
رسانههای سرمایهداری به طور منظم سعی میکنند دولت بشار الاسد را در سوریه به مثابه تنها مسؤول برای درگیری جاری در منطقه معرفی کنند. رسانهها رویدادهایی را که در تناقض با این روایت باشد گزارش نمیکنند-معهذا این جزيیات گزارش نشده، بر رویهم نور جدیدی بر درگیری میافکنند. علیرغم این فاکت که اکثر اطلاعات این مقاله از رسانههای رایج میآید، کسانی که این اطلاعات را منتشر میکنند از کنار هم قرار دادن آنها و دادن یک تصویر درست از آنچه که در سوریه میگذرد، اجتناب میورزند. مردم حق دارند درست مطلع شوند، پیش از آنکه در مسیری قرار گیرند که به جنگ بیشتر در خاورمیانه، و نهایتاً به حملات تروریستی بیشتر، و به درگیریهای بالقوه با روسیه و چین میانجامد.
منبع: گاردین، نشریه حزب کمونیست استرالیا
نویسنده: داریوش شاهطهماسبی
۱۰ اوت ۲۰۱۶
رسانههای سرمایهداری به طور منظم سعی میکنند دولت بشار الاسد را در سوریه به مثابه تنها مسؤول برای درگیری جاری در منطقه معرفی کنند. رسانهها رویدادهایی را که در تناقض با این روایت باشد گزارش نمیکنند-معهذا این جزيیات گزارش نشده، بر رویهم نور جدیدی بر درگیری میافکنند.
۱۰- محبوبیت بشار الاسد بیشتر از باراک اوباما است
علیرغم ادعای اوباما مبنی بر اینکه اسد نامشروع است و باید کنار برود، فاکت این است که از زمان آغاز درگیری در سال ۲۰۱۱ اسد حمایت اکثریت مردم خود را داشته است. انتخابات سال ۲۰۱۴- که در آن اسد با اکثریت بالا پیروز شد و ناظران بینالمللی هیچ تخلفی ندیدند- شاهدی براین فاکت است که گرچه اسد به نقض جدی حقوق بشر متهم شده، اما همچنان از حمایت منطقی مردم خود برخوردار است.
در سوی دیگر، اوباما در انتخابات سال ۲۰۱۲ که در آن فقط ۵۳,۶ رأیدهندگان شرکت کردند پیروز شد، مجموعاً فقط ۱۲۹,۱ میلیون رأی به صندوقها ریخته شد. این بدین معنی است که ۱۸۹,۸ میلیون نفر از مردم آمریکا به اوباما رأی ندادند. در حال حاضر محبوبیت او حدود ۵۰ درصد است.
۹- اپوزبسیون «معتدل»
در سوریه چیزی به نام اپوزیسیون «معتدل« وجود ندارد. به اصطلاح «ارتش آزاد سوریه» که غرب از آن حمایت میکند طی سالها تحت سلطه افراطیون بوده است. ایالات متحده با اینکه اینرا میدانسته، علیرغم فاکتی که نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۲ گزاش داد و گفت اکثر سلاحهای فرستاده شده به سوریه به دست جهادیون میرسد، به حمایت از اپوزیسون سوریه ادامه داده است. یک گزارش محرمانه «آژانس اطلاعات دفاعی» در سال ۲۰۱۲ ظهور داعش را پیشبینی کرد و گفت:
«اگر اوضاع به هم بریزد، امکان تشکیل اعلام شده با غیراعلام شده یک امیرنشین سلفی در سوریه وجود دارد… و این دقیقاً چیزی است که قدرتهای حامی اپوزیسیون برای منزوی کردن رژیم سوریه میخواهند.»
به علاوه، یک فرمانده «ارتش آزاد سوریه» علناً نه فقط اعتراف کرد که افراد او به طور منظم با جبهه النصره (القاعده در سوریه) عملیات مشترک دارند، بلکه گفت که او خواهان حکومت قانون شریعت بر سوریه است.
ظاهراً، معتدل میتواند «متعصب وابسته به القاعده» نیر معنی بدهد.
۸- اسد هرگز از سلاحهای شیمیایی علیه مردم خود استفاده نکرد
یک تحقیق سازمان ملل متحد درباره نخستین حمله سلاحهای شیمیایی که در اوايل سال ۲۰۱۳ صورت گرفت-جنایتی که غرب فوراً آنرا به گردن اسد انداخت- نتیجه گرفت که شواهد نشان میدهند حمله به احتمال قوی کار اپوزیسیون سوریه بود. یک تحقیق متعاقب توسط سازمان ملل متحد درباره حمله اوت ۲۰۱۳ هیچ طرف-از جمله نیروهای اسد-را مقصر معرفی نکرد. سیمور هرش، روزنامهنگار برنده جایزه پولیتزر در دسامیر ۲۰۱۳ مقالهای نوشت که نارساییهای موجود در آن تحقیق را برجسته میسازد:
«در ماههای پیش از حمله، آژانسهای اطلاعاتی آمریکایی یکسری گزارشهای بسیار محرمانه تهیه کردند … شواهدی را نقل کردند که نشان میداد جبهه النصره، یک گروه جهادی وابسته به القاعده، مکانیسمهای تولید سرین را به دست آورده و قادر است آنرا به مقدار زیاد تولید کند. زمانیکه حمله صورت گرفت القاعده باید مورد سوءظن قرار میگرفت، اما دولت برای توجیه یک حمله علیه سوریه شواهد را نادیده گرفت.»
۷- سرنگون کردن رژیم سوریه کمی بعد از ۱۱سپتامبر بخشی از برنامه بود
طبق یادداشتی که وسلی کلارک ژنرال چهار ستاره کمی پس از ۱۱ سپتامبر علنی ساخت، پنتاگون نقشهای را برای سرنگون ساختن دولتهای هفت کشور در عرض پنج سال تهیه کرد. این کشورها عراق، لبنان، لیبی، سودان، سوریه و ایران بودند.
همانطور که میدانیم در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله شد. اسرائیل، متحد آمریکا، در سال ۲۰۰۶ در لبنان سعی خود را کرد. لیبی در سال ۲۰۱۱ ویران شد. پیش از این حمله، لیبی بالاترین سطح زندگی را در میان کشورهای آفریقایی داشت. جایگاه لیبی در «شاخص توسعه انسانی» سازمان ملل متحد تنها در سال ۲۷ رتبه سقوط کرد. پهپهادهای ایالات متحده بر فراز سومالی پرواز میکنند، نیروهای آمریکایی در جونب سودان مستقر هستند-سودان در پی یک جنگ داخلی بیرحمانه تجزیه شد-و سوریه از سال۲۰۱۱ صحنه یک جنگ مرگبار بوده است. این فقط ایران را شامل نمیشود، که در زیر به آن پرداخته خواهد شد.
۶- ایران و سوریه بک توافقنامه دفاعی مشترک دارند
از سال ۲۰۰۵ به بعد، ایران و سوریه با یک توافقنامه دفاعی مشترک با هم پیوند خورده اند. دولت ایران نشان داده که قصد دارد کاملاً به این توافقنامه وفادار بماند و همه نوع کمک-از جمله سرباز، یک میلیارد دلار اعتبار، آموزش، و مستشار در اختیار رژیم سوریه قرار داده است.
اما، چیزی که این درگیری را حتا خطرناکتر میسازد این فاکت است که روسیه و چین در سمت ایران و سوریه قرار دارند، علناً گفته اند که هیچ حملهای را به ایران تحمل نخواهند کرد. مداخله نظامی روسیه در سوریه در ماههای اخیر ثابت کرده اینها تهدیدات توخالی نیست- آنها به آنچه میگویند عمل کرده اند.
مدت زمانی است که ایران هدف دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده قرار داشته است. جورج دبلیو بوش در زمانی که رییسجمهور بود نتواسنت حمایت لازم را برای حمله به ابران را به دست آورد-نه اینکه سعی خود را نکرد-و از سال ۲۰۱۲ تحریمها در دستور کار قرار داشته اند.
با حمله به مهمترین متحد ایران در منطقه و بیثبات کردن آن، قدرتهای مشخصی سعی کرده اند مانع تلاشهای ایران برای گسترش نفود خود در منظقه شده، نهایتاً ایران را بیشتر تضعیف نمایند.
۵- مدیرکل پیشین اَپل فرزند یک مهاجر سوری بود
مرحوم استیو جابز، بنیانگذار آپل، فرزند یک سوری بود که در دهه ۱۹۵۰ به ایالات متحده رفت. این به ویژه با توجه به میزان بیگانههراسی، اسلامهراسی، نژادپرستی و نفرت از آوارگان و مهاجرین که به نظر میرسد حتا از جانب کسانی که میخواهند رییسجمهور شوند رو به افزایش دارد، جالب است. آیا رییسجمهور ترامپ شرایطی را به وجود خواهد آورد که در آن نوآوران فنی هرگز پایشان به ایالات متحده نرسد؟ لفاظیهای او به نظر میرسد در آن جهت باشد.
۴- داعش از حمله آمریکا به عراق بیرون آمد، نه از درگیری در سوریه!
داعش که قبلاً به نام القاعده در عراق معروف بود، پس از حمله ایالات متحده-بریتانیا به عراق در سال ۲۰۰۳ ظهور کرد. همه میدانند که تا پس از حمله، القاعده هیچ حضور ملموسی در عراق نداشت، و این دلیل دارد. زمانیکه در ماه مه ۲۰۰۳ به پال برمر نقش «نماینده رییسجمهور در عراق» داده شد، او پلیس و ارتش را منحل کرد. برمر نزدیک به ۴۰۰ هزار نظامی سابق، از جمله افسران بلندپایهای را که در دهه ۱۹۸۰ در جنگ ایران-عراق جنگیده بودند، اخراج کرد. این ژنرالها اکنون در درون داعش مناصب بالایی دارند. اگر به خاطر اقدامات ایالات متحده نبود، داعش احتمالاً وجود نمیداشت.
داعش قبلاً توسط دستگاه امنیتی ایالات متحده به عنوان «القاعده در عراق» شناخه میشدند، اما این جنگجویان نهایتاً به هسته برنامه تغییر رژیم غرب در لیبی و سوریه مبدل شدند. زمانیکه در سال ۲۰۱۴ گروههای گوناگون عراقی و سوری وایسته به القاعده در مرز سوریه گردآمدند، گروه تروریستی را به وجود آوردند که امروز با آن مواجه هستیم.
۳- ترکیه، قطر و عربستان سعودی میخواستند یک خط لوله از طريق سوریه بسازند، اما اسد آنرا رد کرد
در سال ۲۰۰۹، قطر پیشنهاد ایجاد یک خط لوله را برای انتقال گاز عربستان سعودی از طریق سوریه و ترکیه مطرح کرد. اسد پیشنهاد را رد کرد و به جای آن با ایران و عراق برای ایجاد یک خط لوله به بازار اروپایی به توافق رسید که ترکیه، عربستان سعوی و قطر را کاملاً از مسیر بیرون میگذاشت. از آنزمان، ترکیه، قطر و عربستان سعودی پشتیبانان سرسخت اپوزیسیونی بوده اند که در صدد سرنگون ساختن اسد است. آنها مجموعاً میلیاردها دلار سرمایهگذاری کرده اند، تسلیحات قرض داده، اشاعه ایدئولوژی متعصبانه را تشویق نموده، به قاچاق جنگجویان از مرزهای خود کمک کرده اند.
خط لوله ایران-عراق نفوذ ایران را در منطقه تقویت خواهد کرد و رقیب آن-عربستان سعوی- دیگر تولیدکننده اصلی اوپک را تضعیف خواهد نمود. با توجه به توانایی صدور گاز به اروپا بدون عبور از کشورهای متحد واشنگتن، ایران دست بالا را خواهد داشت و قادر خواهد بود توافقنامههایی را امضاء کند که دلار آمریکا را کاملاً حذف خواهند کرد.
۲- مکالمههای تلفنی نشان میدهند که ترکیه خدمات درمانی گرانقیمت در اختبار جنگجویان داعش قرار میدهد
حمایت ترکیه از جنگجویان اسلامگرای تندرویی که با رژیم سوریه میجنگند، گسترده است. در واقع، جهادیون، به طور منظم به مرز ترکیه به مثابه «دروازه به بهشت» اشاره میکنند. در ماه مه گزارشهايی ظهور کرد که نشان میدهد ترکیه تا جایی رفته که خدمات درمانی گرانقیمت در اختیار جنگجویات داعش قرار میدهد.
ترکیه عضو ناتو است، بیایید روی این کمی مکث کنیم.
۱- منبع اصلی رسانههای غربی برای درگیری یک مغازه فروش تی-شرت در کاونتری، انگلستان است
این یک شوخی نیست. اگر اخبار را دنبال کنید، به احتمال قوی شنیده اید که رسانههای رایج تماماً از هویتی که با بزرگنمایی آنرا «دیدهبان خقوق بشر سوریه» مینامند، نقلقول میآورند.
این به اصطلاح «دیدهبان» توسط یک نفر که محل سکونت او در کاونتری، انگلستان، هزاران کیلومتر دور از درگیری سوریه است، اداره میشود- با این وجود اغلب رسانههای مورد احترام غربی (به عنوان نمونه، بیبیسی، رویترز، گاردین بریتانیا، و اینترنشنال بیزنس تایمز) از آن نقل قول میآورند. اعتبارنامه این فرد شامل مالکیت یک مغازۀ فروش تیشرت در سر خیابان، و همچنین مخالفت خبیثانه با رییسجمهور کنونی سوریه میشود.
علیرغم این فاکت که اکثر اطلاعات این مقاله از رسانههای رایج میآید، کسانی که این اطلاعات را منتشر میکنند از کنار هم قرار دادن آنها و دادن یک تصویر درست از آنچه که در سوریه میگذرد، اجتناب میورزند.
مردم حق دارند درست مطلع شوند، پیش از آنکه در مسیری قرار گیرند که به جنگ بیشتر در خاورمیانه، و نهایتاً به حملات تروریستی بیشتر، و به درگیریهای بالقوه با روسیه و چین میانجامد.
برگرفته از:
Information Clearing House

