نخست‌وزیر ایتالیا «ماتئو رنزی» از واشنگتن در توئیتر خود می‌نویسد: «لیبی باید مجدداً یک کشور منسجم و باثبات گردد» و از این طریق پشتیبانی کامل خود از «نخست وزیر فائز‌السراج که سرانجام به طرابلس رسید» را اعلام کرد. کسانی که در واشنگتن، پاریس، لندن و رم همین‌ نوع افکار را در سر میپرورانند، همان‌هائی هستند که اول با آغاز جنگ کشور لیبی را بی‌ثبات و متلاشی کردند و اکنون می‌خواهند تکه‌های آن را به یمن «مسئولیت بین‌المللی کمک به لیبی»  درو کنند


eni_lybia

منبع: ولترنت

نويسنده: مانلیو دینوچی

تارنگاشت عدالت

۱۱ آوریل ۲۰۱۶

کافی بود که صبر کرد. تجزیه لیبی را که ما در آغاز جنگ علیه جمهوری لیبی پیش‌بینی کرده بودیم، چون خیلی آشکار و انگشت‌نما بود درهیاهوی جنگ مطرح نشد ولی آن را امروز به بهانه یک لزوم قابل تاسف ارائه می‌کنند.

نخست‌وزیر ایتالیا «ماتئو رنزی» از واشنگتن در توئیتر خود می‌نویسد: «لیبی باید مجدداً یک کشور منسجم و باثبات گردد» و از این طریق پشتیبانی کامل خود از «نخست وزیر فائز‌السراج که سرانجام به طرابلس رسید» را اعلام کرد.

کسانی که در واشنگتن، پاریس، لندن و رم همین‌طور فکر می‌کنند، همان‌هائی هستند که اول با آغاز جنگ کشور لیبی را بی‌ثبات و متلاشی کردند و اکنون می‌خواهندتکه‌های آن را به یمن «مسئولیت بین‌المللی کمک به لیبی»  درو کنند.

آنها ایده‌های خود را از طریق مراجع مجاز اعلام می‌کنند. «پائلو اسکارونی» (۱) که در صدر ENI در لیبی بین گروه‌های شورشی و مزدوران خارجی مانور می‌داد و امروز در مقام معاون رئیس بانک روتشیلد فعالیت می‌کند در مقابل روزنامه کوریره دلاسرا گفت: «باید دیگر با ایده واهی لیبی، پرورده و مخلوق  (استعمار ایتالیا) … وداع کرد. اکنون باید تولد یک دولت جدید در  اقلیم طرابلس مورد پشتیبانی قرار گیرد تا بتواند از قدرت‌های خارجی تقاضای کمک نماید که برای ادامه بقا به آن یاری رسانند» و در عین حال برقه و فزان زیر فشار گذارده شوند تا دولت‌های محلی خود را تاسیس کنند احتمالاً با این هدف که در دراز مدت به یک کشور فدرال مبدل گردند. ولی تا آن هنگام «هرکدام از آنها می‌تواند منابع انرژی خویش را که در اقلیم طرابلس و برقه وجود دارد، به تنهائی مدیریت کند». ایده مشابهی نیز از طرف «ارنستو پرسیوزی» (۳) نماینده جناح کاتولیک حزب دمکراتPD  (۴) مطرح شد: «تشکیل یک اتحادیه لیبی از سه کشور طرابلس، برقه و فزان ، که مشترکاً منابع نفت و گاز موجود را مدیریت کنند و وجود یک قدرت نظامی اروپائی برای حمایت از این منظور».

این همان سیاست کهنه استعماری قرن ۱۹ است که مجدداً از صندوق بایگانی بیرون کشیده شده و با کاربردهای نواستعماری و سیاست‌ها کاربردی آمریکا ـ ناتو که دولت‌های ملی و زنده (یوگسلاوی و لیبی) را از بین برد و برخی دیگر از کشورها (عراق و سوریه) را در هم شکست (و یا کوشش می‌شود که آنها را در هم شکند) تا سرزمین و منابع طبیعی آنها را تحت کنترل خویش درآورد.

لیبی صاحب ۴۰ درصد از نفت افریقاست که به علت کیفیت بسیار مرغوب و هزینه کم استخراج آن بسیار مورد توجه است علاوه برآن این کشور دارای ذخایر گازی بسیار عظیمی است که استخراج آن امروز توسط کنسرنهای فراملیتی اروپائی و آمریکائی  با شارژهای بمراتب بیشتر از آن چیزی که در گذشته نصیب لیبی می‌شد، صورت می‌گیرد. علاوه براین‌، این کنسرن‌ها قادر خواهند بود با دور زدن دولت ملی و تعامل جداگانه با گروه‌های قدرت در طرابلس و یا برقه خصوصی‌سازی ذخایر انرژی کشور را تحمیل کرده و از این طریق کنترل مستقیم این منابع را بدست گیرند.

علاوه برطلای سیاه کنسرنهای فراملیتی آمریکائی و اروپائی درنظر دارند طلای سفید را نیز تصاحب کنند: ذخایر عظیم آب فسیلی اقشار عمیق منطقه نوبه که زیر لیبی، مصر، سودان و چاد قرار گرفته است. دولت گذشته لیبی نشان داده بود که این وضعیت چه امکاناتی با خود به همراه دارد، لوله‌کشی گسترده‌ای انجام شدکه روزانه میلیون‌ها مترمکعب  آب نوشیدنی و برای آبیاری از ۱۳۰۰ چاه که در کویر کنده شده بود ۱۶۰۰ کیلومتر منتقل می‌شد.

اکنون با بهانه رسمی کمک و به اصطلاح برای رهائی از فشار داعش ایالات متحده آمریکا و کشورهای پرقدرت اروپائی وارد لیبی شده و می‌توانند پایگاه‌های نظامی خود را که معمرالقذافی در سال ۱۹۷۰ تعطیل کرده بود مجدداً در این منطقه مهم استراتژیکی بین دریای مدیترانه، افریقا و خاور میانه تاسیس نمایند.

  و نهایتاً با «ماموریت پشتیبانی از لیبی» ایالات متحده آمریکا و قدرتهای بزرگ اتحادیه اروپا بزرگترین غنیمت جنگی قرن را تصاحب خواهند کرد: ۱۵۰ میلیارد دلار ثروت بنیاد دولتی لیبی که در سال ۲۰۱۱ غصب شد و می‌تواند اگر صادرات انرژی لیبی مجدداً به سطح گذشته برسد، حتا ۴ برابرشود. ثروت بنیاد دولتی که در گذشته توسط قذافی، به عنوان ارز و رژیم مالی مستقل برای تاسیس یک اتحادیه افریقائی سرمایه‌گذاری شده بود ( و این‌طور که از پست الکترونیکی خانم کلینتون برمی آید، دلیل تعیین کننده برای قتل قذافی بود) اکنون بکار گرفته خواهد شد تا آنچه را که هنوز از کشور لیبی باقی‌مانده متلاشی کرد. بقول آقای «جورجیو ناپولیتانو» که فکر می‌کرد در مجلس امپراتوری روم نشسته « کشوری که هرگز وجود نداشت»، زیرا که لیبی تنها از «تعداد زیادی قبیله» تشکیل شده.


زیرنویس ها:

[1] Paolo Scaroni ist einer der größten Bilderberg-Anhänger Italiens. Sachbeiter, im Laufe seiner zwei Mandate in der Leitung von ENI, von deren Privatisierung (partiell zur Zeit), stand er 2011 auf dem dritten Rang der Manager der an der Börse gehandelten italienischen Unternehmen, mit einem Jahresgehalt von 6,4 Millionen Euro. Siehe auch Le Groupe Bilderberg, de Domenico Moro, Editions Delga, 2014, p. 180, 201, 203 et 205. Nachdem er vom italienischen Premierminister Matteo Renzi seines CEO-Postens entbunden worden war, ist er seit 1. Juli 2014 als Deputy Chairman im Vorstand der Rotschild Bank tätig.

[2] Anm.d.Übers.: Eni S.p.A. ist ein italienischer Mineralöl- und Energiekonzern mit Sitz in Rom, der in den Bereichen Erdöl, Erdgas, Stromerzeugung, Petrochemie, Ingenieurwesen und Services auf Ölfeldern tätig ist.

[3] Ernesto Preziosi – Abgeordneter des katholischen Flügels der PD im italienschen Parlament

[4] PD = Partito Democratico – Demokratische Partei Italiens Mit den Besten Grüßen