توریز خود را وارث امپراتوری بریتانیا میدانند. آنها نیروی سیاسی بزرگی بودند که در پس استعمار اقتصادی مناطق بزرگ و حتا قارهها قرارداشتند. آنها هنوز حسرت آن دوران را میخورند. بزرگترین بخش از اعضای این حزب اکنون به مناطق دهقانی انگلستان قناعت کرده است.

منبع: دنیای جوان
۲۹ ژوئیه ۲۰۱۶
اگر در بریتانیای کبیر حزبی وجود داشته باشد که به مقوله ارتجاع، شکل و مفهوم بدهدحزب یونیونیستی و محافظهکار بریتانیا است که کوتاه «توریز» نامیده میشود. صدهاسال است که سر کلیه نخهای سیاسی پادشاهی متحده در دستان آنهاست. آنها به حکومت عادت کردهاند ولی همیشه با درگیریهای درونی و اختلافات روبرو بودهاند.
ریشههای تاریخی توریز (این لغت از کجا منشعب شده معلوم نیست) میرسد به سالهای ۱۶۶۰. در آن زمان آنها حزب زمینداران بزرگ و هواداران سلطنت بودند که جنبشهای دمکراتیک خردهبورژوائی و بعد جنبشهای کارگری را دشمن اصلی خود میدانستند. توریز وسیله مهمی برای ساختمان دستگاه دولتی بودند که ستونهای دیگر زیربنای آن دربار و کلیسای انگلیس بود.
آنها در ابتدا نسبت به طبقه درحال رشد بازرگانان و بانکداران با شک و تردید برخورد میکردند ولی در دهههای بعد پیمان محکمی با آنها بستند. تا سال ۱۸۰۰نمایندگان سرمایه مالی و تجارتی عناصر متحدکننده توریز بودند. کارخانه داران همواره با محافظهکاران که تا امروز به وجه اشرافمنشی خود مغرورند، مشکل داشتند. در نتیجه سرمایهداران صنعتی که به حزب لیبرال گرایش پیدا کرده بودند تا سال ۱۹۲۲ دولت را با محافظهکاران تقسیم میکردند ولی آنها برخلاف محافظهکاران رفته رفته اهمیت خود را در از دست دادند.
بدست آوردن اکثریت سهام کانال سوئز در سال ۱۸۷۵ توسط دولت محافظهکار وقت انگلیس واقعه تعیینکنندهای برای حزب بود. این اقدام به کمک سرمایه خانواده روتشیلد عملی شد. نزدیکی به لندن سیتی (مرکز مالی) تا امروز برقرار مانده است.
توریز خود را وارث امپراتوری بریتانیا میدانند. آنها نیروی سیاسی بزرگی بودند که در پس استعمار اقتصادی مناطق بزرگ و حتا قارهها قرارداشتند. آنها هنوز حسرت آن دوران را میخورند. بزرگترین بخش از اعضای این حزب اکنون به مناطق دهقانی انگلستان قناعت کرده است.
آنها کادرهای خود را از درون سیستم مدارس خصوصی انگلیس (عمدتاً انگلیسی) و دانشگاههای خبرگان دستچین میکنند. نخست وزیر دیوید کامرون، وزیردارائی جورج اوسبورن و شهردار سابق لندن بوریس جانسون از محصولات «آکسبریدج»، یعنی دانشگاه آکسفور و کامبریج هستند. آنها در کلوب بالینگدون آکسفور با یکدیگر آشنا شدند. این کلوب، اجتماعی از فرزندان والدین ثروتمند است که در اوقات بیکاری خود رستوران و بارها را به هم میریزند و ویران می سازند. چنین اقداماتی توسط فرزندان کارگران دارای مجازات سنگین زندان است ولی برای محافظهکاران به کرسی وزارت و دولت ختم میشود.
توریز همواره در مورد اتحادیه اروپا دارای رابطه متضادی بودند. در سال ۱۹۷۵ موافق ایجاد جامعه اقتصادی اروپائی EWG بودند. تقریباً دهسال بعد مارگرت تاچر گفت: «ما مرزهای کشور انگلیس را با موفقیت عقب نزدیم که بعد توسط بروکسل مجدداً بما تحمیل شود».
طی حکومت تاچر، توریز آخرین فاز قدرت را تجربه کردند. آنها سندیکاها را متلاشی کرده، صنعتزدائی را تشدید و ثروتاندوزی بینظیر بانکها در لندن سیتی را ممکن ساختند. رفراندوم اخیر در مورد خروج از اتحادیه اروپا رابطه حزب با اتحادیه اروپا را سختتر کرد. سیاستمداران محافظهکار مانند بوریس جانسون دست به کوششهای پوپولیستی دست راستی زدند. در شرایطی که یک نیروی سیاسی چپ پرقدرت وجود ندارد، ممکن است که این اقدامات آرا جمعآوری کند ولی در سیتی (مرکز مالی) این روند مطلوب نیست و در نتیجه انشعاب در بین توریز در آینده محتمل به نظر میرسد.

