
این دو کشور (روسیه و ترکیه) اساساً در تخاصم با یکدیگر قرار دارند. تروریسم دهه ۹۰ که توسط جهادگرایان در قفقاز براه افتاداز طرف ترکیه، یعنی سازمان «مللی گوروش» که رئیسش آقای اردوغان بود، پشتیبانی میشد. ترکیه در بیثبات سازی روسیه دارای سنن پرسابقهایست. هردو کشور در رابطه با سوریه نیز خصم یکدیگرند. تنها نگرانی در این مورد که PKK و کردهای شمال سوریه در شمال سوریه کشور مستقل خود را تاسیس کنند فعلاً باعث نزدیکی استثنائی ترکیه به روسیه شده. اقتصاد بین دوکشور مجدداً برقرار گردیده و آنهم بسیار خوب ولی اقتصاد سیاست نیست و به مسائل نظامی نیز مربوط نمیشود.از این منظر تقابل این دو کشور دائمی خواهد ماند.
ولترنت
مصاحبه خلاصه شده فرستنده تلویزیونی پراودا با تیری میسان در مورد وضعیت سوریه وژئوپولیتیک دریای مدیترانه
س: بنابراظهارات وزیر امور خارجه فرانسه «له دریان» (۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶)ناوگان فرانسه برای مدت طویلی وارد دریای مدیترانه و دریای سیاه خواهد شد که به معنی تغییر سیاست سازمان نظامی ناتو است.
پ: در مورد حضور دائمی ناوگان: بنابر قراردادهای بینالمللی کشتیهای دول غرب اجازه ندارد بیش از ۲۱ روز در دریا سیاه توقف داشته باشد. در نتیجه اینجا تعویض دائمی کشتیهای غربی صورت خواهد گرفت. تصور نمیکنم که این مسئله نوئی باشد زیرا که ناتو بویژه پساز کودتای کییف همواره در آنجا حضور دارد. ولی در مورد دریای مدیترانه بطور کل: این دریا، دریائی با سابقه و با تاریخ است. اینطور که بسیاری فکر میکنند تاریخ آن با تنش بین شمال و جنوب شکل نگرفته بلکه از صدها سال پیش تنش بین شرق و غرب دریای مدیترانه آن را رقم میزند. کشورهائی که در آن دارای منافع هستند عبارتند از فرانسه، انگلستان و همچنین ایالات متحده آمریکا، روسیه و آنچه که به راحتی فراموش میشود چین ، زیرا که در اواخر قرون وسطا دریای مدیترانه دریای چینی بود.
س: موافقم ولی در مورد دریای سیاه: یک کشتی فرانسوی به نام „Le Dupuy de l’homme“ گویا بطور دائم در دریای سیاه حضور دارد.
پ: ها! ها! این یک کشتی جاسوسی است ولی مدت زیادی آنجا نخواهد ماند زیرا روسیه مثل اینجا در سوریه آنجا و یا همین طور در کالینینگراد در نزدیکی مرز آلمان، در حاشیه پایگاه خود در کریمه فرستندههای پارازیت مستقر ساخته که ارتباطات ناتو را به شعاع ۳۰۰ کیلومتر غیرممکن می سازد. لذا تصور نمیکنم که این کشتی مدت طولانی آنجا سرخواهد کرد.
س: در همایش سران کشورهای عضو ناتو در ورشو دریای سیاه محور روسیه و دریای مدیترانه محور امپراتوری فرانسه در قرن ۱۹ معرفی شد. آیا با این تعبیر موافقید؟
پ: غلوآمیز است ولی به نحوی بیان میدارد که ناتو در این منطقه دیگر حرف آخر را نمی زند.
س: در مورد ترکیه: فکر میکنید که روسیه و ترکیه آنجا (دریای سیاه) بایکدیگر خوب کنار خواهند آمد؟
پ: من آن طور که برخی از نویسندگان مطرح کردهاند، مطلقاً باورندارم که این دو کشور بهم نزدیک خواهند شد. این دو کشور اساساً در تخاصم با یکدیگر قرار دارند. تروریسم دهه ۹۰ که توسط جهادگرایان در قفقاز براه افتاداز طرف ترکیه، یعنی سازمان «مللی گوروش» که رئیسش آقای اردوغان بود، پشتیبانی میشد. ترکیه در بیثبات سازی روسیه دارای سنن پرسابقهایست. هردو کشور در رابطه با سوریه نیز خصم یکدیگرند. تنها نگرانی در این مورد که PKK و کردهای شمال سوریه در شمال سوریه کشور مستقل خود را تاسیس کنند فعلاً باعث نزدیکی استثنائی این دو کشور شده. اقتصاد بین دوکشور مجدداً برقرار گردیده و آنهم بسیار خوب ولی اقتصاد سیاست نیست و به مسائل نظامی نیز مربوط نمیشود.از این منظر تقابل این دو کشور دائمی خواهد ماند. از نظر تاریخی تقابل بین دوکشور وجود داشته و برخورد ترکیه هم زیاد جوانمرانه نبوده است. تصور نمیکنم که تغییری در این وضع پدید خواهد آمد.
س: باشد. بشما شما اعتماد میکنم. ما همگی توسط این چرخش باورنکردنی که بدنبال کودتای نافرجام و مضحک در ترکیه صورت گرفت غافلگیر شدیم. یک مسئله دیگر: نسخه فرانسوی نشریه Saker(ایالات متحده آمریکا) ادعا میکند که پوتین میتواند نقش میانجی بین اردوغان و اسد را ایفاء کند.
پ: فکر میکنم که این یک خطا است. متاسفانه ممکن نیست که بین سوریه وکلیه کشورهائی که به سوریه حمله بردهاند تعامل صورت گیرد. تنها راه برقراری صلح است. این جنگ امروز هنوز ادامه دارد زیرا قدرتهای خارجی مثل ترکیه، عربستان سعودی و قطر با موافقت ایالات متحده آمریکا از نظر مالی و نظامی گروههای مسلح از همه جهان را پشتیبانی میکنند و آنها را «شورشیان معتدل» مینامند، که نه شورشیاند، چون غیرسوری هستند و نه معتدل، زیرا هولناکترین نوع از تروریسم را اجرا میکنند. اینطور وانمود کردن که پوتین میتواند بعنوان میانجی نقش ایفاء کند، غلط است، زیرا این احساس را تداعی میکند که این جنگ بین دوقدرت متخاصم با منافع مختلف صورت میگیرد. متاسفانه این جنگ، جنگ برسر بود و نبود است و نه به خاطر سلطه بر منابع سوریها. لذا تصور میکنم که این تنها رویای ایالات متحده آمریکاست. معتقدم که دوستان ما آنچه را که در تابستان سال جاری در ترکیه رخ داد بد درک کردند. در آنجا یک کودتای نافرجام صورت گرفت و برهمگان روشن است که این کودتا از طرف ایالات متحده سازماندهی شده بود. ولی در عین حال هم روشن است که این کوشش به نحوی صورت گرفت که با شکست مواجه شود. هیچ گامی علیه مقر اصلی اردوغان برداشته نشد. این کوشش را میتوان فقط به دو شکل تعبیر کرد: یا این که «هشداری» به اردوغان بود تا از خر شیطان پیاده شود… که بسیار غیرمحتمل بنظر میرسد و یا شکست کودتا حساب شده و با اطلاع اردوغان صورت گرفته بود تا به او امکان دهد، نیروهای اپوزیسیون را سرکوب نماید، که بلافاصله نیز دست بکار آن شد. اگر او در آغاز تنها چندتن از هواداران گولن را دستگیر کرد، نعل وارونه زد. فتحﷲ گولن یک اسلامگراست، سردمداران کودتا کمالیست بودند. اردوغان امروزدامنه سرکوب را به همه گروههای غیرمذهبی و هواداران اقلیت کرد گسترش داده است.
س: متشکرم. بازگردیم به ناوهواپیمابر و مسئله دریای مدیترانه: بندر طرطوس در سوریه. این بندر از مدتها پیش پایگاه روسیه است ولی رصدخانه استراتژیکی (نویسنده سوئیسی، ریشاردلابآیر (؟) ۱۵ سپتامبر) طی مقالهای زیر عنوان «مدیترانه دیگر دریای غرب نیست» مدعی است که اکنون چینیها در کنار روسها جا خشک میکنند.
پ: تائید میکنم: یک واحد چینی در آنجا مشغول کار است تا لنگرگاهی برای کشتیهای چینی آماده سازد. در حال حاضر سربازان چینی در سوریه حضور ندارند و بطور کل ارتش چین از هرنوع درگیری با قدرتهای غربی در مناطق خارج از نفوذ خود احتراز میورزد. این امر مهمیاست که باید آن را درک کرد. در طول جنگ در سوریه، با اینکه چین در سطح دیپلماتیک به شدت فعالیت میکرد ولی خود را از دخالت نظامی برحذر داشت ولی در شورای امنیت از کلیه وتوهای روسیه پشتیبانی کرد اما همینطور ممنوع کرد که برای دفاع از سوریه ردیاب تونل علیه تونلهائی که جهادگرایان، یعنی ناتو بناکرده بود، در اختیار آنان نهاده شود. جهادگرایان سنگرهای عظیمی بنا کردهاند، سنگرهائی عظیمتر از آنچه که آلمانها بنا کرده بودند و بیشتر از خط زیگفرید بتن مورد استفاده قرارگرفته است. امروز نیز عدم دخالت چین کماکان پابرجاست از این رو تصور میکنم که لنگرگاه چین در طرطوس در کوتاه یا میان مدت تاثیر نظامی روی درگیریهای کنونی نخواهد داشت.
س: اوکی. در مورد مقابله با داعش که به نظر شما مخلوق ناتو است: یک منبع فرانسوی نقل قول میکند ۴۰۰ هزار جهادگرا در کویر خود را مخفی نگاه داشته اند ولی باید با آب وشراب و نان تامین شوند. این کار چگونه ممکن است؟
پ: به استثنای کسانی که خرج آنان را میپردازند، هیچکس نمی تواند دقیقاً تعداد انان را مشخص کند (خنده حضار). از نظر سوریه تعداد آنان در سوریه بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر است . البته آنها در عراق نیز حضور دارند و لذا ۴۰۰ هزار نفر میتواند حقیقت داشته باشد.
س: ولی آنها باید غذا بخورند! تعداد آنها خیلی زیاد است. مثل یک لشگر در جنگ دوم جهانی.
بلی، حجم عظیمی است. ولی این یک درگیری بینالمللی است که بین دوکشور صورت میگیرد، یک درگیری بینالمللی!. در آغاز جنگ سوریه ۱۳۰ کشور و ۱۶ موسسه بینالمللی در آن شرکت داشتند. تعداد آنها طبیعتاً امروز کمتر است زیرا آنها دریافتهاند که نمیتوانند در این جنگ پیروز شوند و جنگ مبالغ زیادی، چندین میلیارد دلار برای بازیگران اصلی این مناقشه هزینه کرده است.
س: موافقم. ولی برای تامین مالی آن از چه طریق عمل میکنند؟ راههای تدارکاتی آنان چگونه است؟ بعد از عقبنشینی اردوغان ادامه کار چگونه خواهد بود؟
پ: نه! نه! نه! اردوغان در رابطه با مناقشه سوریه عقبنشینی نکرده است. آقای اردوغان وارد صحنه شد تا تاسیس یک کشور کرد در شمال سوریه بکمک PKK و کردهای سوریه را مانع شود. او مطلقاً با این افراد مبارزه میکند و نه با داعش! بجز از یک زدوخورد کوچک با چندین کشته مطلقاً حتا یک نبرد با داعش صورت نگرفته است. آنها در جرابلس خیلی ساده به شورشیان معتدل مبدل شدند. ترکیه هرگز از دخالت در جنگ سوریه دست برنداشته است.
س: بلی. ولی بعلت ضیق وقت سئوال آخر را مطرح میکنم: یک زن مسلمان شاهد حمام خونی هولناک بود که جهادگرایان به راه افکنده بودند (دهها کشته و سلاخی شده) بود. روزنامهنگاران سوئیسی میگویند که قادر بودند تنها ۱۰ ثانیه مشاهده این ویدئو را تحمل کنند. من یک سرباز قدیمی هستم ولی نتوانستم این ویدئو را تا آخر نگاه کنم. چرا این کارها را میکنند؟
پ: این یک استراتژی حساب شده از طرف داعش است که متعلق به سال ۲۰۰۴ است که داعش هنوز وجود نداشت. یک تروریسم جنجالی لازم به نظر میرسید. در ابتدا داعش امارات اسلامی عراق نام داشت که توسط «ج. نگروپونته» و ژنرال «د. پترئوس» تاسیس شد و روند آن کتباً به حد کافی ثبت شده است. بعد در سال ۲۰۱۴ داعش تاسیس شد که به سوریه حمله برد و از طرف عربستان سعودی و قطر تامین مالی میشد. این یک مدل ایجاد ترس و وحشت است و از زمان Apokalypse Now در ویتنام چیز تازهای نیست. از آن وقت مدت زمان مدیدی سپری نشده . این تصویرهای تکاندهنده توسط کارگردانان حرفهای سینما و شرکتهای تجارتی که از طرف سازمان جاسوسی انگلیس MI6 پشتیبانی مالی میشود و دارای شعباتی در لندن، واشنگتن و ترکیه است تهیه میگردد. ترور و استتیک محصولات حرفهای است که کسانی را که به تماشای آن مینشینند مد نطر دارد.
س: هولناک است و من قادر به گفتن چیزی نیستم. آقای نیسان از شما تشکر میکنم.

