
میتوان این مسأله را فرضیه توطئه، تصادف و یا بدشانسی نامید ولی هر بار که کسی میتواند از طریق شهادت در مقابل دادگاه هیلاری کلینتون را مغلوب کند، به زودی جسدش پیدا میشود. در واقع یک لیست طولانی از جسد افرادی که تحت شرایط مرموزی جان سپرده اند موجود است که راه هیلاری را سنگفرش میکنند. در واقع سیاستایالات متحده آمریکا در رابطه با دستور قتل افراد نامطلوب زیاد سختگیر نیست، اما اینکه یکی از سیاستمداران بلندپایه آمریکايی در مصاحبهای در یکی از برنامههای تلویزیونی پربیننده آمریکا خطاب به انظار عمومی ایالات متحده خواستار قتل یک شهروند آمریکايی از نظر سیاسی نامطلوب بشود، حتا برای ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۰ پدیده نوینی بود.
نويسنده: راینر روپ
۱۷ اوت ۲۰۱۶
سه فرد نامبرده در زیر نیز میتوانستند خطر بزرگی را برای هیلاری به وجود آورند، زیرا اینجا و آنجا به نحوی با یکی از کلاهبرداریهای متعدد خانم کلینتون مربوط میشدند.
«شان لوکاس» یکی از پشتیبانان برنی ساندرز بود، که وظیفه داشت کیفرخواست علیه DNC را به خاطر تقلب در انتخابات آماده سازد. روز ۲ اوت نامزد وی جسم بیجان لوکاس جوان و سالم را در حمام منزلش کشف کرد. پلیس نشانهای از تأثیر خارجی که موجب مرگ وی شده باشد، نیافت. نتیجه کالبدشکافی هنوز در دست نیست.
«جان آش» در گذشته ريیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود. روز چهارشنبه ۲۹ ژوئن ۲۰۱۶ روزنامه نیویورک پست در صفحه ۶ خود گزارش داد که جسد «آش» را پیدا کرده اند. سازمان ملل متحد ادعا کرد که او به دنبال یک سکته قلبی مرده. پلیس محلی در محل زندگی وی «دابز فری» در نزدیکی نیویورک این ادعا را رد کرد و گفت که او به هنگام بدنسازی دچار سانحه شده و غضروف حنجرۀ وی خورد گردیده و در نتیجه مرده است.
تصادفاً قرار بود دوشنبه هفته بعد «آش» همراه یک متهم چینی، بازرگانی به نام «نگ لاپ سنگ» Ng Lap Seng به جرم رشوهخواری میلیاردی دادگاهی شود و همزمان با آن قرار بود آش به عنوان شاهد در مورد چندین مورد نقل و انتقال سنگین غیرقانونی پول، از طرف «سنگ» به کمیته ملی دمکراتها در طی ریاست جمهوری بیل کلینتون شهادت دهد.
«مایک فلین» روزنامهنگار محقق و معتبر ۴۹ ساله در خبرگزاری «برایتبارت» مسؤول مسايل مربوط به دولت بود. او روز ۲۳ ژوئن ۲۰۱۶ روزی که مقالهاش در مورد دستگاه تولید پول کلینتونها چاپ شد به دلیل نامشخصی فوت کرد. این مقاله در مورد «بنیاد کلینتون» با شعبات بیشمار آن در سراسر جهان از جمله هنگکنگ بود. در مقابل امتیازات سیاسی در آنجا هم سبیل بنیاد کلینتونهای معتاد به معامله نه تنها از طرف بازرگانان چینی، بلکه حتا از طرف مقامات دولتی در پکن نیز چرب شد.
پايگاه معروف اخبار مالی «زیرو هج» در مورد این موضوع جمعبندی زیر را ارايه کرد:
«میتوان این مسأله را فرضیه توطئه، تصادف و یا بدشانسی نامید ولی هر بار که کسی میتواند از طریق شهادت در مقابل دادگاه هیلاری کلینتون را مغلوب کند، به زودی جسدش پیدا میشود. در واقع یک لیست طولانی از جسد افرادی که تحت شرایط مرموزی جان سپرده اند موجود است که راه هیلاری را سنگفرش میکنند.»
«شاید جالبتوجهترین مورد، مورد «وینس فوستر» است. فوستر یکی از شرکای دفتر وکالتی کلینتون بود و ازمسايل درونی دستگاه تولید پول کلینتونها کاملاً مطلع بود. هنگامی که او در رابطه با مورد کلاهبرداری «وایت واتر» قرار بود علیه کلینتونها شهادت دهد، تحث شرایط بسیار مرموزی فوت کرد. پلیس اعلام کرد که علت مرگ وی خودکشی بوده است ولی بسیاری از مردم براین عقیده بودند که «خودکشی» فوستر تحمیلی و دستکاری شده بود.»
فراخوان رسمی برای قتل ژولیان آسانژ
در واقع سیاستایالات متحده آمریکا در رابطه با دستور قتل افراد نامطلوب زیاد سختگیر نیست، اما اینکه یکی از سیاستمداران بلندپایه آمریکايی در مصاحبهای در یکی از برنامههای تلویزیونی پربیننده آمریکا خطاب به انظار عمومی ایالات متحده خواستار قتل یک شهروند آمریکايی از نظر سیاسی نامطلوب بشود، حتا برای ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۰ پدیده نوینی بود. ولی نظریهپرداز انتخاباتی دمکراتها، «باب بکل» در ماه دسامبر در برنامه تلویزیونی فرستنده «فوکس نیوز» درست همین کار را در مورد ژولیان آسانژ کرد: «این پسرک یک خائن است. او همه قوانین آیالات متحده آمریکا را زیر پا گذارده و نقض کرده است. من با حکم اعدام مخالفم و در نتیجه تنها یک راه باقی میماند: «باید این زنازاده را از راههای غیرقانونی به قتل رساند.»
ممکن است توقع داشته باشیم که باب بکل به خاطر فراخوان به قتل مورد مؤاخذه قرار گیرد. ولی نه از نظر حقوقی و نه از نظر شغلی برای این نظریهپرداز انتخاباتی دمکراتها مشکلی پدید نیامد. از آن زمان تاکنون فراخوانهای متعددی برای قتل آسانژ اعلام گردیده است ولی همه آنها هیچ پیآمدی را به دنبال نداشته است. از آنجا میتوان دریافت که دولت «چپ» اوباما نیز مدتهاست که علناً با فاشیستها لاس میزند.


3 پاسخ به “قتلهای مرموز در پیرامون هیلاری کلینتون”
برای جفپا
جف پای عزیز درود برشما
باشتباه خود و ندیدن گیومه که منهم از آن استقاده میکنم و بدان یک واژه «باصطلاح» هم اضافه میکنم تا مانند نام ها و واژه های خاص که آنها هم در داخل گیومه و یا آپاستروف« ٬» گذاشته میشوند تفاوت پیدا کند، اعتراف دارم.
بهر صورت بابت دقت و بیداری جف پا صمیمانه سپاس گذارم.
Reiner Ruppشخص کمی نبوده است و در دوران برژنف- ریگان- کسینجر رل بزرگی داشته است ولی من کمتر برای اشخاصی که مارکس را بعنوان تحلیل کننده خوب سرمایداری میدانند و نه آموزگار و سامانده مامای جامعه سوسیالیستی یعنی حزب طبقه کارگر که مقرفرماندهی کارگران است ارزشی قایل نمیتوانند باشند.
نامبرده هرچند که برای کارهای عملی در خیابان ارزش قایل است ولی با دست دیگر شبکههای اجتماعی را پر اهمیت دانسته و جایگزین آن مینماید. هرچند که وی باهوشتر از آن مینماید که در اینباره جلوی دوربین صادقانه صحبت کند. تا آنجایی که من از مصاحبههای وی دریافت کردهام نامبرده شخصی دانا و محاط به جنگ طبقات است. با وجودیکه در ویکیپیدیا در باره وی نوشتهاند که در مورد نقش اسراییل در منطقه با بزرگ منصب داران و بزرگ سرمایداران نظرش یکی میباشد و بدین خاطر پ د اس را ترک گفته است.
ولی خودمانیم، آیا لازم نیست که مساله با اشتباهی لپی باز شود زیرا اوبامایِ سبزهای وطنی، ادامه دهنده خط جورج بوش آنهم با سرعتی برق آساتر، در آلمان برای «چپ» ها (گیومه بخاطر خاص بودن نه تمسخر! یعنی بمعنی واقعی چپ های معمول که سابقا در فرانسه در سمت چپ پارلمان مینشستند و چوب لای چرخ امپراطور بودند که اکنون همگی به چپول ها بقولی جف پا تبدیل گردیده اند) بدنبال این خردرجال قرن بیست و یکم راه افتاده بودند و در برلین دویست هزار نفر از اوباما استقبال کردند و مرا بیاد قاتل معروف خلق ویتنام جان اف کندی «ایک بین برلیناIk bin Berliner» انداخت.
از این گذشته میبینید در دنیای مجازی با سرعتی که دارد و عادت دادن خواننده و جلب دقت او با حروف ماموتی و برجسته شدن، چگونه باعث میشود حق را ناحق خواند و متوجه امر نگردید.
شاد وتن درست باشید
سپیده
لایکلایک
جُک سال ۲۰۱۶:
« که دولت «چپ» اوباما نیز مدتهاست که علناً با فاشیستها لاس میزند.»
عجب اوباما هم چپ شد و هم غیر فاشیست که با فاشیست ها فقط لاس میزند!!
از سرمایداران روسی میتوان آنرا پذیرفت، فاشیسم بهمان هیتلر و اس اس ها و بوندس وهرماخت گفته شود، باوجودیکه فرزندان خلفش در آمریکا که پدارنش هم از آمریکا به آلمان(ژنرال آون۱۹۲۴) صادرشده بودند.
ولی چپ بودن وی را هم نمیتوان فهمید.
لابد هر کسی که با سیاست جمهوری خواهان که کارچاق کن و بکش های بانکهای آمریکایی میباشند مخالف است، برای سایت عدالت و راشیاتودی چپ تلقی میگردد. غافل از اینکه دمکراتها با همان دستهایی که جمهوری خواهان را برای انتخاب میان راست و «چپ» در مقابل مردم قرار میدهد(امکان کاندید شدن) به میدان فرستاده میشوند.
وروجک
لایکلایک
برای سپیده
راینر روپ نوسنده مقاله فوق خبر یاب آلمان دمکراتیک در ناتو بود، که به این خاطر ۱۰ سال در آلمان زندان بود و سالهاست به عنوان متخصص ناتو از جمله در روزنامه «دنیای جوان» مقاله مینویسد. اینکه وی اوباما را بطور جدی چپ خطاب کند، جزو محالات است. در مقاله صفت چپ در گیومه » » ذکر شده که معنای تمسخر و تحقیر کسانی را میدهد، که اوباما را «چپ» میداند.
لایکلایک