معاون توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری سرمایداری ایران آقای رضوی طبق خبرگزاری مهر نیوز جمعه ۲۷ آذر ۱۳۹۴ – ۱۱:۴۵ اظهار داشت:
…«در سال گذشته اعتبارات معاونت توسعه روستایی ۲۵۰ میلیارد تومان … این اعتبار به ۳۵۰ میلیارد تومان افزایش یافته است… جمعیت شهری استان کهگیلویه و بویراحمد در سال ۱۳۳۵ صفر بوده و همگی روستایی بودند، اما در حال حاضر این میزان به ۴۷ درصد روستایی و ۵۳ درصد شهری تبدیل شده است ».
از این بهتر نمیتوان قوانین جاریه و عمل کننده در کشورهایی که عضو سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» شده اند را پس از گذشت چندی تعریف کرد.
«ورشکستگی روستاهای محلی و شهر های بدهکار و سرمایه های تیزدندان که از طریق خصوصی سازی و بورسی کردن تمام کشور، داراییهای طبیعی و انسانی آن را بلعیده و هیچ اندیشهای جز بالا بردن نرخ سود در سر نمی پرورانند» آنهم بدست افراد متخصص ارشدِ همان کشور!!
آقای آیت خداوندی رفسنجانی (تو بخوان صنایع ملی خوار) که با کمک آیت خداوندی «اقتصاد مال خراست» و کنار گذاشتن آیت خداوندی حسینعلی منتظری بخش مردمی تر جمهوری اسلامی ورییس مجلس خبرگانِ قانون اساسی که هنوز از بعضی ازخواستههای انقلاب مشروطیت دفاع میکرد؛
جهت بکاراندازی سرمایه های دزدی کرده خود از طریق خصوصی سازی و چپاول نفت ایران در خارج از کشور و هم پیالگی با این سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» مانند شیوخ عرب با فکر اینکه میتواند مانند خود آمریکا و سران 8+1 کشور صنعتی وارد معرکهِ چپاولِ کارگران جهان گردند که با نشان دادن در باغ سبز امپریالیسم، وی را کور کرده بودند و از هر قدم ِ خیانت آمیزی به خیانت بزرگتری واداشتند.
این ۱۴ میلیون حاشیه نشین هنوز خیلی کم است، مرز آن تا ۳۵ میلیون و با ایست کوتاهی به ۶۰ درصد اهالی زمان خود، شاید شصت میلیون نفر خواهد رسید.
به ا. آمریکا نگاه کنید تا درس عبرت بگیرید:
بانک گلدمن ساکس و شرکا – آگاهانه و عامدانه بحران «آباکوس یعنی بحران مسکن» را عمداً خلق کردند و یکشبه چندین ده هزار در آمریکا و یا چندین میلیون خوانواده مالک خانه را در سراسر جهان*)، به دوره گردان چادر نشینانِ حاشیه نشین، تبدیل نمودند! و سپس با بُردوزل (بیل های بزرگ خودکار) در عرض یک روز محله های بزرگی در نیویورک را در جلوی چشمان مالکان گریان، باخاک یکسان کردند تا وال استریت بتواند دوباره سرمایه های پارک شده خود را بچرخه تولید وارد نماید.
تنـها راه نجات همانا مرگ سرمایداری و سرمایداران از طریق انقلاب است و هرنوع «کانزیسم اقتصادی» «نولیبرالیسم» «جهانی سازی سرمایداری» «شرکت های فراملیتی و یا مولتی ناسیونال که نامهایی خر رنگ کن برای من و شما درست کردهاند و تبلیغ شرکت ها وطن ندارند؛
که همگی دارای وطن بوده و کشوری با ارتش خود پشت آنها خوابیده است» و هرنوع «ایسم» دیگری اگر بتوانند اختراع و بعمل در آورند، این درد را دوا نخواهد کرد! (زیرا در جنگ بَعدی با ورق های روباز یعنی «امپریالیسم خالص و تجدید تقسیم جهان» بازی میشود)
…………………..
*)- فیلمهای متأثر کننده آن هفتهها نقل و نبات تلویزیونهای اروپایی بود و غافل بودند که این سونامی چند هفته بعد آنان را هم در خواهد نوردید! که چنین شد.
در ایران بیش از یکسال بطول انجامید تا این سونامی بایران رسید؛
زیرا بخاطر تحریم، راههای نفوذی مستقیم و بلافاصله بازار های بورسی به ایران محدود گردیده بود و آمریکایی ها هنوز برای آن چارهای نیاندیشیده بودند و برعامل زمان و تأثیر خصوصی سازی منتظر ماندند و اکنون هم که نتایج آن با قرارداد «برجام»چای این خیانت نوین الیگارشی مالی و سرمایداران خرد و کلان مالی ایران، بر تمام زحمتکشان، حتی رهبر چند چهره واضح و روشن شده است، که گاهی دست بریختن اشکهای جهت مخالفت وی با آن و بی تقصیری خود، برای مردم میزند.
زیرا آنان بخوبی بسرنوشت دو اعلاحضرتای قدر قدرت و دیگر سران بزانو افتاده امپریالیسم آمرکا و دیگر کارگذاران آنان بخوبی مطلعند و میدانند که این شتر بزودی جلوی خانه آنها خواهد خوابید.
ناگفته نماند:
این نوع فیلمها را در سالهای هفتاد قرن گذشته (۱۹۷۳) هالیود با شرکت چارلستون هستون و آر بی جی رابینسون و سیدنی پوایه بنام «سای لنت گرین(بنام بیسکویت سبز-در ایران)» و در آلمان بنام چه کسی سال ۲۰۲۲ را تجربه خواهد کرد که نام کتابی بنام «Green Feed» بود بنمایش در می آوردند تا مردم آمریکا و جهان را برای چنین نوع زندگی آماده سازند!
چرا انسانهای خرده بورژوا اینقدر کم حافظه هستند و اصولاً فاقد هرنوع حافظه تاریخی طبقاتی هستند. کافی است که به ترتسکیست ها نگاه کنید که هرگونه اشاره به گذشه تاریخی، آنان را به عذاب وجدان وادار مینماید.
سپیده
بیست وهفتم آدر ماه ۱۳۹۲

