
چه چیز این بحرانها را بوجود میآورد؟ سرمایهداری با یک اضافه تولید بزرگ مواجه است. بازار جهانی کالا در حال سقوط است.سرمایهداری به جنگ بیپایان نیاز دارد. سرمایهداری به نژادپرستی نیاز دارد. سرمایهداری به تفرقه نیاز دارد. سرمایهداری به سرکوب نیاز دارد. این الفبا است. مبارزه طبقانی یک جنگ است و ما جانبدار هستیم. اساس لنینیسم بر این است که جنبشهای کارگری در کشورهای امپریالیستی مسئوولیت خود را برای مخالفت همیشگی با طبقه حاکمه خود درک کنند.
منبع: جهان کارگران
۲۰ نوامبر ۲۰۱۵
تارنگاشت عدالت
طبقه کارگر برای مبارزه با امپریالیسم به یک قطبنما نیاز دارد
گزیده سخنان سارا فلاندرز در کنفرانس ملی ۲۰۱۵ «حزب جهان کارگران»؛ فلاندرز عضو دبیرخانه «حزب جهان کارگران» و یکی از دو مسئوول «مرکز اقدام بینالمللی» است.
اوضاع جهان این هفته بسیار خطرناک بهنظر میرسد. دو بحران از دو سمت مختلف ما را احاطه کرده است.
یکی بحران جنگافروزی است. پنتاگون هواپیماهای جنگنده اف-۱۶-اس را به سوریه میفرستد. چرا این مهم است؟ در حالحاضر هواپیماهای بسیاری سوریه را بمباران میکنند.
پیش از ورود روسیه به جنگ، نه تنها ایالات متحده، بلکه ۱۳ کشور سوریه را بمباران می کردند.
شما از جمله عربستان سعودی، فرانسه، بلژیک، کانادا، اردن و ترکیه را دارید-که هیچکدام به سوریه دعوت نشدهاند. ارتش ایالات متحده کل عملیات را هماهنگ میکند. همه این کشورها ادعا میکنند که «دولت اسلامی در عراق و سوریه» را میزنند، اما هیچ تأثیری بهغیر از ویران کردن سوریه نداشتهاند؛ نیمی از جمعیت آواره شده است.
اما هواپیماهای جنگنده اف-۱۶-اس که ایالات متحده به سوریه فرستاده به موشکهای هوا-به-هوا مجهزند. آنها تنها میتوانند با هواپیماهای دیگر بجنگند. «دولت اسلامی در عراق و سوریه» نیروی هوایی ندارد. روسیه دارد. این افزایش خطرناک تنشها است.
در عینحال، رییسجمهور اوباما برای نخستینبار علناً اعزام نیروهای زمینی، نیروهای عملیات ویژه را به سوریه، با افزیش بزرگ «مستشاران» آمریکایی به عراق اعلام کرد.
تحریک بسیار خطرناکی در راه است. ما باید برای آن آماده باشیم. ما نمیدانیم کدام حادثه جنگ گستردهتر را باعث خواهد شد. آیا سقوط یک هواپیما در صحرای سینا خواهد بود؟ یا سقوط یک هواپیمای روسی در سوریه؟ یا یک موشک ناتو در اوکرائین؟ یا یک کشتی در جنوب اقیانوس آرام، که ایالات متحده در آنجا تقریباً با چین درگیر است؟ یا «مانورهای جنگ» اتمی ایالات متحده در نزدیکی سواحل جمهوری دموکراتیک خلق کره؟
برای درک اینکه در همه این بحرانها چه میگذرد، لازم است ما به آنها به مثابه یک جنگ جهانی در جبهههای بسیار نگاه کنیم.
اضافه تولید سرمایهداری
چه چیز این بحرانها را بوجود میآورد؟
سرمایهداری با یک اضافه تولید بزرگ مواجه است. بازار جهانی کالا در حال سقوط است. قیمت قطعات ماشین، تجهیزات سنگین، لوله، نفت، گاز، زغال سنگ، مس، روی، ذرت، سویا و گندم به نیمی از قیمت یکسال پیش سقوط کرده است.
در رسانههای اقتصادی پیشبینیهای فزایندهای درباره یک سقوط فاجعهبار جهانی وجود دارد.
آنها میتوانند لرزش زمین را احساس کنند. زمین لرزه جدیدی در راه است. با این وصف، کارگرانی که در سقوط سرمایهداری در ۲۰۰۸-۲۰۰۷ کار خود را از دست دادند هنوز مجدداً استخدام نشدهاند.
ما امروز با یک شکاف بزرگ بین ثروتمند و فقیر مواجه هستیم که پیش از این در تاریخ بشر بیسابقه بوده است.
هشتاد میلیاردر وجود دارد که ثروت آنها از مجموع دارایی نیمی از جمعیت جهان بیشتر است. این چگونگی افراط و انحراف نظام سرمایهداری را نشان میدهد. نظام سرمایهداری از یک ظرفیت تولیدی عظیم برخوردار است که بسیار فراتر از چیزی است که میتواند امید به فروش سودآور آن داشته باشد.
سرمایهداری یک مشکل لاینحل دارد. این امپراتوی جهانی ددمنش چگونه میتواند این نظام فربه و گندیده را حفظ کند؟ این بنحو فزایندهای دشوار میشود. سرمایهداری به جنگ بیپایان نیاز دارد. سرمایهداری به نژادپرستی نیاز دارد. سرمایهداری به تفرقه نیاز دارد. سرمایهداری به سرکوب نیاز دارد.
بحرانهای بزرگ و پیشبینی نشده موجب شکست جنبشها و احزاب سیاسی بسیاری شده اند. اما با بحران فرصتهای درگیر شدن نیز همراه است.
آیا ما برای بحران بزرگی که نظام سرمایهداری برای طبقه کارگر براه انداخته آماده هستیم؟ خیر، آماده نیستیم. این ارزیابی صادقانه من است.
اما حتا تعداد اندکی کمونیست-اگر دارای اراده کمونیستی باشند و ضربهفنی و غافلگیر نشوند-توانایی ارایه رهبری در دوران بحران را دارند. این چیزی است که حزب جهان کارگران در بحرانهای گذشته به دفعات انجام داده است. ارایه رهبری، بسیار فراتر از اندازه ما، زیرا ما خودباخته نیستیم.
ما هر دقیقه با یک بحران مواجه میشویم. هر روز دو تا سه قتل نژادی توسط پلیس رخ میدهد، که هر یک از دیگری خطرناکتر است؛ دهها هزار پلیس به بزرگترین جمعیت زندانی در جهان حمله میکنند؛ شمار جنایات جنگی ایالات متحده در سراسر جهان، که هر روز و هر ساعت رخ میدهد بیش از هر زمان دیگری است. حزب و جنبشی را که برای تغییر مبارزه میکند چگونه باید هدایت کرد؟ این جا است که لنین هنوز لنگر ما است.
این دوره بحرانها به یک جنبش سوسیالیستی انقلابی نیاز دارد که غرایز و واکنشهای هر کادر آن علیه نژادپرستی، برای ستمدیدگان بوده، و همیشه برعلیه طبقه حاکمه خود باشد-این لنینیسم است.
سرمایهداری کار نمیکند. امروز علاقه فزایندهای به سوسیالیسم وجود دارد.
ما باید با رهبران سیاسی مبارزه کنیم که ادعا میکنند سوسیالیست یا سوسیال دموکرات هستند و هنوز از جنگهای ایالات متحده حمایت میکنند.
برنی ساندرز وعده یک انقلاب سیاسی، دستمزد مناسب، عدالت نژادی، یک سیاست انسانی مهاجرت و پایاندادن به نابرابری درآمد را میدهد. اما ساندرز همچنین قول میدهد که از «منافع حیاتی آمریکا» دفاع خواهد کرد. استفاده از نیروی نظامی همیشه باید یک گزینه باشد. ساندرز به تأمین بودجه همه جنگهای ایالات متحده رأی مثبت داده است. او از تجارت آزاد و «حق دفاع از خود» برای اسراییل حمایت کرده است. در اساس، موضع او دفاع از کل نظام گندیده نژادپرست است.
همچنین تعداد بسیاری از سوسیالیستهای دانشگاهی وجود دارند که به جنگهای ایالات متحده نه میگویند، اما همیشه توضیح میدهند چرا شما باید از هر دولتی که ایالات متحده در سوریه، اوکرائین، لیبی، چین، ونزوئلا یا کوبا هدف قرار میدهد متنفر باشید.
یک قطبنما برای جنبش
ما باید همانطور که قطبنما همیشه شمال را نشان میدهد، به هر موضوع نگاه کنیم. یک قطبنما رو به جهات مختلف نمیایستد. عین این در مورد ما نیز صادق است. قطبنمای ما همیشه به سمت امپریالیسم ایالات متحده اشاره می کند، همیشه بر جنایات امپریالیسم تمرکز دارد. ما اگر تمرکز خود را حفط کنیم، منحرف و سردرگم نخواهیم شد.
قطبنما جام جهاننما نیست. اما ابزار بسیار مفیدی است. طی صدها سال از آن استفاده شده است. در توفان، در منطقه جدید یا برای تعیین مسیر حرکت بسیار مفید است
ما باید پیوسته جنبش را در سمت مخالفت با امپریالیسم آمریکا قرار دهیم. عمل بهمثابه یک قطبنما برای جنبش کارگری در ایالات متحده به ایجاد وحدت سوسیالیستی کمک خواهد کرد.
در جریان هر بحران، رسانهها از «روسیه را مقصر بدانید»، «چین را مقصر بدانید» پر میشوند و آنها را بهمثابه امپریالیست محکوم میکنند؛ یا پیام این است که «سوریه را مقصر بدانید»، «ایران را مقصر بدانید» و آنها را بهمثابه هیولا محکوم کنید.
این مقصر نشاندادنها باعث میشود که تقصیر ایالات متحده فراموش شود.
این الفبا است. مبارزه طبقانی یک جنگ است و ما جانبدار هستیم. حزب دنیای کارگران یک سازمان رزمنده است.
اساس لنینیسم بر این است که جنبشهای کارگری در کشورهای امپریالیستی مسئوولیت خود را برای مخالفت همیشگی با طبقه حاکمه خود درک کنند. در غیر اینصورت ما گم خواهیم شد. ما در قیلوقال رسانهها، در لایههای تبلیغات، شووینیسم و نژادپرستی که هوایی را که تنفس میکنیم اشباع کرده، غرق خواهیم شد. این سم میتواند بدرون خود حزب رسوخ کند و ما را فلج نماید. حفظ برندگی انقلابی در مرکز امپریالیستی دشوارتر است.
مواجه با بجران آوارگان و مهاجرین
دهها میلیون مهاجر از فاجعه اقتصادی در کشورهای خود که در نتیجه مناطق آزاد تجاری و سرمایهداری جهانیشده بوجود آمده فرار میکنند. میلیونها آواره جنگی جنگهای ایالات متحده در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، سودان و یمن وجود دارد. جنگهای ایالات متحده کل آفریقا و غرب آسیا را بیثبات کرده است.
پیشدرآمد هر جنگ تبلیغات بزرگ رسانهای درباره مردم مستأصل یا سلاحهایی است که گویا جهان را تهدید میکنند و این که «ما باید کاری بکنیم.»
ما باید هشیار باشیم که پوشش عظیم و تمرکز رسانهها برای حرکت آوارگان مستأصل برای رسیدن به اروپا برای درهم شکستن مقاومت در اروپا در برابر حملات ناتو و ایجاد مناطق پرواز ممنوع در سوریه هماهنگ شده است.
اعلام منطقه پرواز ممنوع دستاویزی است که ایالات متحده در لیبی، در کارزار بمباران هفت ماههای که کشور را ویران و جمعیت را آواره ساخت، از آن استفاده کرد.
ایجاد همبستگی بینالمللی
همبستگی بینالمللی تنها سلاحی است که طبقه کارگر دارد. این یعنی همیشه ایستادن در کنار ستمدیدگان، بویژه آنهایی که تحت حمله قرار دارند. این یعنی هرگز نپذیرفتن هیچ بهانهای برای جنگهای ایالات متحده. هر جنگی که امپریالیسم آمریکا در آن پیروز شود به معنی یک عقبگرد بزرگ برای کارگران در اینجا و در سراسر جهان است.
انترناسیونالیسم یک سلاح است زیرا وحدت و آگاهی طبقاتی را میسازد. طبقه کارگر امروز از نظر ترکیب و در ارتباطات از هر زمان دیگری بینالمللیتر و برای درک نیاز به همبستگی بازتر است. میلیونها کارگر مبارزه در کشورهای مبداء خود را احساس میکنند و با تجربیات غنی از مبارزه طبقاتی آمدهاند.
امپریالیسم ایالات متحده در وضعیت مستأصلی قرار دارد زیرا هیچیک از جنگهای آن پیروز نشده است. آنها در عراق، افغانستان و لیبی دولتها را سرنگون کردند و حاکستر ویرانهها را برای جمعیت باقی گذاشتند، اما در ثبیت سلطه ایالات متحده پیروز نشدند.
بیایید در متمرکز ساختن حزب ما و کل جنبش بر مخالفت با هر گام امپریالیسم ایالات متحده، دشمن همه بشریت، مصمم باشیم. این قطبنمای ما است.
ما در اینجا در مبارزه طبقاتی به همان عزم راسخی نیاز داریم که مبارزه فلسطینیها میرساند و کل جهان اکنون تکرار میکند: «فلسطین پیروز خواهد شد!» همان اعتماد بهنفسی که مردم کوبا نشان دادند و اعلام کردند: «!Venceremos»، «کارگران متحد هرگز شکست نخواهند خورد!»
http://www.workers.org/articles/2015/11/20/the-working-class-needs-a-compass-to-fight-imperialism/

