syria_kurd

کردهای سوریه از افسانه تا واقعیت (1)

نوشته : فاضل الفاضل ، هشتم آوری 2016

 

مترجم : احمد مزارعی

کتاب «مسآله اکراد سوریه»  واقعیت – تاریخ – افسانه سازی. ( تالیف مجموعه ای از محققان مرکزعربی مباحثات ومطالعات مسائل سیاسی) میباشد که به بر رسی ادعاهای نادرست ومشکوکی میپردازد که در سالهای اخیر بتوسط احزاب کرد ، به کثرت مطرح میشود، کلماتی همچون «کردستان غربی» ویا «غرب کردستان»که برخاسته از تمایلات وادعاهای ایدئو لوژیک ونادرستی است که با تاریخ وتحولات آن در تضاد قرار دارد، وبه عبارتی  در نظر دارد با استفاده از این اصطلاحات نادرست، وانمود سازد که گویا کردهای سوریه نیز همچون کردهای عراق وترکیه ، ملتی هستند که در سرزمین تاریخی خود شان یعنی کردستان زندگی میکنند.

بر این اساس کتاب سه قسمت را بطور متوالی بحث میکند : کردها در سوریه ، چهارچوب عمومی تاریخی.  دوم : جنبش سیاسی کردها در سوریه وسوم : کردها در انقلاب سوریه ، به اضافه یک مقدمه ویک خاتمه.

این کتاب ، از نظر تاریخی میان کردهای داخل سوریه وکردهای ساکن اطراف سوریه تمایز قائل میشود، در کتاب  اینچنین توضیح داده میشود که کردهای داخل سوریه ، ورود وانتشار خودرا درمناطق ساحلی شام از قرن یازدهم میلادی آغاز کردند ، وبرجسته ترین آنها ایوبیها بودند ، بویژه نیروهای سواره ایوبی که قلعه های جنگی خودرا در  منا طق ساحلی بنا کردند ، تا بتوانند با امیر نشینهای صلیبی مقابله کنند، معروف ترین این قلعه ها » قلعه حصن» بود والبته نام آنروزش » قلعه اکراد» بودودر سال 1031 میلادی ساخته شد.

با شروع حکومت عثمانیها ، تعدادی عشایر کوچک کرد وارد منطقه شدند که ماموریت داشتند برای خزینه سلطان مالیات جمع آوری کنند ، بعضی از این قبایل نام » جبل الاکراد» را درآن منطقه بر خود نهادند ، اما این عشایر در جوامع محلی منحل شده وکاملا عرب شدند.

در همین برهه محله کردها شکل گرفت که ابتدا در اطراف دمشق قرارداشت واکنون جزئی از شهر دمشق است وکردهای سوریه دران ساکن هستند واکثریت ساکنان آن در ارتباط بسیار نزدیک با کردها ی دیار بکر وماردین قرار دارند. این محله مخلوطی است از کردهائی که کاملا عرب شده اند وکسانی که مخلوطی از کرد وعرب میباشند و عمدتا به زبان کردی صحبت میکنند، اما اینها جامعه ای بوده اند که در منظومه فرهنگی وسیاسی  واداری بلاد شام ادغام شده ودر هنگام حمله فرانسویها به سوریه به فرماندهی جنرال گورو، آنها نیز فعالانه  به مقابله برخاستند ، آنها همچنین در انقلاب بزرگ سوریه وانقلاب شمال سوریه نیز شرکت کردند.

اما کردهای اطراف سوریه از دهه های بیست قرن گذشته، از کردستان ترکیه و از آنا تولی در شمال، به سوی جزیره علیای سور یه مهاجرت کرده اند ، آنها عشایری بودند که به تازگی به زندگی شهر نشینی واستقراردر شهرها واطراف آن را شروع کرده بودند که بطور عمده در اطرا ف رئیس قبیله گرد میآمدند وبه شیوه سابق ، احساس داشتن فرهنگ امیر نشینی میکردند همچون امارت بوطان ، بهدینان ودیار بکر . البته اینها با سایرعشایر کرد، در منطقه عامودا واطرافش که بسیار مستقر و دارای اقتدار بودند، ، فرق داشتند.

مهاجرت عشایر کرد از شمال بسوی منطقه جزیره  درسوریه ، به این علت بود که کما لیستهای ترکیه معاهده سیفر را در سال 1920، نقض کردند ، این معاهده حکومت خود مختار را برای کردها ، در مناطقی که اکثریت ساکنانش کرد بودند ، یعنی در منطقه شرق رودخانه فرات، جنوب مرز ارمنستان وشمال سوریه ، میان عراق وسوریه ، به رسمیت میشناخت  ، این خود مختاری در ادامه خود میتوانست به استقلال کامل کردستان ترکیه منجر شود .

کمالیستها سپس معاهده لوزان را در سال 1923 ، بر کشورهای بزرگ تحمیل کردند ، این معاهده مرز قومی فعلی دولت ترکیه را به رسمیت شناخت ، به موجب این معاهده ، حقوق کردها در داشتن خود مختاری ازمیان میرفت ومشکل آنها را در حد یک مسئله فرهنگی داخلی درنظر میگرفت واین باعث شد تا کردها با آن به مقابله برخاسته وبر علیه سیاست ترک کردن اجباری کردها  به مقاومت دست زدند، میان سالهای 1925 ، و1938، کردها به هفده خیزش ، انقلاب ومقاومت مسلحانه دست زدند که اولین آن بتوسط شیخ سعید پیران در دیار بکر بود وآخرین آن بتوسط سید رضا که در منطقه درسیم آنجام یافت ، نتیجه این مقاومتها وشکست پی در پی آنها ، مهاجرت متوالی کردها به منطقه جزیره علیای سوریه بود که بعدها نام حسکه به خود گرفت.

براساس آنچه توضیح داده شد ، کتاب بر این باور است که مسآله کردها در سوریه ، از زاویه تاریخی ، » مشکل ترکیه است که بر سوریه تحمیل شده است».

تعداد ساکنان جزیره علیای سوریه ، به علت این مهاجرتها ، از چند هزار نفز، به بیش از یکصد هزارنفر درسال 1937، افزایش یافت ، سپس این تعداد ، درسال 1943، به یکصد وچهل وشش هزار نفرمهاجر رسید واین ارقام به غیر از تعدادی عرب وکردی بودند که نادیده به حساب میامدند، سپس درادامه موج دوم مهاجرتها بین سالهای 1945 ، و1963، این ارقام مهاجران به 316083 ، رسید.دولتهای سوریه در مورد این مشکل برای  به ثبت رسانیدن مهاجران کرد ، قیدوبندهائی قائل شدند ، اما حکومت خالد العظم ، در تاریخ پنجم اکتوبرسال 1962،  به طور استثنائی در شهر حسکه ، اقدام به سر شماری مهاجران نمود ، دولت برای اعطای شناسنامه به مهاجران مقرراتی را در پیش گرفت ، به این شکل که» کسانی مشمول اخذ شناسنامه خواهند شد که نامشان تا قبل از سال 1945، در دفتر ثبت احوال ، ذکر شده و از آن زمان تا هنگام اجرای سرشماری تازه نیز، مقیم سوریه مانده باشند «. نتیجه سرشماری این شد که نام هشتاد وپنج هزارنفرمقیم شهر حسکه ، تحت عنوان اجانب ویا «اتراک»  به ثبت رسید .

دراواخر سال 1927، با نظارت نماینده استعمار فرانسه ، در شهر بحمدون لبنان ، «جمعیت خویبون» برای کردها تشکیل گردید، وهدف خودرا آزادی کردستان ترکیه قرارداد ، این جمعیت در نیمه سالهای سی میلادی ، به دوجناح تقسیم شد: جناح آل بدرخان ، وجناح آل قدری ، این جناح دومی ، با سیاست فرانسویها که در نظر داشت در منطقه جزیره سوریه ، دولتی مسیحی تشکیل دهد ، به مخالفت بر خاست، اما این جمعیت در نیمه سالهای چهل قرن گذشته متلاشی شد.

در این زمان یعنی سال 1957،» حزب دموکراتیک کرد» در دمشق تآسیس گردید وتا سال 1965، ادامه یافت، دراین زمان این حزب  دچارانشعاب شد وتبدیل به یازده حزب گوناگون گردید ، این انشعاب تحت تاثیر دو عامل بود: جنبش حزب کارگران کردستان در ترکیه وظهور حکومت اقلیم کردستان عراق، ودر ادامه به علت جدائی میان دو حکومت عراق وسوریه . در این دوره  وتا سال 2004 ، که تظاهرات کردها در شهر قامشلی شروع شد ، میان احزاب گوناگون کرد سوریه ، با دولت سوریه تفاهم برقرار بود

بحث کتاب در مورد مسئله کردها اینچنین ادامه پیدا میکند که میان جنبش جوا نان کرد که در انقلاب سوریه شرکت کردند وتشکلات متعددی نیز بوجود آوردند، وسایر احزلب کرد که نسبت به انقلاب ودولت محافظه کارانه برخورد کرده ، به استثنای  دو حزب مستقبل ویکیتی ، که کوشیدند سیاست دوگانه در پیش گرفته واز دولت ومخالفان دولت  هردو ، سوء استفاده کنند.

در تاریخ پنجم آوریل 2011،بشار اسد با اعیان وروسای قبایل کرد ملاقات کرده ونامه ای رسمی امضا نمود که بموجب آن به کسانی که در شهر حسکه ، نامشان به عنوان بیگانه به ثبت رسیده بود، شناسنامه جمهوری عربی سوریه اعطا کنند .

احزاب متعدد کرد، دراین دوره در اعتراضات خیابانی شرکت میکردند ولی خوا ستار سرنگونی رژیم نبودند ، بطوریکه بعضی از این احزاب در «هیئت هماهنگی ملی»  نیز شرکت کردند ، اما طولی نکشید که خارج شدند، زیرا دعوتهائی از طرف بعضی از احزاب به عمل آمد که بهتر است کردها مرکز مستقلی بوجود بیاورند که سخنگوی منافع ملی آنها باشد ، بهمین مناسبت درتاریخ  27 اکتوبر 2011، » کنگره ملی کرد» تآسیس شد ، سپس  در تاریخ 16 دسامبر 2011، «مجلس ملت» درغرب کردستان تشکیل گردید.

در این مرحله با فشار ونظارت مسعود بارزانی ، «کنگره اربیل» در تاریخ 28 و 29 ، ژانویه 2012 ، منعقد شد وبیانیه ای نیز در دفاع از «کنگره ملی کرد»  سابق الذکر، صادرنمود ، زیرا نمایندگی بخش گسترده تری از کردها را به عهده داشت، همین کنگره در تاریخ 16  فوریه 2012 ، تفاهم نامه ای با «حزب اتحاد دموکراتیک»  امضا کرد . وبه علت درگیریهای سیاسی که میان نیروهای کرد وجود داشت ، اتفاقی میان «کنگره ملی کرد» ، «حزب اتحاد دموکراتیک» و»مجلس ملت» در غرب کردستان ، در تاریخ 11 جون 2012 ، به امضا رسید ، اما بازهم درگیریها ادامه پیدا کرد ، در نتیجه  برای بار دوم «دیداراربیل » در تاریخ 11 جولای برگزار شد وتشکل تازه ای تحت نام «هیئت عالی کرد» شکل گرفت که وظیفه اش اداره وامنیت مناطق کرد نشین بو.(2)

بر اساس همه توضیحات مختصری که از کتاب مذکور بر گرفته شده است ، راه حل مسئله کردهای سوریه ، از طریق برقراری دموکراسی برای همه سوریها ، امکان پذیر است که ضرورتا شا مل حقوق فرهنگی ، زبان وآموزش وبه رسمیت شناختن تنوع زبانی ، فرهنگی ، وهمچنن حق مجتمع های گوناگون محلی ، در اداره امور خود ودر چهار چوب جمهوری عربی سوریه ، میباشد. به این اعتبار که دولت سوریه ،از نظر قانون اساسی خود  دارای مدیریتی بسیار ساده بوده وپیچیدگیها ومسائل چندان مرکبی در آن وجود ندارد.

 توضیحات مترجم : (1) حوادثی که در شمال سوریه میگذرد ، ادامه طرح «خاور میانه بزرگ» امپریالیسم آمریکا میباشد که کردستان در آن نقش مهمی دارد ، هدف آمریکا از تسلط بر کردستان انتقال لوله های نفت وگاز خود از کشورهای عربی ، کردستان وشرق میترانه، ابتدا به سوریه ، سپس ترکیه واز آنجا به اروپا میباشد که پس از آن میتواند روسیه را از بازار انرژی اروپا خارج کند وکنترل نفت وگاز ایران راهم دردست خود بگیرد ، حمله  امریکا به عراق با همین هدف بود که شکست خورد واکنون از سوریه وکردستان آغاز نموده است واین جنگ سالهای بازهم بیشتری بطول خواهد انجامید اما ملل منطقه میدان را برای آمریکا خالی نخواهند کرد ، نباید شک داشت که رهبران کردها همچون بارزانی در این دعوا بی نصیب خواهندماند ، تنها مزدوران خوبی خواهند بود، این مزدوری اکنون وپس از شکست داعش به عهده صالح مسلم گذاشته شده است، دو روز پیش همزمان با اعلام امادگی ارتش سوریه برای حمله به رقه وپاکسازی آن از وجود داعش ، صالح مسلم اعلام داشت که ما رقه را بزودی با کمک «ائتلاف بین المللی آمریکا» آزاد خواهیم کرد ودر اختیار ارتش سوریه هم قرار نخواهیم داد ، باید درنظر داشت که شهر رقه ، در امتداد شهرهای موصل وسنجار است وبرای اهداف نفت وگازی آمریکا بسیار اهمیت دارد ، درحقیقت بهتر از این نمیتوان سخنگوی آمریکا وترکیه واسرائیل شد، رقه شهری است سوری ، عربی واز قبل از اسلام هم وجود داشته وابنیه های زیادی از زمان صدر اسلام در آن قراردارد.

در سوریه کردستان وجود ندارد، مهاجرانی آمده اند ودر اماکن متفرقه ای ساکن شده اند، وجود کانتونها ئی اینچنینی دلیل کاملا روشنی بر این ادعا میباشد : چرا میان کانتونها ارتباط کردی وجود ندارد، میان کانتون حسکه وکانتون کوبانی ، 130 کیلومتر فاصله وجود دارد ودهها شهر وشهرک وروستای عرب میان آندو میباشد ، همینطور میان سایر کانتونها ، که سراسر شهرکها وروستاهای عرب نشین است، در هیچ کجای منطقه کردستان عراق وایران شما چنین فاصله ای ووجود ملتی غیر کرد در میانشان سراغ ندارید، زیرا کردستان است ولی در سوریه کردستانی وجود ندارد، فدرالیسم کردها طرحی اسرا ئیلی است که بتوسط نوح فیلدمان شهروند اسرائیلی مقیم آمریکا، تنظیم شده است تا کردها به شیوه اسرائیل بتوانند بر کل منطقه شمال سوریه تسلط پیدا کنند وزمینه وصل سوریه را به اسرائیل فراهم آورند.به برای فهم بیشتر موضوع به مقاله: » بافر استیت» کردی بجای داعش در عراق وسوریه» مراجعه کنید. مطالب فوق در ضدیت با حقوق حقه وتاریخی ملت کرد در منطقه نیست ، بلکه اتهام متوجه کسانی است که با همدستی با امپریالیسم آمریکا میکوشند منافع کوتاه مدت وقوم وقبیله ای خودرا تامین کنند.برای فهم خیانتهای بارزنی به مقاله: «استراتژی اسرائیل در مورد کردها»درسایت مجله هفته مراجعه کنید.

(2)  علت درگیریهای سیاسی میان احزاب کردی در اربیل وجلسات متعددی که بر گزار شد، مخالفت آنروز صالح مسلم با سیاست بارزانی بود، زیرا بارزانی با پرداخت مبلغ هنگفتی به طرفداران خود مصوبات را بنفع خود تصویب نمود ودر حقیقت آرا را خرید، جزئیات این رذالتها در سایت «صوت کردستان» مفصل به چاپ میرسید ولی در ادامه صالح مسلم تسلیم بارزانی شد ومی بینیم که اکنون آشکارا در خط آمریکا قراردارد، همه دخالتهای آمریکا در کوبانی وغیره که گویا از کردها دفاع میکرد وساده لوحانی هم باور میکردند، تنها در این مسیر بوده وهست که آمریکا بتواند دو کردستان عراق وسوریه را زیر کنترل خود بگیرد و مسیر لوله های انرژی را در اختیار داشته باشد، اما ضرب المثلی است که میگوید:» گرگ به خیال میبره  میش به خیال میچره».

 

 

3 پاسخ به “کردهای سوریه … از افسانه تا واقعیت (1)”

  1. سپیده

    جواد محترم،
    شما خودت رو بکوچه علی چپ میزنی و یا واقعا قادر بدرک مساله نیستید؟
    مساله برسر مینایاتور کردن کشورهاست که آمریکایی ها حق حیات برای اهالی آن اعم از هر نوع گروهی چه کرد چه فارس و چه صربی و چه عرب، آشوری، ترکمن، ارمنی و چه سیاه ویا سفید قایل نیستند و همه را تا کنون به بردگی کشانیده اند.
    کدام احمقی میتواند یافت شود که در یوگسلاوی و کلیه کشورهای جهان که تیکه پاره شده اند تا کنون توانسته است، حقوق ابتدایی، آری ابتدایی ترین حقوق انسانی بر آورده شود.
    هر وقت خوش کردند تک تیراندازان آنها جهت شکار انسان بدانجا جهت تفریح سفر میکنند. و با سرهای بریده عکس برداری!
    نگاهی به نشریات فاشیست های آلمانی بیاندازید که چه با یوگسلاوی کرده اند. نظری به کشورهای جداکرده از روسیه نگاه کنید که جان انسانی باندازه جان یک سگ ارزش ندارد و مانند پشه انسان میکشند.
    بالاخره بایستی روزی بیدار شد و نباید تا ابد نابینا ماند. کمونیست بودن طلبتان.
    من از شما طلب نمیکنم که علتهای پیچیده آنها را بفهمید ولی لا اقل تا همین جا بکله خود فرو کنید که این بیلیارد های موجود پناه برده به پاناما بخاطر فرار از ۳۰٪ مالیات در سال بمعنی آنست که در عرض سه سال(نه حساب مرکب) ۹۰ درصد آن از بین میرود! پس فقط یک راه باقی میماند؛
    آنهم ورود به چرخه تولیدی که جهت اینکار باید بازار فروش بوجود آید و برای آن باید نابود کرد!!
    چقدر باید بدفهم بود که مسایل باین سادگی را با عرب، کرد، آذری، ترک، فارس و… کردن به فراموشی شمرد.
    اگر صالح مسلم جزو نیروهایی است که در ائتلاف آمریکایی، ترکیه، سعودی و قطر، اروپا… قرار دارد(که شواهد برآن دلالت دارد)، پرواضع است که فقط برای مدت کمی مردم، بعنوان مردم میمانند و سپس پوستی از سرمردمِِ کرد، عرب، آشوریها، ترکمنها، ارمنیها … قلفتی کنده خواهد شد و امپریالیسم غرب بازهم پرورده تر و تواناتر به این ترکتازی ها ادامه داده تا سه بیلیارد دلار باد کرده آنها به پنج و یا هشت بیلیارد دلار رسیده و آنوقت هیچ چاره ای جز نابودی کل کره زمین برایشان باقی نمی ماند، که برنامه اش را هم در برتون وودزدر سال ۱۹۵۴ریخته بوده اند.
    گروه بیلدر برگ بزودی در آلمان دور هم جمع میشوند و احتیاج به «مشتاقان گل نثار کن» دارند!
    به افراد خوشباور هم نیاز فراوان دارند.
    به افرادی که خود، خود را مجانی فرش قرمز ورود آنان مینمایند، محتاجند.

    لایک

  2. جواد

    این مقاله بیانگر نظر فاشیستهای بعثی است. فقط به این جمله از «توضیحات مترجم» نگاه کنید:«در سوریه کردستان وجود ندارد، مهاجرانی آمده اند ودر اماکن متفرقه ای ساکن شده اند». یعنی مترجم معتقد است سوریه مال عربهاست، کردها «مهاجر» هستند و نباید انتظار داشته باشند شهروند درجه یک قلمداد شوند! این طرز فکر یک سوسیالیست یا حتی بورژوا دمکرات نیست بلکه طرز فکر یک فاشیست نژادپرست است.
    خیلی از نیروهایی که به انقلاب روژئاوا پیوسته اند و انقلاب را به خارج از روژئاوا نیز بسط داده اند اصلا کرد نیستند. اعراب، آشوریها، ترکمنها، ارمنیها و … در انقلاب شرکت دارند و خود را بر اساس نژاد یا مذهب دسته بندی نمی کنند، بر خلاف رژیم بعثی که اصرار دارد روی همه چیز برچسب «عربی» بچسباند و «مهاجران» را از حقوق شهروندی محروم کند.
    اگر نیروهای دمکراتیک سوریه به این دلیل که «رقه شهری است سوری، عربی و … ابنیه های زیادی از زمان صدر اسلام در آن قرار دارد» و «ارتش عربی سوریه» برای بازپس گیری آن اعلام آماده کرده (یک بلوف تو خالی!) مجاز نیستند آنرا از چنگ داعش آزاد کنند، پس قاعدتاً بعثی ها نیز حق نداشتند دهها سال بر غیر عربهایی که هزاران سال قبل از اعراب در منطقه سکونت داشتند حکومت کنند! اما آنها حاضر نیستند استدلال شان را بسط دهند. مرگ خوب است، ولی برای همسایه!
    نیروهای دمکراتیک سوریه یگانه نیروی ملی و مترقی و پیشرو دمکراسی بورژوایی در سوریه هستند. کمونیستها نیز بدون از دست دادن سیاست و تشکیلات مستقل شان به آنها پیوسته و برای آزاد سازی سوریه همکاری می کنند. این یگانه سیاست صحیح پرولتاری است. هر نوع حمایت از رژیم بعثی یا سایر طرفهای درگیر سیاستی امپریالیستی و ارتجاعی است.

    لایک

  3. سپیده

    سؤال از برگرداننده مقاله:
    آیا منظور تمام خطه شمال سوریه تحت کنترل و حکومت جوانان زن و مردی که از کوبانی دفاع میکردند و توانسته بودند داعش را شکست دهند، میباشد؟؛
    که «ام ال پ د» ایها یک ساختمان یک طبقه چهار اطاقه در آنجا بنام بیمارستان ساخته اند، و همان روژآوا ی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) «مجلس موسسان اتحاد فدرال دموکراتیک روژآوا – شمال سوریه برای اعلام رسمی بنیان گذاری فدرالیسم منطقه ای شمال سوریه» را تبریک گفتند نیست؟!!

    این چنین سازمانهایی چگونه میخواهند در آینده خود را انقلابی جا بزنند؟

    در اینکه صالح مسلم که در استانبول مقیم است و چند بار هم در سال گذشته بفرانسه سفرکرده بود و هفته گذشته دفتر سیاسی خود را در فرانسه بازنمود، با وجودیکه پنج تن از فعالان اصلی حزب پ کا کا در آنجا ترور گردیده بودند و چندی است که نامی بعنوان «ائتلاف بین المللی آمریکا» بوجود آمده شده که جداگانه در شمال سوریه عملیاتی داشته است و نشان از آن داشت که این اشخاص مصعود بارزانی دوم، دست ساز آمریکا- ترکیه – اسراییل میتواند باشند. که من بارها از آن‌ها سخن گفته بودم ولی وی صالح مسلم است- برایم تازگی داشت!

    آیا کل این جنبش هم همین رنگ را پذیرفته و راه رسوای دست دراز شده آمریکا-اسراییل-ترکیه را پذیرفته و از سرنوشت نوکران آمریکا همچون القاعده، عضما بن لادن، اخوان مسلمین…درس نگرفته اند.
    ناسیونالیسم، خرده بورژوازی و ترتسکیسم-رویزیونیست ها همان‌طور که کور و کودن بوده‌اند مانده و باز هم خود را بهمان چاهی میاندازند که پیشینیان آنان انداخته بودند!
    سپیده
    بیست ودوم فروردین نود وپنج

    لایک