fidel_khande

درگذشت فیدل نود ساله جهان سوم را به جوش و خروش عجیبی انداخت انگاری سالها کشورهای جهان سوم و مردمان زحمتکش و رهبران آن منتظر همچنین روزی بودند تا قدرت و تلاش یک قرن جان فشانی خود را برای یک آینده بهتر و مطمئن تر به جهانیان اعلام کنند .آنها آمده اند تا دمکراسی توده ای خود را به متجاوزان از هر قماش آنها تحمیل کنند جهان سوم که تا پنجاه سال گذشته زیر یوغ نژادپرستی ، استعمار و جنگ و اشغال سپری کرده بود اینبار با قدرت سران خود را وارد کارزار دفاع از دست آوردهای جهانی کرده است آنها آمده اند تا فریاد زنند که جنگ و تجاوز و اشغال گری و نفرت افکنی نمیخواهیم آنها با جمعیت بیش از دوسوم دنیا و با درآمد ناخالص 60% جهان پا بمیدان کارزار گذاشته اند و ندا داده اند که جامعه جهانی وارد فاز عدالت اجتماعی شده است و قادر است از دست آوردهای خود دفاع کند .

اولین نمایش قدرت شرکت اکثریت سران کشورهای جهان سوم در مراسم بزرگ داشت فیدل بود که در یک کشور کوچک با امکانات محدود و با جمعیت کم تا اینجا با پشتیبانی همین کشورهای جهان سوم روی پای خود ایستاد . این کشورها و رهبران جهان سوم که بخش بزرگی از آنها جزو کشورهای غیر متعهد بودند که در تمام مجامع بین المللی از منافع همدیگر از جمله از منافع کوبا دفاع کردند و کوبا را حمایت کردند .

وجود سران برجسته ای همانند رابرت موگابه قهرمان مبارزه با آپارتهاید در آفریقا و پایان دهنده رژیم نژادپرست یان اسمیت که حتی جرات کرده بود نام زیمباوه را تغییر دهد و کشور زیمباوه را بنام خودش بکند موگابه ، نلسون ماندلا و پاتریس لومومبا همان فیدل هاو چه گوارا ها هستند که در قاره آفریقا اولین پرچم مبارزه با نژادپرستی را بلند کردند و پس از تشکیل حزب کمونیست این کشور که رهبری مبارزات ضد استعماری و نژاد پرستی را بعهده داشت حزب کمونیست آفریقای جنوبی را نیز سازمان دادند و شخصیت برجسته نلسون ماندلا را به آفریقای جنوبی و بتمامی کشورهای زیر استعمار ارزانی کرد ند.

این زوما رئیس جمهور کمونیست آفریقای جنوبی بود که بهمراه دکترموگابه و بسیاری از رهبران دیگر آفریقا به کوبا رفت تا پیروزی و قدرت رهبران و مردم زحمتکش آفریقا را با همبستگی به کشورهای آمریکای لاتین رسما اعلام کند و نشان دهد که دیگر هیچ نیرویی در جهان قادر به درهم شکستن این نیروی بالنده در جهان نیست . در آمریکای لاتین همه رهبران کشورها در مراسم شرکت داشتند و تعداد زیادی از آنها از تریبون سخنرانی در هاوانا از پیگیری در مورد عدالت اجتماعی که به شعار روز جهان سوم بدل شده است پا فشاری و صحبت کردند .

از آسیا هندوستان و چین دوکشور قدرتمند اقتصادی و نظامی که خود برای استقلال و اجرای عدالت اجتماعی سالیان سال مبارزه کرده بودند پیام روشنی به متجاوزان گذشته دادند که هیچ کشور جهان سومی دیگر تنها نیست نپال کشور کوچک دیگری در آسیا که تحت رهبری احزاب چپ اداره میشود دراین مراسم بیاد ماندنی شرکت داشت در آسیا تنها چند کشور همانند ژاپن و کره جنوبی در این مراسم شرکت نکردند که همچنان در انتظار معجزه جنگی دیگربرای ویرانی زیر ساختهای کشورهای آسیایی هستند البته آرزویی که بر باد رفته است و میرود که آخرین نفسهای خودرا طی کند و خانواده پارک برای همیشه از صحنه سیاست کره جنوبی محو و نابود شود که نتیجه آن اتحاد عمل و یکپارچگی دوکره است شکی نیست که بزودی اتفاق خواهد افتاد .

کشورهای اروپایی چه غرب و چه شرق آن روی تئوری ارتجاعی خود پای فشردند و با ادعای اینکه فیدل دیکتاتور بوده است نه تنها به رهبران بلکه به مردم کوبا نیز تسلیت نگفتند گویا آنها فراموش کرده اند طی ده سال گذشته چه جنایاتی در عراق ، لیبی ، افغانستان و آفریقا انجام داده اند.

ژاپن در آسیا بخاطر جنایاتی که در زمان استعمار و فاشیسم انجام داده بود وتنها در چین بیش از 38 ملیون چینی را کشته بود مورد نفرت همگانی است و کره جنوبی و رژِیم موروثی پارک گیون هی از پدری دیکتاتور که بطرز فجیعی بخاطر جنایاتی که بر علیه مردم کره جنوبی کرده بود کشته شد و مادرش هم بشکل وحشتناکی خود کشی کرد و این باز مانده بشدت مذهبی و ضد کمونیست و بشدت وابسته به نیروی نظامی آمریکا طی دوهفته اخیر بخاطر دزدی و دوزو کلک مالی و مخالفت با اتحاد دوکره با تظاهرات میلیونی مردم مواجه شد و گفت که تا چند ماه دیگر استعفا خواهد داد البته اگر این کار را نکند مردم خانه ویران اورا بر سرش خراب خواهند کرد مخصوصا که آمریکا در گیر مسائل پیچیده داخلی است و توان در گیری و مصاف با دوسوم جمعیت جهان را ندارد ..

آمریکای لاتین مسیر خودرا که اجرای عدالت اجتماعی است پیدا کرده است آمریکا بسختی قادر خواهد بود دوباره جای پایی با جنایتاتی که در این منطقه کرده است باز کند مخصوصا با وضعیت فلاکت بار اقتصادی که دارد .

درگذشت فیدل آشکارا نشان داد جهان در حال گزار وارد مناسبات دیگری شده است تتمه این تحولات بزرگ را در بلبشویی که در آمریکا و در اروپا شاهدیم گواه خوبی بر این مدعاست که آنها دیگر بسختی میتوانند سیاست راسیستی و استعماری خودرا به جهان سوم تحمیل کنند .

گرایش براست در کشورهای اروپایی نشان از نارضایتی مردم از سیاستهای جنگ طلبانه و هزینه این جنگها دارد که وضعیت معیشتی و استاندارد زندگی آنها را بهم ریخته است ازاروپای شرقی و غربی که سابقه خوبی از نظر تاریخی ندارند دور از انتظار نبود که در مراسم شرکت نکنند ولی از نظر مالی هم دیگر قادر نیستند تن به ریسک بدهند و خودرا در گیر جنگ و تجاوز بکنند خاورمیانه درهم و برهم و موج پناهندگان و احتمال پاشیدگی اتحادیه اروپا دیگر جانی برایشان باقی نگذاشته است که بی گدار به آب بزنند المان نازی و فاشیست موفق شده بود همه کشورهای اروپایی را زیر پرچم خود جمع کند ولی کدام کشور در اروپا حاضر است بخاطر آلمان ، فرانسه و یا انگلستان خود را وارد جنگ کند آنهم برای دفاع از منافع یک اقلیت سرمایه دار انحصاری .

تازه کدام کشور جرات میکند به چین و یا روسیه و حتی به هندوستان و یا برزیل حمله نظامی کند و حاظر شود دوباره قدم نظامی در آفریقا بگزارد . آمریکا زودتر از اروپا خطر را در یافت و انتخابات نشان داد که این کشور قصد دارد مشکلات داخلی با بدهکاری عظیمی که دارد را جبران کند که خود نیاز به حد اقل سه دهه وقت دارد این است که شرکا را به امان دیدگاه جنگ طلبانه نظیر آلمان و فرانسه را تنها گذاشته و خواهد گذاشت تازه اگر بخواهد وارد جنگ شود با کدام پشتوانه مالی ، نظامی و مردمی پای جنگ خواهد رفت .

غرب و نیروهای ارتجاعی از هر قماش آنها ابتکار عمل را از دست داده اند و دیگر قادر نیستند با جهان سوم که اینک علنا و آشکارا عدالت اجتماعی را فریاد میزند و میتواند از آن دفاع کند در بیافتند.

ابراز همبستگی تمام عیار با مردمان و رهبران خوب و موفق کوبا که طی چند روز گذشته از طرف چین ، روسیه ، کره شمالی ، ویتنام ، لائوس ، روسیه و اتحادیه اقتصادی هم پیمان ، کامبوج، و…… نشان داده اند اجرای عدالت اجتماعی غیر قابل باز گشت هست و فاکتورهای لازم برای دفاع از دمکراسی توده ای کاملا مهیاست .

اگر غرب و شرکا عاقل باشند باید پیام را دریافت کرده باشند که دوران جولان دادن و نابودی سرمایه زحمتکشان جهان سوم به پایان رسیده است و راهی جز همکاری و همزیستی باقی نمانده است با این تفاوت که اینک جهان سوم دست بالا را از نظر انبوه چمعیت ، منابع طبیعی ،سرمایه ، بازار مصرف ، پراکندگی مناسب جمعیتی در سطح جهان غرب را در محاصره کامل خود دارد .

حتی کانادا هم دیگر حاضر نیست خودرا در گیر جنگهای بی پایان غرب بر علیه جهان سوم کند نخست وزیر کانادا که در چین و در پکن زندگی کرده است بتجربه مشاهده کرده است که چین علیرغم محاصره همه جانبه کشورهای غربی چگونه با دمکراسی توده ای مقام اولی اقتصاد دنیا را از آن خود کرده است پدر نخست وزیر کانادا سالها سفیر کانادا در چین بوده است و اولین کشوری بود که پس از حاکمیت کمونیستها در سال 1949 چین و سیستم آنرا برسمیت شناخته است . و اخیرا روابط تجاری آزاد با چین به امضاء رسانده است .

چه کسی فکر میکرد فیدل حقوقدان کوبایی و چه گوارا ی پزشک آرژانتینی در سال 1959 یکی از شهر سانتیاگو ودیگری از هاوانا پایتخت کوبا با مبارزه مسلحانه و بسیج همه زحمتکشان دیکتاتوری نظامی وابسته به آمریکا را بزیر بکشند و مجبورش کنند فرار را بر قرار ترجیح دهد و به آنجایی برود که امیدوار بود دوباره با قدرت نظامی برش گردانند . این دوجوان پر شور و شوق هنوز جوانتر از آن بودند که رهبری یک کشور را بدست گیرند . این ابتکار و شهامت از کجا بدست آمد که فیدل با نیروی نظامیش مسافت هشتصد کیلومتری را طی کرد تا خودرا به هاوانا برساند تا تشکیل دولت ملی دمکراتیک را بهمراه همرزم خود چه گوارا اعلام کند و مژده دهد که میشود یک دیکتاتور نظامی را هرچقدر هم که قدرتمند و وابسته باشد با نیروی قهر سرنگون کرد و در پی آن قدرت حامی نتواند تا بامروز جایگاه سابق خود را در کوبا پیدا و احیاء کند .

فیدل و چه گوارا اگر چه هنوز جوان و کم تجربه بودند ولی آنقدر مستحکم و استوار بودند که خودرا بدانش مبارزاتی دیگر کشورها مسلح کنند و از تجارب آنها درس آموزی کنند و بدقت پروسه انقلاب چین و کره را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند .

جنگ مسلحانه توده ای در چین با شرکت نیروهای ملی و چپ که بر علیه چیانکایچک یکی از قدر قدرتمندترین نیروی نظامی جهان با پشتیبانی همه جانبه آمریکا بر خوردار بود به پیروزی رسیده بود همکاری نیروهای ملی برهبری دکتر سون یاتسن که بدون تردید یکی از برجسته ترین شخصیت های تاریخ بشر هست و حاضر شده با حزب نوپای کمونیست چین تحت رهبری مائو تسه تنگ جامعه فئودالی وعقب افتاده هزاران ساله چین را بیک کشور مدرن و مفید بحال مردم چین و جهان در آورد. همکاری کند .

دکتر سون یاتسن که رهبر حزب ملی دمکراتیک چین بود سه پیشنهاد حزب کمونیست چین را مبنی بر همکاری مشترک بر اساس منافع مشترک ، برسمیت شناختن اتحاد جماهیر شوروی و همکاری همه جانبه با آن و اصلاحات ارضی در سراسر چین را پذیرفت و زمینه مبارزه با فاشیسم ژاپن را که منجر به پیروزی شد فراهم آورد این همکاری آنچنان پایدار واز پشتیبانی هر دو نیرو بر خوردار بود که مائو مسئولیت تدریس در آکادمی نظامی چین را پذیرفت و در آنجا سالها بتدریس پرداخت و بسیاری از تئوریهای جنگ را در عرصه های مختلف استراتژی و تاکتیک جمع بندی کرد و توانست با دیگر رهبران انقلاب فاشیسم ژاپن را از پای در آورد و درسال 1949 در میدان صلح آسمانی ایجاد جمهوری دمکراتیک خلق چین را معرفی کند . . دوجوان کوبایی و آرژانتینی جسته گریخته با چگونگی جنگ چریکی در چین اطلاعاتی از طریق روزنامه های آمریکایی در کوبا بدست آورده بودند و آنها را بجد مورد مطالعه و تحقیق قرار میدادند .

چین با تدوین تئوری مبارزه مسلحانه سرانجام موفق شده بود قدرتمند ترین نیروی نظامی جهان را با محاصره شهرها از طریق روستاها با موفقیت به پیروزی برساند و رژیم نظامی پوسیده و وابسته چیانکایچک را سرنگون کند . چین در سال 1949 در میدان تین آن من ( میدان صلح آسمانی ) رسما پیروزی را با حضور رهبران جوان و برجسته ای چون هوشی مین رهبر حزب کمونیست ویتنام و کیم ایل سونگ رهبر حزب کمونیست کره شمالی و نمایندگان ویژه ای از اتحاد شوروی و دیگر کشورهای عضو بلوک شرق با حضور رهبران برجسته داخلی که همگی نقش تعیین کننده ای در پیروزی انقلاب داشتند همانند ژنرال جوده ، فرمانده نظامی ارتش سرخ ، چوئن لای نخست وزیری بسیار کار آزموده و با تجربه در روابط درون و برون مرزی و برنامه ریز اجرایی ، تنگ سیائو پینگ اقتصاد دان و استراتژیست نمونه و کارکشته ، لیوشائوچی سیاستمداری با تجربه و دور اندیش بتدریج به مردم زحمتکش چین معرفی شدند که هرکدام بنوبه خود در سرنوشت و ایجاد جمهوری دمکراتیک خلق چین نقش تعیین کننده ای داشتند .

فیدل جوان و چه گوارا در عنفوان جوانی با مبارزات مسلحانه چین آشنا شدند و از آنجا که جامعه کوبا و چین وجه اشتراک فراوانی داشتند مصمم شدند مبارزه مسلحانه را بعنوان راه حل نهایی انتخاب کنند ولی از آنجاکه هنوز حزب کمونیست استخوان داری در کوبا وجود نداشت تا سال 1962 پای مجادلات ایدئولوزیک حزبی نرفتند و حتی تا سال 1963 با اینکه نزدیک چهار سال از قدرتگیری جنبش مسلحانه به پیروزی رسیده بود هنوز بر روی جنبش ملی دمکراتیک پای میفشردند . این تجربه در کوبا نشان میدهد که رهبری جنبش توانسته بود اکثریت مردم کوبا را که در چمبره دیکتاتوری باتیستا گرفتار آمده بودند و نقشی بجز برده را نداشتند با خود همراه کند فیدل و چه تصمیم گرفتند ابتدا دوشهر مهم و پر جمعیت سانتیاگو و هاوانا را همزمان آزاد کنند و چنین نیز کردند و کاسترو با نیروهای نظامی و کادر های نظامی راه پیمایی هشتصد کیلومتری را بسمت پایتخت آغاز کردند و در طی مسیر مردم زیر ستم به این کاروان و مارش انقلابی پیوستند شبیه راه پیمایی طولانی در چین که سر انجام نتیجه مورد نظر توده ها را ببار آورد و از آن ببعد نیروهای زحتمکش و روشنفکران با آغوش باز برنامه های حزب کمونیست چین را پذیرفتند و با آن تا پیروزی نهایی همکاری کردند .

رابطه فیدل و چه تا زمانی که زنده بود با کشورهای چین ، کره شمالی و ویتنام هرگز قطع نشد و آنها به اتفاق بارها بدیدن مائو و رهبران چین رفتند و شالوده همکاری همه جانبه را بدون تعیین تکلیف برای همدیگر فراهم کردند فیدل بعداز اولین دیدار و پس از در گذشت چه گوارا بارها به چین و کره شمالی مسافرت کرده بود و از همکاری همه جانبه این دوکشور بر خوردار بود که هنوز هم این دوکشور در کنار مردم کوبا و رهبران آن قرار دارند .

پیام رئیس جمهور چین که در عین حال رهبر حزب کمونیست هم هست نشان داد که دوکشور تا چه اندازه در طول تاریخ مبارزاتی خود در کنار هم قرار داشتند و بر عهد و پیمان خود پابرجا بودند مخصوصا که از سال 1990 روسیه با مشکلات عدیده ای مواجه شده بود چین و کره شمالی با تمام توان در خدمت کوبا و روسیه قرار داشتند .

شی جینگ پین رئیس جمهور چین شخصا بدیدار فیدل به هاوانا رفت و دیر تر نخست وزیر چین لی کیچانگ هم در آخرین هفته های حیات فیدل در هاوانا بود بعداز خبر تاسف بار در گذشت فیدل یکی از ماندگار ترین رهبران جهان رهبران چین اعلام کردند آنها بهترین دوست و همرزم خودرا از دست داده اند هردورهبر چین ساعتها با فیدل و به تبادل تجربه نشستند .

امروز کوبا و دیگر کشورهای کوچک و از نظر اقتصادی ضعیف تنها نیستند چین بعنوان قدرتمندترین کشور اقتصادی دنیا رسما اعلام کرده است با تمام توان با کشورهای جهان سوم از جمله کوبا بدون هیچ پیش شرطی همکاری همه جانبه خواهد کرد آنها که این اواخری در کوبا بوده اند مشاهده کرده اند که چین در باز سازی و مدرن کردن زیر ساختهای کوبا و انتقال تکنیک صنعتی و بهبود ساختار اداری و سیستم مدیریتی چه نقش بزرگی ایفا کرده اند تا جایی که کوبای با در آمد سرانه ناخالص سیصد دلاری در سال 1990 تا هشت هزار دلار در سال 2015 افزایش داده است . چین و کوبا در نظر دارند پیشرفتهای عظیم پزشکی و دارویی این کشور را که شهرت جهانی دارد با تکنیک و سرمایه گزاری مشترک جهانی کنند دور نیست که کوبا با این دست آورد ها در رقابتهای بازارهای جهانی در صدر قرار گیرد .

درود بر تمامی کشورها جهان سوم و رهبران و توده های زحمتکش آنها که با تلاش و مبارزات پیگیر خود موفق شده اند از نظر مادی و نظامی هم ابتکار عمل را بدست گیرند و از همدیگر چه در همکاری منطقه ای نظیر اتحادیه آفریقا ، اتحادیه آمریکای لاتین ، اتحادیه برک متشکل از روسیه ، چین ، هندوستان، آفریقای جنوبی ، برزیل ، اتحادیه شانگهای و کشورهای عضوغیر متعهد که در جلوگیری از جنگ جهانی بین دو ابر قدرت در اوج بحرانهای جهانی در سالهای 1970 تا 1985 با عدم جبهه گیری بنفع یکی از دو ابر قدرت مانع این جنگ خانمان برانداز جهانی شدند پشتیبانی کنند . این موفقیت ها پیروزی دمکراسی توده ای است که سر بزنگاه های تاریخی بمنسه ظهور میرسد و توده های زحمتکش و رهبران آنها حاضر نمیشوند دست آوردهای خودرا با مشتی کشورها و رهبران جهان گشا ، انحصار طلب و جهان خوار نیست و نابود کنند .

شرکت اکثریت قریب به اتفاق کشورها و رهبران جهان سوم در مراسم بزرگداشت فیدل یکی از بر جسته ترین رهبران جهان سوم هشداری است به تمامی نیروهای سلطه طلب ، زیاده خواه ، متجاوز و انحصار طلب که همبستگی جهانی اکثریت مردم جهان علیرغم تفاوتهای ساختاری ، فرهنگی ، اقتصادی و جغرافیای اقتصادی دیگر اجازه نخواهند داد تا مورد استفاده ابزاری قرار گیرند.

آنها به این اصل دمکراسی رسیده اند که باید از دست آوردهای عظیم خود دفاع کنند و هر نوع انحصار طلبی توسط قدرتهای بزرگ و تمامی خواه را رد کنند این همبستگی با نیروی مادی و معنوی موجود با قدرتی که جهان سوم بدست آورده است همان دمکراسی توده ای است که با قدرت سر برآورده است و به پیش میتازد .

مهدی ضمیری (02.12.2016)