
آیا روح مارگارت تاچر، بانوی آهنین که در دهه ۱۹۸۰ اقتصاد بریتانیا را تغییر شکل داد در محمد بنسلمان شاهزاده سعودی حلول کرده است؟یا شاید روح چارلز اول، پادشاه قرن نوزدهم انگلیس که در جنگ داخلی سر خود را از دست داد؟ شاهزاده محمد در یک مصاحبه برای آخرین شماره مجله «اکونومیست» با هیجان درباره نقشههای خود برای دگرگون ساختن اقتصاد عربستان سعودی از طريق مالیاتهای جدید، خصوصیسازی گسترده و فروش داراییهای ملی صحبت کرده است، نقشهای که بنا به گزارشها با کمک شرکت مشاور چندملیتی «مککین و شرکاء» تهیه شده است. «اکونومیست» از او پرسید آیا «یک انقلاب تاچری برای عربستان» در نظر دارد، شاهزاده پاسخ داد «مطمئناً».
منبع: الباب
۹ ژانویه ۲۰۱۶
نقشههای محمد بنسلمان برای عربستان سعودی
آیا روح مارگارت تاچر، بانوی آهنین که در دهه ۱۹۸۰ اقتصاد بریتانیا را تغییر شکل داد در محمد بنسلمان شاهزاده سعودی حلول کرده است؟ یا شاید روح چارلز اول، پادشاه قرن نوزدهم انگلیس که در جنگ داخلی سر خود را از دست داد؟
شاهزاده محمد در یک مصاحبه برای آخرین شماره مجله «اکونومیست» با هیجان درباره نقشههای خود برای دگرگون ساختن اقتصاد عربستان سعودی از طريق مالیاتهای جدید، خصوصیسازی گسترده و فروش داراییهای ملی صحبت کرده است، نقشهای که بنا به گزارشها با کمک شرکت مشاور چندملیتی «مککین و شرکاء» تهیه شده است.
«اکونومیست» از او پرسید آیا «یک انقلاب تاچری برای عربستان» در نظر دارد، شاهزاده پاسخ داد «مطمئناً».
البته، این نشانگر نه تنها یک تغییر اقتصادی، بلکه یک تغییر سیاسی نیز هست. این سناریوی کلاسیک پیش از انقلاب است، که تاریخ آنرا بسیار دیده است، سناریویی که در آن یک رژیم در حال اضمحلال دست به اصلاحات میزند- اما پی میبرد که خیلی دیر اقدام کرده است.
محمد ۳۰ ساله، جانشسن ولیعهد، رسماً فرد سوم در سلسله مراتب سعودی بشمار میآید، اما نورچشمی ملک سلمان است که سال پیش به تخت نشست. او همچنین ریاست «شورای امور اقتصادی و توسعه» پادشاهی را بعهده دارد، او بمثابه وزیردفاع بر ویران کردن یمن نظارت داشته است.
در حالیکه ملک سلیمان که ۸۰ سال دارد و کنترل را به دیگران واگذار میکند، شاهزاده محمد پیش افتاده است و اغلب بهنظر میرسد بهمثابه شاه عمل میکند . او در مصاحبه با «اکونومیست» با «من، من» گفتنهای خود طوری صحبت کرد که گویا هماکنون شاه است:
«من در حالحاضر در مرزهای خود موشکهای زمین به زمین دارم»، «من یک شبکه جهانی اقتصادی دارم»، «بدهی من نسبت به تولید ناخالص داخلی فقط ۵ درصد است»، «من اکنون ذخیره [امکانات شغلی] دارم، ده میلیون شغل که توسط غیرسعودیها پُر شده و هر زمان که بخواهم میتوانم به آن متوسل شوم.»
شاهزاده طی ده ماهی که وزیر دفاع بوده به کلهشقی شهرت یافته است-مشخصهای که اکنون مصمم است آنرا در باره اقتصاد عربستان سعودی بکار گیرد. باید دید آیا منابع اطلاعات اقتصادی او به اندازه منابع اطلاعات نطامی او معتبر هستند: او در مصاحبه ضمن صحبت از یمن این ادعای غیرقابلباور را مطرح کرد که «بیش از ۸۰ درصد خاک یمن» اکنون «تحت کنترل دولت قانونی قرار دارد.»
به نظر مشاوران «روابط عمومی»، یک مصاحبه ضبط شده پنج ساعته با «اکونومیست» ممکن است در آنزمان بک ایده خوب بوده باشد-راهی برای کسب وجاهت. اما «اکونومیست» در واقع با دادن آن فرصت، به او شمشیری برای بریدن سرخودش داد.
محتوای اقتصادی مصاحبه این است که با قیمتهای پایین نفت و درگیری نظامی گسترده اما دیرپا در یمن همسایه، عربستان سعودی با سرعت خطرناکی از ذخادیر مالی خود میخورد . شاهزاده محمد سعی کرد با توصیف راههای جدید برای جمعآوری پول برای جبران این کسری بودجه ترسها را کاهش دهد.
از جمله پیشنهاداتی که او به آنها اشاره کرد، یکی که در غرب بیشترین توجه را به خود جلب کرد، خصوصیسازی در شرکت ملی نفت-آرامکو عربستان سعودی- بود. از لحاظ اقتصادی آرامکو از بسیاری از کشورها بزرگتر است، و حتا خصوصیسازی بخشی از آن احتمالاً یکی از بزرگترین خصوصیسازیهایی خواهد بود که جهان تاکنون به خود دیده است، اما واکنش تا اکنون بجای هیجان بدبینی بوده است.
بلومبرگ، خبرگزاری کلان سرمایهداران، داستان را تحت عنوان «شوک، خنده از نقشه عربستان برای ارائه اولیه سهام بیسابقه نفت» گزارش داد و نوشت:
«طبق مصاحبههایی که با تعدادی از بانکداران که با خاورمیاه معامله میکنند، در صنعت مالی، با شک و تردید از خبر استقبال شد. آنها خواستند برای حفاظت از منافع اقتصادیشان، از ذکر نامشان خوداری شود.»
یک مشکل واضح این است که قیمتهای نفت در پایینترین سطح خود در دهه گذشته قرار دارند، و با فاصلهگرفتن از سوخت فسیلی که موجب بیثباتیهای دراز مدت خواهد شد، سرمایه گذاران ممکن است عجلهای برای خریدن سهام شرکت نفت عربستان نشان ندهند.
مشکل دیگر، اما بالقوه جدیتر، این است که آرامکو با استاندارهای شفافیت و علنیت متعارف همخوان نیست. این، تعیین ارزش مالی سهام آنرا غیرممکن میسازد. بلومبرگ خطر نشان شد که برای رفع این مشکل لازم است که دولت عربستان سعودی «اطلاعات جزییتری در باره ذخائر و ظرفیت تولیدی آرامکو در اختیار سرمایهگذاران قرار دهد، چیزی که ملتهای تولید کننده نفت اسرار دولتی تلقی میکنند.»
گرچه پیشنهاد آرامکو بر شک و تردید نسبت به اعتبار اقتصادی شاهزاده افزوده است، دو پیشنهاد دیگر او پرسشهایی را درباره چشمانداز بقای پادشاهی عربستان سعودی پیش میآورند. یکی مالیات، دیگری خصوصیسازی
روال عمومی در کشورهای عربی، بویژه در دولتهای ثروتمند از نفت، مالیات پایین همراه با یارانههای گسترده دولتی است.
عربستان سعودی اکنون یک برنامه پنج ساله «تعدیل ساختاری» یارانهها را آغاز کرده که تاکنون به افزایش قیمت سوخت، برق و آب انجامیده است. دیگر دولتهای «شورای همیاری خلیج» سیاستهای مشابهای را در پیش گرفتهاند…
شاهزاده محمد، نوامبر گذشته طی یک مصاحبه با توماس فریدمن از «نیویورک تایمز» اعتراف کرد که تغییرات اقتصادی پیشنهادی «میتوانند پیامدهای سیاسی داشته باشند.» با این وجود، او در مصاحبه اخیر خود با «اکونومیست» این ایده را رد کرد که سیاستهای اقتصادی جدید ممکن است تغییر قرارداد اجتماعی بین حکومتکنندکان و حکومت شوندگان را ضروری نماید:
پرسش: شما معتقدید میتوانید بدون نمایندگی بیشتر مالیات بیشتر داشته باشید؟
پاسخ: مالیاتی وجود ندارد.
پرسش: اما شما مالیاتهایی را وضع میکنید.
پاسخ: ما درباره شکلهای گوناگون مالیات فکر میکنیم. ما درباره مالیات بر ارزش افزوده صحبت میکنیم، این مالیات بر تولیدات اصلی نخواهد بود، بر تولیدات فرعی خواهد بود.
پرسش: مالیات بر ارزش افزوده بر تولیدات اصلی نخواهد بود.
پاسخ: بر اقلامی مانند آب، لبنیات، شیر…
پرسش: این اقلام مستثنا خواهند بود؟
پاسخ: بدون تردید. اگر باعث بالا رفتن قیمتها بشوند.
پرسش: متوجه شدم. اما شما میتوانید آن نوع مالیات را بدون افزایش در نمایندگی داشته باشید؟
پاسخ: یکبار دیگر، یک چیز در ارتباط با چیز دیگر قرار ندارد. این تصمیمی نیست که دولت علیه مردم گرفته باشد. این تصمیم عربستان سعودی است. با دولتی که مردم را نمایندگی میکند. پیش از هر تصمیم برای اصلاحات، ما درنشستهای بسیاری که مردم بسیاری را نمایندگی میکنند کار میکنیم.
آخرین، و بالقوه خطرناکترین از همه برای رژیم، موضوع خصوصیسازیها است. شاهزاده محمد در پاسخ به این پرسش «اکونومیست» که چه چیزی را خصوصی خواهید کرد گفت:
«مراقبت درمانی، بخش آموزش، بخشهایی از نیروهای نظامی مانند صنابع نظامی و برخی از شرکتهای دولتی. این بخشی از فشارهای وارد بر دولت را کاهش خواهد داد، و برخی از آنها ممکن است منفعت خوبی تولید کنند.»…

