب« وبا» آلوده کرده بودند را گند زدایی کند ولی دایما این کار را رد میکرد و میگفت وظیفه یک پزشگ فقط آنست که «وبا زدگان» را از مرگ برهاند و خداوند هم روزبروز بر مشتریانش میافزود!!
    حضرت آقا با کدامین کمونیست ها و با کدامین پینسِت (انبر موگیر صورت) میخواهید خلقها را از غیر خلقی ها جدا فرمایید؟ گویا شما پهباد هایی از عمو سام «او با ماست» خود در اختیار دارید که اولترا اولترا امپریالیستی برنامه ریزی شده اند و در حین اجرای دستور از شخص سوال میکنند شما جزو خلقی ویا غیر خلقی ها هستید؟ و آنوقت برسر آن بیچاره بمب و راکت هدیه میدهند!

    کمونیست ها اکنون شروع کرده اند که از خاکستر خود دوباره زنده شوند. و بعنوان کمونیست نوع ایرانی آن سعی در احیای حزب توده سالهای بیست و سی را دارند. تا از نو حیدرخان عموقلی ها و دکترتقی ارانی ها و ۵۳ نفری های نوین تربیت کنند. فعلا این حقیر، چه در ایران تا پنج سال پیش و چه در خارج از ایران کنونی، نیرویی را نمیبینم که حتی ادعای آنرا داشته باشد. ولی امید است که افرادی چون نیک یاد «نیما کوهبانی یا نیما امام جمعه» در این راه کوشا بوده و روزی در میان طبقه کارگر عرض وجود کرده و هزاران سرهنگ سیامک ها، احمد قاسمی ها سرگرد وکیلی ها سغایی ها احسان طبری های سال بیست و سی …و صد ها هزار کارگر وارطانی را منسجم و متمرکز برای بزیر کشیدن نظام سرمایداری ایران سامان دهند.
    بدون دست بالازدن و سامان دادن جنین حزب طراز نوین لنینی فقط آرزویی برای کنونی ها بدست آیندگان باقی خواهد ماند! و سرمایداری ایران میتوند بهمین نحو بقتل و کشتار خود ادامه دهد.
    تنها نویدی که میتوانم بدهم آنست که نیروهای جوان زیادی در ایران وجود دارند که آقای احمد مزارعی (از اینساید ها) هم بدان اعتراف دارند و در اینراه کوشا میباشند و جای کسانیکه توشه سنگینی از تجارب مبازات طبقه کارگر را باخود حمل میکنند در میان آنان خالی است. ولی جوینده عاقبت یابنده بود!

    لایک