
اندی بروکس: ما به خروج رأی میدهیم. ما مخالف اتحادیۀ اروپایی هستیم. ما از بدو تأسیس خود در سال ۱۹۷۷ با آن مخالف بوده ایم. ما معتقدیم اتحادیۀ اروپایی قابل اصلاح نیست. تنها راهحل پاره کردن معاهده رم است، کل معاهده رم باید پاره شود. ما معتقد نیستیم که اتحادیۀ اروپایی سودی برای طبقه کارگر دارد. اتحادیۀ اروپایی اساساً باشگاه ثروتمندان است. باشگاه سرمایه بزرگ است. و تنها برای منافع سرمایه بزرگ اروپایی وجود دارد و ما معتقدیم تحت سلطه امپریالیسم فرانسه-آلمان قرار دارد. هر سود کوچکی که از این مؤسسات برای کارگران قابل تصور باشد به راحتی با وسايل دیگر قابل حصول است. به عنوان مثال، آزادی سفر. قبل از سال ۱۹۱۴، گذرنامهای وجود نداشت، مرزی وجود نداشت. محدودیتها بر سفر پدیدههای قرن بیستم هستند.
پرسش: شما گفتید با اتحادیۀ اروپایی مخالفید و به خروج رأی خواهید داد. اما در هر انتخابات از حزب کارگر حمایت کرده اید و آنها اکنون میگویند به ماندن رأی خواهند داد!
اندی بروکس: ما معتقد نیستیم که یک راه پارلمانی به سوسیالیسم وجود دارد. ما همچنین به نامزد شدن در انتخابات معتقد نیستیم. لذا، از سال ۱۹۷۷ ما از هواداران اصلی خود خواسته ایم به حزب کارگر رأی بدهند و حزب ما بخشی از «کمیته نمایندگی کارگری» است، کمیتهای که سالها پیش به رهبری مرحوم تونی بن و دیگر سوسیال دمکراتهای چپ از جمله جرمی کوربین که اکنون رهبر حزب کارگر است، تشکیل شد. ما فکر نمیکنیم معرفی نامزدهای کمونیست سودی داشته باشد. چنین کاری عملاً موجب تفرقه میشود. انتخابات پارلمانی در بریتانیا اساساً دو حزبی است. در این مرحله، تقاضاهای اصلی ترقیخواهانه طبقه کارگر برای اصلاحات اجتماعی است. ما معتقدیم که برای انجام آنها، احزاب رفرمیست بهترینها هستند. ما در درون حزب کارگر مبارزه اصلی را بین حزب و اتحادیۀ کارگری میبینیم.
و مادامکه حزب کارگر پیوندهای ارگانیک خود را با اتحادیۀهای کارگری حفظ کرده است، تغییر سیاست ما غیرمحتمل است. خود لنین گفت که حزب کارگر بریتانیا یک حزب بسیار عجیبی است که به هیچ حزب سوسیال دمکرات دیگری در اروپا شباهت ندارد. دلیل این به زمان رمزی مکدونالد در اوايل دهه ۱۹۲۰ بازمیگردد. عجیب بودن در این بود که حزب کارگر تقریباً همه هواداران و تقریباً همه پول خود را از اتحادیۀهای کارگری به دست میآورد. وضع هنوز بر این منوال است.
بله، حزب کارگر از ماندن حمایت میکند. افرادی در میان نمانیدگان حزب کارگر در پارلمان وجود دارند که مخالفند. درست همانطور که اکثریت اتحادیۀهای کارگری از ماندن حمایت میکنند. اما کارگران راهآهن، آر. ام. اس (سندیکای حملونقل)، آ. اس. ال. یی. اف (سندیکای رانندگان قطار) و سندیکای کارکنان بانکها از جمله سندیکاهای رزمنده مخالف ماندن هستند.
پرسش: نگرانیهای اصلی شما درباره اتحادیۀ اروپایی چیست؟ اتحادیۀ اروپایی چگونه بر مردم تأثیر میگذارد؟
اندی بروکس: من از نسلی هستم که بریتانیای پیش از پیوستن به اتحادیۀ اروپایی را میتواند به یاد آورد.
تنها افراد همسن من و مسنتر میتوانند دوره غذای ارزان را به یاد آورند. پس از پیوستن ما به بازار مشترک، یکی از ترسها که ثابت شد کاملاً درست بود هزینه زندگی بود. هزینه غذا به طور نجومی بالا رفته است. افرادی که به فراسنه رفته اند گرانی بالا بودن هزینه زندگی را تجریه کرده اند. امروزه مردم بسیاری نمیدانند که هزینه غذا در اتحادیۀ اروپایی بالاترین در جهان است. و این به طور مصنوعی بالا نگه داشته میشود، قدیمها اینکار با احتکار صورت میگرفت و امروزه با پرداخت پول به کشاورزان برای نکاشتن انجام میشود. نظام قدیمی که در بریتانیا و دیگر کشورهای غیرعضو اتحادیۀ اروپایی وجود داشت طوری طراحی شده بود که با یارانه به کشاورزان کمک میکرد قیمتها را پایین نگه دارند، در حالیکه اتحادیۀ اروپایی که مخالف یارانهها است بر این اصل فعالیت میکند که قیمتها را بالا نگه دارد.
پرسش: کارزارها یا جبهههای بسیاری در مخالفت با اتحادیۀ اروپایی وجود دارد. درباره آنها چه فکر میکنید؟
اندی بروکس: ما در کارزارهای اصلی شرکت نمیکنیم. اما «خروج بریتانیا» متفاوت است. ما با «خروج بریتانیا» مشکلی نداریم. ما فعالیتهای آنها را گزارش میدهیم. این لحظه بسیار نوینی است. ما در بارۀ آنها گزارش منتشر میکنیم و هواداران خود را به رفتن به آنها تشویق میکنیم، اما ما سیاست مستقل خود را داریم.
پرسش: چرا اینرا ترجیح میدهید؟
اندی بروکس: زیرا مخالفت اصلی با اتحادیۀ اروپایی تاریخاً بر خطوط شووینیستی، نژادپرستانه، مهاجرتستیزی، حزب مستقل بریتانیا قرار داشته و در واقع برخی چپنماها از ایده استقبال کردند. کارزار اصلی علیه اتحادیۀ اروپایی که به رهبری «حزب استقلال بریتانیا» و «بدبینها به اروپا» در درون حزب محافظهکار پیش برده میشود تقریباً به طور کلی بر موضوع مهاجرت قرار دارد. البته ما طی دو سال گذشته تعدای کثیری کارگر از اروپای شرقی داشته ایم. میتوان گفت که لندن اکنون پس از ورشو و شیکاگو سومین شهر لهستانیها است. علاوه بر کارگران لهستانی، ما کارگران زیادی از دیگر بخشهای اروپای شرقی داریم. موضوع مهاجرت کلاً یک بحث ساختگی است و مخالفین محافظهکار اتحادیۀ اروپایی کلاً یک برنامه ارتجاعی دارند. مخالفت آنها به این دلیل است که اتحادیۀ اروپایی را ترمزی بر سیاستهای نولیبرالی بیشتر میبینند و همچنین بخشی از طبقه حاکمه بریتانیا را نمایندگی میکنند که از امپریالیسم فرانسه-آلمان میترسد و فکر میکند که منافع امپریالیسم بریتانیا در پیوند با امپریالیسم آمریکا بهتر تأمین میشود. تاریخاً سیاست بریتانیا از جنگ جهانی دوم این بوده که حمایت ایالات متحده را از منافع گسترده جهانی خود به دست آورد و در عینحال به مثابه پلی بین ایالات متحده یا امپریالیسم آمریکا و امپریالیسم فرانسه-آلمان عمل کند. آن سیاست کمابیش تا دولت بلر حفظ شد.
پرسش: چه تغییر کرده است؟
اندی بروکس: بلر با همسویی کامل با امپریالیسم آمریکا در خاورمیانه کمابیش آن پل را به آتش کشيد. دولت کامرون در واقع هیچ دوست نزدیکی در اروپا یا آمریکا ندارد. لذا «بدبینها به اروپا» در صفوف محافظهکاران عمدتاً از آن بخشی میآیند که از امپریالیسم آلمان و فرانسه میترسد و هنوز باور دارد که منافع امپریالیسم بریتانیا در همراهی با ایالات متحده بهتر تأمین میشود. ما میگوییم که بریتانیا باید یک سیاست خارجی مستقل داشته باشد. «بدبینها به اروپا» از بار تأمین مالی اتحادیۀ اروپایی میگویند اما هرگز از پایگاه آمریکایی در بریتانیا خرفی نمیزنند، زیرا با آنها موافقند. نتیجتاً، استقلالی که آنها از آن حزب میزنند یک استقلال اصیل نیست، بلکه صرفاً به معنی خروج از اتحادیۀ اروپایی است. آنها درباره استقلال از امپریالیسم آمریکا چیزی نمیگویند. آنها هرگز علناً اعتراف نمیکنند که امپریالیسم بریتانیا نمیتواند به تنهایی روی پای خود بایستد.
پرسش: خروج بریتانیا چگونه بر اتحادیۀ تأثیر خواهد گذاشت؟
اندی بروکس: اگر بریتانیا از اتحادیۀ اروپایی خارج شود، من فکر میکنم این باعث تشویق دیگران شود. یونان، اسپانیا، و پرتغال آن کشورها خواهند بود… و در قبرس، بودجه ضدمردمی تحمیلیشده توسط تروئیکا، آنها نیرو برای طلب کردن گزینه را خواهند دید و احتمالاً به فروپاشی اتحادیۀ اروپایی منجر خواهند شد. در این لحظه، برخی نظرسنجیها لابی مخالف اتحادیۀ اروپایی را در صدر قرار میدهند اما ما نمیدانیم چه رخ خواهد داد. اگر هواداران اروپا شکست بخورند، احتمال میدهیم که به مانورهای دیگری برای جلوگیری از آن متوسل شوند.
پرسش: خروج بریتانیا چگونه بر سیاست در بریتانیا تأثیر خواهد گذاشت؟
اندی بروکس: خوب، هیچ رویهای برای خروج از اتحادیۀ اروپایی وجود ندارد و بخش هوادار اروپا در طبقه حاکمه بریتانیا با چنگ و دندان خواهد جنگید. هر چه که اتفاق بیفتد، من فکر میکنم دیوید کامرن استعفا خواهد داد. واضح است که اگر رأی برخلاف خواست او باشد او مجبور خواهد بود برود. اما محافظهکاران از یک اکثریت بسیار کوچک برخوردارند و به احتمال زیاد دولت محافظهکار سقوط خواهد کرد. دولت حزب کارگر در صورت انتخاب شدن با این همهپرسی محدود نخواهد شد. رهبری کوربین و دیگرانی که هوادار اتحادیۀ اروپایی هستند طبق تاکتیک قدیم برای رأیگیری دیگر خواهند رفت. ما اینرا در جاهای دیگر اروپا، در موارد بسیار دیده ایم. لذا ما میگوییم این یک رأی عظیم علیه اتحادیۀ اروپایی است.
پرسش: آیا فکر میکنید خروج از اتحادیۀ اروپایی يک گام به جلو در راه سوسیالیسم است؟
اندی بروکس: خوب، این ممکن است گامی به پیش نباشد، اما شکستی برای بورژوازی، حداقل برای بخشی از آن خواهد بود. گام برای سوسیالیسم به نیرو و رزمندگی طبقه به مثابه یک کل بستگی دارد. ما معتقدیم که فقط کمونیستها طبقه کارگر را آزاد خواهند کرد.
برای مصاحبه بسیار از شما متشکریم.
اندی بروکس: باعث خوشوقتی بود. متشکرم.


یک پاسخ به “خروج از اتحادیۀ اروپایی شکستی برای بورژوازی خواهد بود”
اگر خروج از اتحادیه اروپا به خودی خود شکستی برای بورژوازی است پس لابد حزب استقلال انگلیس، حزب آلترناتیو آلمان و جبهه ملی فرانسه احزابی پرولتاری هستند!
کمونیستها با دلایل خاص خود مخالف اتحادیه اروپا هستند و مرتجعین راست افراطی با دلایلی کاملا متفاوت. خروج از اتحادیه اروپا به خودی خود این مسئله را که کشور خارج شده در کدام جهت حرکت خواهد کرد را حل نمی کند. خروج از اتحادیه اروپا حتی تحت شرایطی می تواند زمینه ساز هجوم ارتجاع و راست افراطی به حقوق سیاسی طبقه کارگر و دستاوردهای دمکراتیک جوامع باشد.
لایکلایک