
فتحالله گولن جماعت مذهبی خود را براساس تفاسیر جدید خویش از تعلیمات سعید نورسی، یک رهبر اسلامگرای با نفوذ که در سالهای نخست جمهوری با سکولاریسم مخالف بود، تأسیس کرد. در دهه ۱۹۵۰، او در انجمنهای ضدکمونیستی، سازمانهای مخفی که در آنزمان توسط ناتو بوجود آمده بود، نقش رهبری داشت. تحت حکومت حزب عدالت و توسعه، علاوه بر «کنفدراسیون بازرگانان و صنعتگران ترکیه» (TUSKON)، انجمنها، مدارس و مراکز درمانی خصوصی بسیاری که به جنبش تعلق داشت گسترش یافت… با این وصف، طی دهه ۲۰۱۰، اختلافات مشخصی در بلوک حزب عدالت و توسعه-گولن بروز کرد. در عرصه بینالمللی اختلاف ناشی از شکست اخوان المسلمین- که پیوندهای ایدئولوژیک و سیاسی نزدیکی با حزب عدالت و توسعه داشت- در برآورده ساختن انتظارات قدرتهای امپریالیستی از «بهار عربی»، و شکست حزب عدالت و توسعه در مورد سوریه بود.
منبع: بولتن بینالمللی حزب کمونیست ترکیه (شماره ۷)
کودتای نافرجام و جدل جاری در پی آن نه فقط دغدغه ترکیه بلکه دغدغه احزاب کمونیست و کارگری سراسر جهان میباشد. قطعاً، سیر حوادث را باید در ارتباط با مبارزه طبقاتی در ترکیه در نظر گرفت، اما در عینحال خود کودتای نافرجام به مبارزه طبقاتی در سراسر جهان اشاره داشته رقابت بیوقفه و ضعفها در درون نظام امپریالیستی را نشان میدهد.
دفتر بینالملل حزب کمونیست ترکیه در جهت اطلاع رسانی به جنبش کمونیستی بینالمللی تحلیلی را که از ۱۰ پرسش اساسی درباره کودتای اخیر و پیامدها آن در ترکیه تشکیل میشود تهیه کرده است.
بولتن بینالمللی حزب کمونیست ترکیه در هر شماره به ۲ پرسش از ۱۰ پرسشهای زیر پاسخ داده خواهد داد:
۱- طراحات کودتا چه کسانی بودند؟*
۲- هدف کودتا چه بود؟*
۳- آیا امکان پیروزی کودتا وجود داشت؟
۴- جایگاه جنبش گولن در تاریخ ترکیه چیست؟
۵- آیا در آینده نزدیک برای سرمایهداری و بورژوازی ترکیه امکان عادیسازی وجود دارد؟
۶- آیا امکان چرخش ترکیه بسمت محور روسیه-ایران وجود دارد؟
۷- آیا بین اجلاس ناتو که تابستان امسال در ۹-۸ ژوئیه در ورشو برگزار شد و کودتا که یک هفته پس از آن رخداد ارتباطی وجود دارد؟
۸- آیا حزب عدالت و توسعه پس از انحلال بخشی از حکومت موفق به احیای آن خواهد شد؟
۹- آیا آینده ترکیه یک دیکتاتوری اسلامگرا برهبری اردوغان است؟
۱۰- آیا در ترکیه امروز هیچ فرصتی برای سیاستهای طبقه کارگر وجود دارد؟
دفتر روابط بینالملل به ارزیابیهای جنبش کمونیستی بینالمللی احترام میگذارد، و در انتظار نظرات و پرسشهایی است که در تحلیلهای آتی به آنها پرداخته شود. نشانی تماس به قرار زیر است:
۳- آیا امکان پیروزی کودتا وجود داشت؟
رویدادهای شب پانزدهم ژوئیه مشخصههای متفاوتی با همه کودتاهای نظامی دیگر در تاریخ جمهوری داشت. نخست، کودتا طرحی نبود که در آن نیروهای مسلح ترکیه بمثابه یک کل برای بدست گرفت قدرت سیاسی وارد عمل شده باشند. این کودتا را باید تلاش یکی از دو جناح اسلامگرای ناسازگار در درون حکومت برای قرادادن نیروهای خود در نیروهای مسلح ترکیه، در بستر مقطع کنونی مبارزات داخلی و بینالمللی درنظر گرفت.
مشخص شد که طراحان نقشههای کودتا در جنبش گولن در جهت تغییر توازن قدرت بر تصفیه اردوغان تمرکز کرده بودند. این فاکت که گردانهایی که به دنبال اردوغان میگشتند در شب پانزده ژوئیه تقریباً او را دستگیر کردند، و اطلاعات تأییدنشده درباره تقاضای پناهندگی اردوغان از آلمان، نشان میدهد تلاش چقدر به موفقیت نزدیک بود.
اگر ما برخی اشتباهات تکنیکی را که مأموران سابق «سیا» که در کودتاهای نظامی تجربه دارند به آنها اشاره کردهاند کنار بگذاریم، بزرگترین ریسکی که گولنیست ها آن شب به آن دست زدند این بود که مشاهده برخورد فرماندهان ارتش را به کودتا تا لحظات آخر تلاش نافرجام به تعویق انداختند. این آشکارا یک ریسک بود، اما چیزها میتوانست آنطور که طراحان انتظار داشتند پیش برود و افسران بلندپایه ارتش در کنار کودتا بایستند. میتوان گفت طراحان با توجه به اطلاعاتی که به سطح نارضایتی در درون نیروهای مسلح ترکیه نسبت به حزب عدالت و توسعه اشاره میکرد وارد عمل شدند. این واقعیت است که پس از ساعتها و پس از تیراندازی بسیار بین پلیس و واحدهای نظامی، ژنرالها حمایت خود را از دولت اعلام کردند. اگر هدف اصلی طراحان یعنی اردوغان دستگیر شده بود، همان ژنرالها میتوانستند حمایت خود را از کودتا اعلام کنند.
ادعاهایی مانند مذاکره بین ژنرالهای پایگاه هوایی اینجرلیک و طراحان، تأخیر و تردید عملی امپریالیستها، و انتشار اطلاعات درباره هواپیمای اردوغان توسط استرافور (Stratfor) مورد حمایت «سیا»، همه نشان میدهند که دولت ایالات متحده حداقل در سطوحی از کودتا خبر داشت و بطور ضمنی از آن حمایت میکرد. همچنین، حضور این حمایت ضمنی نشان میدهد اگر برخی نقاط بسود دولت نچرخیده بود امکان موفقیت کودتا وجود داشت.
موضوعاتی مانند ساختار موجود این دو جناح اسلامگرا که از زمانی ناشی میشود که آنها در قدرت شریک بودند، مواضع محرمانهای که گولنیستها در اطراف اروغان داشتند، و وفاداری مشابه کادرهای دو حزب به نظام سرمایهداری نیز میتوانست به معنی کسب نیرو و حمایت سریع در سمت طراحان در شب پانزده ژوئیه باشد.
۴- جایگاه جنبش گولن در تاریخ ترکیه چیست؟
فتحالله گولن جماعت مذهبی خود را براساس تفاسیر جدید خویش از تعلیمات سعید نورسی، یک رهبر اسلامگرای با نفوذ که در سالهای نخست جمهوری با سکولاریسم مخالف بود، تأسیس کرد. در دهه ۱۹۵۰، او در انجمنهای ضدکمونیستی، سازمانهای مخفی که در آنزمان توسط ناتو بوجود آمده بود، نقش رهبری داشت. کمی بعد، او ایجاد یک سازمان نیمهمخفی را براساس سلسله مراتب آغاز کرد. او پیروان خود را از طريق چیزی که «خانههای نور» مینامید سازماندهی کرد.
سازمان گولنیست در پی کودتای نظامی سال ۱۹۸۰ که بمعنی یک ضربه بزرگ به جنبشهای چپگرا بود نیرو گرفت. طی این سالها، گولنیستها عمدتاً در بخشهای آموزشی سازماندهی کردند، آنها کادرهای خوب تحصیلکرده خود را تربیت کردند، آنها هم با بوروکراسی و هم با طبقه سرمایهدار پیوندهای محکمی ایجاد نمودند. فتحالله گولن در سال ۱۹۹۹ به پنسیلوانیا در ایالات متحده رفت. در مقابل انتقادات یا خصومت دیگر گروههای اسلامگرا، او از جانب سیاستمداران مرکز-راست و سوسیال دموکرات مورد حمایت قرار گرفت، و بمثابه یک جنیش جامعه مدنی مشروعیت یافت.
تحت حکومت حزب عدالت و توسعه، علاوه بر «کنفدراسیون بازرگانان و صنعتگران ترکیه» (TUSKON)، انجمنها، مدارس و مراکز درمانی خصوصی بسیاری که به جنبش تعلق داشت گسترش یافت. جنبش در شماری از دیگر کشورهای توسعه نیافته تحت پوشش تسامح و تعامل بمثابه عامل سیاستهای آمریکایی عمل میکرد. در این دوره او در ایالات متحده جایگاه یک «روشنفکر» را بدست آورد، در حالیکه پیوندهای جنبش با روشنفکران لیبرال در ترکیه مستحکم میشد. جنبش در جریان تصفیههای ۸-۲۰۰۷، که یک لحظه حیاتی برای رژیم خودکامه ساخته حزب عدالت و توسعه بود، کمالیستها را در رسانهها و بوروکراسی پاکسازی کرد، و گروه اخیر را به «طراحی کودتا» متهم کرد. طی این دوره، بسیاری از روشنفکران جمهوریخواه و چپ به دلیل عضویت در سازمانهای مخالف دولت محکوم شدند. در عینحال، فتحالله گولن در پرونده قدیمی شرکت او در فعالیتهای تروریستی اسلامگرا، پروندهای که پیش از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه تشکیل شده بود، تبرئه گردید.
با این وصف، طی دهه ۲۰۱۰، اختلافات مشخصی در بلوک حزب عدالت و توسعه-گولن بروز کرد. در عرصه بینالمللی اختلاف ناشی از شکست اخوان المسلمین- که پیوندهای ایدئولوژیک و سیاسی نزدیکی با حزب عدالت و توسعه داشت- در برآورده ساختن انتظارات قدرتهای امپریالیستی از «بهار عربی»، و شکست حزب عدالت و توسعه در مورد سوریه بود. در عرصه داخلی شورشهای ژوئیه ۲۰۱۳ قرار داشت که در آن مردم علیه حزب عدالت و توسعه به خیابانها آمدند و خواهان سکولاریسم و آزادی شدند و در حکومت حزب عدالت و توسعه شکافهای جدی ایجاد کردند.
در عینحال، تقویت گولنیستها در درون دولت بمثابه یک پیامد طبیعی تصفیههای ۸-۲۰۰۷ توسط حزب عدالت و توسعه- گولن، درگیریهای بیشتری را بین دو حزب موجب شد. حزب عدالت و توسعه با یک حرکت درصدد برآمد همه مؤسسات آموزشی خصوصی متعلق به گولنیستها را تعطیل کند. در حالیکه تنش افزایش مییافت، گولنیستها طی یک حرکت متقابل در دسامیر ۲۰۱۳، فساد در میان برخی از سیاستمداران حزب عدالت و توسعه، وزرا و بازرگانان مشخصی را افشاء کردند. در میان مظنونین پسر اردوغان و رضا ضراب-یک بازرگان ایرانی آذریتبار که در حالحاضر در ایالات متحده محاکمه میشود- قرار داشت. پاسخ حزب عدالت و توسعه تصفیه همه گولنیستهای برجسته از مؤسسات قضایی و معرفی یک لایحه جدید مجازات تحت عنوان «سازمان تروریستی فتحاللهگرا» بود که در آستانه کودتای اخیر تکمیل شد. برنامه دراز-مدت گولنیستها برای قرار دادن کادرهای خود در درون بوروکراسی آنها را قادر ساخت کنترل مواضع حیاتی بسیاری را در درون ارتش بدست گیرند. اما، سازمانها مذهبی بسیاری در درون دستگاه دولتی تکهتکه شده وجود دارد که امروز با گولنیستها یا همکاری یا رقابت میکنند.
https://www.kp.org.tr/en/international-bulletin-no7-en-de-es-fra-ru-ar

