
رسانههای غالب این سؤال را مطرح میکنند که آیا این همان خطايی بود که باعث شکست دونالد ترامپ در انتخابات خواهد شد؟ او اساس دمکراسی ایالات متحده و مؤسسات «مقدس» آن را بدنام کرده است. ولی در واقع ترامپ حرف دل اکثریت مردم آمریکا را بیان میدارد.
مردم آمریکا مدتهاست دریافته اند که کشور آنها به سطح یک الیگارشی، یا یک دکان «سلف سرویس» برای قشر بسیار غنی کشور تنزل یافته است. در جلسه آخر از سه مباحثه رسانهای بین نامزدهای انتخاباتی دمکراتها هیلاری کلینتون و رقیب جمهوریخواه او، دونالد ترامپ شب پنجشنبه اعلام کرد که در صورت عدم پیروزی خود روز ۸ نوامبر حاضر نخواهد بود بیچون و چرا نتایج رسمی شمارش آراء را به رسمیت بشناسد. او گفت در چنین شرایطی بررسی خواهد کرد که این نتیجه چگونه حاصل شده است.
بعد خانم کلینتون که گویا «شوکه» شده بود، اظهارات ترامپ را «وحشتناک» نامید و او را متهم نمود که «دمکراسی ما را بدنام و لکهدار میکند» و به دنبال آن ترامپ را «خطرناکترین فرد»ی ناميد، که تاکنون در تاریخ اخیر آمریکا خود را نامزد ورود به کاخ سفید نموده است.
جای تعجب نبود که رسانههای غالب ایالات متحده، همراه با رسانههای غربی بیچون و چرا از نسخه خانم کلینتون پیروی کنند. آنها نیز بهت و حیرت خود را از این گناه عظیم ترامپ که مشروعیت مقدس روند انتخاباتی آمریکا را زیر سؤال برده و چشمبسته برنده انتخاباتی را به رسمیت نخواهد شناخت، اعلام کردند.
با این که دلایل زیاد و خوبی برای وجود شک و تردید در صحت روند انتخاباتی وجود دارد. مثلاً یکی از آنها پیروزی جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۰ بر آلگور است. آرای هر دو نامزد تا آخر بسیار نزدیک به یکدیگر بود ولی ناگهان در یکی از «ایالات چرخشی»،* یعنی فلوریدا برخی اخلالها در سیستم شمارش آرای الکترونیکی به وجود آمد. همۀ آرا میبایست از نو، بعضاً دستی شمارش میشد. در پایان فرد محبوب جنگافروزان نئوکان در ایالت آفتاب درخشان با ۵۳۷ رای از آلگور که در سطح آمریکا بیش از ۵۰۰ هزار رأی بیشتر از او به خود اختصاص داده بود، جلو افتاد.
بعد از یک ماه که کمیته انتخابات در تالاهاسی نتیجه شمارش آرا را اعلام کرد و دیوان عالی ادامه شمارش را متوقف نمود، آلگور زیر فشار نخبگان و همینطور زیر فشار حزب خود و به خاطر این که تشکیل دولت تسریع شود، پیروزی جورج دبلیو بوش را به رسمیت شناخت. لذا دلیلی برای رسانههای غالب وجود ندارد که شک و تردید به جای ترامپ نسبت به روند و شمارش آرای انتخاباتی را حمله ویرانساز به اساس اصلی دمکراسی آمریکايی قلمداد کنند.
علاوه برآن، این نخبگان سیاسی هر دو حزب هستند که گاری دمکراسی آمریکايی را به گل نشانده اند، زیرا ایالات متحده آمریکا از دیروز نیست که توسط گروه کوچکی از سوپراغنیاء حکومت میشود و تئاتر انتخاباتی در وهله نخست به خاطر ایجاد توهم انتخابات آزاد در بین خلق است. دانشگاه پرینستون هم طبق تحقیقات جنجالی در سال ۲۰۱۵ به این نتیجه رسید که ایالات متحده آمریکا به یک «الیگارشی» تنزل یافته است، ولی این تحقیقات از طرف رسانههای غالب مسکوت گذارده شد.
ترامپ در ویديوی زیر به شیوه قانع کنندهای روند اضمحلال دمکراسی در آمریکا را ارايه میکند. باید دهها سال به عقب بازگشت تا بتوان این چنین سخنرانی گزندهای را در مورد وضعیت غیرقابل تحمل در ایالات متحده آمریکا در بین چپها و کمونیستها یافت.
«کار به کجا رسیده که یک غول مستغلاتی به مبارزه علیه کنترل مطلق دولت توسط طبقه سیریناپذیر، جنایتکار و دیکتاتور خود برخاسته است، در حالیکه نیروهای به اصطلاح «چپ» به بازیچه دست سرمایه و مجتمع صنایع نظامی مبدل شده و برای فرد کثیفی که بدون خم بر ابرو افکندن دستور قتل میدهد و جنگافروزی میکند، هورا میکشند؟» این نقدی است که در زیر ویديوی فوق آمده است.
از اینرو روشن میشود که چرا ترامپ تنها علیه نخبگان حزب دمکرات مبارزه نمیکند، بلکه نخبگان حزب جمهوریخواه را نیز هدف قرار داده است.
نظریهسازان در ایالات متحده آمریکا و همینطور در غرب به اتفاق بر این عقیده اند که ترامپ با به اصطلاح «حمله به اصول اساسی دمکراسی» و با بیاعتبار ساختن «ننگین» روند دمکراسی و مؤسسات آن شانس انتخاب شدن خود را از دست داده است.
ظاهراً آنها عقیده Joe Sixpack (آدم معمولی) در مورد سیاستمداران آمریکايی را که بسیار منفی است اصلاً در نظر نمیگیرند. ۴ نفر از ۵ نفر آمریکايی نه به سیاستمداران و نه به مؤسسات دولتی زیر نظر آنها اعتماد میکنند.
مؤسسه PEW وابسته به دولت در نوامبر ۲۰۱۵ یعنی یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری، بنا بر یک نظرپرسی به این نتیجه رسید که انظار عمومی آمریکا با تلخکامی عمیق نسبت به نمایندگان «منتخب» و سیاستهای آنان مینگرند. از آن زمان تاکنون ظاهراً این موضعگیری شدیدتر شده است. بنا بر Pew تنها ۱۹٪ از مردم همیشه و یا اغلب اوقات به دولت اعتماد میکنند. این پايینترین سطح اعتماد در نیم قرن گذشته است. تنها ۲۰٪ از مردم بر این عقیده اند که برنامههای دولت خوب اجرا میشود و ۵۵٪ مردم با دیده تحقیر به نمایندگان منتخب مینگرند و از «اون بالايیها» سخن میگویند که «هر آمریکايی معمولی» میتواند وظایف آنان را برای حل مشکلات ملی بهتر انجام دهد.
در سالهای اخیر در آمریکا فقط وجهه رسانهها نسبت به سیاستمداران، شدیدتر سقوط کرده است. در آوریل سال جاری نظرسنجی Gallup در بین ۲۰۰۰ نفر از افراد بالغ آمریکايی نشان داد که تنها ۶ درصد از مردم به رسانههای غالب اعتماد میکنند.
در نتیجه وقتی ترامپ در مورد دستکاری احتمالی در انتخابات سخن میگوید، به شدت از طرف اين رسانهها محکوم میگردد، زیرا چیزی که نباید وجود داشته باشد، وجود ندارد. با این حال هماکنون دستکاری بین کنگره ملی دمکراتها، ستاد انتخاباتی کلینتون و رسانهها برای به حاشیه راندن نامزد لیبرال چپ، برنی ساندرز و تضمین پیروزی هیلاری در دوره مقدماتی انتخابات بی هیچ شک و شبههای به ثبت رسیده و کلاً آشکار است.
نخبگان قادر به چنین اقداماتی هستند، بدون آنکه به دلیل تقلب در انتخابات متهم گردند. همینطور ماست مالی حقوقی رفتار بزهکارانه هیلاری در رابطه با پست الکترونیکی او، پرده از روی دستکاری سیاسی در سطوح عالی وزارت دادگستری برای حفظ نامزد طبقه حاکمه در بازی انتخاباتی برمیدارد.
از آنجا که ترامپ هم نخبگان دمکراتها و هم جمهوریخواهان را علیه خویش شورانده و هر دوی آنها خواستار پیروزی کلینتون هستند، لذا با در نظر گرفتن امکانات فراوان فنی، رسانهای و سیاسی نگرانی ترامپ قابل درک است که به کمک ابزار و وسايل کثیف از پیروزی او در انتخابات جلوگیری به عمل آید. با درنظر گرفتن گسترش جوّ عدم اعتماد به سیاستمداران حرفهای و رسانههای غالب دربین شهروندان آمریکايی مطمئناً بسیاری از مردم عادی ایالات متحده در این مورد با ترامپ همنظرند.
فارغ از این که نتیجه این انتخابات چگونه باشد:
باید انتظار داشت که در سالهای آینده اثرات این مناقشه بر حیات سیاسی در واشنگتن حاکم باشد.
* ایالات چرخشی، ایالاتی هستند که هیچیک از دو حزب اصلی و نامزدهای آنان پشتیبانی قاطع در آن ایالتها ر ندارند تا بتوانند به آرای مجمع گزینندگان آن ایالتها اتکا کنند.

