
دوره حکومت «حزب کارگر» PT در برزیل ۱۳ سال به طول انجامید و در تابستان سال جاری با برکناری ريیسجمهور خانم دیلما روسوف یکباره به پایان رسید. یک برآورد محتاطانه از دستآوردهای این دولت در رابطه با ارضای حوايج منافع طبقه کارگر و طبقات محروم جامعه سودمند به نظر میرسد. چگونه میتوان این پروژه را که با نام لولا اجین شده، ارزشیابی کرد؟
تارنگاشت عدالت
PT روز ۱۰ فوریه ۱۹۸۰ در سائوپائلو عمدتاً به همت روشنفکران و سندیکالیستها تأسیس شد. از همان آغاز (گاه کمتر و گاه بیشتر) جُنگ متفاوتی از گروهکهای کوچک چپ و رادیکال در این حزب حضور داشتند. این حزب در ابتدا بر پایه سه ستون استوار بود:
۱. پایه طبقاتی، در واقع بسیاری از کارگران، به ویژه کارگران متشکل در سندیکاها در این حزب عضویت داشتند.
۲. مرزبندی سیاسی با جنبش کمونیستی.
۳. قبول صریح مناسبات سرمایهداری.
در همان مانیفست اولیه حزب در سال ۱۹۸۰ صریحاً مشخص شده بود که PT چه راهی را انتخاب کرده است: «لازم است که دولت مبین جامعه باشد. این تنها وقتی ممکن است، که شرایط شرکت آزاد کارگران در تصمیمگیری در مورد اهداف کشور میسر گردد. از این رو PT کوشش میکند تا دولت و رهبری کشور را به دست گیرد تا به یک سیاست دمکراتیک مناسب نظر کارگران چه در اقتصاد و چه در اجتماع تحقق بخشد. در نتیجه PT از همان آغاز جهتگیری سوسیال دمکراسی کلاسیک را انتخاب کرده بود.
وقت آن رسید: حکومت در جهت کدام منافع؟
۲۲ سال بعد در سال ۲۰۰۲ سرانجام وقت آن رسید: لولا که برای چهارمین بار نامزد میشد ريیسجمهور کشور گردید. در این زمان کشور در بحران سختی به سر میبرد. بدهیهای خارجی برزیل از مرز ۲۳۰ میلیارد دلار گذشته بود، تورم غوغا میکرد و سرمایهگذاران مقادیر معتنابهی از سرمایههای خود را از کشور خارج کرده بودند. در حوالی آغاز قرن جدید دولت سابق برزیل به رهبری «فرناندو کاردوسو» برای دریافت کمکهای مالی قراردادهای متعددی با صندوق بینالمللی به امضاء رسانده و تعهد کرده بود برنامههای بزرگ تطبیق ساختاری را به اجرا درآورد. یکی از آخرین قراردادها برای وام ۳۰ میلیارد دلاری درست قبل از انتخاب «لولا» به ریاست جمهوری به امضا رسیده بود و صندوق بینالمللی امیدوار بود که کلیه نامزدهای انتخاباتی پس از رسیدن به پیروزی تعهدهای نامبرده در رابطه با اقدامات تطبیق ساختاری را تحقق خواهند بخشید. برای «لولا» وقت آن رسیده بود تا ماسک «منتقد شدید صندوق بینالمللی» خود را کنار گذارده و به یکی از حامیان سیاست ریاضت شدید اقتصادی مبدل شود.
او در «نامه به خلق برزیل» که در اواسط مبارزات انتخاباتی منتشر شد، کلمات روشنی را به کار برده بود: «پیششرط این گذار (به جامعه نوین) طبیعتاً قبول قراردادها و تعهدات کشور خواهد بود.» نه صندوق بینالمللی و نه دولت آمریکا در این لحظه تردید جدی در مورد اعتماد به «لولا» در سر نمیپروراندند. دولت برزیل پس از پیروزی در انتخابات در یکی از اولین اقدامات خود پیشاپیش طی «نیاتنامهای» خطاب به صندوق بینالمللی آمادگی خود را برای اجرای کلیه اقدامات لازم (از جمله بالا بردن سن بازنشستگی، انعطافپذیری در کار و غیره) اعلام کرد تا بدهیهای کشور را بپردازد.
ولی نه تنها در جامعه بینالمللی، بلکه همچنین در برزیل نيز، «لولا» بدون تردید خود را دوست پرارزش بورژوازی معرفی کرد. قبل از انتخابات حزب کارگر طی یک سند مشترک با شخصیتهای بلندپایه دنیای مالی برای تأمین رشد اقتصادی مجدد روی اهمیت نقش بازارهای مالی برزیل تأکید میکرد. نماد مشخص این مصالحه طبقاتی انتخاب «خوزه آلنکارس» از حزب محافظهکار-دست راستی لیبرال PL و دارنده بزرگترین شرکت نساجی کشور به مقام معاونت ریاست جمهوری بود.
اقدامات اجتماعی یک دولت بورژوايی
تحلیل مهمترین اقدامات در زمینههای اجتماعی دولت PT بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۶ به روشنی آشکار میکند که حزب چگونه کوشیده تا از یک طرف حمایت طبقات محروم، به ویژه طبقه کارگر را جلب کند و در عین حال و از طرف دیگر امتیازاتی در اختیار بورژوازی قرار دهد. این اقدامات را میتوان به ویژه در برنامه «توزیع درآمد» و در دادن اعتبارات مشاهده کرد. هرچند که به ویژه در این اواخر این برنامهها نیز محدود شد، لکن هنوز هم در دست اجراست.
مسأله مرکزی برای ادغام طبقات محروم جامعه Bolsa familia یعنی «کیسه پول خانواده» نام داشت که معروفترین برنامه دولت حزب کارگر بود. این برنامه حمایت مالی دولت از خانوادههايی بود که درآمدشان تقریباً زیر یکپنجم حداقل دستمزد قرار داشت. این کمک تنها وقتی اجرايی میشد که برخی از اقدامات در رابطه با رفاه بهداشتی و تحصیل اجباری رعایت میگردید. این نوع کمکهای دولت تأثیر به سزايی در ارتقای قدرت خرید طبقات محروم داشت ولی سطح کمکهای پرداخت شده از ابتدا خیلی پايینتر از آن بود که بتواند بقاء واقعی را تضمین کند.
در سالهای اخیر ارزش برنامهها در رابطه با حداقل دستمزد یعنی همیشه یکپنجم ارزش آن ثابت ماند. با این سابقه که حداقل دستمزد اسمی Nominal نیز حتا پايینتر از هزینههای زندگی واقعی بود، سقف پرداختها از برنامه «کیسه پول خانواده» خیلی پايین بود.
تعداد خانوادههايی که اکنون مشمول برنامه «کیسه پول خانواده» میشوند بالغ بر ۱۴ میلیون است، یعنی برای دولت این پروژه سالانه ۷ میلیارد یورو هزینه میکند. این مبلغ در مقایسه با به قول مردم Bolsa Empresario (کیسه پول سرمایهداران) که شامل یک سلسله از يارانهها و تسهیلات مالیاتی برای شرکتها، صنایع و صنایع کشاورزی میشود، بسیار ناچیز به نظر میرسد. این ۷ میلیارد یورويی که حزب کارگر سالانه به کیسه پول طبقات محروم واریز میکند در مقابل ۷۴ میلیارد یورويی قرار دارد که همه ساله از صندوق دولت به کیسه پول شرکتها واریز میگردد.
تأثیر «کیسه پول فامیل» بر اقتصاد برزیل را کلیه دولتهای حزب کارگر با غرور بر پرچم خویش نگاشتند: «توزیع» بخش کوچکی از منابع دولتی، نشانهای برای رشد اقتصادی وانمود میگردد، زیرا همانطور که «لولا» خود میگفت به دنبال مخارجی که فقرا صرف خواهند کرد «تجارت شکوفا خواهد شد، صنعت تکامل خواهد یافت و فرصتهای شغلی جدید ایجاد خواهد گردید.» انگیزه روشن است: بنا بر تصورات «کینز» میتوان با دادن امتیازی نسبتاً ناچیز به طبقه کارگر و طبقات محروم کشور، اقتصاد برزیل را مجدداً به راه انداخت. باید پذیرفت که در مرکز توجه این اقدامات، منافع اقتصاد سرمایهداری قرار دارد و نه منافع طبقات محروم.
با این توجه محدود به افزایش «مصنوعی» قدرت خرید فقیرترین اقشار جامعه، خصلت اقدامات به مثابه سیاستِ اقتصادیِ مرحلهای آشکار میشود: اینها اقدامات سیاسی هستند که هدفش بریدن تکه کوچکی از شیرینی بزرگ ثروت تولید شده ملی در دوران شکوفايی و تقسیم آن بین فقیرترین اقشار اجتماعی است. اینگونه اقدامات سیاسی به هیچوجه بانی تغییرات اساسی اقتصادی در جهت ایجاد شرایط مساعدتر برای آزادی طبقه کارگر و اقشار محروم اجتماعی از یوغ سرمایهداری نیست. البته در طی حکومت حزب کارگر اقداماتی نيز که امکان دسترسی به شرکت در تصمیمگیریهای سیاسی را فراهم سازد، صورت گرفت، ولی این اقدامات مانند «مشاورت» دولت توسط بخشهای گسترده، بر رویهم ناچیز و بیاهمیت بود.
برنامههای دولتی برای دادن اعتبار به مردم، در بهترین شرایط مبین جلوه دیگر همان سیاست است. در حالی که پروژه «کیسه پول خانواده» به فقیرترین بخشها محدود شده بود، این برنامهها (دادن اعتبار و وام) بخشهای کارگری و محروم را که دارای وضع نسبتاً بهتری بودند، دربر میگرفت. مثلاً از برنامه «زندگی من، خانه من» نام ببریم که حمایت دولتی در پرداخت وام به خانوادههايی را که قصد خرید خانه داشتند، تضمین میکرد. جدا از آن که هزاران خانواده در اثر این برنامه دچار بدهی شدند پدیده دیگری نیز اضافه شد و آن تشویق سوداگری در خرید و فروش مستغلات بود، زیرا پرداخت يارانه برای ساختمان واحدهای مسکونی وعده داده شده بود.
تسلسل در سیاست اقتصادی
اقدامات نامبرده دولت و تأمین مخارج ناشی از آن تا لحظهای ممکن بود که قیمت محصولات صادراتی برزیل (به ویژه مواد خام و انرژیزا) در بازارهای جهانی با قیمت بالا به فروش میرسید، زیرا هیچیک از دولتهای حزب کارگر نه دست به انجام اقداماتی زد که شیوه تولید سرمایهداری را از پایه متحول سازد و نه بازارهای سرمایه در برزیل را محدود کرد. برعکس: پس از این که دولت «لولا» در سال ۲۰۰۶ آخرین قسط وام صندوقبینالمللی را پرداخت، با رضایت خاطر اعلام کرد که برای حفظ مازاد بودجه کشور به سیاست ریاضت اقتصادی شدید خود ادامه خواهد داد. دولت روسوف نیز به همین سیاست ادامه داد و تا لحظه آخر کوشش کرد تا رفرم قانون کار و سیستم بازنشستگی را مغایر با منافع طبقه کارگر و اقشار محروم جامعه تحمیل کند.
تسلسل سیاست در جهت منافع بورژوازی توسط دولتهای حزب کارگر و پیشینیان آن تنها به کمک هاله اجتماعی آن مخفی میگردید. دو برنامه مرکزی اقتصادی در سیاست حزب کارگر وجود دارد که به طور کامل در خدمت منافع بورژوازی بود و هیچ دولت دیگری نمیتوانست بهتر از آن عمل کند: برنامه «شتاب به توسعه ۱ و ۲.» (PAC1&PAC2) هزینه این دو برنامه که در وهله اول برای سرمایهگذاری در زیرساخت پروژههای بزرگ در خدمت منافع شرکتها بود روی هم بالغ بر ۵۶۰ میلیارد یورو میشد. در رأس لیست پروژههای در نظر گرفته شده، پروژههای جنایتکارانه سدهای آبی در منطقه آمازون از جمله سد «بلو مونته» است، که سومین سد بزرگ جهان محسوب میشود. به خاطر این پروژهها نه تنها هزاران نفر بعضاً بدون دریافت غرامت مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند، بلکه مضاف برآن بخش گسترده و وسیعی از مناطق حساس زیستمحیطی کاملاً ویران گشت. PAC2 از طرف مردم برزیل Pac da Copa یعنی پاک جام جهانی نامیده میشود، زیرا که شرکت ساختمانی نامبرده کنترات تمامی زیرساختهای مسابقات جام جهانی در برزیل را در اختیار داشت و سود کلانی به جیب زد. علاوه برآن، به کمک PAC2 تسهیلات عظیم مالیاتی برای کلیه شرکتهای شرکت کننده تحمیل شد. تنها FIFA توانست سودی به حجم ۳٫۳ میلیارد یورو بدون پرداخت مالیات به جیب خود سرازیر کند.
پایان «حکومت کارگری»
«لولا» اخیراً جوهر سیاست دولت حزب کارگر را به این شکل توصیف کرد: «آنها (بانکداران) میدانند که هرگز به این خوبی مثل زمانی که من ريیسجمهور بودم درآمد نداشته اند.» ولی ظاهراً وعدههای حزب کارگر دیگر برای بورژوازی کافی نبود. با کاهش قیمت مواد خام و در نتیجه آغاز رکود اقتصادی، دولت حزب کارگر با بحران سیاسی مواجه شد. بورژوازی با در نظر گرفتن مشکلات فزاینده اقتصادی خواستار انجام سریعتر اقدامات (از جمله رفرم بازنشستگی، رفرم مالیاتی، انعطافپذیری قوانین کار و «قانون مقابله با تروریسم» برای مبارزه با ناآرامیها در درون کشور) در جهت تأمین منافع خود شد. دولت حزب کارگر کوشش کرد تمامی این اقدامات را عملی کند و نتیجتاً خطر جدايی کامل از پایههای خود در سندیکاها و جنبشهای اجتماعی را به جان خرید.
کاسه صبر سرانجام لبریز شد: هزاران نفر از مردم برزیل در سالهای اخیر به خیابانها ریختند و علیه اقدامات دولت دست به تظاهرات زدند. آنها در همه سطوح حزب کارگر فشار آوردند و کمی از سرعت اقدامات ضدخلقی کاستند. همینطور بخشهای گستردهای از قشرهای متوسط و فوقانی جامعه به خیابانها رفتند ولی هدف آنها دفاع از منافع و امتیازات خود به هر نحو بود، زیرا پس از ۱۳ سال «دولت کارگری» که تنها به ظاهر کارگری بود برزیل یکی از کشورهايی باقی ماند که در آن بزرگترین نابرابری در توزیع ثروتها وجود دارد.

