
… در آن زمان فکر میکردیم که شرایط خوبی حکمفرماست زیرا که هردو طرف متفق القول بودند که هیچ نوع راه حل نظامی وجود ندارد. دولت نتوانسته بود بر پارتیزانها پیروز شود و چریکها نیز نتوانسته بودند بر دولت حاکم غلبه کنند. تنها راهی که مانده بود راه حل سیاسی بود. ما در این سو حرکت کردیم و موانع و مشکلات را از سر راه برداشتیم…لحظات دراماتیک و خطرناکی وجود داشت که ثبات مذاکرات در هاوانا را تهدید میکرد ولی خوشبختانه توانستیم بر آنها غلبه کنیم.
منبع: عصرما
۱۸ مارچ ۲۰۱۶
تارنگاشت عدالت
حزب کمونیست کلمبیا و پروسه صلح
مصاحبه با کارلوس لوزانو عضو هیات اجرائی حزب کمونیست کلمبیا و مسئول انتشاراتی هفتهنامه VOZ. او بعنوان محلل در مذاکرات پارتیزانهای FARC با دولت کلمبیا شرکت داشت.
تو یکی از بهترین صاحب نظران در مورد مراحل مختلف مناقشه در کلمبیا هستی و در این باره چندین کتاب منتشر ساختهای. برخیها بر این عقیدهاند که تو میتوانی راهگشای یک صلح پایدار و گسترده باشی. چرا اکنون پس از مذاکرات در هاوانا جو مناسب به نظر میرسد؟
ممنون. لطف داری. در واقع حزب کمونیست از لحظه اول، یعنی هنوز در فاز محرمانه نزدیکی در ۶ سال پیش، از تماسهای بین دولت رئیس جمهور «خوان مانوئل سانتوس» و FARC-EP، با هدف رسیدن به صلحی پایدار و با ثبات مطلع بود. حزب تصمیم گرفت به دلیل تجربه و شرکت من در جلساتی نظیر این، این وظیفه را به من محول سازد. این تصمیم برمبنای تصمیمات کنگره ۱۳ حزب در سال ۱۹۸۰ اتخاذ شد، که ما برای حل معضل کلمبیا، راه حل سیاسی متکی به تامین صلح، دمکراسی و عدالت اجتماعی را پیشنهاد کردیم. در آن زمان فکر میکردیم که شرایط خوبی حکمفرماست زیرا که هردو طرف متفق القول بودند که هیچ نوع راه حل نظامی وجود ندارد. دولت نتوانسته بود بر پارتیزانها پیروز شود و چریکها نیز نتوانسته بودند بر دولت حاکم غلبه کنند. تنها راهی که مانده بود راه حل سیاسی بود. ما در این سو حرکت کردیم و موانع و مشکلات را از سر راه برداشتیم، مثلاً قتل فرمانده FARC «آلفونسو کانو» در ماه نوامبر ۲۰۱۱، یعنی درست درزمانی که گامهای نزدیکی محرمانه برداشته می شد. ماهرگز نفهمیدیم که چرا «سانتوس» دستور قتل «کانو» را صادر کرد، چون کانو قرار بود در مذاکرات شرکت داشته باشد. لحظات دراماتیک و خطرناکی وجود داشت که ثبات مذاکرات در هاوانا را تهدید میکرد ولی خوشبختانه توانستیم بر آنها غلبه کنیم. نهایتاً دولت وجود تنش را پذیرفت و اکنون عزم مثبتی در دوطرف موجود است و به همین دلیل نیز جوّ مثبت میباشد.
برخی از رسانهها صحبت از امضاء قرارداد صلح در ماه جاری میکنند. این شایعه تاچه حد واقعیت دارد؟
درسپتامبر سال گذشته هنگامیکه در هاوانا با توافق برسر رفتار با قربانیان مناقشه که جزئیات بسیار زیادی از روند صلح را دربر میگیرد، اعلام شد، رئیس جمهور سانتوس و رهبر چریکها «تیمولئون خیمِنس» تاریخ امضاء قرارداد را روز ۲۳ مارچ ۲۰۱۶ اعلام کردند. ولی در طی زمان معلوم شد که بادرنظرگرفتن حجم مطالبی که هنوز باز مانده، این تاریخ بسیار زود انتخاب شده است. شاید روز ۲۳ مارچ توافقنامه مهمی مثلاً اعلام آتشبس به امضاء رسد ولی روشن است که پایان مناقشه حاصل نخواهد شد. گفتگوها مطمئناً چندین هفته تمدید خواهد شد. آن چه که اهمیت دارد این که هردو طرف برسر تصمیم خود یعنی حل مناقشات از طریق امضاء یک قرارداد دمکراتیک مقاوم بمانند.
روز ۱۷ فوریه تو در هفتهنامه VOZ مقالهای زیر عنوان «صلح کلمبیا، باز یک برنامه جنگی» منتشر کردی. در این مقاله تو طعنه به «برنامه کلمبیا» میزنی که ۱۵ سال پیش مطرح شد و دههاهزار نفر قربانی به جای گزارد.
برنامه کلمبیا، یک برنامه جنگی و ضد شورشی ایالات متحده آمریکا بود در زمانی که دولت «آندرس پاسترانا» در «سان وینسنته دل کاگوآن» با FARC در حال مذاکره بود (سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲). این وضعیت بسیار متناقضی بود، زیرا که پاسترانا خواستار گفتمان و راه حل سیاسی بود و در عین حال نتیجه نظامی را نیز ترجیح میداد. این رفتار در بین چریکها ایجاد شک و شبهه کرد. اکنون ۱۵ سال بعد از آن رئیس جمهور سانتوس در کاخ سفید سالگرد طرح کلمبیا را جشن میگیرد و نسخه جدیدی را که اکنون «صلح کلمبیا» نام دارد و باز دارای اجزاء نظامی قوی است ارائه میدارد. حال که ما در آستانه حل معضل قرار گرفتهایم این برنامه دیگر برای چه؟ این امر باعث عدم اعتماد و ایجاد حس سوءظن میگردد. آیا تاریخ دوباره تکرار خواهد شد؟ این عمل از طرف دولت، کار خطرناکی است و مبین عقبنشینیهای سانتوس در مقابل مجتمع نظامی، راستهای افراطی و دشمنان صلح در درون و بیرون دولت میباشد.
مشکل اساسی یک صلح احتمالی در کلمبیا (صرفنظر از این که یک قراردادی نیز با ELN باید به امضاء برسد) این است که چگونه میتوان ممانعت کرد که دولت و دستیاران رسمی و غیررسمی آن علیه شهروندان و چریکهائی که بعد غیرمسلح خواهند بود خشونت به خرج ندهند، همانطور که بارها در تاریخ کشور رخ داده است.
سئوال بسیار خوبی است. دولت حاکم کلمبیا که توسط الیگارشی هدایت میشود که مطابق میل امپریالیسم عمل میکند، همیشه در بازی تقلب کرده است. در نتیجه باید قرارداد جدید با یک مکانیسم قانونی تضمین و تثبیت شود که البته مجلس موسسان قانون اساسی بهترین و مطمئنترین گزینه برای این کار خواهد بود. کلید این توافقنامه، حل مشکل نیروهای شبه نظامی و ارتباطات آنها با ارتش، پلیس و مامورین دولتی است؛ رفرمهای دمکراتیک باید در این زمینه ضوابط روشنی را مشخص کند. این مسئله تنها با محافظ و اقدامات امنیتی حل نمیشود، بلکه در اصل، مسئله تصمیم سیاسی استبلیشمنت برای گشایش و تحول دمکراتیک جامعه است. در غیر اینصورت مشکل بتوان به صلحی پایدار و با ثبات دست یافت. بخشهائی از الیگارشی که خواستار صلحند بر این امر واقفند، زیرا به صلح برای انجام معامله و کسب سود برای خود نیازمندند.
امسال کنگره ۲۲ حزب کمونیست کلمبیا تشکیل خواهد شد. چه تمهائی در مرکز توجه کنگره قرار خواهد داشت؟
بلی، حزب کمونیست کلمبیا ۲۲مین کنگره خود را تشکیل خواهد داد با چشمانداز تطبیق خط سیاسی حزب به وضعیت نوین، پس از پایان مناقشه. وقتی که پس از ۶۰ سال درگیری مسلحانه و تروریسم دولتی به صلح رسیدیم مرحله نوینی در زندگی کلمبیا آغاز خواهد شد. حزب باید هوشیار و تضمینکننده اجرای توافقها باشد، تا اینکه مصالحههائی که در هاوانا صورت گرفت، اجرائی شود. تحت شرایط نوین باید با حضور چریکها که یک نیروی سیاسی غیر مسلح ولی با آپشن قدرت خواهند بود، جنبش نوینی از چپ ها و بخشهای دمکراتیک بوجود آید. گشایش دمکراتیک در خدمت نیروهای مترقی خواهد بود که به تودهها تکیه دارند ـ الیگارشی در حال حاضر به خشونت و کمبود دمکراسی تکیه میکند تا بتواند حکومت کند. صلحی پایدار و باثبات تنها در بستر دمکراسی و عدالت اجتماعی ممکن است و شرایط مطلوبی را برای تحولات اساسی در زندگی کلمبیا فراهم میسازد.
مااز تو متشکریم و از طرف حزب کمونیست آلمان برای کنگره حزب کمونیست کلمبیا و همه اعضای آن آرزوی موفقیت میکنیم و خواستار صلحی واقعی برای مردم کلمبیا هستیم.
ما هم متشکریم، بویژه از همبستگی مستمر کمونیستها و نیروهای مترقی آلمان. با وجود این جنگ کثیف و پیگردهای دولتی، حزب کمونیست ، به امید فردای بهتر که دمکراتیک و سوسیالیستی خواهد بود به مبارزه خود ادامه میدهد.

