ما در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۵ عملیات خود در سوریه را آغاز کردیم. از آن زمان تاکنون ما بیش از ۹۰۰۰ پرواز صورت دادیم و برای اولین بار ضربات سختی با سلاحهای متعدد در مسافتی به طول ۱۵۰۰ کیلومتر وارد آوردیم و در این عملیات از موشکهای زمینی و دریائی استفاده نمودیم…در نتیجه ضربات ما در طی این مدت توانستیم خطوط تدارکاتی تروریستها را عمدتاً مختل کنیم و در برخی نقاط حتا بطور کامل قطع نمائیم. ما مهمترین خط انتقال نفت به ترکیه و خط اصلی انتقال سلاح و مهمات از ترکیه به سوریه را قطع کردیم. تروریستها از لاذقیه بیرون رانده شدند. راه ارتباطی با حلب مجدداً برقرار شد. پالمیرا در محاصره قرار گرفت. …

دنیای جوان
تارنگاشت عدالت
۱۶ مارچ ۲۰۱۶
روز دوشنبه در سایت اینترنتی رئیس جمهور روسیه در مورد جنگ در سوریه اطلاعیه زیر منتشر شد:
ولادیمیرپوتین، وزیرامورخارجه سرگئی لاوروف و وزیر دفاع سرگئی شویگو در یک جلسه کاری مسائل مربوط به بحران سوریه را مورد بحث و گفتگو قرار دادند. رئیس جمهور دستور داد که روز ۱۵ مارچ عملیات خروج بخش عمده نیروهای روسیه از جمهوری عربی سوریه آغاز گردد.
سرگئی شویگو: طبق دستورات شما ، ما در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۵ عملیات خود در سوریه را آغاز کردیم. از آن زمان تاکنون ما بیش از ۹۰۰۰ پرواز صورت دادیم و برای اولین بار ضربات سختی با سلاحهای متعدد در مسافتی به طول ۱۵۰۰ کیلومتر وارد آوردیم و در این عملیات از موشکهای زمینی و دریائی استفاده نمودیم.
در نتیجه ضربات ما در طی این مدت توانستیم خطوط تدارکاتی تروریستها را عمدتاً مختل کنیم و در برخی نقاط حتا بطور کامل قطع نمائیم. ما مهمترین خط انتقال نفت به ترکیه و خط اصلی انتقال سلاح و مهمات از ترکیه به سوریه را قطع کردیم.
تروریستها از لاذقیه بیرون رانده شدند. راه ارتباطی با حلب مجدداً برقرار شد. پالمیرا در محاصره قرار گرفت. در این منطقه هنوز درگیریهای نظامی ادامه دارد تا این منطقه از گروههای غیرقانونی مسلح پاک گردد. ما بخش عمده ایالت حما و حمص را پاکسازی کردیم. محاصره پایگاه هوائی کویرس که بیش از سهسال در محاصره نیروهای مسلح غیرقانونی بود را شکستیم و کنترل حوضه های گازی و نفتی در نزدیکی پالمیرا را کاملاً بدست اوردیم: سه حوضه بزرگ که امروز تولید روزانه را بطور کامل ازسر گرفته است.
بیش از ۲۰۰۰ نفر افراد بزهکار از جمله ۱۷ فرمانده آنها که از روسیه به سوریه رفتهبودند در آنجا نابود شدند. نیروی هوائی ما ۲۰۹ تاسیسات تولیدی مواد سوختی و هم چنین ۲۹۱۲ تانکر نفتی را منهدم ساختند.
رویهم رفته نیروهای سوری به کمک نیروی هوائی ما ۴۰۰ شهر و بیش از ۱۰ هزار کیلومترمربع از سرزمینهای اشغال شده را آزاد کردند. ما به نقطه عطف مهمی در جنگ علیه تروریسم رسیدیم. (…)
سرگئی لاوروف: (…) ما همواره هوادار گفتمان درون سوری منطبق با تصمیماتی که در سال ۲۰۱۲ گرفته شده بود، بودیم. ولی پیشنهادات ما همواره با عدم علاقه شرکای ما در مورد بررسی این مسائل مواجه بود. ولی از آغاز ورود نیروی هوائی ما وضعیت رفته رفته تغییر کرد (…). امروز سرانجام مذاکرات درون سوری بین هیات نمایندگی دولت و هیاتهای نمایندگی یک سلسله از گروههای اپوزیسیون در ژنو آغاز شده است. کار ساده نیست، مسئله برسر این است که راهی پیدا شود که همه این گروهها سر یک میز حاضر شوند. (…)
ولادیمیر پوتین: روسیه طی مدت زمانی نسبتاً کوتاه در سوریه گروههای نسبتاً کوچک ولی بسیار کارای نظامی در رشتههای مختلف نظامی و دارای توانائیهای بسیار مختلفی را ایجاد کرد، از جمله تفحس از فضا، نیروی پهپادی و همچنین سیستمهای موشکی و هواپیماهای جنگی و شکاری که علاوه برآن نیروی دریائی را نیز دربر میگیرد که میتواند از طریق دو دریا (دریای مدیترانه و دریای خزر) مدرنترین فناوری نظامی از روی آب و زیر آب را بکار گیرد. ما یک سیستم پرقدرت دفاع موشکی برقرار کردیم که سیستم موشکی مدرن اس۴۰۰ را نیز دربر میگیرد.(…)


4 پاسخ به “دستاوردهای حضور روسیه در سوریه”
جواد محترم
اون مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه
اون لنین بود که با نوشتن کتاب امپریو کریتیسیم و ماتریالیسم پایه تئوری «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایداری را ریخت و با نوشتن کتاب چه باید کرد، راهی را جلوی پای همه انقلابیون گذاشت که تنها راه حل مبارزه با راه سرمایداران کشورهای امپریالیستی و عقب نگه داشته شده بود که هیچ چارهای برای اداره جامعه بجز آن نداشته و ندارند. اعم از سندیکاهای زرد (ماکسیم گورکی-برتولت برشت)، تا سازمانهای جهنمی جاسوسی از کارگران که کارگران سر آنان را مابین دو واگن میگذاشتند و مانند هندوانه میترکاندند. دادههایی در زمان پسا انقلابی تا اواخر ۱۹۱۷ .
همانطور که اکنون استحصال ارزش اضافه از عضلات کارگران همچنان فقط زیرکانه تر، و مخفیانه تر و شدید تر ادامه دارد، عوامل سرکوب هم بهمان طریق نتنها ادامه دارد بلکه هوشمند تر و وحشیانه تر گردیده، از طرفی:
از طرف دیگر مبارزه زحمتکشان و خلق ها هم بهمین طریق طبق قانون فشار و ضد فشار که همیشه برای برپا بودن پروسهای اجتماعی و با تولید خود تعادلی مابین آنان برقرار است که در تند پیچ ها با ازدیاد قطرهای همجون جام آبی که سرریز میشود، به انقلاب منجر میگردد.
فقط انقلابی نتایج نهادی میدهد که تحت رهبری حزب طبقه کارگر بوده که بتواند انقلاب را از سازش های غلط دور داشته و بمقصد خلع مالکیت ابزار تولیدی از سرمایداران نایل آورد.
خوب حالا شما دارای این حزب هستید و آنرا رهبری میکنید. خوب! گر بهتر میزنی بستان بزن مگر کسی جلوی شمارا گرفته است.
منتها شما جواد ها و تمام خط سوی ها، زمان باربردن مرغید و زمان بار آور شدن شترید و حاضر بتحمل هیچ کاری نیستید و همیشه بعنوان قشر خرده بورژوازی همه جا خود را قاطی میکنید و بخاطر نکردن کار همیشه دختران معصوم دست نخورده باقی میمانید و بمحض اینکه حزبی بمقصد انسجام مبارزه دست بطرح تاکتیک جهت رسیدن به استراتژی آزاد کردن ابزار تولیدی از دست سرمایداران میزند هوارتان در میآید: «حالا زود است. فردا دیر است اصولاً پریروز خوب بود! ولی بدون ما»
شما خجالت هم نمیکشید، امپریالیسم آمریکا در سراسر دنیا در حال کشتار و جنایت است. تمام اخبار پر از قلدری و نپذیرفتن حقوق انسانی و ملی کشورها میباشد.
اروپا خود ماموران مخفی خود را به بهشت روانه میکند و سپس جار برداشتن کلیه حقوق مدنی شهروندان اروپایی را میزند. و با کمال بیشرمی با ترکیه برسر تروریست های خود در سوریه عیان به بحث مینشید.
کاسترو دیروز مانع از دست گذاشتن اوباما به پشت او شد و او را عملاً سنگ روی یخ جلوی دوربین ها نمود . تعداد بپاهای اوباما از تعداد بانوان سپید پوش پیشواز کننده وی بیشتر بودند (بانوان سپید پوش همان خرده بورژوازی مرفه همطراز شما که طرفدار ادامه فشار برکوبا هستند و برای پاتیستا ها هورا میکشند از همان اصحاب شعبون بیمخ و آیت الله کاشانی و زهرا خانم شهر نو و رئیس جدید دانشکده گویا امر بمعروف و نهی؟… تهران)
امپریالیسم غرب برهبری ام.آمریکا روسیه سرمایداری و چین کنونی را گوشه دیوار تپانده است و میرفت که کانون جنگ در اوکراین و کره شمالی شعلهور گردد. که آنرا به سوریه سرایت دادند تا آسانتر بمقصد خود برسند و قبل از آن یک زور آزمایی بنمایند همانطور که در سال ۱۹۳۹ در اسپانیا انجام دادند که آیا میتوانند بر بلشویک ها پیروز گردند.
در اینکه کشور روسیه کشوری امپریالیستی است من شکی ندارم ولی اکنون کشوری که دست به تخریب جهان آنهم با نقشه شومی در برتون وودز پس از جنگ جهانی دوم زده است و بیش از شصت سال آزگار قانونمند آنرا دنبال میکند: ام. آمریکا بوده و حتی بچهها هم در جهان از آن با خبرند تنها کسی که خود را پشت آنان قایم میکند جواد نامی است که بدون هویت سیاسی بعنوان خط سومی همه جا خود را وسط میاندازد و از بیراهه به دفاع از برجام چای و خیانت سگ اعظم روحانی دست آموز آمریکا زده و در ظاهر به روسیه ناسزا میگوید و سپس اظهار میدارد که هردو بد هستند!!
آری اگر با شکست و نابودی محور سوریه لبنان فلسطین ایران روسیه چین؛ دنیا از این عارضه کنونی علاج ناپذیرِ سرریز تولید که اهرمهای اثر کننده اش در آمریکا قرار دارد و اول از همه نظام این امپریالیسم تزیل خوار که با ارتش خود به غارت گری مشغول است را محو کند، حق با جواد میبود. ولی اگر چنین نیست و امپریالیسم غرب خود پس از چندی دوباره باید از شر سرریز تولید وسایل نظامی که تخریبش از پیش برنامهریزی میشود و افرادی مثل شما و من باید فدای راه سود این سرمایداران گردد تا دوباره چرخه تولیدی زراد خانههای آنان بکار افتد و هیچ گونه نیروی مقاومی هم شما و من در مقابل آن در اختیار نداشته باشیم، پر واضح است که سخنان شما نتنها بیهوده بوده بلکه از دهان همان سرمایدار آمریکایی و آیپکی میتواند بیرون آید. که بیرون می آید. شما گویا خرده بورژوازان حاضر نیستید دست از کر و کوری خود بردارید و همیشه بایستی با «زیباییهای خود» بر سر هر سفره ای بنشینید و سپس رجز انقلابی بودن خوانده و اجر مزد مداحی خود را طلب کنید.
ادامه دارد…
سپیده پنجم فروردین نود و پنج
لایکلایک
جواد آقای عزیز
دوباره شما فقط یا سیاه و یا سپید دیده اید.
این دو دوره زمین تا اسمان در کشور اتحادیه شوروی سوسیال امرپیالیستی با نظام سرمایداری و امپریالیسم رسمی خود قبول داشته کشور روسیه فدرال زمین تا آسمان فرق دارد،
در اولی بدام ترفند تجربه مرگ آور آمریکا در کامبوج و ویتنام افتاد و خواست تا شاید او بتواند بر خلاف آمریکا، پیروز گردد
در دومی مرگ سوریه همان مرگ ایران، چین و روسیه در دور و یا نزدیک است. اینرا پوتین، سید علی و رییس کشور چین بخوبی میدانند.
منتها تا زمانیکه چین واقعا و مستقیما در این محور بعنوان متحد عمل ننماید هر سه کشور را مرگی حتمی تحدید میکند. فقط چنین آلیانسی از این سه کشور است که میتواند از مرگ حتمی آنها جلو گیرد و هرکدام بتنهایی احتمال بخار شدنشان خیلی زیاد است.
در ضمن فراموش نکنید که لنین از اتحاد آلیانسها و رقابت در فازهای مختلف سخن میگوید و رفیق انور خوجه از همان اوان جلوس خروشچفت و یکسال جلوتر از چین «تبانی امپریالیستها را پس از هر رقابت برشمرد و تبانی را مشروط و رقابت را دایمی خواند».
لایکلایک
اینها استدلالات یک طرفدار سیاست امپریالیستی هستند. استعمارگران و امپریالیستها همیشه اینطور استدلال کرده اند: اگر ما برای حفظ منافع مان، دستیابی به منابع و بازارها و کمک به وابستگانمان نجنگیم نابود خواهیم شد. ما در آن سوی مرزهایمان و گاهی آن سوی جهان می جنگیم تا امنیت این سوی مرزهایمان را حفظ کنیم. روسیه تزاری با همین استدلال و با بهانه دفاع از مردم صربستان وارد جنگ امپریالیستی شد. امروز هم مرتجعین حاکم بر ایران با این استدلال مداخلات خود را در دفاع از رژیمهای دیکتاتوری جنایتکار حاکم بر سوریه و عراق توجیه می کنند که اگر آنجا با داعش نجنگیم داعش به درون مرزهایمان می آید. منافع آنها اقتضا می کند که «فراموش کنند» همین حکومتهای فاسد و جنایتکار بوده اند که شرایط را برای رشد داعش مهیا کرده اند و با تقویت و ادامه حیات آنها خطر داعش تشدید می شود.
مرتجعین این سو می گویند اگر به دیگران حمله نکنیم دچار «مرگ حتمی» می شویم یا حتی «بخار» خواهیم شد! مرتجعان آن سو نیز با همین استدلال به این طرفی ها حمله می کنند! استدلال هر یک همانقدر پذیرفتنی است که استدلال دیگری.
اما کمونیستها می گویند کسانی که پای ملل را به این جنگهای کثیف امپریالیستی می کشانند خطر مرگ و تبخیر شدن را می آورند. راه حل نهایی برای خلاص شدن از خطر مرگ و تبخیر شدن پایان دادن به رژیمهایی است که برای منافعشان جنگها را راه می اندازند.
جالب است کسی که ادعا دارد کمونیست است نسبت به امپریالیستها کاسه داغ تر از آش شده و می گوید چین هم باید در منطقه مداخله نظامی کند و گر نه نابود خواهد شد! حتی خود حاکمان امپریالیست چین نیز حاضر نیستند اینقدر صریح و پرحرارت از سیاستی امپریالیستی حمایت کنند، و البته عاقل تر و آینده نگرتر از آن هستند که تخم مرغهایشان را در سبد دیکتاتور ورشکسته ای نظیر اسد بگذارند، اما کسی که اصرار دارد خودش را به استالین و انور خوجه بچسباند این کار را می کند!
بیخود زور نزنید. شما حتی با هزار من سریش هم به استالین و انور خوجه نمی چسبید. البته آنها نیز اشتباهات و انحرافات بزرگی داشتند که باعث تغییر ماهیت حکومتهایشان و بازگشتن بورژوازی به قدرت شد. اما آنها هر اشتباهی و انحرافی داشتند حداقل تا حد توجیه گر اعمال حکومتهای دیکتاتوری سلطنتی، فاشیست و فاسد سقوط نکردند اما شما کاری جز این توجیه گری نمی کنید. دیگران نیز نسبت به شما از روی اعمال تان قضاوت خواهند کرد نه قسم خوردن تان به پیروی از این و آن.
لایکلایک
دستاوردهای حضور روسیه در سوریه بیشتر از دستاوردهای حضور سوسیال امپریالیسم شوروی در افغانستان نیستند.
لایکلایک