
ما که شاهد گندیدگی فزاینده سرمایهداری هستیم، میدانیم که دعوای بین این دو حریف، مبین بیملاحظگی بیپروا و وقیح در جامعهایست که قانون جنگل در آن حکمفرماست. «نژادپرستی» برای آنها تنها یک حرف است، یک شئی است، یک بازیچه است که در طول مبارزات انتخاباتی توجه مردم را جلب کنند و فردا آن را بفراموشی سپارند، زیرا که نه کلینتون و نه ترامپ، هیچکدام از این دو عنصر که برای ما تئاتری پوچ و بیمعنی اجرا میکنند یک راه حل سیاسی برای از بین بردن شکاف نژادپرستانه در کشور که بسیار عمیق است و بسیار مهم تر و واقعیتر از هرچیز، در دست ندارند.
مومیا ابوجمال
دنیای جوان
۵ سپتامبر ۲۰۱۶
تارنگاشت عدالت
هنوز یکی از جوانان عضو حزب «بلاک پانتر» بودم که یک فرانسوی چاقالو با چشمانی آبی رنگ وارد دفتر اصلی حزب بلاکپانتر BPP در برکلی، کالیفرنیا شد. «دیوید هیلیارد» رئیس ستاد BPP خیلی کوتاه به میهمان ما خیرمقدم گفت و سپس او را بمن سپرد. من باید او را در بازدید از دفتر حزب همراهی میکردم و به دیگر اعضای حزبی معرفی مینمودم. او «ژان ژونه» نام داشت و من اصلاً نمیدانستم که کیست.
بهمین دلیل دیوید یک کتاب نازک به نام The Blacksبه من داد که نویسنده آن ژان ژونه بود. من سریعاً نگاهی به پشت جلد کتاب افکندم تا اطلاعات بیشتری کسب کنم. در آنجا نوشته شده بود که محتوای کتاب یک نمایشنامه به نام اصلی « Le Negres»، یعنی سیاهپوستان است که نمونه برجستهای برای «نمایش پوچی» بشمار میرفت.
هفته گذشته هنگامیکه ناظر کوششهای ناشیانه دو سیاستمدار سفیدپوست، یعنی هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ در مبارزه انتخاباتی بودم، که هریک متقابلاً استدلالات دیگری را که کدامیک از آن دو نژادپرستتر از دیگری است، میکوبید، این تصویر در مخیلهام نقش بست که آنها درست مانند دو بچه کوچک در زمین بازی باصدای بلند به سروکله هم میکوبند. کلینتون ترامپ را متهم میکرد که «نژادپرست» است و او در پاسخ کلینتون را متهم میکرد که «کوته فکر» و «متعصب» است و از سیاهپوستان و هیسپانیکها (اسپانیائی زبانان مقیم ایالات متحده) تنها بعنوان احشام رایدهنده استفاده میکند.
چه چیز میتواند از این نوع برخورد لفظی بیارزشتر و مسخره تر باشد؟ حقیقت این است که سفیدپوستان در آمریکا جدائی مطلق نژادی را از صدها سال پیش شکل بخشیده و تقویت کردهاند. امروز ما هنوز در دو جهان کاملاً متفاوت زندگی میکنیم که شکاف بین آن دو روز بروز بیشتر میشود. یکی که برمبنای امتیازات و آن دیگری بر پایه محرومیت و فقر بنا شده.
ما که شاهد گندیدگی فزاینده سرمایهداری هستیم، میدانیم که دعوای بین این دو حریف، مبین بیملاحظگی بیپروا و وقیح در جامعهایست که قانون جنگل در آن حکمفرماست. «نژادپرستی» برای آنها تنها یک حرف است، یک شئی است، یک بازیچه است که در طول مبارزات انتخاباتی توجه مردم را جلب کنند و آن را فردا بفراموشی سپارند، زیرا که نه کلینتون و نه ترامپ، هیچکدام از این دو عنصر که برای ما تئاتری پوچ و بیمعنی اجرا میکنند یک راه حل سیاسی برای از بین بردن شکاف نژادپرستانه در کشور که بسیار عمیق است و بسیار مهم تر و واقعیتر از هرچیز، در دست ندارند.


2 پاسخ به “تئاتری پوچ و بیمعنی ”
«حقیقت این است که سفیدپوستان در آمریکا جدائی مطلق نژادی را از صدها سال پیش شکل بخشیده و تقویت کردهاند» چنین حقیقتی البته فراتر از مرز ایالات متحدۀ آمریکا نفوذ کرده است. هالیوود، یعنی صنعت سینما (صنعت سنگین و سنگین تر از اتومبیل سازی در آمریکا) با تسخیر بخش مهمی از تولیدات و شبکه های بازرگانی سینما در جهان یکی از مهمترین و پر نفوذ ترین ابزار ایدئولوژیک برای گسترش نژاد پرستی و طبقاتی و ملی گرائی از نوع امپریالیستی بوده است. سیاه پوستان، هیسپانیکها، سرخ پوستان، هندی ها، چینی ها، عربها و مسلمانان (بخوانید سیاه نمائی اسلام برای چپاول منابع طبیعی)… گوئی انسانهای دست دومی هستند که سفید پوستان چشم آبی و مو بور باید آنها را رهبری کنند… یعنی موضوعی که در همآهنگی کامل با محتوای استراتژی سلطه جویانۀ آمریکا ست. واقعیت تلخ این است که خود این ایدئولوژی نژاد پرست نیست به این معنا که همه متأثر از همین ایدئولوژی هستند به همین علت اصطلاح سیاه پوست سفید به کار می برند.
لایکلایک
ابوجمال عزیز، مبارزی که در ایستادگی و مقاومت و امید به آینده در خور سرمشق بودن همه مبارزان است.
به این دلیل هردو این چنین احمقنند!:
که از منافع طبقات حاکمه همانند سیاهبوست سرمایدار دفاع میکند که سپید پوستی از این طبقه این کار را مینماید. این اختلاف نژادی که تا کنون باین عمق در ام. آمریکا ریشه دارد، در دست دراز شده اش که همه از یک دین و از یک قوم باید بوده باشند هم بشدت دیده میشود و جهود اروپایی-آمریکایی مانند سفیدان ثروتمند و سیاهان فقیر بخصوص در آمریکا و یا؛
سیاهان ثروتمند(که نادرند) و سپیدان فقیر متفاوتند. بهودی آفریقایی و یهودی آسیایی کاملا متفاوت و آپارتایدی با جهود های صهیونیست بوده و یا شده اروپایی-آمریکایی در اسراییل زندگی میکنند!! در مورد عربها بخصوص فلسطینی ها توخود بخوان حدیث این مجمل.
حتی عربهای ثروتمند در برلین جهود هارا به هتل خود راه نمیدهند در صورتیکه عربهای کارگر در برلین در کنار یهودیان کارگر شانه بشانه یکدیگر کار میکنند و تو گویی از روز ازل بایکدیگر رفیق بوده و برابر خلق گردیده اند.
لایکلایک