جنگ فرهنگی سازمان جاسوسی «سیا» رژیم های ناخواسته را در سراسر جهان سرنگون می کند
توسط لییوبا لوکا از خبرگزاری پراودا، دوم فوریه 2016
سازمان سیا به منظور بر صحنه آوردن کودتا و هدایت و انجام فعالیتهای خرابکارانه در کشورهای دیگر از نویسندگان، فیلم سازان، روزنامه نگاران و دیگر فعالین فرهنگی استفاده می کند. این توسط نویسنده ای به نام رائول کاپوتا، یک جاسوس دوطرفه کوبائی اظهار شده است. به احتمال زیاد برای مدت مدیدی سازمان سیا از این تکنولوژی در روسیه نیز استفاده کرده است.
رائول کاپوتی در یک مصاحبه با روزنامه برزیلی، پرتال اس یو ال 21 اظهار داشت: « سازمان سیا دارای کنترل واقعی و بی خدشه بر رسانه های جمعی و ابتکارات فرهنگی در آمریکا و سراسر جهان می باشد. در واقع، هیچ تئوری توطئه در این جا در کار نیست. »
کاپوتی، یک نویسنده کوبائی از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۱ برای وزارت اطلاعات کوبا به عنوان عامل دو طرفه در سازمان سیا مشغول فعالیت بود. آمریکائی ها می خواستند که او دست به ایجاد « یک نوع اپوزسیون جدید » بزند که بتواند بعد از خروج یا مرگ فیدل کاسترو در کشور « انقلاب نرم » به راه بیاندازد تا رژیم کمونیستی را سرنگونی کند. (توجه کنید این کوبائی ها چقدر باهوش و زیرک بودند و همیشه چند قدم از آمریکائی ها جلو تر بودند– مترجم)
هرچند انقلاب در نظر گرفته شده که « نرم » صورت گیرد، اما با توجه به ۱۹۸ نوع از روشهای « غیر خشونت آمیز»، که توسط جین شارپ تصریح می گردد، به منظور اقدامات غیر قانونی مثل یک « شورش » علیه ساختارهای دولتی است.
کاپوتی اظهار می دارد، « ایده جنگ غیر خشونت آمیز پایه های دولت مربوطه را تضعیف می کند تا زمانی که دولت همین کشور کنترل اوضاع را از دست می دهد. »
نقشه کار یا نیت بر این است که دولت مربوطه را از درون منفجر کند تا هرج و مرج ایجاد گردد. نویسنده کوبائی معتقد است، به محض اینکه یک کشور در هرج و مرج غوطه ور گردید، اقدامات مفرط بیشتری را می توان تدبیر کرد. براساس اظهار رائول کاپوتی، سازمان جاسوس «سیا» از این تکنیک در ونزوئلا، ایران و لیبی استفاده کرد و هنوز هم در نقاط مختلف جهان از این فن آوری استفاده می کند.
در سال ۱۹۸۶ ، سازمان «سیا» رائول کاپوتی را که ۲۰ ساله بود و به عنوان یکی از اعضای سازمان جوانانی که متعلق به شاعران، هنرمندان و نویسندگان شهر کینفوگس بود، سخت تحت نظر گرفته شده بود.
کاپوتی توضیح می دهد، « اولین کسی که نزد ما آمد، روزنامه نگار مستقلی از مجله مچ دنیس رایکلر بود. او برای ما یک بت روزنامه نگاری ورزشی بود.
این مرد روزنامه نگار « ما را در سازمانهای غیر دولتی گرد هم آورد، که احتمالاً علاقمند ایجاد صندوقی از پروژه های هنری در کوبا بود که برای ما به ارمغان آورده بود. »
سازمان سیا موفق به تمایز بین نگرش انتقادی کاپوتی نسبت به دولت و تنفر از فیدل کاسترو نشد. هنگامیکه سرویس های امنیتی کوبا به رائول پیشنهاد مسئولیت خبر چینی را دادند، او قبول کرد. در سال ۱۹۹۴ ، او اتحادیه صنفی فرهنگی با بیش از ۴۰ هزار نفر را به عهده داشت. « این شرایط مرا حتی جالب تر برای سازمان سیا کرده بود، چنانچه من رهبر اتحادیه ای بودم که تقریباً تمام فعالین فرهنگی، هنرمندان، موسیقی دانان و نویسندگان را گرد هم آورده بود. این یک اتحادیه بسیار قوی بود. »
کاپوتی سازمان سیا را از شیوه زندگی و فعالیت جوانان کوبائی مطلع می ساخت. او اظهار داشت، « به من توصیه شده بود چه اطلاعاتی را باید ترویج کنم ». این فرآیند برای سالیان طویل قبل از سال ۲۰۰۴ ادامه یافت تا کاپوتی نامنویسی کرد.
« در سال ۲۰۰۴ ، سازمان سیا مرا به منظور وظیفه خاصی به خدمت گماردند. وظیفه من تبلیغ و ترویج یک جنگ فرهنگی بود، یک جنگ در دنیای شیوه های تفکر و اندیشه. ما معمولاً از عبارات پیچیده برای تعریف این نوع جنگ استفاده می کنیم، به عنوان مثال، براندازی سیاسی و ایده ئولوژیک، اما آنها آنرا به سادگی « جنگ فرهنگی » می نامند.
« سازمان سیا کنترل کامل بر رسانه های جمعی و پیشه و هنر فرهنگی در ایالات متحده و سراسر جهان را دارد». من وجود این واقعیت را کشف کردم، این یک تئوری توطئه نیست، هم چنانکه بعضی ها اعتقاد دارند.»
نیت یا نقشه کار آنها « ایجاد اپوزیسیون جدیدی » است که باید در دانشگاه ها و مؤسسات شروع به رشد کنند آنها این کار را از طریق یک سیستم کمکهای ماتی انجام می دهند، یعنی اعزام دانشجو برای تحصیل تحت برنامه هایی که حامل نام های مطلقاً بی گناهی می باشد. یه عنوان مثال، آنها می توانند یک نویسنده را به اورشلیم برای یک دوره آموزشی در مورد تاریخ اسرائیل بفرستند، اما به این دانشجو با سخنرانی های متعدد آموزش سرنگونی رژیم های ناخواسته را به طریق غیر خشونت آمیز آموزش داده می شود.
کاپوتی می گوید: « تعدادی از رهبران کشورهای جهان که امروز در این برنامه ها دست دارند قابل توجه می باشد ».
او اشاره کرد که چنین دوره ها در مؤسسه البرت اینشتین آموزش داده می شود، یعنی مرکز صربستان برای استراتژی بکار برده شده به منظور اهداف غیر خشونت آمیز (1 ) و مؤسسات دیگر که توسط جورج سوروس (2 ) ایجاد شدند. براساس برآوردهای سازمان سیا، اگر فقط یکی از هر ده نفر دانشجو فعال اپوزیسیون سیاسی بشود، مأموریت موفقیت آمیز در نظر گرفته می شود.
نویسنده در سال ۲۰۰۶ ، خاطرنشان می سازد که اولین تلاش برای « منفجر کردن دولت » ترتیب داده شد. « در روز ۱۳ اوت ۲۰۰۶ ، یعنی روز تولد فیدل کاسترو، من قرار بود جرقه قیام را در هاوانا به راه بیاندازم، و همه را به اعتراض علیه انتقال قدرت به رائول کاسترو فرا خوانم ». « قرار براین بود که من بگویم کشور در هرج و مرج بسر می برد و ایالات متحده برای متوقف ساختن نقض حقوق بشر می بایست دخالت کند. » کاپوتی اظهار داشت، اما، این طرح ناکام از آب درآمد، و مردم به خیابانها نیامدند. او به آمریکائی ها توضیح داد که مردم کوبا هنوز آمادگی برای این کار ندارند، چرا که آزادی بیان و آزادی اینترنت در کشور وجود ندارد.
« پس از آن، ما با مدرن ترین و پیشرفته ترین ابزار کار مجهز شده بودیم و برای استفاده از اخرین فن آوری آموزش دیده بودیم. در سال دوهزاروهفت، من یک دستگاه ارتبا طی در یافت کردم که از طریف ماهواره به وزارت دفاع آمریکا متصل شده بود بطوریکه قابل شنود نبود. من از این دستگاه برای تماس با رئیس مربوطه در واشنگتن استفاده می کردم. »
در واقع، پس از تغییر دولت، همه چیز به بخش خصوصی واگذار خواهد شد، از جمله بهداشت و درمان و امنیت اجتماعی و بلافاصله بعد از آن سیاستهای ریاضتی اعمال خواهد شد.
آنها به من گفتند که بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و جامعه کوبائی در خارج کشور از بازسازی جامعه کوبا حمایت خواهند کرد.
نویسنده کوبائی گفت، « این یک بازی بسیار جالب شطرنج بود. من می بایست آنها را قانع می کردم که تاکتیک های آنها کاریست. نویسنده کوبائی گفت، انجام این کار بسیار دشوار بود. » او اضافه کرد، « این پروژه دارای معایب بسیاری بود. آنها فکر می کردند که انقلاب در گرو یک فرد است. به من باور داشته باشید که این فیدل کاسترو نبود که انقلاب را به ثمر رساند. اشتباه دیگر آنها این بود که فکر می کردند مردم کوبا ساده اندیش و بی تکلف هستند. »
کاپوتی خود را در سال ۲۰۱۰ ، زمانی که جنگ داخلی در لیبی آغاز شد، از این بازی خلاص کرد. کاپوتی گفت: « دولت کوبا از من خواست تا رسماً مقابل مردم سازمان سیا را محکوم کنم. »
پس از آن، ما شاهد بحران در اوکراین و آرژانتین بودیم. اگر کسی در میان خوانندگان ما به این باورند که در روسیه امروز هیچ جدال فرهنگی وجود ندارد، این افراد در اشتباهند. ما فقط می توانیم امیدوار باشیم که جاسوس دوطرفه نیز در آنجا وجود دارد.
1 – Applied Nonviolent Action and Strategies (CANVAS)
2 – George Soros
رنجبر

