افشای راز جنگ در سوریه توسط کندی/ این گزارش نشان میدهد که حاکمان سوریه خود را فدای ایران کرده اند.
لوله گاز اروپا و جنگ داخلی سوریه

یک وکیل میگوید تصمیم واشنگتن برای سرنگونی بشار اسد، رئیس جمهور مشروع و منتخب سوریه از امتناع وی در حمایت از طرح خط لوله گاز قطر ناشی میشود.
رابرت اف کندی، وکیل امریکایی و برادرزادۀ جان اف کندی، رئیس جمهور اسبق امریکا در مقالهای که روز پنجشنبه در سایت پُلیتیکو منتشر شد، نوشته است امریکا پس از آنکه اسد از پروژه احداث خط لوله گاز دولت قطر حمایت نکرد، تصمیم به برکناری وی گرفت.
این پروژه 10 میلیارد دلاری نخستین بار در سال 2000 مطرح شد و سرویس اطلاعاتی امریکا (سیا) این طرح را پیگیری کرد تا آنکه 9 سال بعد اسد اعلام کرد که از طرح خط لوله که به موجب آن قطر می توانست از طریق پایانههای ترکیه، مستقیما به بازارهای انرژی اروپا دسترسی داشته باشد حمایت نمی کند.
کندی افزود که این خط لوله همچنین به عربستان سعودی امکان می داد نفوذ بیشتری را در منطقه علیه ایران اعمال کند.
متن زیر برگردان گزیده ای از این مقاله از انگلیسی به فارسی است:
مردم آمریکا از سابقه مداخله خشونت آمیز آمریکا در سوریه اطلاع چندانی ندارند… تا زمانی که مردم و سیاستگذاران امریکا از این پیشینه آگاهی نداشته باشند، دخالتهای بیشتر تنها به پیچیدهتر کردن بحران کمک میکند.
جنگ ما علیه بشار اسد ازاعتراضات صلح امیز مردمی موسوم به بهار عربی در سال 2011 آغاز نشد بلکه از سال 2000 و هنگامی که قطر پیشنهاد احداث خط لوله 10 میلیارد دلاری به طول هزار و 500 کیلومتر را از طریق عربستان سعودی، اردن، سوریه و ترکیه مطرح کرد آغاز شد. میدان گازی پارس جنوبی (گنبد شمالی)، غنیترین میدان گازی طبیعی در جهان بین ایران و قطر مشترک است. تحریمهای تجارت بین المللی تا همین اواخر ایران را از فروش گاز به کشورهای خارجی منع می کرد.
در عین حال، گاز قطر تنها در صورتی میتواند به کشورهای اروپایی برسد که تبدیل به مایع و از طریق دریا حمل شود. مسیری که ظرفیت را محدود کرده و هزینهها را افزایش میدهد.
خط لولۀ پیشنهادی، قطر را از طریق پایانههای توزیع ترکیه مستقیما به بازارهای اروپایی متصل میساخت. ترکیه از این طریق می توانست هزینههای ترانزیت را به جیب بزند.
خط لوله مشترک قطر – ترکیه سلطه قطعی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بر بازارهای گاز طبیعی را موجب میشد و قطر، نزدیکترین متحد امریکا در جهان عرب را قویتر می ساخت. دو پایگاه نظامی عظیم آمریکایی و مقر فرماندهی مرکزی امریکا در خاورمیانه، در کشور قطر واقع شده است.
اتحادیه اروپا که 30 درصد گاز خود را از روسیه تأمین می کند نیز از پیشنهاد خط لوله استقبال کرد چرا که از این طریق می توانست به انرژی با قیمت ارزانتر دست یابد و از نفوذ سیاسی و اقتصادی پوتین رهایی پیدا کند. ترکیه، که دومین خریدار بزرگ گاز روسیه است، برای پایان دادن به اتکای خود به رقیب دیرینه و تثبیت خود به عنوان مرکز انتقال پرسود سوخت آسیا به بازارهای اروپایی، مشتاق بود.
خط لوله قطر میتوانست برای عربستان سعودی با ایجاد پایگاهی در سوریۀ سودآور باشد. هدف ژئوپلیتیکی عربستان این است که قدرت سیاسی و اقتصادی رقیب اصلی خود و متحد نزدیک بشار اسد، یعنی ایران را محدود نگه دارد.
عربستان سعودی مناطق شیعه نشین تحت سلطه امریکا در عراق (و اخیرا پایان بخشیدن به تحریمهای اقتصادی علیه ایران) را به عنوان عوامل کاهش قدرت خود در منطقه می داند و در حال حاضر در جنگی نیابتی علیه تهران در یمن حضور دارد که تحت عنوان نسل کشی عربستان سعودی علیه گروه حوثی یمن (شیعیان این کشور) که تحت حمایت ایران قرار دارد، از آن یاد میشود.
اما در این میان روسیه که 70 درصد گاز خود را به اروپا میفروشد، خط لوله قطر – ترکیه را به عنوان تهدیدی برای موجودیت خود میدید. از نظر پوتین، خط لوله قطر توطئه ناتو برای تغییر وضع موجود، محروم کردن روسیه از تنها پایگاه خود در خاورمیانه، رکود اقتصاد روسیه و پایان دادن به قدرت نفوذ این کشور در بازار انرژی اروپا بوده است.
در سال 2009 اسد اعلام کرد تفاهم نامه مجوز ایجاد خط لوله از طریق سوریه را امضا نمی کند.a
پس از آن اقدامات اسد بیش از پیش خشم کشورهای حاشیه خلیج فارس را برانگیخت، چرا که او از «خط لوله اسلامی» که مورد تایید روسیه بود و از میدان گازی ایران از طریق سوریه به بنادر لبنان کشیده میشد، حمایت کرد. این خط لوله اسلامی، ایران، و نه قطر را، تبدیل به تامین کننده اصلی بازارهای انرژی اروپا میکرد و نفوذ تهران در خاورمیانه و جهان را به طور چشمگیری افزایش میداد.
اسرائیل نیز همان طور که انتظار میرفت مصمم بود تا از ایجاد خط لوله اسلامی که باعث قدرتمند شدن هرچه بیشتر ایران و سوریه و احتمالا حزب الله و حماس می شد، جلوگیری کند.
گزارش های محرمانه از سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل، عربستان سعودی و امریکا نشان میدهند همان زمانی که اسد طرح خط لوله قطر را رد کرد، برنامهریزان نظامی و اطلاعاتی به سرعت به این نتیجه رسیدند که دامن زدن به شورش سنیها در سوریه برای برکناری بشار اسد که با آنان همکاری نداشته است، راهکاری عملی برای دستیابی به هدف مشترک تکمیل خط لوله گاز قطر – ترکیه است.
بنابر اسناد افشا شده توسط ویکی لیکس، در سال 2009 پس از آنکه اسد طرح خط لوله قطر را رد کرد، سازمان سیا حمایت مالی از گروههای مخالف در سوریه را آغاز کرد. شایان ذکر است که این مساله پیش از قیام بهارعربی علیه اسد اتفاق افتاد.


یک پاسخ به “افشای راز جنگ در سوریه توسط کندی”
«افشای راز»، البته خیلی پیش از اینها، تقریباً از همان سال 2011، منتقدان متعددی در سایت های آلترناتیو موضوع « جنگ لوله های انتقال گاز» را مطرح کردند. اخیراً رسانه های غرب گویا وانمود می کنند که نقشۀ عملیاتی شان تغییر کرده…علاوه بر این به شکل زیرکانه ای می خواهند تمام تقصیرهای را به گردن عربستان و قطر و ترکیه بیاندازند تا این که سرانجام «غرب متمدن » بیاید و با مداخلاتش مشکلات این نیمه وحشی ها را حل کند. البته «جنگ گاز» یک بخش از داستان حزن انگیز جنگ در سوریه است، ولی همۀ داستان نیست. میشل شوسودوسکی در مقاله ای تحت عنوان «در آستانۀ سومین جنگ جهانی، هدف : ایران» به تاریخ 29 اوت 2010، نوشته بود :
«جنگ علیه ایران به شکل طرحی مرحله ای در عملیات نظامی پی در پی در نظر گرفته شده بود. به گفتۀ ژنرال وسلی کلارک، فرماندۀ اسبق ناتو، طرح عملیات نظامی پنتاگون مرکب از چند کشور بود : «طرح عملیات پنج ساله، در مجموع برای هفت کشور، اول عراق، بعد سوریه، لبنان، لیبی، ایران، سومالی و سودان.»(27) در کتاب «عراق، تروریسم و امپراتوری آمریکا» صفحۀ 30، ژنرال کلارک می گوید:
«در نوامبر 2001 روزی که به پنتاگون برگشته بودم ، با یکی از افسران عالی رتبه فرصتی برای گفتگو پیش آمد، و او می گفت بله درست است که ما به سوی جنگ با عراق حرکت می کنیم، ولی موضوع به همین جا خاتمه نمی پذیرد، بلکه جنگ با عراق مرحله ای ست از یک طرح پنج ساله، اول عراق، بعد سوریه، لبنان، لیبی، ایران، سومالی و سودان. (28)»
در نتیجه، این راز از خیلی مدتها پیش افشا شده بود، و اگر چه «جنگ گاز» بخشی از «داستان» را حکایت می کند، ولی تمام آن نیست. زیرا ایالات متحده طرح جنگ علیه 7 کشور از سال 2001 مطرح کرده بود و سوریه یکی از آن 7 کشور بود.
طرح «خاورمیانۀ بزرگ»، ترسیم مجدد خاور میانه را نمی توانیم تنها با «جنگ گاز» تعریف کنیم، و آن هم فقط به این دلیل که قطر و عربستان سعودی قدرت بیشتری کسب کنند، یعنی در واقع کشورهائی که کمابیش دارند ساز فروپاشی شان را کوک می کنند. و اتفاقاًٌ گویا که بنابر این است که فروپاشی شان در همین جنگ های سوریه و یمن رقم بخورد. می توانیم حدس بزنیم فروپاشی این کشورهای به نفع خیلی از کشورهای غربی و خود ایالات متحده خواهد بود، زیرا به عنوان مثال، %10 تمام اقتصاد فرانسه به عربستان وابسته است و اگر عربستان تصمیم بگیرد این سرمایه را از فرانسه بیرون بکشد، همۀ اقتصاد فرانسه فرومی پاشد. در نتیجه احتمال بالا کشیدن این سرمایه ها را نیز باید در چشم انداز تحلیل هایم مد نظر قرار دهیم.
لایکلایک