برای آینده نزدیک ترکیه، سرکوب برای منضبط ساختن حزب عدالت و توسعه بسیار محتملتر از یک دیکتاتوری اسلامی-فاشیستی به رهبری اردوغان میباشد. اما، این را نمیتوان به مثابه یک بدیل برای دمکراتیزاسیونی دانست که میتواند رجحان چپ و طبقه کارگر باشد. فقط به این فکر کنید: یک کودتای مورد حمایت ایالات متحده به اجرا گذاشته شد و شکست خورد، اما همه بازیگران سیاسی هوادار ایالات متحده هستند. کودتا توسط یک گروه اسلامگرا صورت گرفت، اما بورژوازی نمیتواند بدون اسلام سیاسی حکومت کند. گرچه همه میگویند ما با یک کودتای مورد حمایت ایالات متحده مقابله کردیم، فقط حزب کمونیست برای خروج از ناتو مبارزه میکند، که این در این دوره یک مزیت برجسته است.
منبع: بولتن بینالمللی حزب کمونیست ترکیه (شماره ۹)
ده پرسش درباره کودتای نظامی در ترکیه (۲)
ده پرسش درباره کودتای نظامی در ترکیه
ده پرسش درباره کودتای نظامی در ترکیه (۳)
کودتای نافرجام و جدل جاری در پی آن نه فقط دغدغه ترکیه، بلکه دغدغه احزاب کمونیست و کارگری سراسر جهان است. قطعاً، سیر حوادث را باید در ارتباط با مبارزه طبقاتی در ترکیه در نظر گرفت، اما در عینحال خود کودتای نافرجام به مبارزه طبقاتی در سراسر جهان اشاره داشته، رقابت بیوقفه و ضعفها را در درون نظام امپریالیستی نشان میدهد.
دفتر بینالملل حزب کمونیست ترکیه در جهت اطلاعرسانی به جنبش کمونیستی بینالمللی تحلیلی را که از ۱۰ پرسش اساسی در بارۀ کودتای اخیر و پیآمدهای آن در ترکیه تشکیل میشود، تهیه کرده است.
بولتن بینالمللی حزب کمونیست ترکیه در هر شماره به ۲ پرسش از ۱۰ پرسشهای زیر پاسخ خواهد داد:
۱- طراحان کودتا چه کسانی بودند؟*
۲- هدف کودتا چه بود؟*
۳- آیا امکان پیروزی کودتا وجود داشت؟**
۴- جایگاه جنبش گولن در تاریخ ترکیه چیست؟**
۵- آیا در آینده نزدیک برای سرمایهداری و بورژوازی ترکیه امکان عادیسازی وجود دارد؟***
۶- آیا امکان چرخش ترکیه به سمت محور روسیه-ایران وجود دارد؟***
۷- آیا بین اجلاس ناتو که تابستان امسال در ۹-۸ ژوئیه در ورشو برگزار شد و کودتا که یک هفته پس از آن رخ داد، ارتباطی وجود دارد؟
۸- آیا حزب عدالت و توسعه پس از انحلال بخشی از حکومت موفق به احیای آن خواهد شد؟
۹- آیا آینده ترکیه یک دیکتاتوری اسلامگرا به رهبری اردوغان است؟
۱۰- آیا در ترکیه امروز هیچ فرصتی برای سیاستهای طبقه کارگر وجود دارد؟
دفتر روابط بینالملل به ارزیابیهای جنبش کمونیستی بینالمللی احترام میگذارد، و در انتظار نظرات و پرسشهایی است که در تحلیلهای آتی به آنها پرداخته شود. نشانی تماس به قرار زیر است:
int@kp.org.t
۷- آیا بین اجلاس ناتو که تابستان امسال در ۹-۸ ژوئیه در ورشو برگزار شد و کودتا که یک هفته پس از آن رخ داد، ارتباطی وجود دارد؟
اجلاس ناتو غیرمستقیم با کودتای نافرجام مرتبط بود. تشکیل یک نیروی دریایی در مدیترانه، فعال ساختن پایگاههای ضدموشکی در رومانی و بردن کشورهای غیرعضو، مانند فنلاند و اوکرائین به زیر کنترل ناتو، برخی از تصمیمات تحریکآمیزی به شمار میروند که در اجلاس گرفته شد و محاصره روسیه را هدف گرفته اند.
در این دوره، از ترکیه انتظار میرفت به مثابه یک عضو وفادار ناتو عمل کند و قاطعانه یک دشمن روسیه شود. اشتباه خواهد بود اگر ارتباط کودتای نافرجام با این هدف مشخص رد شود.
اما، نقشهها کار نکرد و دو سوم کادرهای دومین نیروی نظامی بزرگ در ناتو، شبیه بودن در یک وضعیت جنگی ناتوان شد.
این فاکت که حزب کمونیست ترکیه بر خروج از ناتو پا میفشارد، در زمانیکه همه به ارتباط ایالات متحده آمریکا با این کودتا اشاره میکنند، یک مزیت روشن برای طبقه کارگر ترکیه به شمار میآید.
۸- آیا حزب عدالت و توسعه پس از انحلال بخشی از حکومت موفق به احیای آن خواهد شد؟
تئوری اینکه طی حکومت حزب عدالت و توسعه ساختار دولت در ترکیه تقویت شد و دیکتاتوری ریشه دواند بسیار رایج بود. اما، این دیکتاتوری و عنصر اجتماعی تعیینکننده آن، روند اسلامیزه کردن، در عینحال نشانههای یک بحران بود.
این بسیار روشن بود که جمهوری بورژوایی سکولار ترکیه منحل شده است؛ اما پس از انتخابات در ۲۰۱۱ تلاشهای حزب عدالت و توسعه برای مستقر ساختن یک رژیم فاشیستی اسلامی یک روند مستمر را طی نکرد. در این فضای بحرانی، قیام گسترده سال ۲۰۱۳ رخ داد. پس از آن، مشخص شد که علیرغم پیروزیهای انتخاباتی حزب عدالت و توسعه، قدرت دولتی حزب عدالت و توسعه در حالیکه ماهیت اقناعی خود را بیشتر از دست میداد، رادیکالتر میشد.
ما باید به این تصویر ماهیت آسیبپذیر اقتصاد و فروپاشی ایدئولوژیک را نیز اضافه کنیم، اما میتوانیم بگوییم که بحران اداری متمایزترین وجه بود. اکنون مدت زمان طولانی است که حزب عدالت و توسعه قدرت اداری خود را از دست داده است. ناتوانی قدرت مسلط در حکومت کردن یک نشانه معمول بحران سیاسی است. نه تنها نظام موجود در یافتن یک راهحل شکست خورد، بلکه ماشین دولتی نیز متلاشی شد. این فروپاشی با همه ابعاد دراماتیک آن به روشنی در کودتای نافرجام ۱۵ ژوئیه دیده شد.
این فاکت که کودتا شکست خورد ضرورتاً بدین معنی نیست که قدرت حزب عدالت و توسعه مستحکم خواهد شد.
این ارزیابی شالودههای مشخصی دارد:
یک، بحران ژرفتر از آن است که تصور میشد و راهحل در درگیری خونین دو جناح اسلامی، یعنی دو بلوک قدرت به رهبری اردوغان و گولن، که تقریباً یک موضع ایدئولوژیک-سیاسی دارند، قرار ندارد. از دست دادن توانایی اداری پیآمد دینامیسمهای اجتماعی پیچیده است، و به طور مشخص شکاف تاریخی، فرهنگی، ایدئولوژیک ریشههای این دینامیسمها هستند. بستر مبارزهای که طبقه کارگر، بخشهای سکولار مدرن، علویها و زنان را در برنمیگیرد دلايل اصلی بحران را درنظر نخواهد گرفت. ترکیه به سمت یک درگیری گستردهتر از آنچه که اخیراً بین دو قدرت مسلط تجربه شد، پیش میرود.
دو، در ۱۵ ژوئیه سرمایهداری ترکیه دچار یک شکاف بیسابقه شد، و تجزیه موجب یک جهش بزرگ گردید. فلج شدن دومین نیروی نظامی بزرگ ناتو، سلطه حتا موقت گروههای شبهنظامی جهادگرا با نیروی پلیس در جامعهای که عناصر اجتماعی سکولار آن هنوز سرزنده است، و نهایتاً شکاف در بوروکراسی دولتی، مشکلات آزار دهندهای هستند که در کوتاهمدت نمیتوان بر آنها فايق آمد.
سه، نظام سرمایهداری ترکیه منابع اقتصادی لازم را برای فايق آمدن بر بحران در اختیار ندارد، و نتیجتاً کاملاً آسیبپذیر است.
چهار، پس از این شکاف، احیای اتوریته سیاسی بر اساس توسل به زور بسیار دشوار است. مهمتر از این، پذیرش گسترده اتوریته سیاسی حتا دشوارتر خواهد بود.
بالاخره، با کودتای نافرجام فاصله و کتمان بین قدرتهای امپریالیستی و آنکارا به اوج رسید. اکر کودتا پیروز شده بود، میتوانست تأیید و حمایت غرب را به دست آورد.
در سوی دیگر، دور شدن از بلوک غربی به نام استحکام اداری از نظر ساختاری و تاریخی غیرممکن میباشد.
بنابراین، طرف حزب عدالت و توسعه-اردوغان از حل مشکل ناتوان است. مادامکه قدرت دولتی به استفاده از ابزار ارتجاعی خود ادامه میدهد، بحران حتا ژرفتر خواهد شد. از سوی ديگر، تلاش برای مهار بحران با یک اجماع اجتماعی به مثابۀ ضعف تلقی گرديده و موجب درگیریهای جدید خواهد شد. در آن نقطه، هم احضار یک کودتای نظامی جدید و هم تقویت احزاب بورژوایی میتواند محتمل باشد.
۹- آیا آینده ترکیه یک دیکتاتوری اسلامگرا به رهبری اردوغان است؟
اینکه ترکیه تحت رهبری اردوغان، که پس از کودتای نافرجام مجدداً کنترل را به دست آورده، به سمت یک دیکتاتوری اسلامی و فاشیستی آشکار حرکت میکند موجب طیفی از درگیریها میشود.
یک هفته پس از کودتای نافرجام، تحولات تحت عنوان «اجماع ملی» بسیار چشمگیر شده اند. اولویت دادن نظام سرمایهداری به مرکزگرایی به نظر میرسد تنها راهحل منطقی و واقعبینانه برای اجتناب از دوقطبی شدن و درگیریها باشد. با این وصف، به علت فساد و سیاست سوریه، بسیار محتمل است که استحکام در مرکز موجب کاهش قدرت حزب عدالت و توسعه شود. قدرت سیاسی سعی بسیار خواهد کرد تا از انباشت در مرکز جدا نماند و در عینحال برای جلوگیری از ناپدید شدن خود گامهایی برخواهد داشت.
به نظر میرسد ترکیه شاهد مانورهایی برای ایجاد توازن است.
دیدن این بسیار محتمل است که اپوزیسیون اصلی سوسیال دمکرات در پارلمان-حزب جمهوریخواه مردم- در عادیسازی با حزب عدالت و توسعه سرمایهگذاری کند. با توجه به پیوندهای مستحکم حزب حرکت ملی با مراکز امپریاليستی و طبقه سرمایهدار، تعجبآور نخواهد بود اگر حزب حرکت ملی که به مثابه قدرت کمکی حزب عدالت و توسعه عمل کرده است به جای حمایت از رادیکالیزه شدن حزب عدالت و توسعه بر عادیسازی تمرکز نماید. اپوزیسیون کرد-حزب دمکراتیک مردم-گرچه در حال حاضر در «اجماع ملی» شرکت نمیکند، اما به نظر میرسد به سیاست های دلجویانه تمایل دارد.
برای آینده نزدیک ترکیه، سرکوب برای منضبط ساختن حزب عدالت و توسعه بسیار محتملتر از یک دیکتاتوری اسلامی-فاشیستی به رهبری اردوغان میباشد. اما، این را نمیتوان به مثابه یک بدیل برای دمکراتیزاسیونی دانست که میتواند رجحان چپ و طبقه کارگر باشد. ما درباره «اجتناب از افراطگرایی» و «قابل مدیریت ساختان مجدد نظام» صحبت میکنیم، نه درباره تمرکز توازنها که دردوره حزب عدالت و توسعه به راست چرخید. بنابراین، به نظر حزب کمونیست ترکیه یک روند عادیسازی که شامل بهسازی و تصفیه اردوغان باشد یک روند مترقی نیست و تأکید را بر ماهیت طبقاتی مبارزه علیه قیام فاشیستی اسلامگرا قرار میدهد.
۱۰- آیا در ترکیه امروز هیچ فرصتی برای سیاستهای طبقه کارگر وجود دارد؟
در روزهای پس از کودتای نافرجام، چنان نظرات نادرست و غیرقابل پذیرشی ارايه شد که حزب کمونست ترکیه با اخبار و تفسیرهایی که بلافاصله پس از کودتا ارايه نمود توجه طبقه کارگر را به حزب جلب کرد. حزب کمونیست سخت میکوشد این علاقه را به فرصتی برای متشکل ساختن تودهها مبدل کند. حزب به جای عقبگرد، برای متشکل ساختن طبقه کارگر و حرکت در آن سمت تلاش میکند.
از سوی دیگر، یک نوع جنگ داخلی در کشور رخ داد و به ویژه مردمی که در آنکارا زندگی می کنند تلخی جنگ را احساس کردند. پس از آن، اردوغان برای جلوگیری از کودتای متوالی، نیروهای ارتجاعی حامی اسلام سیاسی را به خیابانها فراخواند؛ در نتیجه، میدانهای شهرهای گوناگون پر از بنیادگرایان مذهبی شده است. سپس، چپ درون نظام دنبال اشاعه گفتمان «دمکراسی» افتاد، گویی که این یک کودتای مورد حمایت ایالات متحده نبوده است.
همه اینها برای طبقه کارگر گیجکننده و دلسردکننده بود.
علیرغم همه این شرایط منفی، حزب کمونیست در این روزها فرصتهای انقلابی میبیند و خواهان خروجی متکی بر طبقه است.
فقط به این فکر کنید: یک کودتای مورد حمایت ایالات متحده به اجرا گذاشته شد و شکست خورد، اما همه بازیگران سیاسی هوادار ایالات متحده هستند. کودتا توسط یک گروه اسلامگرا صورت گرفت، اما بورژوازی نمیتواند بدون اسلام سیاسی حکومت کند. اردوغان از جنبش گولن بسیار تند انتقاد کرد و آنرا به خیانت متهم ساخت. اما، آنها، با هم، تا سال ۲۰۱۲ همه عملیات سیاسی را پیش بردند و به دست آوردن کنترل دولت توسط حزب عدالت و توسعه بدون جنبش گولن بسیار دشوار میبود.
واقعاً بسیار دشوار است که یک نظم بتواند بر این تعداد زیاد درگیری غلبه کند. دولت که حافظ نظم است، هرگز چنین ضعیف و دچار شکاف نبوده است. به علاوه، در ترکیه بحرانهای خشونتبارتر جدید در راهند.
حزب کمونیست فکر میکند که بحران سرمایهداری در ترکیه و در سراسر جهان که گیج کنندهتر میشود فرصتهای انقلابی در اختیار سیاستهای طبقه کارگر قرار میدهد.
گرچه همه میگویند ما با یک کودتای مورد حمایت ایالات متحده مقابله کردیم، فقط حزب کمونیست برای خروج از ناتو مبارزه میکند، که این در این دوره یک مزیت برجسته است.
https://www.kp.org.tr/en/international-bulletin-no9-en-de-es-fra-ru-ar
—————————
* برای بخش نخست این تحلیل به نشانی زیر مراجعه کنید:
http://www.edalat.org/sys/content/view/10866/
** برای بخش دوم این تحلیل به نشانی زیر مراجعه کنید:
http://www.edalat.org/sys/content/view/10869/
*** برای بخش سوم این تحلیل به نشانی زیر مراجعه کنید:
http://www.edalat.org/sys/content/view/10895/1/

