
هنگامه رزم است، نه گریستن!
پیروزیهای انتخاباتی گذشته چاوزیستها در مواجهه با کارزار همهجانبه اولیگارشی برخوردار از حمایت رسانههای داخلی و خارجی به دست آمد، زیرا مردم برای دفاع از دستآوردهای انقلابی خود بسیج شده بودند. چرا مشارکت بیسابقه مردم در انتخابات روز یکشنبه این بار به نتیجه دیگری انجامید؟ اگر سرمایهداران بزرگ جنگ اقتصادی راه انداخته بودند، با احتکار و ایجاد کمبود اقلام اساسی- از آرد گرفته تا روغن و پوشک نوزدا-به نارضایتی دامن میزدند، چرا برای نبرد با این بیقانونی بسیج انقلابی به میران کافی وجود نداشت؟ چرا خشم مردم از ساعتها ایستادن در صف برای خرید خوراک، به جای اینکه به سمت بورژوازی باشد به سمت دولت بود؟ تنها پاسخ منطقی این است که بخشهای گستردهای از مردم معتقد بودند که دولت انقلابی دیگر قاطعانه از منافع آنها حمایت نمیکند. شکست فراتر از مرزهای ونزوئلا پژواک دارد، اما این وظیفه انقلابیون ونزوئلا است که ببینند اشتباه در کجا بود و نبرد را پیش ببرند.
منبع: مورنینگ استار
تارنگاشت عدالت
۸ دسامبر ۲۰۱۵
تنها نتیجه مثبت از انتخابات سراسری اندوهبار ونزوئلا پذیرش فوری شکست توسط ريیسجمهور نیکولاس مادورو است که دروغ بودن اتهامات دیکتاتوری را نشان داد.
رأیگیری روز یکشنبه برای مجلس ملی بیستمین انتخاباتی بود که از زمان به قدرت رسیدن ريیسجمهور فقید هوگو چاوز و اعلام انقلاب بولیواری صورت گرفت.
راست ونزوئلا از هر وسیله- از جمله کودتا، خرابکاری اقتصادی و سعی برای اختناق زندگی عادی از طريق مسدود کردن خیابانهای اصلی برای هفتهها در کشور و در پایان با اعتراضات «مسالمتآمیز» گاریمبا [عمل بستن راهها، سوزاندن لاستیک و پرتاپ سنگ] که نهایتاً به حملات مسلحانه علیه کارگران شهرداری که سنگرهای خیابانی را برمیداشتند منتهی شد- استفاده کرده است.
هیچ دولتی بر روی کره زمین اجازه نمیداد این ضرب و شتم ادامه یابد، اما فقط تعدادی از اپوزیسیون تحریککننده خشونت روزانه دادگاهی شدند.
در حالیکه دولت مادورو در یک میدان مین قضایی گام برمیداشت، مخالفین داخلی او همصدا با حامیان آمریکایی خود درباره دیکتاتوری بیرحم قیلوقال میکردند.
ماکسیمیلیان آرولایز سفیر منتصب ونزوئلا بیثمر برای روشن کردن موضوع در واشنگتن پست نوشت.
او خاطرنشان کرد که جیمی کارتر ريیسجمهور پیشین ایالات متحده به وضوح نظام انتخاباتی در ونزوئلا را یکی از قابل اعتمادترین نظامهای جهان اعلام کرده است.
چنان قابل اعتماد که هر اتئلاف از اپوزیسیون که کمیسیون انتخابات ونزوئلا را به مثابه متقلب محکوم میکند در عمل آنرا برای نظارت بر روند اولیه انتخاب خود به کار گرفته است.
در حالیکه ريیسجمهور مادورو قول داده تصمیم رأیدهندگان را بپذیرد به آن احترام بگذارد، اپوزیسیون علناً میگوید چنین نخواهد کرد.
نهایتاً ارنستو سامپر ناظر بر انتخابات و ريیسجمهور پیشین کلمبیا بود که پس از رأیگیری اعلام کرد که ائتلاف راست «میزگرد برای دمکراسی»، پس از کارزار بیثبات کردن خود، تصمیم به پذیرش نتایج گرفته است.
اپوزیسیون دولت را برای مشکلات اقتصادی جاری مقصر معرفی میکرد، ادعایی که تا حدی موجه است.
ثروت نفتی ونزوئلا در صنابع مدرن جدید سرمایهگذاری نشده است، و یک برنامه سیستماتیک برای گسترش مالکیت عمومی وجود نداشته است.
ريیسجمهور مادور تأکید کرد که هنگامه رزم است نه گریستن.
اذعان او به اینکه «جنگ اقتصادی پیروز شده است» این را روشن نمیکند که چرا ادامه یافت، و دولت و نیروهای حامی انقلاب برای جلوگیری از آن چه میتوانستند انجام دهند؟
پیروزیهای انتخاباتی گذشته چاوزیستها در مواجهه با کارزار همهجانبه اولیگارشی برخوردار از حمایت رسانههای داخلی و خارجی به دست آمد، زیرا مردم برای دفاع از دستآوردهای انقلابی خود بسیج شده بودند.
چرا مشارکت بیسابقه مردم در انتخابات روز یکشنبه این بار به نتیجه دیگری انجامید؟
اگر سرمایهداران بزرگ جنگ اقتصادی راه انداخته بودند، با احتکار و ایجاد کمبود اقلام اساسی- از آرد گرفته تا روغن و پوشک نوزدا-به نارضایتی دامن میزدند، چرا برای نبرد با این بیقانونی بسیج انقلابی به میران کافی وجود نداشت؟ چرا خشم مردم از ساعتها ایستادن در صف برای خرید خوراک، به جای اینکه به سمت بورژوازی باشد به سمت دولت بود؟
تنها پاسخ منطقی این است که بخشهای گستردهای از مردم معتقد بودند که دولت انقلابی دیگر قاطعانه از منافع آنها حمایت نمیکند.
اکثریت جدید در مجلس ملی به مدرنیزه کردن اقتصاد ملی توجه نخواهد کرد، آنها وظيفه اصلی خود را عقب راندن پیشرفتهای واقعی انقلابی میدانند.
این شامل پس فرستادن پزشکان انترناسیونالیست کوبایی، برگزاری همهپرسی برای برکنار ساختن ريیسجهمور مادورو، تغییر قانون اساسی به سود سرمایهداران و اعلام عفو عمومی برای ضدانقلابیونی میشود که به علت جرایم خشونتبار محکوم شده اند.
تصمیمات انتقامی برای لغو مأموریتهای بولیواری، تغییر مسیر درآمدهای صنعت نفت از فقرا به ثروتمندان و پایان دادن به برنامههای همبستگی منطقهای در راه است.
شکست فراتر از مرزهای ونزوئلا پژواک دارد، اما این وظیفه انقلابیون ونزوئلا است که ببینند اشتباه در کجا بود و نبرد را پیش ببرند.
****
پایان و آغاز
تارنگاشت عدالت
منبع: دنیای جوان
نويسنده: آندره شئر
۸ دسامبر ۲۰۱۵
نتایج انتخابات در ونزوئلا آغاز پایان و یا پایان آغاز را گواه میدهد. موفقیت چشمگیر اپوزیسیون راست، اردوگاه بولیواری را با چالش بزرگی روبهرو کرده است. احتمالاً راستها در مجلس شورای ملی دارای اکثریتی خواهند بود که بتوانند هرنوع ابتکار ريیسجمهور نیکولاس مادورو را مسدود کنند و علاوه برآن، این اپوزیسیون احتمالاً در سال آینده رفراندوم برکناری ريیسجمهور را مطرح خواهد کرد و با در نظر گرفتن تجربه روز یکشنبه شانس خوبی نیز برای پیروزی در این رفراندوم خواهد داشت.
البته انتخاب کنندگان در ونزوئلا به اپوزیسیون که نه برنامه مشترک دارد و نه دارای افراد متشخص با کیفیت رهبری کننده است، رأی ندادند. انتخابات در اصل اعتراض به دولت مادورو و حزب سوسیالیست متحده او بود که در ماههای اخیر نتوانست با خرابکاریهای اقتصادی و سازوکارهای بیثبات کردن نیروهای دست راستی به شکل مؤثر و قابل لمسی مبارزه کند. اگر پیشرفتهای قابل رؤیتی حاصل نشود، شعارها و سخنرانیهای تکراری نفوذ خود را از دست خواهد داد.
به همین دلیل شکست روز یکشنبه میتواند نشانهای باشد که لازم بود. به اصطلاح «بولیبورژوازی»، (در ونزوئلا به کسانی گفته میشود که پیراهنهای قرمز به تن میکنند تا به مشاغل پرمنفعت دست یابند) به سرعت راه خود را کج کرده و به جبهه دست راستیها نقل مکان خواهد کرد. مطمئناً در حزب سوسیالیست متحده ونزوئلا گرایشات انشعاب ظاهر خواهد شد، زیرا جاهطلبان در این حزب قطبنماهای خود را تعویض خواهند کرد. نیرویی که پابرجا خواهد ماند و قادر خواهد بود در مقابل دستراستیهایی که امروز به پایکوبی و سرور مشغولند، قد علم کرده و مقاومت نماید، جنبش ونزوئلايی پایه است. چپها در محله ۲۳ ژانویه، که تاکنون راستها جرأت نکرده اند پای خود را به آنجا بگذارند، دستآوردهای ۱۷ سال گذشته را به سادگی از دست نخواهند داد. همین امر در سطح کشور در مورد گروهها، کمیتهها، محافل، سندیکاها، احزاب متعدد و همینطور کمونیستهای ونزوئلا و یا چپهای رادیکال توپامارو نیز صادق است.
اگر بتوان جنبش موجود را هماهنگ کرد و برای هدف مشترک بسیج نمود، شوک روز یکشنبه میتواند پایان آغاز بوده و آغاز گذار روند بولیواری به یک انقلاب. انقلابی که تنها یک راهحل نیست.


7 پاسخ به “دو مطلب درباره وقایع اخیر ونزوئلا”
آقای محترم منصور خود در گفتمان با زیبا بند را آب داده است «موفقيت نياز به توان اقتصادي دارد، ببينيم چين را ! بهرحال اگر انقلاب بوليواري موفق نشود بدا بحال فقرا و زحمتكشان ونزوئلا ، اكنون زمان مبارزه است ونه غر زدن براي انسانيت، براي ايده انساني بر اندازي فقر.»
آقای محترم منصور انقلاب چین انقلابی بورژوا دموکراتیک بود و هنوز رهبر پیروز این انقلاب در قید حیات بود که تینگ سیائوپینگ در دیداری از آمریکا در تکزاس بمقام «کابوی» از افتخارات بالایی سرمایداران راست آمریکایی مفتخر گردید و بدان افتخار کرد. و مائو هنوز زنده بود که تئوری «سه جهان» را چین بیرون داد که تئوری امپریالیستی بود و بجای کلمه «کشورهای عقب نگه داشته شده» که لنین برای کشورهای مستعمره و مستعمره نو در هر پنج قاره بکار میبرد (در کتاب امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایداری) از کشورهای جهان دوم که اکنون سوسیال دمکراتها و رویزیونیست ها کشورهای پیرامونی مینامند و جهان سوم که کشورهای «خیلی عقب نگه داشته شده» باید بوده باشند نام برد.
اگر میخواهید که انقلاب بلیواری هم به همین سرنوشت مختوم گردد، زحمتکشان خواهند گفت خودتی آقا!
به خَبر مندرجه گفتار مودرو به دیدگاه سپیده مراجعه کنید که آقای مودرو میگوید «اگر مردم بخواهند من حاضرم که رهبری آنها را قبول کنم»!
در ثانی احزاب راست ایرانی را که نامبرده اید هیچکدام ادعای رفتن راه لنین استالینی را نداشته و مانند جن از بسم الله از لنینیسم فرار میکنند. گویا شما باید قدری بهتر به نوشته ها و گفته های و اسناد آنان دقت نمایید.
بهرحال زیبا رقیق محترم بسیار درست با زبانی دیپلماسی که دلخوری زیادی ببار نیاورد مساله را بیان کرده است که من در دیدگاه قبلی خود در مورد چاوز و مودرو چنین بیان کردم:
پس گرفتن وسایل تولیدی متعلق به کارگران و زحمتکشان کشور از دزدان سرمایه دار که از آنان دزدیده اند و به تملک عمومی تبدیل کردن، تنها راهی است که میتواند در زمانه کنونی و خصوصا از سال ۱۹۱۷ ببعد کشوری در انقلابی پیروز شود. اینرا لنین در کنگره کشورهای خاور زمین بیان کرد که استالین گفت «لنین دروازه را نشان داد و مائوتسه تونگ از آن عبور کرد» که همانطور هم که معرف حضورتان است تحت رهبری حزب کمونیست برهبری مائو این انقلاب توانست پابگیرد و اولین کارش همان وظیفه انقلاب بورژوا دمکراتیک نوین یعنی مصادره تمام زمین ها و بتملک دهقانان در آوردن این زمینها بود. و از سوسیالیسم و کمونیسم فقط پرچم سرخش را بیادگار گذاشته و سرمایداران نه به سرمایه هایشان و نه بخودشان دست نزد.
در تمام انقلاباتی که بورژوازی ملی تاکنون انجام داده است پس از مدت کوتاهی داوطلبانه قدرت را در سینی طلایی گذاشته و تقدیم امپریالیسم کرده است! (به دکتر محمد مصدق نگاهی بیاندازید). شما یک مثال از ۱۹۱۷ تاکنون را، اگر توانستید بیاورید.
این دلیل براین نمیشود که انقلابیون در حکومت کارگری درکشوری مانند آلبانی و یا در جنبش کارگری تحت رهبری حزبش در کشوری سرمایداری، نباید به انقلابات ملی کمک نماید بلکه بایستی مانند لنین حتی از مبارزه ضدامپریالیستی امیر افغان برای ساختمان سوسیالیسم استفاده برد زیرا قدمی در راه انقلاب کارگری، حتی ساختمان سوسیالیسم میباشد. ولی لنین هرگز امیر افغان و همطرازان ضد امپریالیست مشابه را، راهشان رابعنوان رسیدن به انقلاب کمونیستی تبلیغ نکرده و مقصد نهایی آنها را همان سرمایداری و یا بدتر از آن فئودالی دانسته است.
فرق کوچکی است که به فاجعه بزرگی ختم میگردد، که تاکنون گردیده است و انقلاب کارگری را صدسال است که به بیراهه های گواریستی و کاسترویستی منحرف کرده است.
در یک مورد باید بشما حق داد و آنهم با چنین نیرویی که اکنون از طرف امپریالیسم « پکر سیاسی» میشود و با توپ به شکار چلچله میروند(ضرب المثل آلمانی) انقلاب کارگری بسیار فداکاری از روشنفکران متعهد و پیش طلایه (آوانگارد) طلب مینماید.
باز هم نباید فراموش کرد که امپریالیسم خود خود را ضعیف نموده، آنهم نه بخاطر خواست خداوندی بلکه بخاطر رشد ناموزون کشورهای سرمیاداری و نیاز به بازار فروش و مواد خام، جنگ برای تقسیم مجدد جهان که میدان را برای مبارزان متمرکز در احزاب کارگری باز مینماید، اجتناب ناپذیر کرده است و سرمایداری بدون جنگ و استعمار دیگر کشورها امکان ادامه زندگی ندارد.
لایکلایک
Agha mansor! Ba tashkor az nazaratet. Ghasd moghayeseh mejalehhafteh ba site digaran ra nadashteh v nadaram
لایکلایک
در ضمن فراموش کردم به لحاظ طراحی و تصاویر اصلا بی رقیب است
لایکلایک
با سلام به شهناز
هفته بر خلاف جریان عمومی چپ ترانس آتلانتیک ایرانی که منافع حود را با منافع ناتو پیوند زده است مانند راه کارگر و جریانات کرد و هواداران خط منصور حکمت با انتخاب مقالات مناسب در عین دفاع از مواضع سوسیالیستی وظیفه مبارزه با امپریالیسم را هم برجسته میکند برای مثال محالفت فوری با ایدوئولوژی جنبش سبز دفاع فوری از حق مقاومت در برابر هجوم امپریالیستی به لیبی و سوریه وو …
در عین حال با انتشار مقالات کلاسیک از هسته انقلابی مارکسیسم بدفاع میپردازد (لنینیسم) و در عین حال رعایت توازن دیدگاه ها را میکند مطالب مخالفان را هم از نظر دور نمی دارد و بر استقلالش پا فشاری میکند تسلیم استالینیستها یا تروتسکیستها و شانتاژی ضد لنینی مانند خدامراد فولادی و … نمی شود بنظرم موارد دیگری هم هست حالا از شما انتظار دارم اگر مخالف این موارد هستید مشخص بنویسید چرا هفته چنین نیست مثلاکدام سایت بهتر از سایت هفته است اسم ببرید
مسئولان سایت هفته لطفا اجازه بدهبد نظر شهناز منتشر شود حتی اگر اسم سایتهای دیگر هم مطرح شود
با سپاس
لایکلایک
Ba salam be mansor! Momkeneh lotfan 2 – 3 mored ra nam bebari ke mejalehhafteh behtarin tarnemaye chap Iran ast. Ba tashakor
لایکلایک
با درود بر زيباي گرامي
گمان نمي برم كه مشگل ديكتاتوري، دمكراسي و يا خلع يد از سرمايهداري بلافصل باشد، مشگل توازن قوا در جهان است، با وجود اين انقلاب بوليواري ١٦ سال براي بهبود وضع مردم و كم كردن فقر و بهتر كردن وضعيت آموزش و بهداشت و مسكن تلاش كرد و بخش بزگي از از جامعه را نيز به حداقلهاي انساني رساند.
مشگل در اولين مرحله توان بين المللي سرمايهداري است كه بدليل بهم خوردن توازن قوا، در وضعيتي قرار دارد كه ميتواند با اختلال در وضعيت اقتصادي كشوري نفت خيز درآمد اين كشور چنان تحت تاثير قرار دهد كه كشور را از مسير مبارزه با فقر خارج كرده و گرفتار حل مشگلات پيش پا افتاده اي كند كه ناگهان به مشگلات بزرگي تبديل ميشوند. مبارزه با فقر در جهاني استوار بر معيار هاي كالائي در جامعه آسان نيست، معيار قضاوت انتخاب و قضاوت انسانها نه حداقلها كه حداكثرهاي رسانه اي است. در چنين شرايطي كه فشار امپرياليستي ساعت به ساعت بيشت ميشوز، موفقيت نياز به توان اقتصادي دارد، ببينيم چين را ! بهرحال اگر انقلاب بوليواري موفق نشود بدا بحال فقرا و زحمتكشان ونزوئلا ، اكنون زمان مبارزه است ونه غر زدن براي انسانيت، براي ايده انساني بر اندازي فقر.
كمي واقع بين باشيم مبارزه چاوز مبارزه اي بزرگ در راه سوسياليم بوده و هست، براي دفاع از برابري و عدالت بايد متحد بود نه متفرق
درود بر مجله هفته بهترين تارنماي چپ ايران با تشكر از تارنماي عدالت براي ترجمه
لایکلایک
با درود
دیکتاتور بودن در مقابل ابر دیکتاتور خیلی به جا و انقلابی تر است از پذیرش و خالی کردن میدان بنام دموکراسی که همه دنیا میدانند دروغی بیش نیست .
شکست دولت غیر انقلابی ونزوئلا یک بار دیگر این ایده انقلابی را به اثبات رساند که دست خالی در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح نمی شود مقاومت کرد و پیروز شد و این سرنوشت تمامی باورهای مبارزه سیاسی و مسالمت جویانه با قهر ضد انقلابی است که نمونه اش در تاریخ معاصر فراوان است
مسئولین و سردمداران شکست خورده باید برای کارتر هورا بکشند که نظام انتخاباتی شان را با اعتماد ترین در دنیا معرفی می کند !
این نبرد پیشاپیش شکست خورده است . زمان دفاع تمام شد . تند پیچ تاریخی زمانی بود که مردم در صف های طولانی برای مایحتاجشان ساعت ها می ایستادند و » دولت انقلابی » از پشت ویترین معیشت روز بروز تلختر مردم را نظاره می کرد بدون اینکه دست به شکستن انبارهای احتکار مایحتاج عمومی برده و به توزیع عادلانه انها بین مردم نیازمند بپردازد
احمدی نژاد گفت این گردو خاک بعد از مسابقه است که شکست خوردگان براه میاندازند این جمله قصار جناب دوراندیش د ر مورد یاران دیرینه اش در ونزوئلا خیلی صادق است
لایکلایک