
دنیای جوان
۲۰ ژوئیه ۲۰۱۶
مصاحبه با «کارلوس ویمر» که در آلمان به دنیا آمده ولی از دهه ۷۰ در ونزوئلا زندگی میکند و مسئول روابط بینالمللی حزب کمونیست ونزوئلاست.
ایالات متحده و اتحادیه اروپا کوشش میکنند انقلاب بولیواری در ونزوئلا را متوقف کنند. با وجود مشکلات اقتصادی مردم از دولت حمایت میکنند.
اخباری که از ونزوئلا بما میرسد، بسیار نگران کننده است: افراد مسلح به فروشگاهها و مراکز دولتی توزیع مواد غذائی حمله می برند، اپوزیسیون هرروز در خیابانهاست. این وضعیت تاچه حد جدی است؟
در واقع خطر فاشیسم روزبه روز بیشتر میشود. برای اولین بار احزاب سیاسی با ایدئولوژی فاشیستی علناً به صحنه آمدهاند. مثلاً Voluntad Popular « اراده خلقِ» لئوپولدو لوپز، سیاستمداری که به خاطر تحریک مردم به خشونت اکنون در زندان بسر میبرد. این گروهها عمدتاً از طرف ایالات متحده آمریکا تعلیم میبینند و مثلاً از بنیاد دولتی USAID کمک مالی دریافت میکنند. مبالغی بین ۴۰ تا ۵۰ هزار دلار در اختیار مخالفین جوان دولت قرار میگیرد که مثلاً با عناوین زیبای «تمرین دمکراسی» و عباراتی شبیه به آن استتار میگردد. جهتگیری دیگری از طرف سوسیالدمکراسی اتحادیه اروپا پشتیبانی میشود. حضور آنها در سالهای گذشته اینجا زیاد ملموس نبود، ولی اکنون کوشش میکنند تا نفوذ خود را گسترش بخشند. در حالیکه ایالات متحده سیاستی را دنبال میکند که هدفش سرنگونی خشونتبار دولت ونزوئلاست، سوسیالدمکراتهای اروپائی از سیاست دیالوگ و تعامل هواداری میکنند. آنها توسط نخستوزیر سابق اسپانیا خوزه رودریگس ساپاترو نمایندگی میشوند که کراراً به ونزوئلا سفر کرده است.
آیا این روند با برنامههای دولت که همواره اپوزیسیون را به گفتمان دعوت کرده، همسو نیست؟
پیشنهاد مذاکره از ۱۷ سال پیش مطرح شده بود. هوگو شاوس بکرات از نیروهای اپوزیسیون درخواست کرد ولی آنها کراراً رد کردند. گفتگو در مورد مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای رسیدن به اجماع لازم و در عین حال ممکن است ولی باید هوشیار بود که این گفتمان دستاوردهای دو دهه اخیر را برباد ندهد. مذاکرات زیر سرپرستی اروپائیان میتواند امتیازات بزرگی برای نیروهای اپوزیسیون دربر داشته باشد، زیرا آنها همواره مخالف روند بولیواری بودهاند. در نتیجه خطر آن می رود که با پروسه گفتمان همان روندی که در پرتغال، اسپانیا و یا یونان صورت گرفت، که آرامش در کشور حاکم گردد ولی بار سنگین آن روی شانه مردم زحمتکش کشور نهاده شود به ما نیز تحمیل گردد. چنین راه رشدی همواره در کشور ما با سرکوب خشن همراه بودهاست. در اینجا نسبت به دولتهای سوسیالدمکراتها، دیکتاتورها کمتر آدم کشتند و یا بزندان افکندند.
قدرتهای اروپائی که در مسائل داخلی ونزوئلا دخالت میکنند، چه منافعی را دنبال میکنند؟
با دو کلمه میتوان به این سئوال پاسخ داد: منابع طبیعی و بازار. برخی از کانهای معدنی بطور اختصاصی در برخی نقاط محدود کره زمین وجود دارد. آمریکا و اروپا قصد دارند این بازار را در دست خود گیرند. من در سال ۱۹۷۰ به ونزوئلا آمدم، در آن زمان هنوز فولکسواگن در اینجا یک کارخانه داشت. یک سال بعد ایالات متحده آمریکا آلمان را مجبور کرد کارخانه فولکسواگن را در ونزوئلا تعطیل کند. بعد از آن تنها سه کارخانه خودرو سازی در ونزوئلا باقی ماند: جنرال موتور، فورد و کرایسلر. بعد از اینکه اروپا در سالهای گذشته زیر پایش در اینجا خیلی خالی شد، اکنون اتحادیه اروپا در صدد است سیاست مستقلی را در آمریکای لاتین در پیش گیرد. اروپا میخواهد در چارچوب تقسیم نوین جهان به نفوذ خود بیافزاید. در ونزوئلا بطور خفیف این امید وجود دارد که در صورت حمله آمریکا، اروپا به ما کمک خواهد کرد ولی مطمئناً اروپا آشکارا در مقابل ایالات متحده نخواهد ایستاد. احتمال دارد که در صورت تجاوز آنها بسادگی در آن شرکت نکنند. اینها تضادهائی هست که ما باید از آن استفاده کنیم. در ضمن اروپا هم از نظر نظامی، مثلاً در جزیره کوراسائو که به هلند تعلق دارد در منطقه حضور دارد.
برخورد مردم نسبت به کوششهائی که در جهت تغییر مسیرکشور و تغییر دولت صورت می گیرد چگونه است؟
رئیس جمهور مادورو و کابینهاش باوجود همه مشکلات هنوز دارای پشتوانه مردمی هستند. میتوان از این که مردم واکنشی به خرج نمیدهند متعجب شد. تامین مواد غذائی باوجود اینکه اینجا گرسنگی وجود ندارد بسیار مشکل است. لوازم خانگی را به سختی میتوان بدست آورد ولی این خودآگاهی وجود دارد که مشکلاتی که متوجه بویژه مردم مستضعف است، عمدتاً در اثر حمله امپریالیسم ایجاد شده. مردم، آمریکا را مسئول این نابسامانیها میدانند. این تفکر ضدامپریالیستی نقطه قوت روند سیاسی در کشور ما است.
با این حال حزب دولتی در انتخابات دسامبر سال گذشته آرای زیادی را از دست داد. مجلس امروز در دست نیروهای اپوزیسیون است.
شکست انتخاباتی دسامبر نشان داد که مردم از شکل مشخصی از سیاستگذاری بیزار شدهاند. در اینجا تضاد دمکراسی مشارکتی مشخص میشود: این مسئله در قانون اساسی منظور شده است لکن برخی از نیروها در رهبری سیاسی با آن مشکل دارند. مثلاً شهرداری انتخاب میشود و بعد فکر میکند «این دیگر مال من است.» او دچار شیوه فکری فئودالی میشود: «من به فقرا کمک میکنم و برخی از پروژهها را مورد پشتیبانی قرار میدهم ولی همه اینها به من تعلق دارد». این نوع رفتار متعلق به قرن گذشته است، که محفلهای حزبی در مورد همهچیز تصمیم میگرفتند. این نوعی رانتخواری است. در زمان شاوس نیز انتقاد به این پدیده روز به روز شدیدتر شد ولی او دارای اتوریته ویژهای بود. رئیس جمهور نیکولاس مادورو دارای این پرستیژ نیست. مضاف برآن ما با مسئله ارتشاء نیز روبرو هستیم که تا سطوح دولتی نفوذ کرده است. بسیاری از مدیران فاسد هنوز آزادند و پشت میلههای زندان قرار نگرفتهاند. علاوه برآن اینجا اصلاً بحث ایدئولوژیک صورت نمیگیرد. ما فراموش کردهایم که در گذشته چند نامه به شاوس و به مادورو نوشتیم که لازم است در قطب میهنپرستان، یعنی ائتلاف احزاب و جنبشهائی که از انقلاب پشتیبانی میکنند، پشت درهای بسته گردهم آئیم و در مورد آنچه که لازم است صحبت کنیم.. این کار تاکنون هیچگاه صورت نگرفته است.
پس مقاومت در مقابل کوششهای براندازی چگونه سازمان داده خواهد شد؟
ما در مقام حزب کمونیست ونزوئلا در دو جهت فعالیت میکنیم. از یک سو وظیفه ما کار در بین طبقه کارگر است که به معنی دفاع از حقوق و توقعات آنان است که در عین حال ایجاد گروههای حزبی در درون موسسات کارگری بویژه کارخانجات دولتی است. این کار همواره بطور مخفی صورت گرفته است. با اینکه ما در انقلاب بولیواری زندگی میکنیم، نیروهای انقلابی و کارگران سازمانیافته مورد سرکوب قرار دارند. جهت دیگر فعالیتهای ما ایجاد اتحاد گسترده «بلوک انقلابی خلق» همراه با دیگر گروههاست.
ولی هماکنون اتحادی بین نیروهای نزدیک به دولت زیر عنوان «قطب میهنی» وجود دارد. تاسیس یک انجمن دیگر چه مفهومی دارد؟
ما کماکان از «قطب میهنی» پشتیبانی میکنیم. ولی در عمل مشخص شده که وعده ایجاد یک بلوک واقعی که تعمیق انقلاب را میسر نموده و حضور مردم زحمتکش در روند بولیواری را تضمین کند هرگز عملی نشده است. حزب حاکم سوسیالیست متحده ونزوئلا قطب میهنی را همیشه وقتی به امداد طلبیده که انتخابات در پیش رو بوده و یا مشکلات سیاسی وجود داشته، یعنی وقتی که به دیگر احزاب و سازمانها نیاز داشته است.
این انتقاد سختی است…
یک نمونه: حزب کمونیست ونزوئلا در سال ۲۰۰۶ در مجلس طرح لایحه ایجاد شوراهای کارگری سوسیالیستی را ارائه کرد. از این طریق میبایست طبقه کارگر در بویژه شرکتهای دولتی و همینطور کارخانجات خصوصی در تصمیمگیری در امور تولیدی، اقتصادی و سیاسی شراکت پیداکند. این لایحه هرگز در مجلس مورد بحث قرار نگرفت، با اینکه در آن زمان حزب سوسیالیست متحده ونزوئلا اکثریت کرسیهای پارلمان را در اختیار داشت.
علت چه بود؟
این روند نشان میدهد که نیروهای خورده بورژوا در دولت تصمیم میگیرند. در بین آنها به غیر از رئیس جمهور هیچ کارگر واقعی وجود ندارد. نیروهای دیگر بد نیستند ولی عدم حضور کارگران مشخص است. در نتیجه تصمیمات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تنها به نفع این قشر خوردهبورژوائی گرفته میشود. آگاهانه و یا ناخودآگاه ترس از طبقه کارگر وجود دارد و حتا با این که این نیروها در دولت «زنده باد چهگوارا» و یا «زنده باد انقلاب» فریاد میزنند، وقتی که وضعیت جدی میشود، کوشش میکنند مثلاً رهبران سندیکائی را کنار بگذارند. ولی این تضاد سرمایهداری است زیرا که ما در ونزوئلا در سوسیالیسم زندگی نمیکنیم، حتا اگر طبق تبلیغات دولتی این سوسیالیسم نام دارد. امسال وضعیت بدتر شد. اکنون در کابینه نمایندگان مستقیم سرمایه نیز حضور دارند که مثلاً وزارت اقتصاد را کنترل میکنند. آنها دستنشاندگان بورژوازی ملی و همینطور انحصارهای خارجی هستند. لذا بلوک انقلابی خلق لازم است با اینکه ما قطب میهنی را ترک نخواهیم کرد.
مخرج مشترک نیروهای تشکیل دهنده روند بولیواری ضدامپریالیست بودن است. این ضدامپریالیست بودن دقیقاً به چه مفهومی است؟
در اصل به معنی حاکمیت و استقلال کشوری، اقتصادی و اجتماعی است. در این رابطه در دوران شاوس ما به دستاوردهای زیادی نائل شدیم. مثلاً در گذشته ایالات متحده آمریکا در وزارت دفاع ما دارای یک دفتر ویژه بود که به سرعت بسته شد. در بین مردم نوعی آگاهی ضدامپریالیستی وجود دارد که ادامه دهنده شیوه فکری سیمون بولیوار آزادیبخش در قرن ۱۹ میباشد. ایده ما این است که از طریق بلوک انقلابی خلق واقعاً اکثریت ـ اکثریت کمی ـ را بدست آوریم، یعنی ۱۵ میلیون نفر را بسوی خود جلب نمائیم.
آیا امیدی به موفقیت هست؟
هنوز تا به این هدف برسیم، خیلی راه مانده. ولی امتیاز ما در ونزوئلا اینجاست که از جمله به برکت وجود شاوس سطوح گسترده مردم دارای آگاهی سیاسی است و ارتش نیز موضع ضدامپریالیستی دارد. در فعالیت سیاسی اینجا نیروهای نظامی، نیروی مهمی بشمار میرود. ولی در بلوک انقلابی خلق ما وزنه را بیشتر روی همکاری با شوراهای محلی ، یعنی سازمانهای مردمی پایه نهادهایم. مسئله قدرت سیاسی در دستور روز قرار دارد. در کنار خطر فاشیسم و یا به عقب راندن دستاوردهای کنونی یک امکان سوم نیز وجود دارد: انقلابی که آغاز شد و عمدتاً یک انقلاب ضدامپریالیستی بود را با گامها و موفقیتهای کوچک به یک مبارزه ضدسرمایهداری تعمیق بخشیم، بطوریکه واقعاً به یک انقلاب سیاسی و اجتماعی مبدل گردد. این امکان را دشمنان ما نیز میبینند و به همین دلیل بشدت خود را روی ونزوئلا متمرکز کردهاند. در آرژانتین و برزیل این لحظه انقلابی هنوز مشهود نیست، با اینکه سیاست دولت این کشورها موفقیتهائی را باخود به همراه داشته است.
پیشرفتهای ما در تکامل و توسعه بلوک انقلابی خلق تا بحال خوب بوده است ولی با این تفکر که ایالات متحده آمریکا قصد دارد مجدداً کنترل آمریکای لاتین را بدست گیرد، ما به شدت با ذیق وقت روبرو هستیم. آنها طرح حمله به ونزوئلا «روز X » را میشناسند ولی ما از آن مطلع نیستیم.
شما از « روز X» سخن میگوئید. آیا واقعاً نسبت به جنگ داخلی، حمله نیروهای خارجی به ونزوئلا را محتملتر میدانید؟
من هردوامکان را محتمل میدانم. اینکه آنها کدام راه را انتخاب خواهند کرد، بستگی به تناسب قوا در ایالات متحده آمریکا دارد. اینجا در آمریکای لاتین ناوگان چهارم نیروی دریائی ایالات متحده قابل استفاده است. فرمانده جدید این ناوگان، «کورت تید» به گرداننده «کودتاهای نرم»، یعنی انجام کودتا بدون دخالت علنی و مستقیم آمریکا شهرت دارد. هرچند این کار اینجا عملی است، ولی ساده نیست. برعکس آنها در بسیاری از کشورهای عربی موفق بودند.
چرا «کودتای نرم» در ونزوئلا ساده نیست؟
زیرا با وجود همه مشکلات وحدت آمریکای لاتین پابرجاست. اواسط ژوئن در سازمان کشورهای آمریکائی رایگیریهائی صورت گرفت که دبیرکل این سازمان «لوئیس آلمارگو» نتوانست اعمال نفوذ کرده و تصمیماتی را علیه کشور ما بتصویب برساند. از این طریق بسیاری از دولتها در مقابل ایالات متحده آمریکا جبههگیری کردند، با وجود اینکه اوباما در سال گذشته قبل از همایش سران در پاناما بطور مستقیم با روسای جمهور ملاقات کرده و در صورت قطع رابطه با ونزوئلا وعدههائی به آنها داده بود ولی آنها یک دست در جامعه همبستگی «پتروکاریب» که توسط ونزوئلا رهبری میشود باقیماندند.

