دکترین اوباما برای حفظ سلطه ایالات متحده بسیار زیرکانهتر، و نتیحتاً یک سیاست مزوارنهتر است؛ تعامل آشکار همراه با مداخله پنهان، در مقایسه با استراتژی پیشین جنگطلبی و قدرت بیرحمانه، موفقیت بیشتری را نوید میدهد.باراک اوباما رییسجمهور ایالات متحده با یک پیام محتاطانه و حسابگرانه برای مردم جهان، مردم ایالات متحده، و مردم کوبا به هاوانا آمد… در حالیکه رسانهها و لیبرالها این را لحظه بزرگی اوباما و عظمت او دیدند، یک مرد آنرا طور دیگری دید. فیدل کاسترو روز، که برای حداقل ۵۶ سال مسئوولیت پاسداری از حاکمیت و شرافت کوبا را داشت، در بازنسشستگی مقالهای نوشت و به جهان یادآور شد که خواهان روابط عادی کشور-با کشور با ایالات متحده است، اما تجاوزات گذشته را نه فراموش میکند و نه میبخشد.

منبع: مارکسیسم-لنینیسم امروز
۳۱ مارس ۲۰۱۶
نویسنده: زولتان زیگدی
تارنگاشت عدالت
El Hermano Obama and Compañero Fidel
باراک اوباما رییسجمهور ایالات متحده با یک پیام محتاطانه و حسابگرانه برای مردم جهان، مردم ایالات متحده، و مردم کوبا به هاوانا آمد.
برای مردم جهان، اوباما یک ژست جدید را نسبت به جمهوری کوبا نشان میداد. تمایل اظهار شده او به رفع محاصره اقتصادی و گشایش روابط را باید مغتنم شمرد. اینکه او قصد دارد با چه میزان انرژی و تا کجا این هدف را دنبال کند چیزی است که باید دید. پنهان نیست که این یک بخش با دقت پرورشیافته «دکترین اوباما» است که در سال آخر ریاست جمهوری او شکوفا شد.
او در سری مصاحبههای اعترافی خود با جفری گولدبرگ برای «آتلانتیک» این ژست نسبت به ضدامپریالیسم آمریکای لاتین را روشن میسازد. او گفت «زمانیکه من ریاست جمهور را شروع کردم، در نخستین اجلاس قاره آمریکا که شرکت کردم، هوگو چاوز-دیکتاتور درگذشته ضدآمریکایی ونزوئلا- هنوز چهره مسلط در گفتوگو بود. ما در آغاز یک تصمیم استراتژیک گرفتیم، و تصمیم این بود که بجای بزرگ کردن او تا حد یک دشمن ۵ متری او را مشکلی که بود تعریف کنیم، «ما از آنچه در ونزوئلا میگذرد خوشحال نیستیم، اما این ایالات متحده را تهدید نمیکند.»»
اوباما گفت که برای رسیدن به این موازنه جدید، ایالات متحده مجبور بود زخمزبانها و توهینهای کاستروی از پا افتادۀ ناکام را تحمل کند. اوباما گفت: «زمانیکه چاوز را دیدم، با او دست دادم و او یک نقد مارکسیستی از روابط ایالات متحده-آمریکای لاتین را تحویل من داد. ما مجبور بودیم در آنجا بنشینم و به اورتگا»- دانیل اورتگا رییسجمهور رادیکال چپگرای نیکاراگوئه- «گوش کنیم که یکساعت علیه ایالات متحده بد گفت. اما بودن ما در آنجا و با جدی نگرفتن کل این چیزها، چون واقعاً برای ما تهدیدی نبود، به خنثا کردن آمریکاستیزی منطقه کمک کرد.»
اما اگر ما «ضدامپریالیسم» را به جای «ضدآمریکایی» بگذاریم (بسیار گویاست که اوباما آمریکای لاتین را آمریکا حساب نمیکند)، میتوانیم ببینیم که دکترین اوباما برای حفظ سلطه ایالات متحده در منطقه بسیار زیرکانهتر، و نتیحتاً یک سیاست مزورانهتر است؛ تعامل آشکار همراه با مداخله پنهان، در مقایسه با استراتژی پیشین جنگطلبی و قدرت بیرحمانه، موفقیت بیشتری را نوید میدهد.
برای مردم ایالات متحده، اوباما چیزی را برجسته میکرد که امیدوار است میراث او در زمینه سیاست خارجی باشد، گشایش بسوی کوبا که در کنار آشتی با جمهور ی خلق چین توسط نیکسون و ژستهای ریگان نسبت به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی زمان گورباچف قرار گیرد. سفر اوباما به کوبا، مانند حرکت ریگان، یک دلربایی بود که میخواست سیمایی را ترسیم کند که در آن یک ابرقدرت بیخطر اختلافات دیرپای خود کنار میگذارد تا برای دادوستد و بازآوردن کوبا به آغوش غرب فرصتها را «بگشاید».
اما اوباما برخلاف اسلاف خود، طرح خود را در اواخر ریاست جمهوری خویش پیش میبرد، و برداشتن وزنههای سنگین را برای آنهایی که پس از او میآیند میگذارد. این فاکت که او هرگز در دوران ریاست جمهوری خود، در زمانیکه در قوه مقننه از یک اکثریت بزرگ برخوردار بود، به قانون هلمز-برتون (و یکسری وعدهها و انتظارات دیگر) نزدیک نشد نشانگر هم احتیاط حلزونی و هم سطحی بودن باور اوست، که میراث او را چشمگیر نمیسازد.
برای مردم کوبا، اوباما کاریکاتوری را از روابط گذشته و برخورد دوستانه یک برادر بزرگ به ارمغان آورد. او فروش اصلاحات بازار، سرمایهگذاری خارجی و «دموکراسی» سبک غربی را مطرح کرد و آنرا با روبان چاپلوسانه همسایگی خوب پیچاند. در حالیکه رسانهها و لیبرالها این را لحظه بزرگی اوباما و عظمت او دیدند، یک مرد آنرا طور دیگری دید.
فیدل کاسترو روز، که برای حداقل ۵۶ سال مسئوولیت پاسداری از حاکمیت و شرافت کوبا را داشت، در بازنسشستگی مقالهای نوشت و به جهان یادآور شد که خواهان روابط عادی کشور-با کشور با ایالات متحده است، اما تجاوزات گذشته را نه فراموش میکند و نه میبخشد.
کوبا به وعده و وعیدها برای آینده نیر اعتماد نمیکند. فیدل کاسترو در یک یادآوری نه چندان سرپوشیده-به اندازه کافی روشن برای حتا برنامهریزان و نطقنویسان در وزارت امورخارجه از آنتونیو ماچئو، رهبر سیاهپوست کوبایی، از رزمندگان چریک در مبارزه رهاییبخش علیه اسپانیا نقل کرد: «هرکه بخواهد کوبا را تسخیر کند، اگر در رزم از پا در نیاید، خاک آغشته در خون آن نصیبش خواهد شد.» فیدل یک درس تاریخی از تلاش طولانی و بدون تزلزل «همسایه» شمالی برای سرنگون کردن انقلاب کوبا به اوباما میدهد.
او به همسایه شمالی اجازه نمیدهد که جنگ سرد را بمثابه یک سوءتفاهم صرف بفراموشی بسپارد. او به اوباما یادآور میشود که خطوط نبرد جنگ سرد در آفریقا استعمار و آپارتید را از رهایی آفریقایی متمایز میساخت. فیدل بدون آنکه با این فاکت که ایالات متحده در برابر رهایی آفریقا ایستاده بود اوباما را شرمنده کند، حمایت شدید، اصولی و طولانی کوبا از آزادی آفریقا را یادآور میشود.
برخلاف روایت ناقص، سادهانگارانه و خودپسندانهای که اوباما از مبارزه برای برابری نژادی در ایالات متحده ارایه کرد («اما مردم متشکل شدند؛ اعتراض کردند؛ درباره موضوعات مناظره کردند؛ مقامات رسمی را چالش کردند. و در نتیجه این اعتراضات، و به علت این مناظرهها، و به علت بسیج مردمی، من امروز میتوانم بعنوان یک آمریکایی آفریقاییتبار و بعنوان رییسجمهور ایالات متحده در اینجا بایستم. این بدین علت بود که آزادیهایی که در ایالات متحده وجود داشت ما را به ایجاد تغییر قادر میساخت.»)
فیدل به رییسجهور ایالات متحده یادآور شد که دولت انقلابی در کوبا «تبعیض نژادی را از میان برداشت» و مستمراً با تجلیات نژادپرستی مبارزه کرد. بر خلاف ایالات متحده، مردم کوبا در کنار دولت خود با نژادپرستی و نه علیه حمایت دولت خود از نژادپرستی، مبارزه کردند؛ اگر در کوبا نژادپرستی وجود داشته باشد علیرغم سیاست دولت است و نه به علت آن.
فیدل، با وفاداری مارکسیستی به بستر تاریخی، بنحو قابل درکی به ژستهای ایالات متحده با قدری بدبینی نگاه میکند، تردید دارد که تغییرات نشانگر غسل تعمید سیاست طولانی شکستدادن انقلاب باشد. اما او بمثابه یکی از رهبران و مدافعان سرسخت انقلاب موضع خود را روشن میسازد: «هیچکس نباید دچار این توهم شود که مردم این کشور نجیب و از خودگذشته از افتخار و حقوق و از ثروت معنوی که در اثر تکامل آموزش و پرورش، علم و فرهنگ خود کسب کرده، صرفنظر خواهد کرد… ما احتیاج نداریم امپراتوری به ما چیزی بدهد.»
کوباییها باید از برخورداری از درایت و هشیاری یکی از بزرگترین رهبران انقلابی قرن گذشته سرشار از غرور باشند. ما باید از تعهد استثنایی این رزمنده سوسیالیسم و صلح به حقیقت و اصول سپاسگزار باشیم.
http://news.avalinha.com/post/500952.html
——————-
همچنین نگاه کنید به:
«برادر اوباما»
http://www.edalat.org/sys/content/view/10611/
«نامه مردم» مصرفکننده تولیدات فکری امثال گلدبرگ»!
http://www.edalat.org/sys/content/view/10652/

