
ما آمادهایم تا در کلیه سطوح با نیروهای اپوزیسیون رودرو شویم: در خیابان، در مبارزه ایدئولوژیکی، در انتخابات، در درگیریهای بینالمللی. همه جا! ما همواره برآنها پیروز شدهایم و آنهم در صحنههائی که خود آنها انتخاب کرده بودند. مثلاً آنها برای ۱ سپتامبر فراخوانی برای یک تظاهرات گسترده صادر کردند که قرار بود خصلت یک قیام را بخود بگیرد. ما هواداران خود را بسیج کردیم، دست به تظاهرات زدیم و صلح را تحمیل کردیم. این سیاست انقلاب در مقابل خشونت است.
دنیای جوان
آندره شئر
مصاحبه با «خهسوس فاریا» وزیر بازرگانی و سرمایهگذاری بین المللی جمهوری بولیواری ونزوئلا
شما بین سالهایی ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۷ در آلمان دمکراتیک در دانشکده اقتصاد برلین تحصیل میکردید. چه خاطره هایی از این دوران برای شما باقی مانده؟
من لحظات بسیار زیبائی از رفاقت و همبستگی که بین مردم وجود داشت و همچنین احساسات صمیمانه نسبت به خلقهای جهان را بخاطر دارم . البته طبیعتاً معضلات و مشکلات و همیچنین خطاهائی را که در ساختمان این جامعه رخ داد نیز بخاطر میآورم.
گمان نمیکنم ک شما در این سالها تصور میکردید که روزی در میهن خود بعنوان وزیر در دولتی شرکت خواهید داشت که هدفش ساختمان سوسیالیسم است؟
این گمان را حتا یک روز قبل از انتصاب خود نیزنداشتم. من هرگز فکر نمی کردم که روزی چنین وظیفهای را عهدهدار خواهم شد. ولی همیشه میدانستم که در قبال جهانی عاری از استثمار و بیعدالتی و برای ایجاد عدالت اجتماعی مسئولیت سنگینی به عهده دارم .
اخباری که امروز از ونزوئلا بویژه در مورد اقتصاد و بازرگانی بدست ما میرسد، بسیار نگران کننده است. دولت در مقابله با قاچاق، کمبود محصولات مصرفی و بازار سیاه چه اقداماتی را اجرا میکند؟
ما امروز واقعاً در وضعیت بحرانی بغرنجی قرار داریم. بحران اقتصادی بدنبال سقوط وحشتناک قیمت نفت پدیدآمد و باعث سقوط ۵۰ درصدی درآمد کشور شد. این وضعیت برای اقتصادی که بیش از ۴۰ سال تا اندازه زیادی وابسته به صدور نفت بوده، بسیار دراماتیک است. علاوه برآن جنگ اقتصادی و در چارچوب آن سوداگریها مالی و حمله به ارز کشور نقش تعیینکنندهای ایفاء میکند. مسئله دیگر بحران ساختاری را باید مطرح کرد که بدین شکل پدید آمد که مدل اقتصادی ما تاکنون برپایه درآمدهای نفتی و واردات عظیم محصولات ضروری زندگی بنا شده بود.
با پس رفت تولید و رشد سوداگری وضعیتی ایجاد شد که به تورم و تنگناهای تدارکاتی انجامید. در واکنش به این وضعیت ما دست به اقداماتی زدیم تا رشد تولید را تقویت کنیم و از سوداگری جلوگیری به عمل آوریم. ما اکنون کوششهای زیادی به خرج میدهیم تا برای میان و دراز مدت صنعتیسازی کشور را به پیش برده و از ورود واردات بینیاز شویم و خلاقیت تولید را بالا ببریم.
بخش عمده بازرگانی و زنجیرههای توزیع در ونزوئلا در دست بخش خصوصی است. همینطور در تولید کالاهای مورد نیاز روزمره، انحصارات مانند کنسرن «پولار» نقش مهمی ایفاء میکنند. آیا این وضعیت را میپذیرید و یا دولت درنظر دارد با انجام اقداماتی از وابستگی به شرکتهای خصوصی بکاهد و حتا آن را از میان بردارد؟
ما علیه عملکردهای انحصارگرایانه و همینطور برای جلوگیری از سوداگری قوانینی وضع کردهایم و انها را بدون توجه به اینکه چه کسی صاحب این و یا آن شرکت است بکار میبندیم. در حال حاضر ما سرگرم یک مبارزه علنی علیه نیروهائی هستیم که هدفشان بیثبات ساختن اقتصاد کشور بخاطر دلایل سیاسی است.به همین دلیل ما در فوریه یک شورای ملی برای خلاقیت تاسیس کردیم که نمایندگان دولت، نمایندگان جنبش کارگری و سندیکائی ولی همین طور بخشهائی از شرکتهای خصوصی را گردهم آورد. این شرکتها تعهد کردند سهم خویش را در ارتقاء خلاقیت تولید، بهبود طرق توزیع و تثبیت اقتصاد ایفاء کنند.
در این اوضاع توانستیم جنگ اقتصادی را ترمز کنیم. ولی اکنون خود را با یک جنگ سیاسی روبرو میبینیم که بیثباتی سیاسی را مد نظر قرار داده است و علیه ثبات اقتصادی عمل میکند.
اپوزیسیون ونزوئلا با اجرای یک رفراندوم قصد برکناری رئیس جمهور نیکولاس مادورو را دارد. شورای ملی انتخابات اخیراً اعلام کرد که چنین رفراندومی در ربع اول سال آینده ممکن خواهد بود. اگر مادورو از کار برکنار شود، انتخابات جدید صورت نخواهد گرفت، بلکه معاون رئیس جمهور مسئولیت را عهدهدار خواهد شد. تصور میکنید نتیجه این رفراندوم چگونه خواهد بود؟
نیروهای اپوزیسیون از یک وسیله دمکراتیک استفاده میکنند تا برای برکناری رئیس جمهور رفراندوم را تحمیل کرده و سیاست بیثباتسازی و کودتائی خود را به اجرا درآورند. در واقع مهمترین نیروهای اپوزیسیون اصلاً خواهان این رفراندوم نیستند.
اگر آنها واقعاً میخواستند با رفراندوم رژیم را تغییر دهند، میبایست این رفراندوم در سال جاری صورت میگرفت و آنها مجبور بودند تا ۱۱ ژانویه ۲۰۱۶ طرح پیشنهادی خود را ارائه دهند. اگر آنها این کار را انجام داده بودند، مجبور بودیم همین روزها رفراندوم را برگزار کنیم. آنها دقیقاً میدانستند. این را تمام مردم میدانستند ولی آنها تا آوریل منتظر ماندند و سه ماه پر اهمیت برای سرنگونی انقلاب بولیواری را از دست دادند. چه کسی مسئول این امر است؟ مسئول این امر دولت و یا شورای انتخابات نیست!
ما آمادهایم تا در کلیه سطوح با نیروهای اپوزیسیون رودرو شویم: در خیابان، در مبارزه ایدئولوژیکی، در انتخابات، در درگیریهای بینالمللی. همه جا! ما همواره برآنها پیروز شدهایم و آنهم در صحنههائی که خود آنها انتخاب کرده بودند. مثلاً آنها برای ۱ سپتامبر فراخوانی برای یک تظاهرات گسترده صادر کردند که قرار بود خصلت یک قیام را بخود بگیرد. ما هواداران خود را بسیج کردیم، دست به تظاهرات زدیم و صلح را تحمیل کردیم. این سیاست انقلاب در مقابل خشونت است.
آنکه امروز با مشکلات بیشتری روبروست، اپوزیسیون است. آنها با نیات کلاهبردارانه به انخاب کنندگان خود قول دادند در سال جاری رئیس جمهور مادرور را ساقط کنند. آنها دیگر در سال جاری امکان آن را نخواهند داشت، زیرا که رفراندوم در سال آینده صورت خواهد گرفت. اگر آنها در این رفراندوم پیروز شوند ـ که مطمئناً نخواهند شد ـ و آرای بیشتری به خود اختصاص دهند که بیشتر از اراء مادورو در سال ۲۰۱۳ کسب کرده بود ـ ۷٫۵ میلیون رای ـ باشد، در ان صورت مادورو را از کنار برکنار خواهند کرد ولی یک دولت بولیواری در قدرت خواهد ماند. در نتیجه رفراندوم مبدل به شکست عظیمی برای نیروهای اپوزیسیون خواهد شد.
برای برنامه کار دولت و انقلاب بولیواری این رفراندوم هیچ نقشی ایفاء نخواهد کرد. اپوزیسیون عملاً از دولت خواست که خود را برکنار کند. هیچ دولتی در هیچجای دنیا چنین کاری را انجام نمیدهد. این کار را باید نیروهای اپوزیسیون به دست خود انجام دهند. آنها میبایست شرایط را آماده میکردند و نکردند.
شما مطمئنید که اپوزیسیون در رفراندوم پیروز نخواهد شد ولی در انتخابات پارلمان در دسامبر گذشته اپوزیسیون توانست به اکثریت اراء دست یابد. و همینطور نظرسنجیهای مختلفی حاکی از این است که تنها اقلیت محدودی از رئیس جمهور مادورو حمایت میکند. اعتقاد شما برچه پایهای بنا شده که اکثریت مردم از انقلاب بولیواری حمایت میکند؟
اپوزیسیون عمیقاً پراکنده و مشتت است و حداقل به سه گروه تقسیم شده. بخشی از آنها از رفراندوم پشتیبانی میکند، بخشی دیگر خواستار تظاهرات خشونتآمیز خیایانی است تا کشوررا غیرقابل کنترل کند و گروه سوم علناً روی دخالت نیروهای خارجی حساب باز کرده. با درنظر گرفتن این انشقاق آنها اصلاً قادر نیستندیک سازوکار موفق به راه اندازند.
میخواهم در مورد شکست در انتخابات پارلمانی بگویم که در این انتخابات مسئله مستقیماً متوجه انقلاب بولیواری نبود. این انتخابات شکست دردناکی برای ما بود، زیرا که مجلس شورای ملی یکی از قوههای مهم کشوری است. در ماههای اخیر مردم بهتر درک کردند که یک رای علیه انقلاب بطور مشخص به چه معناست.
علاوه براین وضعیت در دسامبر به مراتب سختتر از امروز بود و بسیاری از مردم از موضع اعتراض در انتخابات شرکت کرده بودند تا دولت را تنبیه کنند. ولی آرای آنان برای تقویت اپوزیسیون نبود. اکنون بسیاری از آنان دریافتند که میتوان ناراضی بود ولی باید تصمیم گرفت که ایا میتوان بعلت ناراضی بودن تمام دست آوردهای سال های گذشته را از بین برد؟
با اینکه اقتصاد ما بدنبال سقوط قیمت نفت لطمه خورد ، با این که تولید کاهش یافت و ارز ملی دچار مشکل گردید، ولی دولت دست بدامن صندوق بینالمللی ارز نشد و اقدامات نئولیبرالی تحمیل نکرد. برعکس، خلق را به کمک ارتقاء سطح دستمزدها تقویت کرد و اجرای برنامههای اجتماعی را ادامه داد.

