[tur_russ_arbeiter

قصد ما این نیست که همه را با یک چوب برانیم. اما می‌دانیم آن‌چه که امروز در سوریه می‌گذرد نتیجه سیاست‌های دولت اسد نیز هست. دولت اسد بود که کشور را به روی آزاد‌سازی باز کرد و قبل از شروع درگیری‌ها تلاش کرد روابط خوبی با امپریالیست‌های واشنگتن برقرار کند. از زمان مارکس، کمونیست‌ها در تعیین موضع خود پیرامون موضوعات بین‌المللی این اصل را پذیرفتند: منافع انقلاب جهانی چه چیز را ضروری می‌نماید؟ امروز یک انقلاب جهانی در حال‌ صعود نیست، اما منافع تاریخی آن هنوز وجود دارد. این منافع شکست تجاوزگری امپریالیستی علیه سوریه را می‌طلبد. اسد اکنون یک بازیگر است و به مردم خود پاسخگو است. لذا من به آن نمی پردازم. اما مخالفت با ایران و روسیه برای ایستادن در کنار مقامت سوریه، حتا اگر آن‌ها این را براساس منافع خود انجام می‌دهند، برای کمونیست‌ها منطقی نیست.

منبع: رسانه بین‌المللی کمونیستی

تارنگاشت عدالت
۲۴ دسامبر ۲۰۱۵

«تنها متحد ما در روسیه طبقه کارگر و نمایندگان آن است»
مصاحبه ویژه با کمال اوکویان، دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست ترکیه پیرامون تنش بین روسیه و ترکیه، تحولات در سوریه و درگیری بین کشورهای امپریالیستی

علاوه بر بیانیه‌های کمیته مرکزی حزب کمونیست ترکیه، چندین مقاله از شما و دیگر اعضای رهبری حزب درباره تشدید تنش، پس از آن‌که ترکیه هواپیمای روسیه را سرنگون کرد، منتشر شده است. نکات برجسته مشترک آن‌ها چیست؟ حزب کمونیست چگونه  درباره موضع خود در ارتباط با تحولات در منطقه و در درجه اول در سوریه تصمیم می‌گیرد؟
کمال اوکویان: دیدگاه طبقاتی نه تنها درباره سیاست‌ها داخلی بلکه در ارتباط با سیاست خارجی نیز بکار گرفته می‌شود. در واقع، این‌ واضح‌تر از آن است که به‌نظر می‌رسد. در نتیجه، حزب کمونیست، هم به تحولات داخلی و هم به تحولات منطقه‌ای و بویژه به سیاست خارجی ترکیه یک رویکرد طبقاتی دارد. این غیرممکن است دولتی که در داخل کشور سیاست‌های کاملاً نادرست و ناعادلانه را پیش می‌برد در سیاست خارجی مسیر درستی را دنبال کند. این نتیجه ویژگی‌های طبقاتی آن است. بطور خلاصه، حزب عدالت و توسعه سرمایه انحصاری ترکیه و پیوندهای بین‌المللی آن را نمایندگی می‌کند. این نکته‌ای است که اشتباه است. شما نمی‌توانید هیچ چیز درستی از آن به دست آورید.

اما در سیاست خارجی بازیگران دیگری وجود دارند. در میان آن‌ها برخورد منافع هست. آیا چون همه این بازیگران سرمایه‌دارند، ما باید بپذیریم که همه اشتباه می‌کنند؟ آیا می‌توانیم قضاوت کنیم کدام سیاست بین‌المللی «نادرست یا درست» است؟
کمال اوکویان: قبل از هر چیز، اجازه بدهید یک نکته را روشن کنم: احزاب کمونیست قاضی نیستند، علت وجودی آن‌ها مبارزه برای یک جهان عادلانه، یعنی کمونیسم است. شخص چگونه می‌تواند تحت نظام بین‌المللی کنونی از عدالت، از درست و نادرست بگوید؟ تکرار می‌کنم، در تحلیل نهایی در هیچ‌جا و در هیچ زمان، طبقه سرمایه‌دار درست نمی‌گوید. با این وصف، احزاب کمونیست البته باید براساس تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای موضع بگیرند. حزب ما این اصل را دارد که هرگز با طبقه حاکمه کشور خود همدستی نکند، و معتقد است که این باید یک اصل جهانی برای همه احزاب کمونیست باشد.

آیا حزب عدالت و توسعه همیشه در اشتباه است؟
کمال اوکویان: ماهیتاً در اشتباه است. از نقطه نظر جزیی، طبقات حاکمه ترکیه می‌توانند در مورد مشخص «درست» بگویند. بعنوان مثال، اردوغان با گفتن این‌که «شما کشتن را خوب بلدید» اسراییل را محکوم کرد، او از نقطه نظر جزیی درست می‌گفت، او حقیقت را گفت. یا هنگامی که گفت «این ناعادلانه است که چند قدرت بزرگ بر جهان حکومت کنند» بازهم درست می‌گفت. اما ما ترجیح می‌دهیم بجای هورا کشیدن برای او ریاکاری دولت توسعه و عدالت را برملا کنیم. ما دفتر اسناد رسمی نیستیم که به دشمن طبقاتی نمره بدهیم. فراموش نکنیم که ما برای سوسیالیسم مبارزه می‌کنیم.

در ارتباط با سوریه، دولت عدالت و توسعه ادعا می‌کند حق داشت هواپیما را سرنگون کند و اجازه نخواهد داد کسی به حریم هوایی آن تجاوز کند. روسیه، از سوی دیگر، می‌گوید که «تجاوز» صورت نگرفته است.
کمال اوکویان: این تنها چیزی نیست که روسیه می‌گوید؛ روسیه همچنین می‌گوید که «سرنگون کردن هواپیما حتا اگر حریم هوایی نقض شده باشد یک عمل خصمانه است.» اما، ما باید موضوع را از بحث‌ها درباره «نقض» خارج کنیم. سیاست ترکیه نسبت به سوریه کلاً نادرست است. نیازی به بازکردن جعبه سیاه هواپیما نیست، زیرا شمار عظیمی سند و مدرک در باره جنایات اردوغان و دوستان او وجود دارد.  آن‌ها با اسلحه و پول از نیروهای بسیج‌شده برای سرنگون کردن دولت اسد در سوریه حمایت کردند. آن‌ها هم‌اکنون این را پذیرفته‌اند. ما این نیروها را «تروریست» می‌نامیم درحالی‌که آن‌ها این نیروها را «رزمندگان آزادی» می‌نامند. هواپیمای روسی نه برای حفاظت از ترکیه بلکه برای حفاظت از این نیروها سرنگون شد. علاوه براین، آن عمل به هدف ناتو برای داغ نگه‌داشتن تنش ناتو-روسیه خدمت کرد. هیچ چیز برای توجیه آن وجود ندارد.

پس در اینمورد پوتین درست می‌گوید…
کمال اوکویان: همانطور که گفتم، هنگامی که خود شالوده نادرست است، مهم نیست بازیگری که بر روی آن ایستاده درست می‌گوید یا نه. دغدغه ما خود شالوده است. زحمتکشان سوریه تنها کسانی هستند که در اینمورد درست می‌گویند.

مستقیم‌تر پرسیده باشم، درباره موضع اسد و کمک روسیه چه می‌گویید؟
کمال اوکویان: هنگامی که من می‌گویم کمونیست‌ها نادرستی، عدم مشروعیت شالوده را در نظر می‌گیرند منظورم این نیست که کمونیست‌ها چشمان خود را بر تحولات مشخص می‌بندند. از آغاز بحران سوریه، حزب ما برضد جنگ کثیفی ایستاد که توسط ایالات متحده آمریکا، ترکیه، قطر، عربستان سعودی، اسراییل و دیگر کشورها علیه سوریه راه افتاد. ما نه برای حمایت از اسد، بلکه برای ایستادن علیه تجاوزگری امپریالیستی این‌کار را انجام دادیم. این روشن است که اسد نقش مثبتی در تقویت مقاومت در سوریه ابفاء می‌کند. قصد ما این نیست که همه را با یک چوب برانیم. اما می‌دانیم آن‌چه که امروز در سوریه می‌گذرد نتیجه سیاست‌های دولت اسد نیز هست. دولت اسد بود که کشور را به روی آزاد‌سازی باز کرد و قبل از شروع درگیری‌ها تلاش کرد روابط خوبی با امپریالیست‌های واشنگتن برقرار کند.

پس معیار چه خواهد بود اگر ما آن‌ها را در یک معادله قرار ندهیم؟
کمال اوکونان: از زمان مارکس، کمونیست‌ها در تعیین موضع خود پیرامون موضوعات بین‌المللی این اصل را پذیرفتند: منافع انقلاب جهانی چه چیز را ضروری می‌نماید؟ امروز یک انقلاب جهانی در حال‌ صعود نیست، اما منافع تاریخی آن هنوز وجود دارد. این منافع شکست تجاوزگری امپریالیستی علیه سوریه را می‌طلبد. اسد اکنون یک بازیگر است و به مردم خود پاسخگو است. لذا من به آن نمی پردازم. اما مخالفت با ایران و روسیه برای ایستادن در کنار مقامت سوریه، حتا اگر آن‌ها این را براساس منافع خود انجام می‌دهند، برای کمونیست‌ها منطقی نیست. ما باید این را در نظر بگیریم که چیزی که روسیه و برخی دیگر از قدرت‌های منطقه‌ای انجام می‌دهند تنها به خلق‌های منطقه برای خریدن وقت کمک می‌کند. طبقه کارگر و جنبش‌های انقلابی در خاورمیانه ضعیف‌اند. و اگر نیرومند نشوند مصائب بیش‌تری در راه است. امروز در جهان سرمایه‌داری نه همدلی، بلکه رقابت و درگیری وجود دارد. برخورد منافع حتا در بین کشورهای ظاهراً متحد ژرف می‌شود. روابط بین ایالات متحده، آلمان، فرانسه و بریتانیا شکننده است. صحبت از مشارکت مطلق بین روسیه و جمهوری خلق چین بی‌معنی است. جهان به روی تحولات جدید باز است.  رقابت فزاینده بین انحصارات صرفاً به‌معنی جنگ‌ها، اشغالگری‌ها، و مداخلات نظامی جدید است. چیزی که کمونیست‌ها در شرایط جدید باید انجام دهند این است که، هم برای جلوگیری از جنگ و هم برای انجام وظایف تاریخی خود، مبارره طبقاتی علیه دولت‌های بورژوایی را در کشورهای خود تشدید نمایند. این برای ترکیه، برای روسیه، برای یونان و دیگران معتبر است. فراموش نکنیم چیزی که امروز در پشت خشونت قومی و فرقه‌ای قرار دارد برخوردهای عظیم بر سر بخش انرژی است و طبقه کارگر جایی در آن ندارد!

آیا میان قدرت‌های بین‌المللی تفاوتی نیست؟ به‌عنوان مثال قدرت‌هایی مانند روسیه و ایالات متحده آمریکا؟
کمال اوکویان: این فاکت که ایالات متحده آمریکا در صدر نظم جهانی کنونی قرار دارد دیگر دولت‌های بورژوایی را توجیه نمی‌کند.  بالاخره، هر دولت منافع طبقات حاکمه خودش را نمایندگی می‌کند و برای مدت زمان طولانی، بستر مشترکی بین آن منافع و منافع طبقه کارگر وجود نداشته است. نتیجتاً، کمونیست‌ها باید تحت هر شرایط، یک موضع مستقل از بورژوازی بگیرند و از خدمت کردن به منافع هر طبقه سرمایه‌دار اجتناب نمایند. از سوی دیگر، اگر ما منافع انقلاب جهانی را در نظر بگیریم، این حیاتی است که ما قدرت ایالات متحده آمریکا، متحدین آن، و ناتو را سلب نماییم. از چشم‌انداز خلق‌ها، این حیاتی به‌نظر می‌رسد که ما منابع خود را بسیج نموده مبارزات علیه اشغالگری‌ها، مداخلات خارجی، و پایگاه‌های نظامی را تشدید نماییم.  هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که این بر سیاست خارجی روسیه منطبق است. بین رقابت روسیه علیه ایالات متحده آمریکا، و موضع ضدامپریالیستی ما هیچ ارتباطی وجود ندارد. متحد ما در روسیه طبقه کارگر و نمایندگان آن است. برای ما تفاوتی ندارد که کدام جناح سرمایه‌داری بین‌المللی صاحب منابع انرژی و خطوط انتقال انرژی باشد.

آیا حزب کمونیست ترکیه روسیه را به‌مثابه یک دولت امپریالیستی ارزیابی می‌کند؟
کمال اوکویان: این پرسشی است که به یک پاسخ کاملاً همه‌جانبه نیاز دارد. قبل از هر چیز، باید بگویم که حزب ما با توجه به تحولات کنونی مقوله «امپریالیسم» را یکی از موضوعات کنفرانس سال ۲۰۱۶ قرار داده است، و روسیه موضوع بحث مشروح قرار خواهد گرفت. اگر حزب کمونیست ترکیه تاکنون روسیه را به‌مثابه یک کشور امپریالیستی توصیف نکرده، این به دلیل سمپاتی آن با انحصارات روسیه نیست، بلکه به دلیل توجه موشکافانه ما به تئوری مارکسیسم-لنینیسم است. امپریالیسم به‌مثابه یک فاکت و یک مقوله، برای نخستین‌بار توسط لنین ابداع نشد. چیزی که لنین به آن اشاره کرد این فاکت بود که علی‌رغم نظراتی که به امپریالیسم به‌مثابه رفتار در سیاست خارجی نگاه می‌کند، انحصارات سرمایه‌داری در پشت امپریالیسم قرار دارند. از این نظر امپریالیسم یک مرحله جدید از سرمایه‌داری است و نه صرفاً یک موضوع سیاست‌گذاری.

اصطلاح، جوانب اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک دارد و باید با دقت بکار گرفته شود.برخلاف نظراتی که معتقدند امپریالیسم فقط امپریالیسم آمریکا است و بعنوان مثال، یک نظر ترجیجی نسبت به اتحادیۀ اروپایی دارند، حزب ما، از ابتدا موضع سازش‌ناپذیری علیه همه قدرت‌ها و مؤسسات امپریالیستی اتخاذ کرده است. در امتداد همان خط، درهای ما به روی هر نوع همکاری یا اتحاد با جناح‌های مشخص طبقات سرمایه‌دار بسته است. با این وصف، ما فکر می‌کنیم اصطلاح «امپریالیسم» نباید بدون دقت بکار گرفته شود. امپریالیسم بر مرحله انحصاری سرمایه‌داری منطبق است اما خود آن نیست. امروز، کشورهای کمی وجود دارند که در آن سرمایه‌داری ماهیت انحصاری بخود نگرفته است، و اگر ما براین اساس بطور گسترده از اصطلاح استفاده کنیم، ارزش تحلیلی خود را از دست خواهد داد. ما همه این جوانب را در کنفرانس بررسی خواهیم کرد. و در ارتباط با روسیه. این یک کشور سرمابه داری بسیار پویایی است که از زمان فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، تلاش می‌کند در عرصه بین‌المللی براساس منابع عظیمی که دارد، برای خود فضایی باز کند.

نگاه شخص  به این کشور باید گرایش‌ها و روندها را درنظر بگیرد. روشن است که فدراسیون روسیه در راه مبدل شدن به یک کشور امپریالیستی قرار دارد. بنابراین، استفاده از اصطلاح برای اشاره به روسیه نه فقط یک موضوع علمی، بلکه یک گزینه سیاسی نیز می‌باشد. حزب ما معتقد است که همه کشورهای سرمایه‌داری  به مبدل شدن به یک قدرت امپریالیستی گرایش دارند، اما فقط برخی ویژگی آن‌را دارند.

روشن است که پوتین چهره محبوبی شده و در افکار عمومی غرب، و حتا در ترکیه، از حمایت گسترده‌ای برخوردار است. شما در اینمورد چه می‌گویید؟

کمال اوکویان: محبوبیت او رو به افزایش است، زیرا او از موقعیت برتری برخوردار است. در سمت مقابل، سیاستمداران کهنه‌ای مانند اوباما، مرکل، و اردوغان قرار دارند. او باهوش‌تر، زیرک‌تر، و اطمینان‌بخش‌تر قلمداد می‌شود. اما، ما مارکسیست‌ها باید در نظر بگیریم سیاستمداران از منافع چه کسانی دفاع می‌کنند. پوتین سرمایه‌داری روسیه را نمایندگی می‌کند. سرمایه‌داران در هیچ‌جا خوب نیستند، و هرگز خوبی نمی‌آفرینند. من باید خطاب به کسانی که پوتین را یک رهبر داری اصول می‌دانند کلمات ستایش‌آمیز او را در سال ۲۰۱۴ درباره اردوغان خاطر نشان شوم. ما در آن‌زمان گفتیم این پوتین نیست که تصمصم می‌گیرد اردوغان چگونه شخصی است. او اکنون ستایش از دونالد ترامپ، جنجال برانگیزترین نام در میان نامزدها در ایالات متحده آمریکا را آغاز کرده است. موضع او دفاع از منافع طبقه سرمایه‌دار روسیه است، نه دفاع ار منافع طبقه کارگر روسیه! عصری که منافع سرمایه‌دار و کارگر می‌توانست در کنار هم باشد، مدت زمان طولانی است که در تاریخ بشر به پایان رسیده است. اما همانطور که قبلاً گفتم، اولویت ما مبارزه علیه طبقه سرمایه‌دار خودمان است. و در درجه اول، این کمونیست‌های روسیه هستند که باید پوتین را ارزیابی کنند.

http://icp.sol.org.tr/europe/our-only-ally-russia-working-class-and-its-representatives

9 پاسخ به “تنها متحد ما در روسیه طبقه کارگر و نمایندگان آن است”

  1. سپیده

    من نمیدانم شما از کدام نیروی کمونیستی در سوریه سخن میگویید که تاکنون کسی از آن‌ها چیزی نشنیده است.
    برتولت برشت در نامه‌ای به پسرش که هنوز وجود ندارد مینویسد: فقط مادرت را کم داریم، آنوقت است که زنده می‌شوی و سپس راه می‌روی و این را میگویند Lebenslauf (تاریخچه زندگی). البته منهم چنین فرزندانی را برای شما آرزو دارم.
    شما مانند ماهی لیز هستید و دایما از اصل قضیه فرار میکنید.

    آیا شما قبول دارید که لنین و استالین در عصری زندگی کرده‌اند که ابزار تولیدی و شیوه تولیدی تاکنون تغییری ماهوی نکرده است و لنین دوران امپریالیستی را بدرستی کشف (از پیشینیان خود افرادی چون هیلفردینگ… و کائوتسکی گرفت و آنرا دوباره از اولترا امپریالیسم به «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله «گندیدگی» سرمایداری»‌ تبدیل وتعریف کرد؟ و آنرا بعمل برده و به پیروزی رسید و یا شماهم معتقدید که کار اشتباهی کرد و مانند خوشچین یا خوشبین معتقدید که باید این کار را نمیکرد و ارتجاغ سیاه استولوپینی جانی که روی خمینی را سپید کرده بود باید در روسیه باقی میماند؟
    من حد اقل امیدوارم که پاسختان همان اولی باشد.
    پرسش دوم آیا استالین توانست تمام وصایای لنین را عملی سازد که من معتقدم طبق اعتراف تمام سرمایداران امپریالیستی جهان – آری -!!(پس از مرگش همه سران دولتها و دشمنانش هم بدان اعتراف کردند که تاریخ معاصر است)
    پرسش سوم آیا لنین و استالین جنبش های ملی را حزئی از انقلاب پرولتاریای جهان قلمداد میکردند یا نه؟ که یافتن گفته‌های آنان بسیار ساده است. اگر قبول ندارید بنویسید تا من سخنان آنان را برایتان در اینباره چاپ نمایم.(اصول و مسایل لنینیسم و نوشته لنین درمورد امیر افغان) که همگی بصورت مدرک و فاکت موجودند.
    پرسش چهارم آیا هر ضربه‌ای به امپریالیسم، تقویتی برای نیروهای ضد امپریالیستی نمیباشد؟ بی‌تفاوت از کجا و چه کسی آنرا بدان وارد میکند؟

    از همه مهمتر من هر آشغال و یا اگر قهرمان دهر هم باشم چه درگذشته و چه در آینده درد کسی را اکنون دوا نمیکند!
    مساله اصلی برسر مبارزات مردمی میباشد که در ایران صورت گرفته و میگیرد و ارتجاع سرمایداری ایران را تا بدین مرز مجبور کرده است که خواستهای انقلاب مشروطیت را در مقابل امپریالیستها رعایت کند. چندین بار سرمایداران ایران قادر گردیدند که پای خیانتی رضا شاهی وار با انگلیس (لاریجانی) و آمریکا- باند رفسنجانی خاتمی روحانی با آمریکا(امضاء قرارداد کاپیتولاتیسون محمد رضایی) که هر بار هم خود با پوزه‌ای سوخته و هم امپریالیستها از ترس شکل گرفتن جنبش بعدی مردم ایران، تا کنون کج دارو مریض رفتار کرده اند. در اینکه هیئت حاکمه سرمایداری ایران اکثراً بقچه بسر همانطور که دوبار سپیده نوشت بپای میز خیانت و سازش رفتند ولی قادر نشدند و امپریالیستها به آن‌ها خندید که بدون پشتوانه مردمی هستند و در انتخابات هم فیلم‌های پخش شده خود رژیم آنرا ثابت میکرد که همان حد نصاب آمریکایی ۲۵٪ است که حامل وی در اجتماع ایران بوده وپای صندوق های رأی میروند. حقوق بشری های ناظر بر انتخابات هم جیک نزدند!! آنان حتی با نابود کردن بیش از ۹۰۰۰۰ سانتریفوژ و کارخانه آب سنگین اراک و هدیه اورانیوم ۲۵ درصدی مردم ایران که صد ها میلیارد دلار ثروت ملی ایران بود را به ک… گاو زده بباد دادند و مانند بوقلمون رنگ عوض کرده و با افتخار به آن،- به ادامه آن مشغولند و با خرید بازهم هواپیماهای خارج از رده، ولی اینبار از آلمان، برهنه خوشحالند!!
    اکثریت شکننده مردم ایران بیدار و هشیار بوده و مابین رژیم خونخوار و کارگر کشِ سرماید اری ایران و امپریالیسم، بخصوص امپریالیسم غرب، فعالانه شرکت داشته و میکنند. فقط مقر فرماندهی و لجیستیکی طبقه کارگر است که در ایران کمبود داریم که نامش حزب کار ایران است. تا در یکی از این زمین زدن‌هایی که مارکس در ۱۸ برومر لوئی بناپارت از آن سخن میگوید، کار سرمایداری را یک‌سره کنند!
    مردم ایران در مورد سال نو و مراسم و تعطبلات نوروزی با رژیم بقچه بسر خمینی بجنگ نشست و من کارت نوروزی سال ۹۳ خود را با کارت امسالی خود مقایسه کردم که در سال ۹۳ شرکت در مراسم نوروزی را برای همه آشنایان وظیفه ای اجباری و ملی دانستم و امسال فعالیت ۲۵۰۰۰ امدادگر و ۱۵۰۰ پزشک و پرستار در طرح امداد و نجات نوروزی هلال احمر را مردم به دولت چپانده اند. چهارشنبه سوری از نو رسما از ۱۳۹۰ صورت میگیرد که همگی تفی است که مردم بچهره اسلامی سرمایداران ایرانی انداخته اند.

    شما از نظام سرمایداری ایران تقاضای صفات کمونیستی را دارید. شما قادر نیستید بین کشوری امپریالیستی و کشور سرمایداری که توسط امپریالیسم خونش مکیده می‌شود و تمام اموال دزدی کرده اش را در بانکهای جهان مسدود مینمایند و بازار فروشش را در کشورهای دوستش هم جلویش را میگیرند ببینید و حتی هردو را تردستی امپریالیستی تبلیغ مینمایید. برای شما همانطور که در دیدگاه قبلی هم بیان کردم، فقط یا سیاه موجود است و یا سرخ و نمیتوانید مراحل تبدیلی آن‌ها و نقش مردم در ایران و و نقش مردم آمریکا در آمرکا و مردم سوریه در سوریه و کارگران روسیه فدرال در روسیه و اثرات آن را درک کنید.
    شما کوبانه و پید را کمونیستی میدانید! که باید بتصورات شما خندید. چرا عجلان را یک یوشکا فیشای ریق توانست دودستی به ترکها هدیه کند، چرا عچلان از سرنوشت محمد قاضی درس نگرفته بود اگر کمونیست بود؟ پ ک ک حزبی است که در نهایت بجنبش های ملی متتعلق است تا به کارگری. در دوسلدرف ۲۵۰۰۰نفر تظاهرات کردیم یک پرچم سرخ در آن وجود نداشت.
    البته که وظیفه همه نیروهای مترقی و ملی میباشد که از پ ک ک جانبداری کنند. و مبارزه برحقش را پشتیبانی! ولی انتظار کمونیست بودن از آن‌ها؟؟ تازه بمن بگویید که شما که چنین سیاه و یا سرخ فقط میتوانید ببینید، چرا به «لاس زدن‌» های سران آنان با آمریکا و زندگی کردن دایمی در ترکیه برایتان بوی ضد کمونیستی نمیدهد؟ آیا این اعمالشان خوب است زیرا زیر یوغ حکومت مرکزی «بعثی» نمیخواهند بروند؟
    مساله گذشته جنبش کمونیستی ایران را در زمانی دیگر بررسی خواهم کرد تا ببینید که بدون حزب توده سالهای بیست و سی حتی یک قصه یا یک نوازش برای خواب کودکان خود، بدون حزب توده ندارید. افرادی چون شما کوچکتر از انند که حزب کمونیست ایران و سپس حزب توده سالهای بیست را بلجن کشند! همانطور که برای خلیل ملکی ها و سپس توبه کنندگانی مانند احسان طبری و کیانوری… عاقبت خوشی نداشت برای شما هم عاقبت خوشی نخواهد داشت.
    سپیده
    بیست نهم اسفند ماه نود و چهار

    لایک

  2. سپیده

    درود بر همه خوانندگان و مجله هفته و پوزش بمناسبت طولانی شدن دیدگاه!
    اینطور که بنظر میرسد بایستی دوباره از الف شروع کرد تا روزی جواد محترم دوزاری اش افتاده و بتواند به روابط دیالکتیکی و پله تکاملی کنونی نظام سرمایداری در کشورهای صنعتی بالاخص کشورهای ابرقدرتی و امپریالیستی پی بَرَد و اینقدر دانسته و یا ندانسته که فرقی نمیکند خاک بچشمان جوانان و کارگران پویا و پژوهشگر نریزد!
    شاهد از جواد:
    «یک کمونیست از این واقعیت که «مردم از اشغال و استعمار کشورشان ناخوشنودند» اینطور نتیجه گیری خواهد کرد که باید مبارزه مردم را در مسیری هدایت کرد که…» پایان شاهد

    آقای جواد مگر دست شمارا کسی گرفته است یا گرفته بوده است که اکنون چنین بانکی را برآورده اید. چرا نمیتوانید؟؟!! زیرا نمیخواهید!! زیرا شبانه‌روز مانند خط سومی ها سعی در عقب کشیدن نیروهای ائتلافی ضد استعماری مینمایید که نکند شاید پیروز شوند و امپریالیستهای (شاید مورد طرفداری شما) شکست بخورند. این است پند شما!

    خوشبختانه طارق احمد از مرکزیت حزب سوسیالیست سوریه خود مصاحبه‌ای با رادیوی استعمار فرتوت دارد که در مجله هفته سپیده آنرا بخوانندگان توصیه نموده‌است و ببینید مبارزه مشترک بر ضد استعمار یعنی چی؟ آیا بایستی در این ۵ ساله اخیر، آنها شمشیر بروی اسد میکشیدند و یا وی را در این مبارزه تقویت مینمودند.؟
    شما نتنها شناختی از امپریالیسم و بخصوص مبارزه ضد امپریالیستی ندارید بلکه از تاریخ مبارزات امپریالیستی هم اطلاعی ندارید!
    شما حتی از تاریخ مبارزات انجام گرفته کمونیستها در ایران و در خاورمیانه و نزدیک هم کوچکترین شناختی ندارید. من اینهمه پرگویی و دهان بازکردن های بی‌پایه را فقط در اشخاص خاصی شنیده بودم که امیدوارم شما از آن‌ها مبرا باشید.
    شما با مهارت خاصی تاریخ این احزاب را از تاریخ حزب برادر بزرگ‌تر خود، حزب کمونیست کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ابتدا جدا میکنید و همرهی آنان با خروشچف ضد استلین و ضد کشور شوروی را بحساب تمام تاریخ آنان میگذارید که فقط کار ماموران ساواک در گذشته بوده است.
    شما با یک چرخس قلم جوانان را از اعدام رفقایی مانند سیامک، وکیلی، روزبه و ساخالیان … سه دوره تیرباران افسران حزب توده ایران را نتنها از ذهن پژوهشگران دور نگه میدارید حتی گفته‌های چین محبوب خود را که در ازای تیرباران هر افسر حزب توده ای،‌ ۲۵ ژنرال آمریکایی در چین اعدام خواهند گردید و ام.آمریکا را بزانو در آورد تا نخ عروسک نخی خود شاه را بکشند را هم فراموش مینمایید. بلی این احزاب مانند اکثر احزاب آنزمانی بجز حزب کمونیست آلبانی و یکسال بعد از آن حزب کمونیست چین و بسیاری از شخصیت‌های حزب توده و دیگر احزاب کمونیست جهان که از خروشچف فاصله گرفتند و به استالین و پیروزی کارگران شوراها بر فاشیسم وفادار ماندند را فراموش مینمایید ویا خود را بکوری و کری می‌زنید و همه این احزاب را خائن بالفطره از بدو تشکیل تا سقوط بروزیونیسم میدانید، که مایه ننگ است که از دهان کسی که خود را طرفدار طبقه کارگر و مبارزات مردمی معرفی میکند شنیده شود. باشد که حرف خود را پس بگیرید.
    من حتی شرکت رفقای آلمانی در ساختن بیمارستانی در کوبانی را نتنها ستوده بلکه ویدوی آنرا برای همه لیست های جمعی فرستادم، ولی چنین اعمال همدردی جای مبارزات در عمل را نمیگیرد. بایستی ابتدا به مبارزات آنان ایمان داشت تا توانست بکمک آنان رفت. پس حتی آیکوری ها به چنین مبارزه ضد امپریالیستی در خطه شمالی سوریه توسط پید واقفند.
    شاهد از جواد:
    «… کسیکه ریاکار نباشد نمی تواند ادعا کند که اینها فقط نتیجه «بی عرضه گی و کم کاری» عده ای بوده بلکه در دنیای مادی واقعا منافعی وجود دارد…»
    آقای جواد پس این در اثر رشادت و پرکاری شما صورت گرفته است که امپریالیسم غرب بسرکردگی ام.آمریکا و با پول و مزدوران عربستان سعودی و قطر… به گه خوردن افتاده و بزودی احتمالاً دُم خود را لای پایشان کشیده و با گوشهایی آویزان به سوراخ‌های خود خواهند خزید! عجب مرد هنرمند و یکه بزن هرکول منشی هستید که همه اینکار هارا بتنهایی انجام داده اید! کمی از این رشادت را هم به اوباما هدیه میدادید. تا اینجور مفتضحانه دست بگردن پوتین نیاندازد.
    در خاتمه جمله مرا کپی کرده ولی بازدن سرو ته آن، هجو و تقلیب شده و بنام خود تحویل خوانندگان میدهید!
    سپیده در دیدگاه اول خود در باره حکومت سرمایداری ایران نوشت:
    «…هرنوع مخالفتی را چه نوع قطاب زاده ای آن(کودتای آمریکایی مآب) و یا مانند آوانگارد و پیش تازان کارگری را با مرگ نابود میسازند. و در این راه از هیچ کوششی حتی سازش با امپریالیسم چه غربی و چه شرقی از راه قبول انقیاد «مصدقی-آلینده ای شکل» و چه نوع کنونی آن یعنی انقیاد با عضویت در سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» خود داری نکرده و نمیکنند. و هنوز که هنوز است از مردم خود بیش از امپریالیسم جهان خوار کنونی واهمه دارند.
    این امر مربوط به تنها نظام سرمایداران ایرانی نمیگردد و وضع در تمام کشورهای اروپایی مانند آلمان و کشورهای سرمایداری «ازاد»‌ تا کشورهای «عقب نگه داشته شده/لنین» و وابسته وضع بر همین منوال است.»
    شما چگونه آنرا عوض کرده اید: شاهد:
    «…بورژوازی همیشه حاضر است از ترس انقلاب به دامان ارتجاع سیاه پناه برد. تنها با این دید است که می توان رفتار این جریانات را توضیح داد نه بی عرضگی، بی ایمانی یا ناکارآمدی فلان رهبر حزب این یا آن کشور.»
    شما حتی نمیتوانید مابین ارتجاع سیاه و امپریالیسم تفاوتی قایل شوید! خمینی «اقتصاد مال خر است» با فرهنگی از قبر ۱۴۰۰ ساله بیرون کشیده، بدست حزبی با ۲۵۰۰۰۰ طلبه تحت فرمان بازار با کمک حزب جبهه ملی ایران و سازمان «غلام بحیی» و سرمایداران، ملاکان، دلالان… میوه انقلاب شکوه‌مند بهمن ۵۷، انقلابی که میرفت انقلاب مشروطیت ناتمام را بسرانجام رساند چید و تا زمانیکه منتظری را کنار نگذاشته بود، هنوز یک مبارزه ضد امپریالیستی را بجلو میبرد، با وجودیکه یک ارتجاع سیاه، جنایتکار و خونخوار بود. جواد گویا از تاریخ معاصر ایران هیچگونه اطلاعی ندارد. او بطور حتم از تاریخ خصوصی سازی و اصل متنمم ۴۴ قانون اساسی و عضویت در سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» هم اطلاعی ندارد که جان کری و کنگره آمریکا رضایت آنان را خواستار است و در غیر اینصورب حتی یکشاهی هم پس نخواهد داد، تا چه رسد به ۵۰۰ میلیارد دلار ارزهای مسدود کرده ایران در بانکهای خود!!
    چه جواد بخواهد و چه نخواهد، چه کمونیستهای راستین در کشورهای خود قادر گردند فعال گردند و یا نگردند(تاکنون لااقل تنها انسانهایی بودند که توانستند از واقعیت‌های گذشته تا آمدن پوتین و تا کنون دفاع کرده و آنرا زنده نگاه دارند) را خلقهای کشورهای عقب نگه داشته شده و مورد تجاوز و غصب واقع شده که مبارزات ضد امپریالیستی و ملی را جلومیبرند، بحق و بجا بوده و مورد ستایش میباشند.
    بیخود نبودکه لنین مبارزه امیر افغان را جزيی از انقلاب پرولتاریایی در جهان و برپاداری ساختمان سوسیالیسم در کشور اتحاد جماهیر شوروی می دانست! جواد لنین را هم قبول ندارد ولی خود را «کمونیستی» دو آتشه میداند؟!
    سپیده
    بیست و هفتم اسفندهاه نود و چهار

    لایک

    1. جواد

      «چرا نمیتوانید؟؟!! زیرا نمیخواهید!!» چه کسی نمی تواند یا نمی خواهد مبارزات مردم را در مسیر صحیح هدایت کند؟ کمونیستهای سوریه با پیوستن به اتحاد نیروهای دمکراتیک سوریه هم علیه رژیم اسد و هم علیه سایر مرتجعین مبارزه می کنند. آنها از مدتها قبل می خواستند جبهه ای دمکراتیک علیه رژیم فاشیست حاکم و سایر مرتجعین بسازند، سالها به همراه دمکراتهای انقلابی در این راستا کوشش کردند، سرانجام موفق شدند و اکنون مبارزه را به پیش می برند. آنها خواستند و توانستند. این شما هستید که نه می خواهید و نه می توانید مبارزه مردم را در مسیر رسیدن به آزادی و سوسیالیسم هدایت کنید. شما آنها را به دنباله رو بورژوازی و گوشت دم توپ مرتجعین تبدیل می کنید که فدای تجدید تقسیم جهان بین امپریالیستها می شوند.
      کمونیستهای ایران نیز سیاست مشابهی داشته و دارند. آنها هیچگاه در این توهم نبودند که «خمینی … تا زمانیکه منتظری را کنار نگذاشته بود، هنوز یک مبارزه ضد امپریالیستی را بجلو میبرد». شما این همه شعار دادید که حساب ما را از خروشچفیستها جدا کنید، بیهوده سعی کردید خودتان را به خسرو روزبه و … وصل کنید، اما در نهایت عینا حرف خروشچفیستها را در مورد خمینی تکرار می کنید. این همان حرفی است که حزب توده و اکثریتی ها می زدند و در این راستا به همکاری با امام «ضد امپریالیست» شان جهت سرکوب کمونیستها می پرداختند. حالا هر چقدر می خواهید علیه خروشچف شعار دهید، اما دیگران درباره شما از روی اعمال تان قضاوت خواهند کرد نه چیزی که خودتان درباره خودتان می گویید.
      جمهوری اسلامی قبل از کنار گذاشته شدن منتظری هیچ تفاوت اساسی با دوران بعد از آن نداشت. ضمن اینکه منتظری هم یک مرتجع بود که تنها تفاوتش با خمینی این بود که کمی محافظه کارتر بود. مخالفت او با ادامه جنگ و اعدامهای 1367 از این جهت بود که معتقد بود این کارها پایه های حکومت را تضعیف و آنرا منزوی می سازند. او می خواست جمهوری اسلامی تا حد امکان یک حکومت سرمایه داری متعارف شود. او مشکلی با دیکتاتوری و جنایت نداشت و خودش نیز آنها را هم تئوریزه کرده بود و هم در آنها شرکت جسته بود. با کنار گذاشته شدن او جریان حاکم تغییری نکرد؛ همین حقیقت که به راحتی کنارش زدند نشان داد که مشی خمینی هم راستا با جریان امور در کشور بوده و منتظری می خواسته خلاف جریان شنا کند.
      خمینی همانقدر ضد امپریالیست بود که هیتلر. مخالفت امثال آنها با سایر امپریالیستها از این جهت است که می خواهند خودشان به جای آنها بنشینند و مناطق نفوذشان را به دست آورند. آنها هیچ مشکلی با امپریالیسم به عنوان یک سیستم ندارند. مثلا اگر در سوریه با سایر امپریالیستها درگیرند بخاطر اینست که نگذارند حیات خلوت شان از دست برود و وابستگانشان را در قدرت نگه دارند. آنها هشت سال ایران را درگیر جنگی ارتجاعی و امپریالیستی با عراق کردند. اگر غیر از این است، پس «ضد امپریالیستها»ی بزرگوار، چرا آنزمان که خودتان جوان بودید به «جبهه های حق علیه باطل» نرفتید و در این پیکار «ضد امپریالیستی» شرکت نکردید؟! زیرا شما خود به آنچه می گویید باور ندارید. زیرا حتی اگر باور هم داشتید پیروی از این مشی عملا غیر ممکن بود. جمهوری اسلامی «ضد امپریالیست» اعضای ساده لوح حزب توده و اکثریتی ها را که با این توهمات به جبهه ها رفته بودند از آنجا بیرون کشید و اعدام کرد.
      هیچ نیروی ضد مردمی نمی تواند از موضعی مترقی مخالف امپریالیسم باشد. مبارزه با امپریالیسم هیچگاه نمی تواند جدا از مبارزه برای دمکراسی و سوسیالیسم باشد. نیروهای واپسگرایی که با اهداف دیگری با امپریالیستها درگیر می شوند نیروهای میرنده و سیاهی هستند که از لحاظ تاریخی محکوم به شکست هستند و حتی آنجایی که تصادفا پیروزیهای موقتی به دست می آورند، فقط وضع مردم را بدتر و زمینه را برای پیروزی آتی امپریالیستها مهیا می کنند.
      بیخود «مبارزه ضد امپریالیستی در خطه شمالی سوریه» را به عنوان مدرک صحت نظراتتان عنوان نکنید. اتفاقا این مدرکی برعلیه شماست زیرا انقلابیون آنجا هیچگاه مشی شما را دنبال نکردند. آنها از دهها سال قبل از جنگ داخلی کنونی علیه رژیم بعثی مبارزه کردند و هم اکنون هم می کنند و هیچگاه توهمی به «ضد امپریالیست» بودن آن نداشتند. آنها «شمشیر بروی اسد میکشیدند» و می کشند و هیچگاه «وی را در این مبارزه تقویت» نکردند و نمی کنند. حتی آنجایی که در کنار نیروهای بعثی جنگیدند (نظیر نبرد دوم شهر حسکه) در نهایت رژیم بعثی را تضعیف کردند و مناطق تحت کنترل آنرا به تصرف خود درآوردند. آنها معترفند که جنگ رژیم بعثی با وابستگان به سایر گروهبندیهای امپریالیستی جنگی ارتجاعی است و می کوشند با استفاده از درگیری بین سایر نیروها اهداف خود را عملی سازند که تاکنون موفق هم بوده اند.

      لایک

  3. سپیده

    جواد برفراز طبقات و واقعیات امپریالیستی دنیای پس از جنگ جهانی دوم در پرواز!
    چواد محترم جقدر انسان بایستی مانند برگ درخت در فلسطین، عراق، سوریه، لبنان، لیبی… بزمین ریخته شوند، تا شما روزی باین فکر دست یابید که این مردم از اشغال و استعمار کشورشان ناخوشنودند و دست بمقاومت زده اند.
    تا ازآنان چه بصورت نسل کشی و برده فروشی و چه بصورت کودک فرزند خوانده مابین اروپاییان و ترکها ثروت اندوزی نکنند! آیا شما اینچنین از وجدان انسانی حتی وجدان انسان مافوق طبقاتی هم خالی گشته اید؟
    شما قسم حضرت عباس بی دست را قبول نمی نمایید ولی قسم حضرت محمدی را قبول کرده اید، و صد ها میلیون انسان را فراموش مینمایید و خواستِ:
    شاهد از شما: «کمونیستهای حقیقی از آغاز به قدرت رسیدن رژیم بعثی با آن مبارزه نموده اند و امروز نیز در صف نیروهای دمکراتیک سوریه برای سوریه ای آزاد و دمکراتیک مبارزه می کنند.»
    کمونیستهای حقیقی که در افکار شما و من موجودند را برخ میکشید.
    گوییم حرف شما درست است و هستند گروه کوچکی که نـــــــه مانند ما کمونیستهای تک نواز و یا گروه نواز جدا از مردم، بلکه در عراق و فلسطین و بطریق اولی در سوریه و لبنان در میان مردم وجود داشته اند که از نظر نیرو و توان حتی یک عمل با دست مردم را نتوانسته اند در این مدت سازمان دهند(در الجزایر لا اقل بعد از جنگ دوم، ین بلایی وجود داشت، در مصر عبدالناصری وجود داشت و در عراق عبدالقاسمی…)، کدامین حرکت کمونیستی میتوانید نامبرید که چنین بوده باشد. و به نیروهای ناظهور کرده آیکوری شما متعلق نباشند؟
    شما اگر ذره‌ای از مبارزات طبقاتی اگر بو برده باشید، باید برای یک لحظه هم که شده خود را بجای طبقات مختلف در کشورهای عربی تحت اشتغال تجاوزگران گذاشته و قضاوت نمایید که این مردم از طبقات مختلف که مشترکا از طاعون واحدی رنج میبردند چه باید بکنند تا شما راضی باشید.
    شما کم کاری در اثر ضعف ما کمونیستها را نــــــتنها در این کشورها، بلکه درکشورهای امپریالیستی ««حقوق بشری»» که ما اکنون در آن‌ها آزادانه وول میخوریم و زاد و ولد کرده ایم، با پایین کشیدن و بی‌ارزش کردن مبارزات ضد استعماری مردم عرب بر علیه استعمار گران فرتوت و فرزند خلفشان آمریکا میخواهید کم‌رنگ کرده و بی‌عرضه گی و کم کاری مارا در این کشورها از مردم مخفی کرده و خود را قهرمان داستان بدانید. بسر عقل آمده و دست از چنین تبلیغات بچه گانه آیکوری (اینترناسیونالیسم ۶) دست بردارید.
    جنگ ادامه سیاست با ابزاری دیگر است-«کاوس ویتس» و یا بقولی مائو «سیاست از لوله تفنگ بیرون می آید» البته مائو مثل همیشه نادقیق صحبت کرده و نگفت که «سیاست یک طبقه از لوله تفنگ همان طبقه بیرون می آید»، تا کاستروایست ها و گواریست ها بدان نچسبند و خود را مؤید مائو بدانند!

    لایک

    1. جواد

      این شما هستید که «برفراز طبقات و واقعیات امپریالیستی» ایستاده اید ولی این کار را به دیگران نسبت می دهید!
      یک کمونیست از این واقعیت که «مردم از اشغال و استعمار کشورشان ناخوشنودند» اینطور نتیجه گیری خواهد کرد که باید مبارزه مردم را در مسیری هدایت کرد که امکان موفقیت در مبارزه شان را داشته باشند و به پایان دادن به اشغال و استعمار به شیوه کهن اکتفا نکرد بلکه استعمار نو را نیز باید شکست داد و هر نیرویی قادر به چنین مبارزه ای نیست. کسانی نه در خارج مرزها بلکه داخل همین کشورها موجودند که تنها آرزویشان آنست که بجای اشغالگران و استعمارگران کهن بنشینند و بجای آنها مردم کشورشان را استثمار کنند. هر نیرویی قادر به ایستادگی در برابر امپریالیستها نیست و هر نیرویی نیز از این ایستادگی هدفی ترقی خواهانه و در راستای منافع عموم مردم ندارد.
      این ریاکاری است که می گویید کمونیستها «در عراق و فلسطین و بطریق اولی در سوریه و لبنان … حتی یک عمل با دست مردم را نتوانسته اند در این مدت سازمان دهند». مگر امروز نیروهای دمکراتیک سوریه که کمونیستها به آنها پیوسته اند قوایی مردمی نیستند و قسمت بزرگی از سوریه را از چنگ رژیم بعثی، داعش و سایر مرتجعین خارج نکرده اند؟ مگر حزب «کمونیست» عراق در گذشته حزبی مردمی و قدرتمند نبود که امکان مبارزه پیروزمندانه علیه حاکمان آن کشور را داشت ولی به دلیل تبعیت از سیاستی که شما تبلیغ می کنید به نوکر رژیم بعثی تبدیل شد و پس از آنکه بعثی ها از آن بی نیاز شدند سرکوبش کردند؟ مگر حزب توده ایران همین راه را نرفت؟ مگر حزب «کمونیست» سوریه به نوکری حقیرانه رژیم بعثی رضایت نداد و در ازای پست و مقام به حامی رژیمی دیکتاتور و جنایتکار تبدیل نشد؟ کسی که ریاکار نباشد نمی تواند اعتراف نکند که امکان مبارزه ای پیروزمند تحت پرچم سوسیالیسم علمی در این کشورها موجود بوده ولی فرصت طلبان نه تنها از این امکان استفاده نکرده اند بلکه جنبش را به بیراهه برده اند و حالا با این بهانه مسخره که کمونیستها بدون حمایت مردمی، بی عرضه و کم کار هستند می خواهند دنباله روی از بورژوازی وابسته، واپسگرا و مستبد را توجیه کنند! کسی که ریاکار نباشد نمی تواند ادعا کند که اینها فقط نتیجه «بی عرضه گی و کم کاری» عده ای بوده بلکه در دنیای مادی واقعا منافعی وجود دارد که «کمونیست»های قلابی را هم راستا با حکومتهای سرمایه داری دیکتاتور، مرتجع و جنایتکار می کند. این منافع تا آن حد بزرگ هستند که گاهی این «کمونیست»ها حاضرند خودشان را فدای بقای این حکومتها کنند، همانطور که حزب توده خود را فدای جمهوری اسلامی و حزب «کمونیست» عراق خود را فدای رژیم بعثی کردند. بورژوازی همیشه حاضر است از ترس انقلاب به دامان ارتجاع سیاه پناه برد. تنها با این دید است که می توان رفتار این جریانات را توضیح داد نه بی عرضگی، بی ایمانی یا ناکارآمدی فلان رهبر حزب این یا آن کشور.

      لایک

  4. جواد

    کسانی که چنین موضعی درباره سوریه دارند فردا اگر انقلاب ایران نیز آغاز شود موضع مشابهی در ایران خواهند داشت. فرض کنید مردم ایران بپاخیزند، حکومت با سرکوب بی رحمانه پاسخ دهد و کنترل برخی شهرها و مناطق از دست حکومت خارج شود. البته امپریالیستها و مرتجعین رنگارنگ نیز بیکار نخواهند نشست و سعی خواهند کرد وابستگان خود را تقویت کنند و به قدرت رسانند. در این میان روسیه نیز به حمایت از رژیم حاکم بپردازد. آن وقت این «کمونیست»های قلابی پیرو امپریالیسم به تعریف و تمجید از مداخله روسیه خواهند پرداخت و برای حفظ جمهوری اسلامی تلاش می کنند. حتی آنجایی هم که جنبش تحت رهبری انقلابی باشد، آن را خواهند کوبید و نهایت تلاششان را برای سرکوبی آن خواهند کرد همانطور که مدتها قبل در کردستان کردند.
    حالا بر فرض در سوریه یا ایران پیروز هم بشوند، این پیروزی چه دستاوردی خواهد داشت؟ در این کشورها وضع حتی بدتر از قبل خواهد شد، شرایطی که به انقلاب و جنگ انجامیدند پابرجا خواهند ماند تا سالها بعد همین سناریو بار دیگر تکرار شود.
    احزاب «کمونیست» قلابی ترکیه و سوریه همانقدر کمونیست بوده و هستند که حزب توده و اکثریت در ایران کمونیست بوده و هستند. وظیفه تاریخی – طبقاتی آنها مقابله با جنبش انقلابی و خدمت رسانی به ارتجاع است. تنها فایده این گروهها اینست که برای تشخیص «چه نباید کرد؟» می توان به سیاست آنها رجوع کرد.

    لایک

  5. جواد

    این ضد و نقیض گویی است. اگر تنها متحد کسی در روسیه طبقه کارگر آن کشور باشد، پس باید همان موضع طبقه کارگر روسیه را درباره حکومت امپریالیست آن کشور داشته باشد، یعنی خواهان سرنگونی اش باشد. اما گفته می شود که «مخالفت با ایران و روسیه … منطقی نیست»!
    از طرف دیگر از مداخلات ایران و روسیه که با مقاصد امپریالیستی انجام می شود استقبال می گردد و ارتشهای ضد خلقی این کشورها در حقیقت متحد قلمداد می شوند.
    کدام را باور کنیم؟ دم خروس یا قسم حضرت عباس را؟!
    چنین حرفهایی فقط ورشکستگی ایدئولوژیک پیروان امپریالیسم را آشکار می کنند.
    کمونیستهای حقیقی از آغاز به قدرت رسیدن رژیم بعثی با آن مبارزه نموده اند و امروز نیز در صف نیروهای دمکراتیک سوریه برای سوریه ای آزاد و دمکراتیک مبارزه می کنند.

    لایک

  6. سپیده

    رفیقی از راهی دورایمیلی پرسیده بود:
    «اگر چنین است پس چرا جمهوری اسلامی که شما چنین در باره اش در اشتباهید و سراپا جنایت کار و پسگرایی «اقتصاد مال خراست» و محمدی نابِ امام زمانی(خط امامی) بوده، خود در این سه موسسه بین المللی «آمریکایی» خیلی جلوتر از اسد، عضوآنها بوده و هنوز میباشد؟؟»… شاهد بمفهوم از محتوی نامه

    باید برفیق حق داد. منتها باید دانست که سرمایداران در سراسر جهان و در ایران هم بهمین روال همیشه از مردم خود بیشتر از امپریالیسم که پایش سُم (حمام جن ها) ندارد میترسند و در پایان خط بدامان وی میگریزند.
    اسد هم مانند سرمایداران ایرانی که از انقلاب تنباکو تاکنون از شکستی بشکست دیگری روان بودند و همیشه از ترس از مردم خطه شمال و آذربایجان بخصوص تبریز موطن آزادگان در همجواری و هم‌زمان با تشکیل حزب «سوسیال دمکراسی که به بلشویک معروف است» و پیروی زحمتکشان ایران از آنان بدامان روسیه نزاری و انگلیس، امپریالیسم فرتوت که کلِّه ملایان و تاجران را به بوی «خورشت قرمه سبزی» در شب‌های جمعه در سفارت خانه خود، خو داده بود(جمله معروف «اینهم کله‌اش بوی قرمه سبزی میدهد»)، پناه میبردند و قرادادهایی مانند قرارداد دارسی امضا میکردند؛ اسد هم در ابتدا بدین راه روان بود.
    تا اینکه سرمایداران سوریه یکبار، آنهم بحکم اجبار و شاید شنیدن نصیحت و آرزوی «سیاست مداران خط امامی، برای حفظ منافع مشترک خود در منطقه وعدم نابودی مشترکشان(جنبشهای عربی «ملی و دمکراتیک نوین» مانند جنبش های ناصری-بعثی) و پیشنهاد تجربه خود از زمان پیشا انقلاب بهمن ماه ۵۷ که توانستند با مینی بوسی پراز همرهان، برشانه مردم سوار گردیده و روی شانه های مردم تا عین الدوله روان گردند! و در جلوی جنگی چاره‌ای بجز یا:
    تکیه به مردم خودی و همگامی و همرهی با آنان؛
    یا لبیک گویی بجنگ آمریکا بدست صدام حسین، چندی از این دام امپریالیسم، غروب خود را بعقب یباندازند. که خمینی با نوشیدن جام زهر مجبور به صلح گردید. و تهران و شهر های بزرگ را بقبرستان شهدا تبدیل کرد. که هنوز که هنوز است نان آن را میخورند. و بودجه کلانی صرف بهبود زندگی آنهم اکثرا زندگی انگل واری آنان میگردند. شغلهای موجود و مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها همگی از قبل برای آنان جا نگهداری(رزرو) می‌شود و اکثر آنان مصرف کنندگان بیهوده‌ای بوده و میگردند.
    تاریخ سرمایداری ایران از ابتدا به آغاز زیر رهبری «اقتصاد مال خر است» تا کنون فقط تاریخ این سازش وعقب نشینی در اثر بیداری مردمی که انقلاب مشروطه را نتوانسته اند بپایان خود برسانند، بوده است. این سرمایداران هیئت حاکمه که خود همگی عمامه بسردارند که فقط ظاهر آنان است و با هم‌نوعان ایرانی خود با فکل و کراوات و هم‌نوعان خود در آمریکا و اروپا هیچگونه تفاوتی نداشته و طبقه کارگر ایران را قبرکنان خود دانسته (آنهم بدرستی و در این یک مورد، امکان هیچگونه اشتباهی را بخود راه نداده و نمیدهند). هرنوع مخالفتی را چه نوع قطاب زاده ای آن(کودتای آمریکایی مآب) و یا مانند آوانگارد و پیش تازان کارگری را با مرگ نابود میسازند. و در این راه از هیچ کوششی حتی سازش با امپریالیسم چه غربی و چه شرقی از راه قبول انقیاد «مصدقی-آلینده ای شکل» و چه نوع کنونی آن یعنی انقیاد با عضویت در سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» خود داری نکرده و نمیکنند. و هنوز که هنوز است از مردم خود بیش از امپریالیسم جهان خوار کنونی واهمه دارند.
    این امر مربوط به تنها نظام سرمایداران ایرانی نمیگردد و وضع در تمام کشورهای اروپایی مانند آلمان و کشورهای سرمایداری «ازاد»‌ تا کشورهای «عقب نگه داشته شده/لنین» و وابسته وضع بر همین منوال است.
    منتها جدال برسر کشورهای نفت خیز و دارای منابع گوناگونِ ارزش اضافی روزمینی و زیرزمینی و دارای ارزش سوق الجیشی و در نتیجه رقابت و تبانی امپریالیستهای شرق و غرب و نزدیکی و تمایلات همکاری کشورهای صنعتی و عقب نگه داشته شده با آن‌ها زیاد تر و در نتیجه بیشتر موضوع روز در رسانه‌ها(عربستان، هندوستان، برزیل، اکثر کشورهای آفریقایی، ایران، ونزوئلا…) میباشند.
    که تمام این تلاشها برای بدست آوردن بازار فروش با ابعاد بزرگ‌تر و مطمئن تر، برای رهایی از افزایش سرریز تولید میباشد که سرمایداری کنونی را هیچگونه راه فراری بر آن میسر نبوده و حتی یک کشور، آری یک کشور صنعتی بزرگ کنونی، میتواند مانند چین تمام جهان را با خورد و خوراک و کالاهای مصرفی در نظامهای کنونی که نرخ سود و اضافه ارزش رگ حیاتی آنان میباشد را پوشش دهد و سرمایداران محلی را ورشکست نمایند و به بیکاران و گدایان آینده تبدیل نمایند.

    لایک

  7. سپیده

    مقاله ایست در مجموع مفید و در راه روشن شدن حقایق در کشور رویزیونیست زده روسیه خروشچف برژنفی ولی با خیلی آه و ناله و حاشیه روی.
    شما بعنوان دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست ترکیه حاضرید از ایران و روسیه در جنگ در منطقه دفاع کنید ولی بشار اسد که با دست رد به سینه سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» زند و در نتیجه توازن جهانی و تبانی امپریالیسم غرب و شرق را در منطقه بهم بریزد و زندانیان «کمونیست» را آزاد کند و به حکومت و پارلمان راه دهد و سپس در امتداد کمکهای خود در کنار ایران به حزب الله لبنان و بخصوص فلسطین، همچنان ادامه دهد تا آمریکایی ها با دست دراز شده خود القاعده و دیگر دست سازانش «مسلمان الله آگبار» شیهه کشان اروپایی در منطقه (داعش) دست به جنایات نوع آمریکایی در ویتنام و سپس نوع عراقی «حلبچه» در سوریه را آغاز نمایند را مقصر بدانید.
    در ضمن احتیاج به اینقدر نق نق کردن در باره خواص یک«کشور امپریالیستی» چه در غرب و چه در شرق نیست. هر بچه‌ای تازه شروع کرده که حتی از مارکس چیزی بگوشش نخورده در سیاست آنرا بخوبی میداند آنهم گندیدگی سرمایه داری در مرحله انحصارها و صدور سرمایه که شما بعنوان کمونیست بخوبی باید از آن مطلع باشید!
    یا در روسیه موجود است و یا نیست؟
    اینرا توضیح دهید و همه آنرا بخوبی میدانند. سپیده در این باره یک مقاله از حزب آلمانی ک پ دِ احیا از روزنامه «کارآینده»‌ ترجمه کرده است که در آن بخوبی از دهان رفقای قدیمی لنینیست درکشور آلمان شرقی با آمار و اعداد، هم تمرکز سرمایه در دست بانکها و هم جوش خوردن صنایع با این سرمایه مالی و صدور سرمایه از زمان گارباچف تا دوره دوم حکومت پوتین و بالا کشیدن بخشی از آن توسط گلد من ساکس در قبرس، برشمرده شده است. میتوانید بدان در مجله محترم هفته رجوع فرمایید.
    بهر صورت هرنوع سمینار و بحث علمی در این باره خوش آمد دارد آنهم بشرطی که در خدمت انسجام نیروهای کمونیستیِ بیراهه رفته و اتحاد آن‌ها و استحکام در یک اینترناسیونال کمینترنی (اینترناسیونال سوم) گردیده تا موفق شویم این نعش مرده و بو گرفته امپریالیسم غرب بسرکردگی آمریکا را ابتدا دفن کرده و سپس خواهید دید که چگونه پرولتاریای بخصوص صنعتی چقدر سریع و کارساز پشت بقیه انصار آن‌ها را بخاک خواهند مالید تا بشریت موفق شود مالکیت بر وسایل تولیدی را همگانی کرده و سپس طبقه کارگر و تمام طبقات را بسوی نیستی و جهانی آزاد از هرنوع جنایت و استثمار و استعمار رهنما گردد.
    این همان راه اکتبری میباشد که بالاخره یا آسیا-آفریقای پیشرو ویا پرولتاریای لاتین آمریکایی آنرا باید همچون لنین بسرانجام برسانند.
    تنها چیزی که میتوانید در مورد اسد ایراد بگیرید، میتوانستید بگویید این‌ها همگی از پیشنهادهای ایرانی‌ها به سوری ها بوده است و عملاً با کمک‌های مجانی مالی و انسانی توانستند پشتش راگرم نگه داشته و به حزب الله لبنان و حماس در فلسطین کمکهای خود را ارسال دارند تا همه باهم بعنوان سپر بلا و دشمن شکن انان(ایرانی ها) گردند. که میتوان تا اندازه‌ای با شما همراه بود.
    اردوغان هم با پولهای باج گرفته از ایران در زمان رفسنجانی و احمد نژاد و حماقت های سرمایدارانه آنان (۱۲ تریلی اسکناس دلار و طلا که احمدی نژاد بدان دستخوش داد) که ترکها ظبط کردند و حجم تبادلات اقتصادی چند میلیارد رقمی دلاری در سال با ترکیه و کارتهای تجاری بین‌المللی که ترکها برا ی ایرانیان صادر میکردند، بود که ترکیه را چنین آباد کرد. البته با کمک آمریکا و خیانت بمنافع مسلمانان تحت نام مسلمانی بدین کار نایل گردید. هم فرود گاه ها و هم مراکز الکترونیکی جاسوسی شبیه بزمان شاه در مرز روسیه که به ناتو و آمریکا هدیه کرد بود و به آمریکا و اسراییل و ناتو اجازه داد تا به لبنان برای بار چندم تجاوز کنند؛ که ترکیه بصورت فرسنگی جلو رفت و آتاترک جدید توانست با روسری و توسری پا بگیرد.

    لایک