لاوروف پافشاری میکند که آتشبس در مورد جبهه النصره و داعش صادق نیست. این موضع بسیار خوبی است ولی نیروهای جهادگرایدیگری که توسط آمریکا و اذنابش پشتیبانی میشوندچه؟ وزیرامورخارجه روسیه آقای لاوروف مطمئناً میداند که کری کوشش میکند تا روسیه را تحمیق کند به این امید که روسیه دست از پشتیبانی ارتش عربی سوریه بردارد تا ایالات متحده پیروزی خود را از چنگال شکست بیرون کشد. زمان نشان خواهد داد که آیا کری موفق خواهد شد یا خیر. آیا روسیه دوست خود را خواهد فروخت تا دشمنان خود را بخرد، مثل غرب در مونیخ ۱۹۳۸؟ این بار نه. مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میهراسد. امیدوارم که لاوروف از طرف «شرکای» دورو و ضد روس خود مجدداً مایوس نگردد.

میشل جابرا کارلی
تارنگاشت عدالت
ولترنت
۲۵ فوریه ۲۰۱۶
شما تغییر موضع ایالات متحده آمریکا در قبال سوریه را درک نمیکنید؟ این کاملاً نرمال است چون هیچنوع نسبتی بین آنچه که آنها عمل میکنند و آنچه که بیان میدارند وجود ندارد. واشنگتن که کماکان گروههای رزمی در سوریه را با سلاح تجهیز میکند در مونیخ خواستار امضای قرارداد آتشبس است. ما باید واقعاً سرباز داعش را که اکنون توسط نیروهای سوری و روسی سرکوب میشود، نجات دهیم.
روز ۵شنبه ۱۲ فوریه وزیرامورخارجه ایالات متحده آمریکا جان کری و همتای روس او سرگئی لاوروف در مونیخ با یکدیگر ملاقات کردند. کری وعده داد که امکان امضای قرارداد آتشبس « طی چند روز» ممکن است ۱ . لاوروف پاسخ داد که «مهمترین نتیجه همایش مونیخ تائید قطعنامه سازمان ملل متحد در مورد سوریه بود».
بسیاری از منابع رسانهای براین نظرند که «غرب» که عمدتاً توسط ایالات متحده آمریکا و منشی انگلیسی آن نمایندگی میشود، دچار پانیک و ترس شده زیرا که کمکهای نظامی روسیه برای سوریه جریان جنگ داخلی را به نفع دولت دمشق تغییر داده است و لذا کری عجله دارد که فاجعه یک «پیروزی» قابلتوجه روسیه را مانع شود.
در حقیقت ارتش عربی سوریه در حال محاصره تروریستهای جهادگرا در حلب است و آنها را به عقبنشینی بسوی مرز ترکیه مجبور ساخته و میخواهد راههای تدارکاتی آنان را مسدود سازد. چه طعنه شیرینی. جهادگرایانی که نیروهای دولتی حامی حلب را محاصره کرده بودند، اکنون خود در معرض خطر محاصره قرار گرفتهاند. در اغلب نقاط، البته به استثنای رسانههای مایناستریم برگشتن ورق با خشنودی مردم روبرو شد.
نقش ایالات متحده آمریکا در این جنگ نیابتی علیه سوریه برهمه روشن است، بغیر از خود آمریکا.
دستگاه دیپلماسی اوباما بطور مستقیم و غیرمستقیم داعش و مشتقات مختلف القاعده در سوریه را مورد پشتیبانی قرار داده و اکنون عجله دارد که آنها را به کمک یک قرارداد آتش بس نجات دهد تا آنها از مرگ رهائی یابند و امکان تقویت مجدد خود را بازیابند.
سیاست ایالات متحده آمریکا ما را به یاد یک قرارداد دیگر مونیخ در سپتامبر ۱۹۳۸ میافکند که انگلیس و فرانسه چکسلواکی را فروختند تا به روابط بهتری با آلمان نازی دست یابند. در آن زمان نیز روسها نقش مثبتی ایفاء کردند ۲، تا مقاومت علیه تجاوزگران را سازماندهی کنند. تجاوزگر در سال ۱۹۳۸ آلمان نازی بود. در سال ۲۰۱۶ متجاوز یک ائتلاف «غربی» است که توسط ایالات متحده آمریکا رهبری میشود، با مشتی از دستنشاندگان عضو ناتو و یا کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی، قطر و ترکیه. همه این جنایتکاران نامزدهای مناسبی برای تحقیقات پلیسی در لاهه میباشند. در سال ۱۹۳۸ ایده این بود که چکسلواکی تجزیه شود؛ در سال ۲۰۱۶ ایده، تلاشی سوریه و سرنگونی رژیم قانونی این کشور است. در حالی که در سال ۱۹۳۸ روسیه دست به حمله نظامی نزد، در سال ۲۰۱۵ دولت مسکو این خطر را پذیرفت و بنابر درخواست دمشق وارد جنگ علیه جهادگرایانی که از خارج تامین میشدند و کشور را تسخیرکرده بودند، شد.
میشود تصور کرد که کری محل دیگری را برای ملاقات یا لاوروف انتخاب میکرد تا خاطره نفرتانگیز اقدام خبیث دیگر غرب را که قریب ۸۰ سال پیش در مونیخ رخ داده بود، دوباره زنده نکند. این بار ایالات متحده امریکا و اذنابش است که علیه سوریه جنگ براه انداخته. در هنگام لحظاتی که من این خطوط را می نگارم، ترکیه در حال بمباران کردها و مواضع ارتش عربی سوریه در شمال این کشور است. ایالات متحده امریکا میگوید که همراه با ترکیه (یعنی همپیمان خود در ناتو)، حمله به کردهای همپیمان آمریکا که علیه جهادگرایان (که آنها هم همپیمان آمریکا هستند) مبارزه میکنند، را خاتمه خواهد داد.
برخی از مفسران غربی جنگ علیه سوریه را «غیرقانونی» معرفی میکنند ولی این تنها یک تعریف صحیح سیاسی تجاوز است. امکان دیگری وجود ندارد، مگر اینکه شما واقعاً به افسانه گسترش «دمکراسی» اعتقاد داشته باشید. ولی اصلاً چه کسی این حق را به غرب داده که با تهدید اسلحه «دمکراسی» را تبلیغ کند و در عین حال با دیکتاتوری های مطلقه عرب پیمان ببندد؟
به ناگاه ایالات متحده آمریکا انساندوست شده و قصد دارد به آتش جنگی که بیش از ۵ سال دامن زده و تقویت کرده خاتمه بخشد. آمریکائی ها میگویند ما باید به مردم جنگ زده حلب کمک کنیم که شهر را تخلیه کنند تا از بمبارانهای روسیه در امان بمانند، باید کودکان و بیگناهان را نجات دهیم که توسط بمبهای بشکهای این خودکامه، رئیسجمهور بشارالاسد مورد تهدیدند. مشکل اینجاست که در بین فراریان حلب که قصد دارند برای نجات جان خود به ترکیه فرارکنند، جهادگرایان نیز وجود دارند که در حال فرار از ارتش عربی سوریه که عرصه را برآنها تنگ کرده است هستند.
باری، غرب چقدر از «دیگرانی» که به سرکردگی غرب گردن نمینهند بیزار است.ما باید «کمکهای انساندوستانه» در اختیار مردم گرسنه سوری قرار دهیم. آمریکا تضمین میکند: «این همان چیزی است که جهان میطلبد… نظر دنیا کاملاً روشن است … ما شاهد تعداد زیادی قربانی هستیم … روسها بیمارستانها را بمباران میکنند و غیرنظامیان را به قتل میرسانند…» و این نوع تبلیغات ادامه دارد. بالاخره الاغ کی میخواهد از سرزنش گوشدرازهای دیگر دست بردارد؟ غرب تا کی میخواهد فکر کند که نماینده «انظار جهانی» است؟ آیا ایالات متحده آمریکا و اذنابش سرانجام از دوروئی و دوگانگی اخلاقی خود شرمنده خواهند شد؟ با صراحت میتوان گفت خیر.
این طرح غلط غربی انسان را بیاد «تعهد به حفاظت»R2P که یک استدلال دروغ برای تجاوز به عراق و لیبی بود میافکند. این یک برگردان تکرار شونده است که میخواهد این بار جهادگرایان خارج ساخته خارجی را مورد حفاظت قرار دهد. رسانههای ماین استریم غربی به خاطر بمباران جهادگرایان «معتدل» توسط روسیه کف برلب آوردهاند با اینکه اصلاً هیچ جهادگرای «معتدلی» وجود خارجی ندارد.
تازه، متوجه شدید؟ دیگر عملاً هیچ خبری در مورد ترکیب گروه های داعش و القاعده که در سوریه میجنگند، در مورد جهادگرایان خارجی که تخمیناً از ۴۰ کشور مختلف میآیند و چندین ده هزار نفر هستند در رسانههای ماین استریم غربی به چشم نمیخورد. در واقع رسانههای مایناستریم تنها در مورد عربستان سعودی و ترکیه که امکانات در اختیار مبارزین داعش قرار میدهند، سخنپراکنی میکنند. این رسانهها فکر میکنند که میتوانند چه کسی را خرکنند؟ در واقع عربستان سعودی و ترکیه عمدهترین تامین کنندگان مالی و نظامی داعش ، القاعده و اذنابشان هستند که اولی یکی از صمیمیترین دستنشاندگان آمریکا و دومی عضو سازمان نظامی ناتو است. یک گزارش آمریکائی ۳ نشان میدهد که «همپیمانان آمریکا اخیراً تعداد زیادی از موشکهای زمین به زمین Grad را در اختیار شورشیان در سوریه نهادهاند». این امر یک روز پس از امضای «قرارداد آتش بس» صورت گرفته است. این سئوال پیش میآید که یک اروپائی و یا کانادائی معمولی چه برداشتی از اعضای ناتو دارد ک جنگ جهادطلبان در سوریه را مورد پشتیبانی قرار میدهند و خطر درگیری با روسیه را میپذیرند تا از جهادگرایان «معتدل» همپیمان خود دفاع کنند.
بدبهی است که «اپوزیسیون معتدل» تنها یک پوشش خیالی برای توجیه وظیفه R2P میباشد. یک منبع اطلاعاتی آلمان گمانه میزند که ۹۵ درصد کسانی که علیه دولت دمشق مبارزه میکنند سوری نیستند ۴ . به طوری که یکی از مفسرین بیان میداشت ۵ این «افراد معتدل» معمولاً «با کت و شلوارهای شیک تنها در سالن هتلهای غربی» رفت و آمد دارند. «۴ یا ۵» معتدلی که در ایالات متحده آمریکا با ۵۰۰ میلیون دلار مسلح شدند، تنها کسانی هستند که به عنوان نیروی نظامی در خاک سوریه حضور دارند. چه آبروریزی بزرگی. «اعتدالیونی» که از سوی آمریکا مسلح شده بودند، مدتهاست که ناپدید شدهاند، یعنی یا فرارکرده و یا به القاعده پیوستهاند. مفسر فوق میگوید: «اگر میپرسید که چرا اسد هنوز رئیس جمهور سوریه است، پاسخ ساده روسیه و یا ایران نیست بلکه این واقعیت است که ارتش او انعطاف پذیر مانده و پلورالیستی است و خصلت سوریه را بازتاب میدهد که تنها مذهب تعیین نمیکند که چه کسی پلههای ترقی را پشت سر گذارد».
آیا میتوان تحقیرآمیزتر از نقشی که غرب در سوریه و نقاط دیگر خاور میانه ایفاء میکندپیدا کرد؟ اکنون ما مونیخ ۲۰۱۶ را در مقابل خود داریم که باز غرب از طرف غلط جانبداری میکند. قرارداد آتش بس طبیعتاً جهادگرایان را از شکست نجات خواهد داد و به آنها اجازه خواهد داد خود را مجدداً مسلح کنند و از کمکهای ترکیه، اردن و آپارتاید اسرائیل برخوردار شوند تا بتوانند احتمالاً روزی باز به صحنه جنگ بازگردند. ایالات متحده هنوز در فکر «دولت موقت»، یعنی دولت بدون اسد است. همینطور عربستان سعودی و ترکیه. طبیعی است که کمکهای انساندوستانه را نمیتوان با چتر نجات فرستاد بلکه باید به کمک ایالات متحده و نیروهای نظامی دیگر کشورهای غربی بدست همپیمانان «معتدل» مشتق از القاعده رساند که سپس دولت قانونی در دمشق را مورد حمله قراردهند. گزارش داده میشود که انگلیس ۱۶۰۰ نفر را به اردن اعزام خواهد کرد تا اقدامات لازم علیه روسیه را تمرین دهند. میخواهند سر چه کسی را کلاه بگذارند؟ و این مطمئناً تنها یک تصادف است که رسانههای مایناستریم غربی اکنون از کمکهای انساندوستانه به خلق سوریه دم میزنند، خلقی که در اثر تهاجم خصومتآمیز نظامی غرب دچار این سرنوشت خونین شدهاند. پیشنهاد کری برای اعلام آتشبس هیچ رابطه ای با «کمکهای انساندوستانه» ندارد ولی مربوط به جنگ جهادگرایان علیه سوریه است تا حلول روح مجدد به آنها را مقدور سازد. همه اینها تنها برای حفظ آبرو است. آیا میتوانید تحقیر واشنگتن و بهانه خوبی برای کاریکاتوریستهای آمریکائی که برنده جایزه صلح نوبل، آقای اوباما را به عنوان یک کوتوله جبون که قادر نبود در مقابل روسیه بایستد، را ترسیم کنند را متصور شوید ؟
پیشنهاد کری برای اعلام آتشبس در اصل فرمولی برای یک جنگ مستمر در سوریه و خاور میانه است. آیا ترکیه در طول آتش بس از پشتیبانی داعش و القاعده در آن سوی مرزهای خود دست برخواهد داشت؟ طبیعتاً نه! و عراق؟ چه کسی خواهد توانست داعش در عراق را مانع شود که از قدرت داعش و القاعده در سوریه به نفع خود بهره نگیرد؟ یک گروه دگراندیش آمریکائی میگوید که قرارداد آتش بس مونیخ ارزش کاغدی که روی آن نوشته شده را ندارد. استعارهای که در مورد قرارداد مونیخ ۱۹۳۸ نیز صادق بود.
لاوروف پافشاری میکند که آتشبس در مورد جبهه النصره و داعش صادق نیست. این موضع بسیار خوبی است ولی نیروهای جهادگرای دیگری که توسط آمریکا و اذنابش پشتیبانی میشوندچه؟
وزیرامورخارجه روسیه آقای لاوروف مطمئناً میداند که کری کوشش میکند تا روسیه را تحمیق کند به این امید که روسیه دست از پشتیبانی ارتش عربی سوریه بردارد تا ایالات متحده پیروزی خود را از چنگال شکست بیرون کشد. زمان نشان خواهد داد که آیا کری موفق خواهد شد یا خیر. آیا روسیه دوست خود را خواهد فروخت تا دشمنان خود را بخرد، مثل غرب در مونیخ ۱۹۳۸؟ این بار نه. مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میهراسد. امیدوارم که لاوروف از طرف «شرکای» دورو و ضد روس خود مجدداً مایوس نگردد.
[1] “Press Availability at the International Syria Support Group”, Voltaire Network, 12 February 2016.
[2] «’Only the USSR has… Clean Hands’ : the Soviet Perspective on the Failure of Collective Security and the Collapse of Czechoslovakia, 1934-1938» part 2, Michael Jaraba Carley,
[3] “While Kerry Talks Ceasefire, US Allies Secretly Ship Grad Missiles to Syria Rebels”, Daniel McAdams, The Ron Paul Institute for Peace and Prosperity, February 12, 2016.
[4] “Asian rebels in Aleppo, Western blind spot”, Christina Lin, Asia Times, February 8, 2016.
[5] “Why Assad’s Army Has Not Defected”, Kamal Alam, The National Interest, February 12, 2016

