وضعیت احقاق حقوق کودکان در کشور با محوریت محرومیت تحصیلی کودکان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی همچنین کودکان کار و مهاجر، رعایت نشدن عدالت آموزشی در کشور، آمار بالای مردودی‌ها، تنبیه‌های روانی و بدنی در مدارس و غیره از جمله مباحثی است که در میزگرد «بررسی ابعاد حقوق کودک در ایران» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.

armut_098

تأمین ۲۴/طاهره پژوهش، نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان با بیان اینکه کار اصلی انجمن حمایت از حقوق کودک تبلیغ و ترویج پیمان‌نامه حقوق کودک در ایران است و براساس اساسنامه این انجمن بیش از هرچیز به دنبال آن هستیم که آن چه به عنوان حقوق کودک در جهان مطرح است در ایران نیز جاری شود تا شاهد اثربخشی آن در زندگی کودکان باشیم عنوان کرد: وظیفه انجمن حمایت از حقوق کودکان طرح مطالبات کودکان در جامعه است، به امید آنکه سیاستگذاران این مطالبات را شنیده و در تصمیم گیری‌هایشان لحاظ کنند.

وی در ادامه ضمن تاکید بر آنکه یکی از حقوق اصلی کودکان مساله «آموزش» است گفت: در قانون اساسی تحصیلات دوره ابتدایی اجباری و به تحصیل رایگان کودکان تاکید شده است؛ علاوه بر قانون اساسی به علت آنکه ایران «کنوانسیون حقوق کودک» را پذیرفته نیز، موظف است به مفاد آن کنوانسیون عمل کند که در آنجا نیز بر تحصیل رایگان و اجباری کودکان تاکید شده است.

نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در ادامه به تجربیات این انجمن در خصوص ارائه خدمات آموزشی به کودکان فاقد شناسنامه و اوراق هویتی اشاره‌ کرد و افزود: زمانی که طرح آموزش را در انجمن حمایت از حقوق کودکان آغاز کردیم، با تعداد زیادی از کودکان بدون شناسنامه حاصل از ازدواج‌های صیغه‌ای رو به رو شدیم که جذب محیط های آموزشی انجمن شدند؛ در واقع تا آن زمان نمی‌دانستیم که کودکانی وجود دارند که بدون شناسنامه بوده و به خاطر نداشتن اوراق هویتی قادر به ثبت نام در مدارس دولتی نیستند.

ضرورت تصویب طرح «اعطای تابعیت به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» در مجلس

به گزارش ایسنا،پژوهش ادامه داد: امیدوار بودیم طرح «اعطای تابعیت به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» توسط مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد تا این کودکان بتوانند شناسنامه دریافت کنند اما متاسفانه این طرح پس از شش سال به مجلس شورای اسلامی ارسال و سپس رد شد.

شیوا دولت آبادی، مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان نیز در ادامه با تاکید بر آنکه مشکلات در حوزه آموزش برای کودکانی که در شرایط دشوار و محروم هستند سرریز شده است؛ ضمن اشاره به عدم تصویب طرح «اعطای تابعیت به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» توسط مجلس گفت: علی رغم تعهدی که نسبت به منافع عالی کودکان در ایران داریم، اما همچنان شاهد آن هستیم که در مجلس شورای اسلامی باوجود آنکه قانونگذار بیش از هر فرد دیگری می‌تواند در سرنوشت کودکان با تصویب قوانین مختلف تاثیر گذار باشد، قوانین ما دوستدار کودک‌ نبوده و به منافع کودکان توجه نمی‌کند.

وی ادامه داد: تا زمانی که کودکان سردرگم و بی‌هویت از مادران ایرانی با پدرانی از هر تابعیت، تنها به این دلیل که پدرشان تابعیت ایرانی ندارد، هنوز هم در ایران ازهویت محروم می‌شوند، کاملا آشکارا نشان داده می‌شود که مساله کودک اصلا در ایران مطرح نیست.

آمارهای متفاوت از تعداد کودکان دریافت کننده «کارت‌های آموزش»

 در ادامه نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان ضمن اشاره به دستور مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «هیچ کودک افغانستانی، حتی مهاجرینی که به صورت غیرقانونی و بی‌مدرک در ایران حضور دارند، نباید از تحصیل بازبمانند و همه آنها باید در مدارس ایرانی ثبت نام شوند»، ضمن استقبال از دستور مقام معظم رهبری، تصریح کرد: پس از فرمان رهبری، مجددا این کارت‌ها صادر شدند اما در خصوص تعداد کودکانی که این کارت ها را دریافت کرده‌اند در حال حاضرابهام وجود دارد، به طوریکه دو آمار 48 هزار نفر و 55 هزار نفر دریافت کننده اعلام شده است، اما براساس مشاهدات، بسیاری از کودکان اصلا در جریان این اطلاع رسانی‌ها برای دریافت این کارت‌های آموزش قرار نگرفته‌ بودند.

نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان ادامه داد: تنها پنج روز مدت زمان دریافت کارت‌های آموزش تحت عنوان «معرفی‌نامه تحصیلی دانش‌آموزان اتباع افغانستانی فاقد مدارک اقامتی» در اردوگاه‌ها بود درحالیکه بسیاری از کودکان اصلا در جریان این پنج روز اعلام شده قرار نگرفتند و به این ترتیب خود به خود از این کارت‌های آموزشی محروم شدند.

وی همچنین عنوان کرد: بسیاری هم به دلیل عدم آگاهی پدر و مادر که گمان می‌کردند اگر سن فرزند را بزرگ‌تر از آنچه هست عنوان کنند، برایشان بهتر می‌شود؛ کارت‌های آموزشی را دریافت کردند که با سن واقعی کودک مغایر بوده و مطابقت نداشت؛ برای مثال کودک هشت ساله کارت آموزش کودک 11 ساله را دارد. علی رغم تمام تلاش‌های انجمن‌ها برای اثبات این مساله به مدیران مدارس، تلاش‌ها بی‌فایده بوده بدین ترتیب حتی برخی از این کودکان به علت عدم تطابق سن واقعی با سن کارت آموزشی دریافتی، از تحصیل محروم شده‌اند.

نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در ادامه به برخی دیگر از اشکال محرومیت کودکان از کارت‌های آموزشی اشاره کرد و گفت: همچنین برخی از پدر مادرها نیز به علت بی‌سوادی قادر به محاسبه سال میلادی تولد کودک خود نبوده و نتوانستند اطلاعات درست را ارائه دهند؛ به همین خاطر کودکانشان در حال حاضر محروم از تحصیل شده‌اند. این درحالیست که بسیاری از این افراد برای دختران خود کارت آموزش دریافت نکرده‌اند تا آنها در خانه بمانند و فقط پسرها به مدرسه بروند.

«شهریه» مشکل بزرگ تحصیل کودکان بی‌هویت

پژوهش افزود: با این حال درچنین شرایطی، توانستیم تعداد زیادی از کودکانی را که دارای فرآیند مددکاری مداوم بوده‌اند را در مدارس دولتی ثبت نام کنیم که این گروه نیز دارای مشکلات «شهریه» هستند.

وی در خصوص مسائل و مشکلات شهریه‌ای این افراد تصریح کرد: براساس شهریه اعلام شده از سوی دولت هر کودک باید 210 هزار تومان در مقطع ابتدایی به مدارس پرداخت کند اما مدارس مبلغی حدود 300 هزار تومان را از خانواده مطالبه می‌کنند و زمانی که علت را از مدیر مدرسه جویا می‌شویم مدعی‌اند به علت عدم بودجه و همچنین مبالغی تحت عنوان کمک به مدرسه و غیره این مبلغ اضافی باید از سوی خانواده‌ها پرداخت شود.

نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان ادامه داد: واقعیت این است که آموزش و پرورش توان تجهیز مدارس را از لحاظ لوازم و امکانات آموزشی ندارد. سوال ما از آموزش و پرورش این است که آیا این مسائل در بودجه‌ها دیده شده‌اند یا نه؟ اگر تجهیز مدارس در بودجه آموزش و پرورش دیده شده است، آیا نظارتی بر نحوه هزینه کرد بودجه‌ها وجود دارد؟ زیرا در حال حاضر خانواده‌ای که دارای چهار کودک است،نمی‌تواند یک میلیون و 200 هزار تومان به مدرسه بدهد تا کودکان خود از امکانات آموزشی استفاده کنند، به این ترتیب کودکان این خانواده ها علی رغم اقدامات مددکاری از تحصیل محروم می‌شوند.

ترس خانواده‌های مهاجر از اعزام به مرز یکی از علل محرومیت تحصیلی فرزندان آنها

پژوهش ادامه داد: همچنین شاهد آن هستیم که بسیاری از این خانواده‌ها ترس اعزام به مرز را همواره با خود به همراه دارند. آن ها می‌ترسند در صورت مراجعه به اردوگاه‌ها برای دریافت کارت‌های آموزشی دستگیر شوند زیرا گمان می‌کنند این طرح برای این مطرح شده که آنها خودشان به اردوگاه‌ها مراجعه کرده تا شناسایی و سپس به مرز فرستاده شوند که این مسائل همگی حاکی از ابهامات موجود در این طرح است.

وی تصریح کرد: براساس گزارشات، اردوگاه‌های ارائه کننده کارت های آموزشی در برخی شهرستان ها بسیار خلوت بوده‌اند درحالیکه در استان تهران اردوگاه‌های دریافت کارت آموزشی بسیار شلوغ‌تر از حد معمول بود به طوری که حتی مسئولان آنها وقت نمی‌کردند به امور تمامی افراد رسیدگی کنند.

سیاست‌های پادگانی پاسخگوی مشکلات هرندی، شوش و ناصرخسرو نیست

 نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در ادامه این نشست ضمن بیان آنکه در حال حاضر بیش از همه در محلات آسیب خیزی مثل هرندی، شوش و ناصرخسرو می‌بینیم که کودکان جذب آسیب‌های اجتماعی می‌شوند گفت: متاسفانه پس از ورود آنها به آسیب‌ها، دولتها مجبور به صرف میلیون‌ها تومان در جهت کاهش این آسیب‌ها می‌شوند درحالی که در بسیاری از مواقع این اقدامات اثربخشی‌های لازم و کافی را ندارند.

کسی به فکر وضعیت تحصیل کودکان چرخی بازار تهران هست؟

نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در ادامه به مشکلات آموزشی کودکان کار نیز اشاره کرد و گفت: علاوه بر کودکان اتباع، فاقد شناسنامه و اوراق هویتی تعداد زیادی کودک کار نیز در کشور وجود دارند که به علت ساعات کاری طولانی نمی‌توانند برای مثال پنج ساعت در مدرسه حضور داشته باشند؛ به این ترتیب آنها نیز از تحصیل محروم می‌شوند که این مساله به طور خاص در ارتباط با کودکان چرخی بازار تهران صدق می‌کند.

پژوهش ادامه داد: طی تحقیقی که سال گذشته در خصوص کودکان چرخی و یا بارکش بازار تهران داشتیم، متوجه شدیم بسیاری از این کودکان به مدرسه نمی‌روند و از دریافت هرگونه امکانات آموزشی محروم‌ هستند به این ترتیب به آنها اعلام کردیم سال آینده تمامی شما را در مدرسه ثبت نام خواهیم کرد و درهمین راستا طرحی را به آموزش و پرورش منطقه 12 ارسال کردیم تا یکی از مدارس خود را در ساعات 7:30 تا 9:30 صبح به این کودکان اختصاص دهد اما تا الان هنوز هیچ موافقتی با این طرح نشده است.

وی افزود: این در حالی است که حتی دو مدرسه‌ای هم که سال گذشته آموزش و پرورش طی اقدام خوبی به کودکان کار اختصاص داد و شامل یک مدرسه دخترانه و یک مدرسه پسرانه بود، از کودکان کار گرفته شد و هر دو مدرسه را امسال تعطیل کردند.

وی ادامه داد: در حال حاضر آموزش و پرورش مدرسه پسرانه‌ای را به عنوان مدرسه «شهید منتظری» برای تحصیل کودکان بازمانده از تحصیل و یا فاقد اوراق هویتی اختصاص داده است و در چنین شرایطی معلوم نیست که تکلیف دانش آموزان دختر چه خواهدشد؟

48 هزار مردودی سال اول دبستان، در سال جاری یک فاجعه بزرگ است

 دولت آبادی در ادامه به آمار 48 هزار مردودی سال اول دبستان در سال جاری اشاره کرد و گفت: این یک فاجعه بزرگ است که 48 هزار مردودی کلاس اول دبستان داریم در حالیکه درهیچ جای دنیا به علت آن که سیستم آموزش ابتدایی فاقد ارزیابی‌های دقیق عددی بوده و ارزیابی‌های کیفی جایگزین آنها شده است، این مساله مشاهده نمی‌شود.

کودکان ایرانی مدرسه را دوست ندارند

مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان در ادامه ضمن بیان آنکه براساس آمارهای مشاهداتی می‌توان ادعا کرد که کودکان ایرانی مدرسه را دوست ندارند واز شروع سال تحصیلی لذت نمی‌برند گفت: برای درک این مساله تنها کافی است که شاهد خروج دانش آموزان از مدرسه باشیم که گویی از پادگان رها شده‌اند؛ در چنین شرایطی تنها مساله‌ای که کودکان را گاهی دلتنگ مدرسه می‌کند، حضور دوستانشان است که متاسفانه این رابطه صمیمانه بین معلم و دانش آموز در مدارس ایران ایجاد نمی‌شود.

دولت آبادی در ارتباط با معلمان کلاس اول ابتدایی نیز اظهارکرد: اگر معلم کلاس اول ابتدایی موظف شود تا برای مثال مدرک کارشناسی ارشد داشته باشد و یا بالاترین حقوق را از نظام آموزش و پرورش دریافت کند، باعث می‌شود آن فرد به علت علاقه مندی به کار و همچنین بهره‌مندی از امکانات کافی، دانش آموزانی را تربیت کند که محیط مدرسه را دوست دارند. به این ترتیب حرمت معلم نیز حفظ شده و در زندگی خود تامین خواهد شد زیرا چنین معلمی عاشق کارخود است و می‌تواند دانش آموزان را به نحو احسنت تربیت کند.

وجود معلمان بی‌علاقه مشکل اصلی آموزش و پرورش

وی افزود: در حال حاضر بیشترین مشکل در حضور نداشتن معلمانی است که ذاتا معلم بوده و به عبارت دقیق‌تر به شغل خود علاقمند باشند تا بتوانند کودکان را به نحو صحیح تربیت کرده و برآنها اثرگذاری‌های لازم را بگذارند؛ البته نمی‌توان ادعا کرد که از این دست معلمان در کشور وجود ندارد، اما بی‌شک تعداد آنها زیاد نیست زیرا درغیراین صورت نسل‌های بسیار بهتری را تربیت می‌کردند.

کیفیت آموزشی مدارس کشور بسیار پایین است

نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در ادامه به کیفیت آموزشی مدارس کشور اشاره کرد و گفت: وضعیت آموزشی و همچنین کیفیت آموزش در مدارس کشور بسیار پایین است. تا زمانی که مدارس ایران به محل دوستدار کودک تبدیل نشوند وضعیتی بهتر از این نخواهیم داشت زیرا کودک باید بتواند ویژگی‌ها و توانمندی‌های خود را در مدرسه کشف کند، پرسشگری آزادانه داشته باشد تا توانایی کشف راه‌های پیشرفت را فراگیرد، در غیر این صورت فرد در مدرسه به کودک منفعلی تبدیل می‌شود که انگیزه لازم را برای ادامه تحصیل ندارد.

تفاوت عمده تعداد واژگان کودکان شهری و روستایی هنگام ورود به مدرسه

وی در ادامه در خصوص ضرورت وجود مهدهای کودک عنوان کرد: چند سال گذشته تحقیق بسیار خوبی در آموزش و پرورش در ارتباط با تعداد واژگان در هنگام ورود به مدرسه انجام شد که نتایج این تحقیق نشان می‌داد، کودکان مناطق محروم با 200 واژه و کودکان مناطق متوسط نشین شهرهای بزرگ با حدود 700 واژه وارد مدرسه می‌شوند که این مساله کاملا نمایانگر تفاوت بسیار عمده در آمادگی کودکان برای آموزش پذیری است.

دولت آبادی ادامه داد: این تفاوت می‌تواند سرآغازی باشد برای احساس حقارت، عدم شایستگی و غیره به این ترتیب پیش دبستانی در و مهد کودک می‌توانند با ارائه آموزش‌های بهنگام و مناسب نابرابری‌های تحمل شده با کودکان را تا حدودی کاهش دهند.