«نان و نعنا»

برایت
گردوی تازه آوردهام.
ریحان میان پارچههای ابریشم
و خوشههای پونه در شالی آبی.
نعنا در ظرفهای مسی.
برایت
از گندم شعر سرودهام
تا فریاد و نان را فراموش نکنیم.
محبوب من
برایت
سلاحی هم آوردهام
آنان آمدهاند
گردو
نان و نعنا را از ما بگیرند.
«علی رسولی _ اورست»

