
۵۵ سال پیش قیام کردها در عراق آغاز شد و در سال ۱۹۷۵ با خیانت ایالات متحده آمریکا بپایان رسید… «دلیل شکست ما که برای هرکس روشن است، به هیچ وجه در بخش نظامی نبود. خیر! تصمیمات علیه ما در سطح سیاسی گرفته شد. در چارچوب سیاست منافع کشورهای بزرگ، ما در نیمه راه ماندیم. و تفکر سیاسی غرب در حال حاضر به علت نفت تخدیر گردیده است»…«بزرگترین اشتباه زندگی من اعتماد به آمریکا بود»
نیک بروان
دنیای جوان
۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶
تارنگاشت عدالتتارنگاشت عدالتتارنگاشت عدالت
۵۵ سال پیش قیام کردها در عراق آغاز شد و در سال ۱۹۷۵ با خیانت ایالات متحده آمریکا بپایان رسید.
در ژوئیه ۱۹۵۸ گروهی از افسران مترقی به رهبر ژنرال عبدالکریم قاسم حکومت سلطنتی در عراق را سرنگون کرد. این سرنگونی در بین اقلیت مردم کرد امید دسترسی به حقوق متساوی با اکثریت مردم عرب عراق را دامن زد. قانون اساسی جدید، کردها و عربها را شریک یکدیگر اعلام کرد. حزب دمکرات کردستان عراق KDP به رسمیت شناخته شد و رئیس آن اجازه یافت از مهاجرت شوروی به عراق بازگردد. در کنار حزب کمونیست عراق، KDP یکی از مهمترین پشتیبانان دولت جمهوریخواه قاسم بود.

ولی قاسم زیر فشار پانعربیستها خودمختاری وعدهداده شده برای مناطق کردنشین را عملی نکرد و بعقب انداخت. بویژه قاسم قصد نداشت شهر کرکوک با حوضههای نفتی عظیم آن را در اختیار کردها قرار دهد. بدلیل این سابقه در سال ۱۹۵۹ جناح دست راستی حزب دمکرات که ادامه همکاری با قاسم را مردود میشناخت، رهبری حزب را زیر نفوذ خود گرفت و با عناصر سوسیالیستی مندرج در اساسنامه KDP، وداع کرد.
هنگامیکه زمینداران بزرگ کرد، بخاطر تصمیم دولت در اجرای رفرم ارضی دست به قیام زدند، KDP در ابتدا این قیام را رد کرد ولی هنگامیکه در ۱۱ سپتامبر ۱۹۶۱ نیروی هوائی عراق مناطق کردنشین و از جمله دهات قبیله بارزانی را بمباران کرد ، بارزانی اعلام مبارزه مسلحانه کرد. بخش بزرگی از قبایل کرد به پشتیبانی از او برخواستند و به تعداد پارتیزانهای او که در کوهستانها مبارزه میکردند، از جمله بخاطر فرار کردهائی که در ارتش عراق خدمت میکردند و به پارتیزانها پیوستند، افزوده شد و تعداد آنان در اوائل سال ۱۹۶۳ به ۱۵ هزار پیشمرگه رسید.
سیاست کاربردی غلط
در فوریه ۱۹۶۳ قاسم توسط پانعربیستها و حزب سوسیالیستی بعث عراق سرنگون و اعدام شد. هزاران نفر از کمونیستها قربانی ترور حزب بعث شدند. البته بارزانی شخصاً کوشش کرد تا به کمونیستهای تحت پیگرد امان دهد ولی بموازات آن KDP از کودتا پشتیبانی کرد. بعدها مشخص شد که کوشش برای جداکردن خود از روند تکاملی کلی در کشور و رسیدن به توافق با قدرتمندان جدید آنهم به ضرر نیروهای مترقی یک خطای استراتژیک کردها در عراق بود.
قرارداد آتشبس که در فوریه ۱۹۶۴ به امضا رسید موقعیت بارزانی را نسبت به رقیب درون حزبیش جلال طالبانی، که در سال ۱۹۶۵ به عنوان اعتراض KDP را ترک کرده بود، تقویت کرد. در بهار ۱۹۶۶ پس از شکست کوبنده نیروهای دولتی و واحدهای طالبانی که همپیمان دولت بود، دولت تاحدی خواستههای KDP را پذیرفت ولی پس از چندی ارتش حمله به نیروهای کرد را مجدداً آغاز کرد.
حزب بعث که از سال ۱۹۶۸ بدنبال یک کودتای دیگر بطور نهائی خود را در بغداد تحمیل کرده بود، اکنون کوشش کرد تا با قبول خواست کردهای زیر رهبری طالبانی در مورد تدریس زبان کردی در مدارس آنها را در سیستم ذوب کند ولی در کنار آن رژیم مجدداً دست به حملات نظامی زد، که از طرف بارزانی با حمله به حوضههای نفتی کرکوک پاسخ داده شد.
جنگ با کردها بیش از یکسوم بودجه کشور را بلعید. علاوه برآن بعلت تنشهای موجود با ایران، بعثیون صلاح دیدند که در جبهه درونی کشورآرامش ایجاد کنند تا بتوانند نیروهای نظامی خود را به مرزهای شرق کشور اعزام دارند. از این منظر بود که در مارس سال ۱۹۷۰ قراردادی از طرف بارزانی و معاون رئیسجمهور وقت صدام حسین به امضاء رسید که عملاً خودمختاری کردها را تضمین میکرد و بعنوان «برقراری مجدد وحدت بین خلقهای برادر کرد و عرب» تبلیغ شد. ولی دولت با توطئه علیه کاربران حزب KDP و عدم اجرای خودگردانی وعده داده شده این قرار داد را تخطئه کرد.

وابستگی
در نتیجه در سال ۱۹۷۴بارزانی با شعارپرابهت «کردستان دریائی از خون خواهد شد که دشمنان ما را فرو خواهد بلعید» ۴۰ هزار پیشمرگه خود را به ششمین قیام در طی ۱۰ سال فراخواند. بعثیون بارزانی را متهم کردند که «ستون پنجم امپریالیستها و صهیونیستها » را رهبری میکند. در واقع بارزانی بخاطر تغییر مختصات ژئوپولیتیکی اکنون به وابستگی کامل اردوگاه امپریالیستی درآمده بود و به همین دلیل وزیرامور خارجه ایالات متحده آمریکا هنری کیسینجر پس از امضای قرارداد دوستی بین عراق و اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۲ کردها را وسیله خوبی برای بیثبات سازی عراق شناسائی کرد. ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از طریق همپیمان خود شاه ایران اسلحه در اختیار نیروهای کرد قرار دادند. ولی سیاستگذاران در واشنگتن علاقهای به پیروزی کردها نداشتند و فقط آنقدر پشتیبانی نظامی از آنها به عمل آورند که آنها بتوانند ارتش عراق را که با مدرنترین سلاحهای شوروی تجهیز شده بود، آچمز نگاه دارند.
شکست
بزودی دهقان کرد دینش را به آمریکا اداء کرده بود زیرا که با درنظر گرفتن بحران نفت، کیسینجر نزدیکی ایران به کشورهای عربی را بیشتر صلاح میدید. از این رو شاه و معاون رئیس جمهور عراق صدام حسین در مارس ۱۹۷۵ در جنب نشست کنفرانس اوپک در الجزیره تصمیم گرفتند به اختلافات مرزی خود خاتمه بخشند. در عوض ایران میپذیرفت کمکهای خود به پیشمرگه را قطع کند. سربازان ایرانی انبار مهمات مبارزین کرد را تخلیه کردند و توپخانه آنان را به ایران بردند و مرزها را بستند. کیسینجر در تعبیر درخواست کمک بارزانی از آمریکا که هرگز جامعه عمل نپوشید گفت: «عملیات مخفی را نباید با بنیاد نیکوکاری عوضی گرفت». پیشمرگها که اکنون از طرف همپیمانان خود تنها گذارده شده بودند، شاهد بزرگترین شکست خود شدند. بیش از ۱۰۰ هزار نفر از کردهای عراق به ایران گریختند.
بارزانی قبل از فرار خود در اواخر مارس ۱۹۷۵ در مصاحبهای با روزنامه آلمانی «دیولت»گفت:
«دلیل شکست ما که برای هرکس روشن است، به هیچ وجه در بخش نظامی نبود. خیر! تصمیمات علیه ما در سطح سیاسی گرفته شد. در چارچوب سیاست منافع کشورهای بزرگ، ما در نیمه راه ماندیم. و تفکر سیاسی غرب در حال حاضر به علت نفت تخدیر گردیده است»
در پاسخ به سئوال خبرنگار «گونتر دشنر» که اشتباهات او چه بوده، ژنرال ۷۲ ساله پیشمرگهها گفت:
«بزرگترین اشتباه زندگی من اعتماد به آمریکا بود»

