
اکنون که فیدل رفته تازه میتوانم کلماتی را که او روز ۱۳ اوت ۲۰۱۵ در ۸۹مین سالگرد تولد خود به من گفت، درک کنم. هنگام یک مذاکره طولانی او با نگاه عقابی خود به چشمان ما نگریست و گفت: «مادورو، اوو، من تا ۹۰ ساله شوم با شما خواهم آمد.» جا خوردم، زیرا فیدل همیشه به آنچه که میگفت عمل میکرد. به او گفتم «نه فرمانده. شما اجازه ندارید ما را ترک کنید.» او با نگاه پراحساس خود مانند پدری که فرزندش را نگاه میکند بمن نگاه کرد و گفت: «من آنچه که میبایست انجام دهم، انجام دادم. اکنون نوبت شما، اوو و مادورو است!»
تارنگاشت عدالت
منبع: دنیای جوان
اکنون که فیدل رفته تازه میتوانم کلماتی را که او روز ۱۳ اوت ۲۰۱۵ در ۸۹مین سالگرد تولد خود به من گفت، درک کنم. هنگام یک مذاکره طولانی او با نگاه عقابی خود به چشمان ما نگریست و گفت: «مادورو، اوو، من تا ۹۰ ساله شوم با شما خواهم آمد.» جا خوردم، زیرا فیدل همیشه به آنچه که میگفت عمل میکرد. به او گفتم «نه فرمانده. شما اجازه ندارید ما را ترک کنید.» او با نگاه پراحساس خود مانند پدری که فرزندش را نگاه میکند بمن نگاه کرد و گفت: «من آنچه که میبایست انجام دهم، انجام دادم. اکنون نوبت شما، اوو و مادورو است!» کاملاً روشن و صریح. اکنون نوبت ماست. بلی، همینطور است فیدل! او ماموریت خود را در کره زمین به بهترین وجهی انجام داد. بمراتب بیشتر از آنچه که انتظار میرفت. زندگی کمتر کسی این چنین کامل بود این طور درخشان. او میرود، بدون شکست و یا آنطور که شما میگوئید: او نمیرود. او شکستنخورده بین ما میماند، و تاریخ بزرگ میهن ما حکم برائت او را صادر خواهد کرد!
در این لحظات میخواهم از ویکتور هوگو نقل قول کنم که فرمانده کل ما هوگوشاوس فریاس بکرات به آن اشاره میکرد: «هیچ چیز قویتر از ایدهای که زمانش فرا رسیده باشد، نیست.» واقعاً و حقیقتاً فیدل مبین این ایده شکستناپذیر که زمانش فرا رسیده بود و زمانش نسل به نسل در میهن بزرگ ما و بشریت ادامه پیدا میکند بود.
بدون همبستگی و پشتیبانی انقلاب کوبا، بدون سرمشق از مبارزه و توانائی عظیم همبستگی در کلیه سطوح در سنگینترین لحظات کودتا در سال ۲۰۰۰، در خرابکاری در حوضههای نفتی و در جنگ اقتصادی در سال ۲۰۰۳، و در کوششهای دولت جورج دبلیو بوش برای دخالت در کشور، و در سوءقصدهای مختلف به جان فرمانده شاوس راه ما بمراتب سختتر و پیشرفتهای انقلاب نوپای ما آهسته تر بود.
فیدل همین طور میدانست که او بخشی از جهانی پر از پیشگوئیهای شاعرانه است و لذا اصلاً عجیب نیست که تاریخ رفتن او مصادف با روزی شد که ۶۰ سال پیش از آن در روز ۲۵ نوامبر ۱۹۵۶ کشتی «گرانما» از بندر توکسپان در مکزیک بدریا زد. فیدل، رائول، چه و کامیلو از سرنشینان این کشتی بودند و من امروز معتقدم که همه ما آنروز در رویاهای آنها حضور داشتیم و با آنها سفر میکردیم. فیدل در اطاق فرماندهی این سفر آزادیبخش ایستاده بود، که کورس تاریخ کوبا ، تاریخ میهن بزرگ ما و بشریت را تغییر داد.
رائول، اکنون باید به توکسپان بازگشت و بار دیگر برعرشه «گرانما» بدریا زد، همیشه، هرگاه که وضعیت اقتضاء میکند، هروقت که چالشهای جدید و مبارزه برای زندگی خلقهای ما ایجاب مینماید. فیدل اینبار هم به عرشه «گرانما» رفت و در هیبت میلیونها مرد و زن آینده این انقلاب کوبا از همه راهها بازخواهد گشت.

