
اعترافات گرانبهایی از اسراییلی ها (شبکه خبری آروتزشوا)
در باره همکاری بلٰژیک با عربستان سعودی و تروریسم
از صدای آمریکا
سپیده، پنجم فروردین نودوپنج
مقالهای از جیولیو مئوتی در وبسایت شبکه خبری آروتز شوا در اسراییل
«بروکسلستان«. «مولنبیکستان«. «بلژیکستان«. اینها بخشی از تعابیر بی شماری است که بیانگر دگرگونی بلژیک از یک پایتخت اروپایی به پایگاه کشتار پاریس و حملات اخیر جهادی به فرودگاه و مترو همین شهر است.
اگر بخواهیم از عنوان کتاب فلیسه داسه تو، جامعه شناس دانشگاه کاتولیک شهر لوون بلژیک، عاریه بگیریم، بروکسل ترکیبی است از «گل زنبق (نماد بروکسل) و هلال اسلامی«.
چطور منطقه مولنبیک در بروکسل-«منچستر کوچک«- که فیلیپ مورو ، شهردار سوسیالیست پیشین، با افتخار آن را «آزمایشگاه گوناگونی اجتماعی فرهنگی» توصیف می کرد به مقر جهاد در اروپا از ایستگاه قطار آتوچای مادرید تا سالن نمایش بتکلان پاریس بدل شد. چگونه بروکسل به نقل از روزنامه لیبراسیون «چهارراه تنفر اسلامگرایی» در اروپا شد؟
میشل پریوو، کارشناس سرشناس بلژیکی در امور تروریسم و مدیر مرکز «اِنار«، «شبکه اروپایی مخالف نژادپرستی«، در گفتگویی پس از بمبگذاری های اخیر در بروکسل می گوید: «تصمیم بائودوین، پادشاه بلژیک بود. پادشاه بلژیک به خاطر روابط نزدیکش با خاندان آل سعود در سال ۱۹۷۴ اسلام را در بلژیک به رسمیت شناخت. این امر در میانه بحران نفت در جهان فرصتی برای نمایش حسن نیت و گشایش به سوی عربستان سعودی و در نتیجه تامین جریان نفت برای بلژیک دیده می شد.»
به گفته میشل پریوو: «در سال ۱۹۷۴، مسلمانان نسل اول ساکن بلژیک عمدتا کارگران معادن ذغال سنگ و دیگر صنایع از مراکش و ترکیه بودند که به آرامی شروع به سازماندهی برای دستیابی به مکانی برای نماز جماعت و ساخت مساجد کوچک کردند. آن موقع هیچ مرجعیت مذهبی جدی یا مسجدی در بلژیک وجود نداشت. دولت وقت بلژیک، در پی به رسمیت شناختن اسلام، عمارت سینکوانتنیر را در فاصله ۲۰۰ متری میدان شومان و مقر اتحادیه اروپا به عربستان سعودی داد که به مسجد جامع سینکوانتنیر بروکسل تبدیل شد و خلاء ناشی از نبود یک مرجعیت مذهبی را پر و به طور غیر رسمی به مرجع اسلامی در بلژیک بدل شد.»
«این مرکز تا اواخر دهه نود میلادی که از سوی دولت بلژیک به عنوان ‹هیات اجرایی مسلمانان بلژیک‹ به رسمیت شناخته شد، مرجعیت اسلامی در آن کشور بود. البته اعطای این اختیار رسمی تنها در حوزه جنبه های ملموس فرهنگ اسلامی (به رسمیت شناختن مساجد و امامان) کاربرد داشت نه محتوای دینی آن. این فضا موجب شد مسجد جامع سینکوانتنیر بروکسل در اختیار حاکمان سعودی قرار بگیرد (مدیر آن یک سفیر سعودی است).»
«اگر همزمان، مراکش و ترکیه قویا می کوشیدند برای اتباع شان در دیگر کشورها نسخه معتدلی از اسلام محافظه کار مشابه آن چه در ترکیه با کنترل شدید مراجع مذهبی انجام می شد را ارائه دهند و در واقع جایی برای ایدئولوژی وهابی نگذارند، اما این امر در مورد مابقی جهان عرب صدق نمی کرد.»
«امامان مراکشی تبار هم به شدت زیر نفوذ وهابی گری و دیگر نسخه های رویکرد سلفی به اسلام قرار داشتند. از این رو، در بلژیک هیچ گسستی میان رویکرد آن ها و آموزه های محافظه کارانه تبلیغ شده توسط مسجد جامع که زیر نظر عربستان سعودی فعال بود، وجود نداشت. این امر به رغم تلاش های مراکش برای نظارت بر امامان مراکشی تبار به تداوم نفوذ مسجد جامع در بلژیک منجر شد.
«تاثیر سعودی ها از طریق مسجد جامع بروکسل با انتشار و پخش مجانی هزاران کتاب مذهبی از جمله قرآن به تمام زبان ها در مساجد و مراکز اسلامی و البته توزیع کتاب هایی که مروج قرائت عربستان از اسلام بود ادامه می یافت. عربستان سعودی همچنین هزینه تحصیل بسیاری از جوانان مسلمان نسل دومی و نسل سومی را که خواهان تحصیل علوم اسلامی (به روایت سعودی ها) در مدینه بودند، تقبل می کرد.»
«امروزه در بلژیک، ۹۵ درصد دروس دینی مساجد، توسط امامان جوانی تدریس می شود که در حوزه های دینی عربستان سعودی آموزش دیده اند. در میان جامعه مسلمانان تمایل فراوانی به کسب آگاهی بیشتر درباره دین شان دیده می شود، اما این گرایش عمدتا با ارائه رویکرد بسیار محافظه کارانه سلفی مورد نظر سعودی ها پاسخ داده شده است. دیگر کشورهای مسلمان توان تامین هزینه های تحصیلی دانش آموزان علوم دینی را در این ابعاد ندارند.»
«مسجد جامع بروکسل در جایگاهی قرار داشته است که بتواند شماری واعظ جوان عمدتا آموزش دیده در عربستان یا تربیت شده توسط افراد آموزش دیده در عربستان را به خدمت بگیرد؛ جوانانی که در بلژیک بزرگ شده اند، محیط زندگی شان را به خوبی می شناسند، به فرانسه و هلندی صحبت می کنند، می توانند به جوانان مشاوره بدهند؛ افرادی که صدها کنفرانس در سراسر بلژیک برگزار کرده و بر درک نسل جدید از اسلام، بر خلاف فهم والدین شان از این دین، تاثیر عمده ای گذاشته اند.»
«شعبه های متعددی از فعالیت های سعودی ها در بروکسل وجود دارد. ‹مرکز امام بخاری‹ هماهنگ کننده فعالیت های فرهنگی طرفدار سعودی ها در بلژیک است. ‹مرکز اسلامی و فرهنگی بلژیک‹ هم به مقر اروپایی ‹اتحادیه جهان اسلام‹ بدل شده است. هدف این مرکز ‹تقویت زندگی معنوی مسلمانان ساکن بلژیک‹ و راه اندازی مساجد و مدارس قرآنی است. ‹مرکز اسلامی و فرهنگی بلژیک‹، برای نمونه، به زنان می گوید برای مشکلات زنانگی شان فقط به پزشکان زن مراجعه کنند، جوانان مسلمان را از فروش مشروب منع می کند، و توصیه می کند که مسلمانان چشم هایشان را در برابر زنان زیبا پایین بیاندازند. در خطبه های این مرکز، بروکسل ‹پایتخت کفر‹ خوانده می شود.»
«این میثاق با بلژیک بخشی از یک پروژه بزرگتر جهانی است: بروکسلستان؟ بلژیکستان؟ قرائتی از اسلام که مبنای آن توحید مطلق، ممنوعیت بدعت، طرد هر امر غیر اسلامی، تکفیر، و جهاد است.»
«عربستان سعودی سالانه یک میلیون یورو کمک مالی برای نگهداری و بازسازی بیست مسجد در مولنبیک بروکسل می پردازد. مسجد جامع، که هدیه پادشاه بلژیک به سعودی ها بود، امامانی چون رشید حداش، یکی از معروف ترین واعظان سلفی بروکسل، را پرورش داده است. حداش به مسلمانان توصیه می کند، فرزندان شان را تا شش سالگی به مهد کودک و کودکستان نفرستند تا در محیط ضد اسلامی آلوده نشوند. از نظر او به جای گوش کردن به موسیقی بهتر است قرآن بخوانید. او استفاده از برقع را حلال می داند و به مردان می گوید ریش شان را بلند کنند.»
ما هزینه باجگیری انتحاری میان بلژیک و عربستان سعودی را می دهیم. تبدیل گل زنبق به هلال ماه.
بلژیک که زمانی برای مجسمه مدونا اثر میکل آنژ در بروخه (بروژ) معروف بود، اینک برای مولنبیک، پایگاه عملیاتی جنگ مقدس اسلام علیه اروپایی ها، به سر خط خبرهای جهان بدل شده است.
* برگردان فارسی این مقاله تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.


2 پاسخ به “در باره همکاری بلٰژیک با عربستان سعودی و تروریسم”
بطوریکه از گذشته های دور که بصورت فیلمی تاریخی بنام «لورانس عربستان» امپریالیسم انگلستان نشان داد، بر می آمد. از همان ابتدا امپریالیسم فرتوت «انگلستان صغیر» اوضاع سیاسی و ابصار طبقه حاکمه کشور عربستان را در دست خود داشت که درایران شخصی بنام دارسی بود.
بازهم بطوریکه میدانیم با زدن چاه نفت جان راکفلر در عربستان رقابت مابین پسر و پدر درگرفت و بالاخره کاملاً مانند ایران ابصار طبقه حاکمه در عربستان بدست سعودی ها افتاد و در ایران، بدست مهترزاده ای از طویله انگلیسی یعنی قزاقی بنام پهلوی ولی اینبار بکنیزی پسر یعنی آمریکا!
آیا گزافگویی است که بگوییم که شیوخ عرب مانند محمد رضا پهلوی که در آلمان سهام عمدهای از کروپ، توسن، بابکوک…که در ورطه ورشکستگی غوطه میخوردند، را خرید. همانطور که ۲۵ میلیارد سهام بابکوک و کروپ دود شد وبهوا رفت، همه خرید های این چنینی در انتظار همین سرنوشت هستند.
منتها با در نظر داشتن موارد نامبرده این سؤال چرا پیش میآید که چرا باید صدای آمریکا رسانه ای اسراییلی را بزبان پارسی ترجمه و میان ایرانیان ترویج نماید؟
آیا کاسه ای زیر نیم کاسه امپریالیسم آمزیکا قرار ندارد؟
با دقت در باره بحران عمومی در جهان از سال ۲۰۰۸ که بحران «آباکوس-بحران مسکن» شروع شد ما با نابودی ارزشهای واقعی که بصورت ارزشهای مجازی در بانکها بصورت دریوات ها«مشتقات بانکی» سپرده شده بودند و ناگهان آگاهانه آنرا ترکاندند که باعث خراب کردن خانههای نو ای که با بردوزل خراب کردند و در اروپا باعث تصاحب بانک مرکزی اروپا و دویچه بانک آلمان توسط «بلاک رک-سنگ حجرالاسود آمریکایی» گردید وتمام و یا اکثریت ثروت اندوزی کشورهای یونان، پرتقال، ایتالیا، ایرلند، ایسلند، اسپانیا… را بلعیدند و وضعیت معاش و زندگی بیش از نیمی از مردم کل اروپا را به زیر خط فقر بردند. صندوقهای بیمه عمر، بیکاری، بازنشستگی و اندوخته های بانکی آنان را غارت کردند. بایک ضربت در مدت کوتاهی بیش از بیلیون ها یورو محو گردیدند و بحلقوم بانکهای آمریکایی سرازیر گردیدند.
باز هم همه میدانیم که اوضاع اقتصادی ام.آمریکا با وجود تولید نفت ارزان و اولین کشور فروش اسلحه های قراضه و خارج از رده بکشورهای عقب نگهداشته تر، و غارتی که از اروپا کرد، نه تنها ام.آمریکا از بحران بیرون نیامد، بلکه بیشتر تا خرخره در لجن زار «سرریز تولید یعنی کالاهای بادکرده و ارزشهای اضافی غارت کرده» فرو رفته و در حال غرق شدن است.
باز هم همه میدانیم که هنوز هیچ نماینده رئیس جمهوری آمریکا نسخهای واضح برای مبارزه با بحران ۲۰۰۸ که روز بروز افقی رشد مینماید، ندارد! و حتی در باره قرض ها و در صد فقر و بیکاری همیشه دم از کم کردن آن زده و هرگز ادعای از بین بردن آنرا ندارند. آیا کسی سؤال کرده است که چرا؟ آیا کسی میداند چرا همه کاندیدا ها بجای مطرح کردن موارد فوق فقط در باره ایران و قول پاره کردن قرار داد برجام چای را میدهند؟
آیا نمیخواهند و یا آیا نمیتوانند؟!
پاسخ به این سؤال پاسخی به چرای تروریسم در اروپا و وجود داعش دست ساز در مناطق نفت خیز را توضیح میدهد و راه حل آنرا هم بخوبی در خود دارد. باشد که رفیقی در اینباره پاسخگو شود.
لایکلایک
به عبارت دیگر عربستان سعودی با پول نفت بلژیک و فرانسه را به جرگۀ گروگان های امپراتوری اسلامی ضمیمه کرده است. در گذشته دین اسلام با راهزنی و غنیمت جنگی و تبدیل انسان های آزاد به برده و کنیز و سپس قتل های سیاسی و سرکوب منتقدان ادبی که قرآن را تکرار افسانه های قدیمی میدانستند، و یا گردن زدن افراد بخاطر توهین به مقدسات گسترش یافت (چون که پیغمبر اسلام مقدس بود و تنها استفاده از زبان برای نقد او مجازات مگر به همراه داشت)، امروز با پول نفت و تروریسم. البته این وضعیت را خود کشورهای امپریالیستی با بهره برداری از ضعف های اجتماعی و تاریخی کشورهای دارای منابع انرژی فسیلی به وجود آوردند. تروریسم اسلامی و کشتار مردم عادی به شکل گسترده در همآهنگی و انطباق با طرح «سیاه نمائی های رایج مردم مسلمان» است که متعاقباً هر گونه پاسخ تجاوزکارانه ای را به کشورهای مسلمان صاحب نفت و گاز توجیه می کند. به این معنا که اگر القاعده و داعش و امثال اینها پیاده نظام ناتو و ابزاری برای حضور نظامی و دخالت در امور داخلی کشورهای هدف گیری شده ه هستند، عملیات تروریستی نیز در رابطه با همین سیاست است. امروز بلژیکی ها یا فرانسوی ها به تبعیض اجتماعی که به گروه های قومی و یا مذهبی غالباٌ مسلمان تحمیل کرده اند به عنوان منشأ این گونه تمایلات جنایتکارانه اعتراف می کنند. ولی واکنش مردم اروپا کمی با این گونه تأملات روشنفکرانه فاصله دارد، …عملیات تلافی جویانه یا اخراج تمام مسلمانان… بعید نیست از همین رویدادها برای بالا کشیدن تمام سرمایه گذاری های کشورهای عربی استفاده کنند(عربستان سعودی به عنوان مثال صاحب %10 تمام اقتصاد فرانسه است). همان گونه که حدود 200 میلیارد سرمایۀ لیبی را بالا کشیدند و به عنوان بزرگترین دست برد بانکی تاریخ شهرت یافت.
حمید محوی
لایکلایک