
در «همایش اقتصادی جهان» در داووس، صاحبان قدرت از عرصههای سرمایه مالی، اقتصاد و سیاست موضوع بیاعتنایی مردم را مطرح ساختند، و با فرمولهایی علیه بحران اقتصادی و ظهور پوپولیستها دستوپنجه نرم کردند. بخش بزرگی از سرخوردگی طبقه متوسط همچنین چیزی است که پیر کارلو پادوان وزیر دارایی ايتاليا به آن اشاره کرد: «مردم پيرامون آینده خود و آینده فرزندان خود سرخورده و دلسرد هستند.» وی گفت: «آنها از ماندگاری نظامهای رفاه اجتماعی مطمئن نیستند و از این میترسند که دیگر نتوانند به چیزی که نخبگان سیاسی میخواهند «نه» بگویند.» لری سامرز همچنین ظهور پوپولیست ها را از یکسو در ارتباط با محرومیت اقتصادی نسبی طبقه متوسط دانست.
تارنگاشت عدالت
در «همایش اقتصادی جهان» در داووس، صاحبان قدرت از عرصههای سرمایه مالی، اقتصاد و سیاست موضوع بیاعتنایی مردم را مطرح ساختند، و با فرمولهایی علیه بحران اقتصادی و ظهور پوپولیستها دستوپنجه نرم کردند.
مدیران و سیاستمداران در داووس خود را با تحولات سیاسی سال گذشته مشغول کردند. آنها قبل از هر چیز، به علت انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رییسجمهور ایالات متحده و «خروج بریتانیا» چشمهای خود را مالیدند.
ترس از افزایش بیشتر قدرت پوپولیستها و رد نخبگان گردآمده در داووس نگرانی اصلی گردآمدگان در داووس را تشکیل میداد.
ری دالیو، بنیانگذار «بریجواتر»-بزرگترین صندوق پوشش ریسک سرمایهگذاری (هجفاند)، احساس عمومی رو به رشد جمعیت را مطرح کرد: «این به معنی بريدن مردم از نخبگان و شیوۀ حکومتمداری است. این یک موضع علیه هر چیزی است که داووس آنرا نمایندگی میکند.»
دالیو این را در مراسمی به نام «زیر فشار و به خشمآمده: ما چگونه میتوانیم این بحران طبقه متوسط را کنترل کنیم» گفت.
از دست رفتن اعتماد طبقه متوسط به نخبگان و به رهبری سیاسی آنها در همه جا به مثابه علت پیروزی پوپولیستها تشدید میشود.
کریستین لاگارد، رییس صندوق بینالملل پول گفت که در واقع سهم جهانی طبقه متوسط در ۴۰ سال گذشته دوبرابر شده است.
این عمدتاً نتیجه رشد اقتصادی در ملتهای در حال ظهور بود. طی همین دوره در ملتهای ثروتمند و در رأس آنها در ایالات متحده، نسبت جمعیتی که طبقه متوسط نامیده میشود، کاهش چشمگیری داشته است.
پایان جهانیسازی کجاست؟
اما به گفته کریستین لاگارد ریشههای دلواپسی و سرخوردگی طبقه متوسط در نزول نسبی اقتصاد قرار دارد. پبش از هر چیز «کمبود امید، کمبود اعتماد، و ناراحتی درباره اصول و چشماندازهایی است که مردم برای آینده خود داشتند.»
در اینمورد ری دالیو ضمن اظهار بدبینی نسبت به تحولات سیاسی جهانی آینده گفت: «ما شاهد حمایتگرایی و اقدامات پسرفتی بیشتر علیه حرکت آزادی که از دهه ۱۹۸۰ وجود داشت، خواهیم بود. ما در نقطهای قرار داریم که جهانیسازی به پایان میرسد.»
بخش بزرگی از سرخوردگی طبقه متوسط همچنین چیزی است که پیر کارلو پادوان وزیر دارایی ايتاليا به آن اشاره کرد: «مردم پيرامون آینده خود و آینده فرزندان خود سرخورده و دلسرد هستند.»
اما، مشکل با این برند «نه» در اینجاست که شخص نمیتواند به نتایج سیاسی تضمینکننده نفع بیشتر برای مردم دست یابد.
لری سامرز وزیر دارایی آمریکا در زمان بیل کلینتون و مشاور اقتصادی باراک اوباما گفت در واقع احزاب پوپولیست به همان گروههایی که ادعای نمایندگیشان را دارند بیشترین آسیب را وارد میکنند.
لری سامرز به عنوان مثال به فشار ترامپ بر بنگاهها برای حفظ تولید در ایالات متحده و عدم ایجاد کارخانه در مکزیک برای نجات مشاغل در ایالات متحده اشاره کرد.
در نتیجه فشار ترامپ بر مکزیک، ارز آن کشور-پزو- سقوط کرد. این تولیدات مکزیک را حتا رقابتیتر میکند، و نتیجتاً مشاغل بسیار بیشتری در ایالات متحده به خطر افتادند.
بیعلاقگی محسوس
لری سامرز همچنین ظهور پوپولیست ها را از یکسو در ارتباط با محرومیت اقتصادی نسبی طبقه متوسط دانست.
از سوی دیگر، این احساس وجود دارد که رهبران سیاسی دستگاه و نخبگان نسبت به مشکلات طبقه متوسط بیتفاوتند: «طبقه متوسط همیشه این احساس را داشت که دولت نه فقط از آنها، بلکه از همه مراقبت میکند: از ملتهای فقیر، از مهاجرین، از ضعفا و اقلیتها. حتا زمانی که اینها موضوعات مشروع هستند، طبقه متوسط احساس میکند که نادیده گرفته شده است.»
بسیاری از شرکتکنندگان در بحثها معتقد بودند که پوپولیستها به نکاتی توجه خواهند کرد که سیاستها و نخبگان تاکنون به آنها توجه کمی نشان داده اند.
این چشمانداز در مراسم دیگری به نام «تقویت دمکراسی» توسط دوریس لوتارد رییسجمهور سوئیس [از حزب دمکرات مسیحی] مطرح شد.
ژان-ورنر مولر استاد علوم سیاسی در دانگشاه پرینستون از نکات وی حمایت کرد.

