
حزب عدالت و توسعه در آغاز دهه ۲۰۰۰ توسط طبقه سرمایهدار ترکیه در خدمت شکلدادن به یک الگوی جدید انباشت سرمایه در ترکیه و روند ادغام کشور در نظام سرمایهداری فرمولبندی شد. حزب توسعه و عدالت در اتحاد با جنیش گولنیست که یک ابزار عملیاتی برای ایالات متحده آمریکا و گروههای اسلامگرای پذیرای امپریالیسم و سرمایهداران بوده است تأسیس شد… در رسانههای امپریالیستی یک کارزار ضداردوغان وجود دارد که مدتها پیش از کودتای نافرجام شروع شده بود اما اخیراً شدت یافته است. گرچه کارزار شعار «دموکراسی و آزادی مطبوعات» را دارد، اما روشن است که هدف آن ایجاد یک ترکیه با ثبات و مطیع است. ما خوب میدانیم که هدف کودتا نه «سکولاریسم» بود نه «آزادی». کودتا درصدد بود منافع ایالات متحده آمریکا و اتحادیۀ اروپایی را تضمین کند و اردوغان را تصفیه نماید، کاری که پیش از این چندین بار از راههای دیگر سعی به انجام آن شد اما ناموفق ماند.
منبع: بولتن بینالمللی حزب کمونیست ترکیه (شماره ۶)
تارنگاشت عدالت
کودتای نافرجام و جدل جاری در پی آن نه فقط دغدغه ترکیه بلکه دغدغه احزاب کمونیست و کارگری سراسر جهان میباشد. قطعاً، سیر حوادث را باید در ارتباط با مبارزه طبقاتی در ترکیه در نظر گرفت، اما در عینحال خود کودتای نافرجام به مبارزه طبقاتی در سراسر جهان اشاره داشته رقابت بیوقفه و ضعفها در درون نظام امپریالیستی را نشان میدهد.
دفتر بینالملل حزب کمونیست ترکیه در جهت اطلاع رسانی به جنبش کمونیستی بینالمللی تحلیلی را که از ۱۰ پرسش اساسی درباره کودتای اخیر و پیامدها آن در ترکیه تشکیل میشود تهیه کرده است.
بولتن بینالمللی حزب کمونیست ترکیه در هر شماره به ۲ پرسش از ۱۰ پرسشهای زیر پاسخ داده خواهد داد:
۱- طراحات کودتا چه کسانی بودند؟
۲- هدف کودتا چه بود؟
۳- آیا امکان پیروزی کودتا وجود داشت؟
۴- جایگاه جنبش گولن در تاریخ ترکیه چیست؟
۵- آیا در آینده نزدیک برای سرمایهداری و بورژوازی ترکیه امکان عادیسازی وجود دارد؟
۶- آیا امکان چرخش ترکیه بسمت محور روسیه-ایران وجود دارد؟
۷- آیا بین اجلاس ناتو که تابستان امسال در ۹-۸ ژوئیه در ورشو برگزار شد و کودتا که یک هفته پس از آن رخداد ارتباطی وجود دارد؟
۸- آیا حزب عدالت و توسعه پس از انحلال بخشی از حکومت موفق به احیای آن خواهد شد؟
۹- آیا آینده ترکیه یک دیکتاتوری اسلامگرا برهبری اردوغان است؟
۱۰- آیا در ترکیه امروز هیچ فرصتی برای سیاستهای طبقه کارگر وجود دارد؟
دفتر روابط بینالملل به ارزیابیهای جنبش کمونیستی بینالمللی احترام میگذارد، و در انتظار نظرات و پرسشهایی است که در تحلیلهای آتی به آنها پرداخته شود. نشانی تماس به قرار زیر است:
پرسشهای اساسی درباره کودتا اخیر و پیامد آن در ترکیه
۱- طراحان کودتا چه کسانی بودند؟
بهتر است به این پرسش در دو بخش پاسخ داده شود: روندی که به کودتای نافرجام انجامید، و شب پانزدهم ژوئیه. روشن بود که بازیگران اجرایی سربازانی بودند که با درجات گوناگون-منجمله ژانرالهای چهار ستاره- به بخشهای مختلف نیروهای مسلح ترکیه تعلق داشتند. سربازانی که مستقیماً در کودتا درگیر بودند فرماندهان نیروها، و همچنین فرمانده کل نیروهای ملسح را گروگان گرفتند؛ با نیروهای ویژه به هتلی که اردوغان در آن بود حمله کردند و سپس با هواپیماهای جنگنده اف-۱۶ هواپیمای او را تعقیب کردند؛ محل نیروهای ویژه پلیس، فرماندهی کل سازمان امنیت و اطلاعات ملی در آنکارا را بمباران کردند؛ ساختمانهای پارلمان را بمبارن کردند؛ دسترسی به پل بسفر در استانبول را محدود نمودند و ساعتها با هواپیماهای جنگنده کنترل هوایی بر فرار شهرها را کنترل کردند.
این درست است که برای انجام نبردی اینچنین علاوه بر افسرانی که طبق دستور عمل میکردند به شماری از فرماندهان و افسران بلندپایهای که با میل خود در صحنه بودند نیاز بود. اکنون مشخص است که اکثر افسران درگیر در کودتا عضو جنبش گولن بودند، با این وجود زمانیکه چندین تناقض روز پانزدهم ژوئیه درنظر گرفته شود، حضور افسران و بوروکراتهای غیرگولنیست، که میتان گفت به این یا آن شیوه درگیر بودند، برحسته میشود.
در این نقطه به موضوعات قبلی که به کودتای نافرجام انجامید اشاره میشود.
بهنظرمی رسد که علاوه بر طراحان، بازیگران گوناگون زیادی وجود داشتند که از پیروزی کودتا خوشحال میشدند. باید بیاد آورد که که سرمایهداران ترکیه زمانیکه گولن از نظر بینالمللی نیرومند میشد از او حمایت میکردند. این واقعیت است که مدارس گولن که کادرهای ارتجاعی هوادار آمریکا در کنفدراسیون گولنیست بازرگان و صنعتگران ترکیه (TUSKON) را پرورش دادند، و دیگر مؤسسات و سازمانهای جنبش گولنیست از دهه ۱۹۹۰ انواع روابط را با تقریباً همه بخشخهای طبقه سرمایهدار ترکیه داشتهاند. بعلاوه، گولنیستها بمثابه یک بخش دست اول از طبقه سرمایهدار ترکیه طی سالها در انواع همدستیها با سرمایهداران ترکیه درگیر بودهاند. از سوی دیگر، اظهاراتی وجود دارد که نشان میدهد چگونه آپوزیسیون بوروژایی از سال ۲۰۱۴ به امید کنترل حزب عدالت و توسعه اردوغان به دنبال راههای همکاری با جنبش گولن-از جمله اتحادهای انتخاباتی-بود.
در آخر، باید به بازیگران بینالمللی این کودتای غیرتخیلی و از جوانبی حرفهای طراحیشده اشاره کرد.
بیانیههای اروپا و ایالات متحده در شب ۱۵ ژوئیه تا پایان احتمالی کودتای نافرجام روشن بود، رد علنی کودتاگران بیان نمیکرد. در تمام آن شب اطلاعاتی که منابع بینالمللی مانند رویترز و اتاق-فکر استراتفورد منتشر میکردند، نشان میداد که فقط گروهی از افسران نظامی گولنیست به اطلاعات درباره کودتا دسترسی داشتند.
بعلاوه، گرچه رسماً تأیید نشده، خبرهایی وجود دارد که میگوید پایگاه هوایی ایالات متحده در اینجرلیک در خدمت کودتا بوده است. این واقعیت که فتحالله گولن در آمریکا زندگی میکند و از نظر سیاسی فعال است و پیوندهای آشکار او با «سیا»، گمانهها درباره نقش حمایتی گروههایی را در ایالات متحده آمریکا در کودتای نافرجام تقویت میکند.
گرچه همه این استنتاجها بر اطلاعات و مشاهدات واقعی قرار دارد، ما باید تناقضات و نابهنجاریها در سیر رویدادها را در نظر بگیریم. تنها حقیقت بی قیدوشرط درباره طراحان واقعی این است که آنها دقیقاً ایدئولوژی و موضع طبقاتی دولت حزب عدالت و توسعه، و هویتهای آمریکایی و ضدمردمی دارند.
۲- هدف کودتا چه بود؟
برخلاف باور برخیها، هدف کودتا تشکیل یک دولن گولنیست نبود. هدف اصلی کودتا اردوغان و کادر نزدیک به او، یعنی حزب عدالت و توسعه تحت رهبری اردوغان بود.
اگر این تصفیه تحقق یافته بود، سیاستها در ترکیه با یک حزب عدالت و توسعه بدون اردوغان، برخوردار از حمایت همه گروهای سیاسی دیگر بورژوازی ادامه مییافت. از اینرو، ما باید پرسش را طور دیگری مطرح کنیم: چرا اردوغان هدف تصفیه بود؟
پاسخ به این پرسش در گذشته سیاسی ترکیه قرار دارد.
حزب عدالت و توسعه در آغاز دهه ۲۰۰۰ توسط طبقه سرمایهدار ترکیه در خدمت شکلدادن به یک الگوی جدید انباشت سرمایه در ترکیه و روند ادغام کشور در نظام سرمایهداری فرمولبندی شد. حزب توسعه و عدالت در اتحاد با جنیش گولنیست که یک ابزار عملیاتی برای ایالات متحده آمریکا و گروههای اسلامگرای پذیرای امپریالیسم و سرمایهداران بوده است تأسیس شد.
این اتحاد که ۱۵ سال در قدرت بوده تقریباً کل نظام سکولار را از بین برده است؛ خصوصیسازی کامل بنگاههای عمومی را انجام داده و به بخشهای متشکل طبقه کارگر حمله کرده است. در سال ۲۰۱۱، حزب عدالت و توسعه با از میان برداشتن همه نقاط مقاومت کنترل کامل حکومت را به دست گرفت.
با این وصف، اتحاد بین حزب عدالت و توسعه برهبری اردوغان و جنبش گولن پس از سال ۲۰۱۱ شروع به تزلزل کرد و از سال ۲۰۱۳ بهبعد به درگیری انجامید. در سال ۲۰۰۹ ویکیلیکس پیشبینی استراتفور را منتشر کرد و امکان برخورد بین حزب عدالت و توسعه و جنبش گولن را مطرح نمود.
دگرگونیها در ترکیه به تغییرات در الگوی انباشت سرمایه و ترکیب طبقه سرمایهدار انجامیده است. سرمایهداران ترکیه، که مبالغ عظیمی از خصوصیسازیها انباشت کرده بود، صدور سرمایه را آغاز کرد و همچنین از نظر سیاسی در جهت تضمین امنیت آن حرکت کرد. منافع سرمایهداران روابط متقابلاً سودمند با روسیه و ایران را بدون فاصلهگرفتن از ناتو و ایالات متحده میطلبید.
موافقتنامه استراتژیک پیرامون خط لوله گاز روسیه از این منظر به امضاء رسیده بود. این از طريق ترکیه یک خط لوله گاز روسیه به اروپا را تأمین میکرد. بعلاوه، ترکیه به گاز طبیعی ایران و روسیه نیاز داشت. بازار روسیه برای سرمایهداران ترکیه یک فرصت بود. از سوی دیگر، روسیه فعالانه درگیر تاکتیکهای سیاسی بود که ترکیه را از اتحاد با ایالات متحده آمریکا و اتحادیۀ اروپایی دور میکرد، و این بخشاً متقابل بود.
این سیاست بورژوازی برای ایجاد موازنه شروع به نشان دادن خود در شخص اردوغان کرد. بمثابه بخشی از سیاست بورژوازی، توسعهطلبی ترکیه به حرکتهای مستقل اما ناموفقی انجامید که موجب رنجش متحدین ترکیه در توطئه ایالات متحده علیه سوریه شد.
با این وصف، ایالات متحده که سیاست مهار نظامی آن نسبت به روسیه سریعاً تنشزاتر میشود، نمیتواند متحد ناقاطعی را که اقدامات آن دوجانبه تحمل کند.
در رسانههای امپریالیستی یک کارزار ضداردوغان وجود دارد که مدتها پیش از کودتای نافرجام شروع شده بود اما اخیراً شدت یافته است. گرچه کارزار شعار «دموکراسی و آزادی مطبوعات» را دارد، اما روشن است که هدف آن ایجاد یک ترکیه با ثبات و مطیع است.
ما خوب میدانیم که هدف کودتا نه «سکولاریسم» بود نه «آزادی». کودتا درصدد بود منافع ایالات متحده آمریکا و اتحادیۀ اروپایی را تضمین کند و اردوغان را تصفیه نماید، کاری که پیش از این چندین بار از راههای دیگر سعی به انجام آن شد اما ناموفق ماند.

