از جنگهای داخلی تا امروز… بانکها قدرت را به دست میگیرند… ویلسون راه را برای قانون بانک مرکزی هموار کرد… بانکها و صنایع تسلیحاتی، با ترفند آمریکا را وارد جنگ جهانی اول کردند… همه جنگها، جنگ بانکهاست … کلینتون روز ۱۲ نوامبر ۱۹۹۹ قانون جداسازی بانکها را لغو کرد (بانکهای پس انداز و بانک های سرمایه گذاری) … قرن آمریکائی …

منبع: نویه راینیشه تسایتونگ
نويسنده: ولفگانگ افنبرگر
تارنگاشت عدالت
بخش دوم
از جنگهای داخلی تا امروز
کمی قبل از انتخابات ریاست جمهوری در روز ۲۳ اکتبر ۲۰۱۶ دونالد ترامپ در گورستان سربازان در گتیزبورگ سخنرانی مهمی ایراد کرد که مورد توجه عموم قرار گرفت. (۱) در منطقه ۱۵۳ سال پیش طی جنگهای داخلی آمریکا مصاف خونینی صورت گرفت. برای گشایش این گورستان افتخاری رئیس جمهور جمهوریخواه وقت، آبراهام لینکلن روز ۱۹ نوامبر ۱۸۶۳ «سخنرانی گتیزبورگ» خود را ایراد کرد که بعنوان یکی از مشهورترین سخنرانیها در تاریخ آمریکا به ثبت رسید: «۸۷ سال پیش پدران ما در این قاره کشور آزاد نوینی را پایهگذاری کردند … در حال حاضر ما با جنگ داخلی بزرگی روبرو هستیم که طی آن مشخ یکص خواهد شد که آیا این کشور … قادر است پایدار بماند. ما در اینجا روی یکی از بزرگترین میدانهای جنگ داخلی گردهم آمدهایم. ما به اینجا آمدهایم تا بخشی از این میدان جنگی را به آرامگاه ابدی کسانی اختصاص دهیم که جان خود را برای برقراری این کشور از کف دادند … تا که این ملت به لطف الهی به آزادی نوینی دستیابد و حاکمیت مردم برمردم و برای مردم از این جهان رخت برنبندد» (۲)
لینکلن بر وحدت تکیه داشت. آزادی بردگان برای او تنها جنبه پراگماتیک و یا مصلحتگرایانه داشت. تنها ۵ روز پس از مصاف خونین «آنتیتام» در مریلند، لینکلن روز ۲۲ سپتامبر ۱۸۶۲ یک اعلامیه انقلابی صادر کرد که تقریباً دارای ارزش و اهمیت مشابهی با اعلامیه استقلال بود. (۳)
روز ۱ ژانویه ۱۸۶۳ باید «کلیه کسانی که بعنوان برده نگهداری میشوند، در هر ایالتی … که شهروندان آن علیه ایلات متحده آمریکا دست بشورش زدهاند (۴)، از هم اکنون برای همیشه آزاد باشند» (۵)
البته ایالات بردهداری که در جبهه اتحادیه (آمریکای شمالی)میجنگیدند، طبیعتاً از این قانون مستثنا بودند! بردگان این ایالات که لینکلن توانائی آزاد کردن آنان را داشت، کماکان در غل و زنجیر ماندند. او از اجرای این اقدامات دفاع کرد و به دلایل نظامی آنها ضروری اعلام نمود. او گفت که آزادی میتواند نیروهای مولده کنفدراسیون (ایالات موتلفه آمریکا) را تضعیف کند و از این طریق پایان جنگ را تسریع بخشد. ولی او در این مورد اشتباه کرد. بردگان جنوب قیام نکردند، دست از کار نکشیدند و از اربابان خود نیز جدا نشدند.
بادرنظرگرفتن هردو بخش جمعیت (۲۲ میلیون در شمال در مقابل ۹ میلیون در جنوب از جمله ۴ میلیون برده) آزاد کردن بردگان از نظر لینکلن منطقی بود. مهمتر از آن باید توان صنعتی برتر شمال با داشتن ۴ برابر بیشتر کارخانه و سیستم گسترده و خوب زیرساختاری و همچنین یک سیستم در حال رشد بانکی! را نیز در نظر گرفت. این جنگ بخاطر تضمین سلطه صنایع و بانکهای شمال صورت گرفت. مسئله تنها بر سر پیروزی سرمایه متحرک شمال بر سرمایه ساکن (پلانتاژها) جنوب بود.
بانکها قدرت را بدست میگیرند
۱۸۶۱ با آغاز جنگهای داخلی نیازهای مالی به شدت افزایش یافت و اتحادیه ایالات شمالی آمریکا را پدر ارز ملی اتحادیه کرد که از آن زمان تا امروز شعار «ما خود را به خدا میسپاریم» را با خود حمل میکند. در سال ۱۸۶۰ /۱۸۶۱ بودجه دولت ایالات متحده آمریکا رویهم رفته ۶۷ میلیون دلار بود که از طریق عوارض گمرکی تضمین میشد. در سال جنگی ۱۸۶۲ دولت ایالات شمالی ۴۷۵ میلیون دلار و در سال ۱۸۶۵ حتا مبلغ نجومی ۱٫۳ میلیارد دلار مصرف کرد در حالی که درآمدش تنها ۳۰۰ میلیون دلار بود.(۶) درکنار اوراق قرضه، این کسربودجه هنگفت با چاپ اسکناسهای دولتی ترمیم شد. بخاطر جوهرسبز رنگی که برای چاپ اسکناسها بکار میرفت آنها را «پشتسبز» Greenbacks نامیدند.
در سال ۱۸۶۷ در کنار بانکهای سرمایهگذاری موجود ـ ۱۸۱۲ سیتی بانک آو نیویورک (امروز سیتی گروپ)، ۱۸۴۵ سیتیبانک آو کلیولاند (امروز ناشنال سیتی گروپ) ـ «آبراهام کوهن» و «سلیمان لووب» بانک سرمایهگذاری Kuh, Loeb&Co. و در سال ۱۸۷۹ «دانیال ن. مورگان» سیتی ناشنال بانک آو بریدجپورت را تاسیس کردند.
راکفلرها به تاسیس سیتی بانکها و استاندارد اویل کمپانی همت کردند و پس از پایان جنگ در صنایع راهآهن از دیگران سبقت گرفتند. آنها در بخشهای بانک، نفت و حمل و نقل اغلب از طریق بانک «کوهن، لووب و شرکا» از حمایت «روتشیلدها» برخوردار بودند. اولین مدیر«کوهن، لووب و شرکا» «جاکوب شیف» نام داشت که در قصر فامیلی روتشیلدها در فرانکفورت بزرگ شده بود. جانشینش، دامادش «فلیکس واربورگ» از خاندان بانکدار هامبورگی واربورگ بود.
امپراتوری مورگان از سال ۱۸۹۰ ببعد به یک اختاپوس مالی تبدیل شد: به بانک مرکزی مصر اعتبار داد، در خط آهن روسیه سرمایهگذاری کرد، اوراق بهادار دولتی برزیل را صادر نمود و در پروژههای ساختمانی دولتی در آرژانتین سرمایهگذاری کرد. در نتیجه از ۱۳۰ سال پیش به ایطرف کشورهای ضعیف از طریق بدهیهای خارجی وابسته گردیدند. (۷)
رکود اقتصادی در سال ۱۸۹۳ مورگان را قدرتمندتر کرد. در این سال مورگان با تاسیس اتحادیهای که ذخایر دولتی آمریکا را با طلای خاندان روتشیلد به ارزش ۶۲ میلیون دلار پشتیبانی میکرد دولت آمریکا را از یک بحران بانکی نجات داد.(۸)
بعد از جنگ اعتماد به پول کاغذی از دست رفت، بحران آغاز شد و بانکهای متعددی ورشکست شدند. با این که قانون استاندار طلا نهایتاً در سال ۱۹۰۰ کورس ثابتی را با ۲۰٫۶۷ دلار بابت هر اونس طلا (۳۱٫۱ گرم) تعیین کرد، با این حال بحرانهای بازار بورس پایان نگرفت. به رهبری «ج.پ.مورگان» در سال ۱۹۰۳ Bankers Trust Company تاسیس شد.
تشدید شایعات در مورد ورشکستگی Knickerbocker Trust Company که در آن زمان سومین بانک بزرگ نیویورک بود و بدنبال آن «پانیک افسانهای بانکداران» در پائیز ۱۹۰۷ سیاستمداران بانفوذ آمریکا را مجاب کرد که بنابه درخواست روسای بانکها از جمله جکوب شیف اهل فرانکفورت که رئیس بانک «کوهن، لووب و شرکا» بود، شبیه به کشورهای اروپائی یک بانک مرکزی تشکیل شود و کنترل تهیه و پرداخت اعتبارات از طریق این بانک کنترل گردد. بحران Knickerbocker بکمک دامن زدن و پخش شایعه ورشکستگی این بانک از طرف رقبای آن از جمله ج. پ. مورگان ایجاد شد. و در این لحظه مورگان خود را مثل یک ناجی عرضه کرده و ۲۵ میلیون دلار در اختیار دولت نهاد تا دوت بتواند بر ترس و نگرانی حاکم گردد. او بود که تصمیم میگرفت کدام یک از شرکتها مجاز است بحران را پشت سر نهد. (۹)
در نوامبر ۱۹۱۰، بسیار دور از واشنگتن در جزیره جکیل در سواحل ایالت جورجیا در ساختمان «سانسوسی» که ج. پ. مورگان در سال ۱۸۹۶ (در همسایگی ویلیام راکفلر) ساخته بود، یک ملاقات مخفی بین سیاستمداران و بانکداران صورت گرفت.(۱۰): ۶ بازیگر با نامهای جعلی و به بهانه شکار مرغابی برای شور و مشورت در مورد یک سیستم بانک مرکزی گردهم آمدند. از طرف دولت سناتور «نلسون و. آلدریچ» (پدرزن جان راکفلر جونیور) و معاون وزیر دارائی کشور «پیت آندروو» و از طرف بانک ها «هنری دیویسون» (ج. پ. مورگان)، چارلز نورتون (فرست ناشنال بانک آو نیویورک امروز سیتی گروپ)، بنجامین استرونگ (بانکرز تراست/ ج.پ.مورگان)، فرانک واندرلیپ (ناشنال سیتی بانک/راکفلر) و پل واربورگ («کوهن، لووب و شرکا»)، که در سال ۱۹۷۷ لیمانز برادر را عهده دار شد و مجبور گردید روز ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۸ بدنبال بحران مالی اعلام ورشکستگی کند در این جلسه حضور داشتند.
ویلسون راه را برای قانون بانک مرکزی هموار کرد
هنگامی که ویلسون رئیس جمهور شد وضعیت داخلی کشور زیاد مطلوب نبود. ایالات متحده با رکود اقتصادی روبرو بود و بیم آن میرفت که به بزرگترین بحران اقتصادی رشد یابد. در اواخر آوریل ۱۹۱۳ او زیر فشار بانکداران پرنفوذ طرح اولیه لایحه هنوز مخفی قانون بانک مرکزی را مورد تائید قرار داد.
چند هفته بعد ویلسون در روز ۴ ژوئیه ۱۹۱۳ به مناسبت ۵۰مین سالگرد مصاف گتیزبورگ سخنرانی آشتیجویانهای خطاب به ملت آمریکا ایراد کرد. او به ملتی اشاره کرد ، که خداوند «با دستهای ما خلق کرده است» و از مردم خواست با تکیه به روح این روز وحدت، امید و وطنپرستی مجدداً دست بکار شوند. (۱۱) ویلسون قول داد: «به مردم از کوچک و بزرگ، بدون در نظر گرفتن طبقه و یا تفاوتهای، جنسی و یا نژادی و یا ملی و بدون در نظر گرفتن منافع» خدمت کند و از آزادی و حقوق آنان دفاع نماید. چه وعدههای پوچی!
دور از انظار و توجه مردم آمریکا در روز ۲۲ دسامبر ۱۹۱۳ «قانون بانک مرکزی» Federal-Reserv-Act با ۲۹۸ رای موافق و ۶۰ رای مخالف به تصویب رسید و روز بعد در سنا ۴۳ نفر از نمایندگان به این قانون رای موافق و ۲۵ نفر رای مخالف دادند. تعدادی از نمایندگان و سناتورها واشنگتن را بخاطر عید کریسمس ترک کرده بودند. تنها چند ساعت بعد ویلسون این قانون را که در بین مردم بحث انگیز بود (۱۲) و به عقیده بسیاری چک سفید برای تولید پول محسوب میشد، به امضاء رساند.
از این طریق کنگره مسئولیت چاپ اسکناس را از دست داد و آن را در اختیار بانکداران بینالمللی نهاد که برای تصویب این قانون پول زیادی هزینه لابیگرها نمودند. انظار عمومی مخالف چنین قانونی بود، حداقل به این دلیل که توماس جفرسون بارها هشدار داده بود که با چنین اقدامی در ابتدا تورم تشدید خواهد شد و در تعاقب آن رکود یا دِفلیشن حاصله ثروت شهروندان را خواهد ربود. با این برداشت، جفرسون دوراندیشی حیرتآوری را به نمایش گذارد! بانک مرکزی FED یک سیستم جدید پولی برپاکرد و بزودی از طرف موسسین آن برای جنگ مورد سوءاستفاده قرار گرفت تا اسکناس بیپشتوانه Fiat Mony و بقول کارشناس فلزات قیمتی «راینهارد دویچ» پول تقلبی قانونی (۱۳)، یعنی پول با ارزش فرضی چاپ کند.
از مخالفین سرشناس این قانون میتوان از نماینده کنگره «چارلز لیندبرگ» نام برد (پدر خلبانی که برای اولین بار اقیانوس را درنوردید). او به کنگره هشدار دادکه این قانون بزرگترین تراست را در کره زمین ایجاد خواهد کرد و قوه اجرائیه و قضائیه این کشور را برده پول خواهد کرد. نماینده کنگره و رئیس کمیسیون بانکها و ارز در کنگره «لوئیس ت. مکفادن» (از ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۱) بعدها نگرانیهای لیندبرگ را درست و بجا اعلام کرد.(۱۵) ولی بعدها ویلسون کوشش کرد تا بانک مرکزی نوین یعنی Federal Reserve Banking Systemرا بعنوان یک اقدام مترقی به مردم معرفی کند.
در این میان یک سلسله از سفارشات تسلیحاتی داده شد و صنایع سنگین ایالات متحده خود را روی تولید تسلیحات نظامی متمرکز کرد. در سال ۱۹۱۳ قریب ۷۰ درصد کل صادرات تسلیحاتی در اختیار فرانسه و انگلیس بود. دود که از دودکش کارخانهها بیرون زد، رضایت از وضع فزونی گرفت.

بانکها و صنایع تسلیحاتی، با ترفند آمریکا را وارد جنگ جهانی اول کردند.
فقط چند ماه پس از آغاز جنگ اول جهانی کمپانی مورگان نقش میانجی بین دولت فرانسه و بازرگانان آمریکائی را بعهده گرفت. این کمپانی در ژانویه ۱۹۱۵ با وجود مقاومت وزیرامورخارجه وقت آمریکا «براین» یک اعتبار ۴۵۰ میلیون دلاری آماده کرد. این اعتبار مورد تائید ویلسون و وزیر دارائیش «ویلیام جیبز مک آدو» قرارداشت که داماد او نیز بود. مک آدو در اوت ۱۹۱۵ از FED خواست تا یک «سیتم کلی اعتباری» برای متفقین سازماندهی کند. گامی که بعد ورود آمریکا به جنگ جهانی اول را اجتنابناپذیر کرد. عدم وجود سیاست تدارکاتی واحد در انگلیس در آغاز جنگ معامله پرمنفعتی را نیز برای گروه مورگان فراهم کرد. ذخایر مهمات و انواع کالاهای موردنیاز انگلیس تنها برای یک جنگ سه ماهه کفایت میکرد. کمیتهای از طرف وزارت بازرگانی آمریکا مرکب از شخصیتهای وابسته به بخشهای صنعتی، مالی و کشتیرانی تشکیل شد تا کمک کند و طرحی برای وضعیت اضطراری تهیه نماید.(۱۶)
با ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول بانک مرکزی اوراق قرضه جنگی Liberty Bonds را وارد بازار کرد، که به تورم دامن زد.
در دوهفته اول آوریل ۱۹۱۷ دو انقلابی بلشویک بسوی پطرزبورگ در حرکت بودند و قرار بود آنها باتفاق وارد پطرزبورگ شوند. روز ۲۷ مارس کشتی بخاری «کریستیانیافیورد» از بندر نیویورک بسوی پطروگراد به حرکت درآمد. لئو تروتسکی (داویدوویچ بورن استاین) و گارد کوچک انقلابی او که آموزشهای نهائی را در محوطه «استاندار اویل» راکفلر در نیوجرسی گرفته بودند از سرنشینان این کشتی بودند. آنها ۲۰ میلیون دلار کمک از «جکوب شیف» از بانک Kuhn&Loeb در چمدانهای خود همراه داشتند.
در آن سوی آتلانتیک در مرز آلمان/سوئیس روز ۹ آوریل «آروِد فون در پلانیتز» افسر سوارهنظام برای محافظت از «انتقال دیپلمات برجسته» به نام ولادیمیر ایلیچ لنین و ۳۲ انقلابی دیگر سوار یک واگن ویژه برون مرزی (۱۷) شد. لنین توانست بطور ناشناس از مرز روسیه عبور کند (۱۸) و با ستاد خود روز ۱۶ آوریل ۱۹۱۷ وارد ایستگاه قطار فنلاندی پطروگراد شود ولی از تروتسکی هنوز خبری نبود. او تازه روز ۱۷ مه ۱۹۱۷ وارد کشور شد. علت این تاخیر مقامات کانادائی در هالیفاکس بودند که کشتی او را توقیف نمودند. آنها نمیخواستند به انقلاب روسیه کمک کنند ولی بعد با دستور از بالا تروتسکی توانست به سفر خود ادامه دهد.
چه کسی در پس این اقدام سازمانیافته قرار داشت؟ قیصر آلمان ویلهلم دوم از آن بیاطلاع بود. مسئولین انتقال لنین، صدراعظم آلمان «بتمان هول وگ» و رئیس سازمان جاسوسی سلطنتی «ماکس و. واربورگ» بودند. واربورگ از طریق بانکهای خود کمکهای مالی آلمان را به نفع انقلابیون به Nye-Bank به استکهلم میفرستاد و آنها این پول را (رویهم رفته ۶ میلیون دلار) در اختیار بلشویکها گذاشتند. (۱۹) در نیویورک «فلیکس واربورگ»، برادر ماکس و پاول از طریق پدر زن خود «جکوب شیف» در انتقال پول به تروتسکی شرکت داشت. «شیف» امیدوار بود که روسیه سرنگون شود و تحولات اجتماعی پدیدآید و نهایتاً یوغ بردگی یهودیان در روسیه از بین برود.
خلط منافع واقعاً گیج کننده بود. «چارلز کراین» از کمپانی وستینگهاوس و در عین حال رئیس کمیسیون مالی دمکراتها در معیت تروتسکی بود. ولی بانکداران دیگر آمریکائی نیز به انقلاب بلشویکی علاقه نشان میدادند. اول از همه ج.پ.مورگان (US Steel)، بعد ویلیام ب. تامپسون مدیر چیس ناشنال بانک و فدرال رزرو بانک آو نیویورک را باید نام برد. و دولت آلمان نیز مایل بود هرچه زودتر به جنگ در دو جبهه پایان بخشد.
الیگارشهای آمریکائی مورگان و راکفلر به آینده نظر داشتند و میخواستند طبق نسخه آزمایش شده معروف اول ویران سازند ـ به همین دلیل به ضدانقلاب هم کمک میکردند ـ و سپس بخشهای مهم اقتصادی را در دست خود گیرند. برای گشایش بازار فروش روسیه برای سرمایههای آمریکائی «جان د. راکفلر» در سال ۱۹۲۵ طی یک سازوکار خصوصی به دولت آمریکا فشار آورد تا سیاست خارجی این کشور درمورد شوروی در جهت مثبت تغییر کند.
همه جنگها، جنگ بانکهاست
در دهه ۲۰ بانک مرکزی FED از شکوفائی بازار بورس بهرهمند بود تا اینکه در روز ۲۵ اکتبر ۱۹۲۹ «جمعه سیاه» از راه رسید و حباب سوداگری ترکید.
با وجود ترمز مالی، رکود اقتصادی پدید آمد: قیمتها سقوط کرد و ترافیک سرمایه دچار سکته شد. در سال ۱۹۳۱ «رکود عظیم» Great Depression آغاز گردید. رئیس جمهور وقت «هربرت هوور» در سال ۱۹۳۲ «Reconstruction Finance Corporation» (RFC) شرکت بازسازی مالی را که بنیادی برای نجات بانکها بود تاسیس کرد که با میلیاردها دلار پول بانک مرکزی اعتبارات و اوراق بهادار گندیده را خریداری کرد.
با آغاز ریاست جمهوری فراکلین دلانو روزولت در سال ۱۹۳۳ در سیاست خارجی، فاز بسیار روسوفیل و در سیاست داخلی در واکنش به جو ارتشاء، سیاست «نیودیل» آغاز شد. سوداگری مالی و «زدو بند خودیها» Insider پس از انفجار بازار بورس به ورشکستگی بیش از ۵۰۰۰ بانک انجامید.
یک سلسله از رفرمهای اقتصادی و اجتماعی لازم بود تا کشور را از درون بحران اقتصادی جهانی بیرون برد. برای تقویت دلار تضعیف شده فرانکلین دلانو روزولت فرمان اجرائی شماره ۶۱۰۲ را صادر کرد که احتکار و مالکیت طلا را برای هرکس ممنوع میکرد. همزمان با آن روزولت با قانون «گلاس استیگال» تغییراتی را در سیستم جداکردن بانکها که رئیس جمهور هوور در سال ۱۹۳۲ وضع کرده بود ایجاد نمود.
بعد از اینکه نیودیل نتوانست نتایج مطلوب را ارائه کند، با رشد برنامههای جدید جنگی از سال ۱۹۳۴ ترس از یک جنگ جدید افزایش یافت. اعضای کنگره که نگران شده بودند میخواستند روشن کنند که ورود به جنگ در سال ۱۹۱۷در جهت منافع چه کسانی صورت گرفته بود. کمیتهای بنام Munitions Investigating Committee Senate «کمیته تحقیق مهمات مجلس سنا» (۲۰) به ریاست سناتور «جرالد پ. نی» تشکیل شد. طی ۹۳ نشست این کمیته از ۲۰۰ شاهد از جمله «ج.پ. مورگان» و «پیر س. دوپون» که سودخالصش در جنگ ۱۰۰۰ برابر شده بود، بازجوئی کرد.
کمیته «نی» پس از دوسال تحقیقات دقیق توانست ثابت کند که بانکداران و سرمایهداران صنایع تسلیحاتی در کنار ساخت و پاخت قیمتها در طول جنگ اعمال نفوذ شدیدی در سیاست خارجی ایالات متحده نموده و از این طریق با «ترفند» کشور را بسوی جنگ سوق داده بودند.
بازرگانان مرگ؛ اثر «میبل دوایت» ۱۹۳۵
وقتی که «نی» رئیس جمهور فقید آمریکا وودرو ویلسون را متهم کرد که در مورد اعلان جنگ برنامهریزی شده اطلاعات غلط در اختیار کنگره نهاده، بودجه مالی کمیته مزبور در سال ۱۹۳۶ قطع شد. پیشنهاد ملی کردن صنایع تسلیحاتی رد شد. «نی» به این نتیجه رسید که امپراتوری مورگان آمریکا را در جنگ اول جهانی تحمیق کرده بود تا از اوراق قرضه جنگی حفاظت کرده و صنایع تسلیحاتی شکوفائی را ایجاد نماید. بعدها او سندی به نام «جنگ بعدی» که با طعنه به the old ترفند الهه دمکراسی goddess of democracy trick منتشر کرد. با این ترفند باید از ژاپن استفاده میشد تا پای ایالات متحده آمریکا به جنگ دوم جهانی کشیده شود.(۲۱)
قرن آمریکائی
پس از جنگ اول جهانی ایالات متحده مرکزیت مالی را از بریتانیا گرفت و در دست خود گرفت. آمریکا پس از جنگ دوم جهانی مسئولیت کامل در دو ماراتن برای حکومت جهانی را عهده دار شد (که ترامپ اکنون قصد دارد آن را تغییر دهد).
در طی جنگ دوم جهانی کنسرنهای بینالمللی سودهای کلانی بردند و در اغتشاش پس از جنگ خریدار مواد و محصولات به قیمت بسیار نازل ممکن میشد. رئیس جمهور آمریکا دوایت د. آیزنهاور در سخنرانی پایان ریاست جمهوری خود در مورد قدرتطلبی اختاپوسگونه مجتمع صنایع تسلیحاتی هشدار داد: «تنها شهروندی هوشیارانه و آگاهانه میتواند رابطه منطقی دستگاه عظیم صنعتی و تسلیحاتی دفاعی را با اهداف و شیوههای صلحدوستانه ما را تامین کند، تا امنیت و آزادی بتواند به اتفاق رشد کند». (۲۲) اکنون که عالیجنابان خاکستری مجتمع صنعتی نظامی نفوذ عظیمی بر عقاید و نظرات منتشر شده اعمال میدارند ، احتمالاً آن ژنرال پیر برای روزنامه نگاران محقق، ناشرین، مجریان آلترناتیو رادیو تلویزیونی و بلاگرهای هوشیار که اکنون هوادار فرضیه توطئه نامیده میشوند، احترام زیادی قائل بود.
رئیس جمهور جان ف. کندی در سال ۱۹۶۳ با فرمان اجرائی شماره ۱۱۱۱۰ سعی کرد دلار نقرهای را بموازات اسکناسهای سبز که رسماً پشتوانهطلا داشت متداول سازد. ولی این سیاست در دوران جانشین او لیندون ب. جانسون دنبال نشد. با تصمیم تعیین کننده ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۱ وابستگی دلار به طلا بکلی از بین رفت.
در سال۱۹۹۹ پس از جنگ غیرقانونی علیه یوگسلاوی رئیس جمهور آمریکا بیل کلینتون (بورسیهخوار سابق بنیاد سیسیل رودز)(۲۳) با «قانون نوسازی خدمات مالی گرام لیچ بیلیلی» سیستم معتبر قانون جداسازی بانکها را معلق کرد. از این طریق کنترل موثر کلیه بخشهای خدمات مالی از جمله بیمهها، صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای اوراق بهادار و غیره در اختیار مشتی از مجتمعهای مالی و هجفوندهای وابسته به آنها نهاده شد. (۲۴)
کلینتون روز ۱۲ نوامبر ۱۹۹۹ قانون جداسازی بانکها را لغو کرد (بانکهای پس انداز و بانک های سرمایه گذاری)
سناتور «بایرون دورگان» بشدت با پیشطرح این قانون مبارزه کرده بود و به کنگره در مورد عواقب آن هشدار داده بود که همه آنها (ورشکستگی بانکها و بینوائی۲٫۵ میلیون کودک و بخش عظیمی از سالخوردگان) پس از سقوط ۲۰۰۸ هویدا شد. در حال حاضر بیش از ۴۷ میلیون شهروند آمریکائی محتاج کوپن مواد غذائی هستند.
اوباما در اوائل سال ۲۰۰۹ قول داد که کنترل بانکها را بیشتر و بهتر کند. باوجود هشدارهای سناتور «دورگان» برای احیای مجدد قانون جداسازی بانکها، هیچ اتفاقی رخ نداد! جای تعجب هم نبود.
بزرگترین برنده در لغو این قانون، سوداگرا بزرگ «جورج سوروس» بود. اوباما وررود خود به کاخ سفید را مدیون او و دیگر گردنکلفتهای هدجفونددار بود. در ژوئن ۲۰۰۴ مولتی میلیاردر آمریکائی، سوروس سازوکار «انتخاب چپها» برای ورود اوباما به مجلس سنا را سازماندهی کرد. (۲۵)
در سال ۲۰۰۸ در بین نام اسپانسورهای مبارزه انتخاباتی اوباما ناگهان نام مورگان بلافاصله بعد از گلدمان ساکس و سیتی گروپ نمایان شد. اوباما نپذیرفت قانون «گلاس ـ استیگال» را احیاء کند، ولی برعکس حریف انتخاباتی دمکرات هیلاری کلینتون، «جورج ساندرز» اوائل ژانویه ۲۰۱۶ قول احیای این قانون را داد.
در سخنرانی معرفی برای نامزدی ریاست جمهوری یکی از حضار از هیلاری کلینتون پرسید که آیا او این قانون را مجدداً احیاء خواهد کرد.
کلینتون دستور داد این فرد را از سالن بیرون اندازند و این سئوال را نادیده گرفت. ترامپ با وعده احیای قانون «گلاس استیگال» دل مردم بویژه در ایالات غرب مرکزی را بدست آورد. مردمی که در این مناطق زندگی میکنند نفرت عمیقی نسبت به خبرگان قدرت احساس میکنند که با سوداگری مالی میلیاردها دلار بچنگ آورده و حوائج و منافع این مردم برایشان بی تفاوت است.
علاوه براین باید انزجار اساسی کارگران و دهقانان نسبت به این سیاستمداران جاه طلب که هرگز «یک حرفه واقعی» را دنبال نکردهاند و در نتیجه صاحبنظر شناخته نمیشوند که بتوانند مشکلات جهان واقعی را حل کنند را نیز باید در نظر گرفت. ترامپ بساز و بفروش اکنون قصد دارد کنسرنهای فراملیتی را مجدداً موظف کند که در آمریکا مالیات بپردازند و اشتغالزائی کنند.
طبیعی است که وال استریت، سیتی آو لندن و حواریون آنان در اتحادیه اروپا کوشش خواهند کرد تا از احیای مجدد قانون «گلاس استیگال» جلوگیری بعمل آورند ولی جنگ برسر منطقه آزاد ترانس آتلانتیکی و ترانس پاسیفیکی را الیگارشی مالی هم اکنون باخته. اینطور به نظر میرسد که این الیگارشیها آنطور هم که برخی با ترس و وحشت فکر میکردند، آنچنان آسیبناپذیر هم نیستند.
درست مثل لینکلن در سال ۱۸۶۳ ترامپ در اکتبر ۲۰۱۶ در گتیزبورگ بر وحدت کشور تاکید کرد. اگر در جنگ های داخلی کشور بین شمال و جنوب تقسیم شده بود، اکنون مرزها بین فقیر و غنی کشیده شده است. ترامپ شکل و روشی را که واشنگتن و وال استریت علیه مردم عادی آمریکائی برای قواعد بازی تعیین کردهاند محکوم میکند. از هرپنج خانواری یکی بیکار است (۲۶)
علاوه براین ترامپ به مخالفت با تمرکز قدرت در کنسرنهای رسانهای برخاسته و خود و مردم عادی آمریکا را قربانی خبرگان ایالات متحده میداند.
ترامپ از هموطنان خود خواست به «اعتقاد بزرگ و خوشبینی» طبیعت آمریکائی وفادار بمانند. از ۱۵۰ سال پیش تاکنون مردم آمریکا عوامفریبی را طرد کردهاند و آزمون دمکراسی را انتخاب نمودهاند تا ثابت کنند «ملتی که خواستار آزادی است و به این جمله معتقد است که همه انسانها برابر آفریده شدهاند، میتواند برقرار بماند». (۲۷)
او در سخنرانی آغازین خود بر میهنپرستی آمریکائی تاکید کرد و تغییر رادیکال سیاست را وعده داد. «ما شهروندان آمریکا اکنون در کوششی عظیم و ملی متحد شدهایم تا کشور خود را مجدداً باز سازیم و امید تمامی مردم را احیاء کنیم». (۲۸)
این کوشش ملی لازم است تا بتوان به بازندگان جهانی شدن (نه تنها در ایالات متحده آمریکا) احترام و امید بخشید. خرابتر شدن بیشتر زیرساختارها و افزایش بیشتر بدهیهای کشور و تعداد شهروندان آمریکائی که در شرایط بدی زندگی میکنند، میتواند به جنگ داخلی بیانجامد. و این امر آخرین چیزی است که دنیا بدان نیاز دارد. آمریکائی که بدین شکل تضعیف شده باشد خطری برای صلح پایدار خواهد بود.
فیلسوف نظامی آمریکائی «هومر لی» یک قانون اساسی فرموله کرده که در آینده آغاز خصومتهای تعیین کننده و سهمگین را رقم خواهد زد: «اگر ملتی که از نظر نظامی ضعیف است از استثمار ثروتهای طبیعی خود جلوگیری بعمل آورد، همینکه نیازهای اقتصادی قدرتهای قویتر تامین نشود، جنگ آغاز خواهد شد ». (۲۹)
امیدواریم که ایالات متحده آمریکا بر ضعفهای خود چیره گردد، باز بوحدت درونی خود برسد و ارزشهای اخلاقی گذشته خود را بیاد آورد.
آیا کارتل مالی اجازه خواهد داد؟ دونالد ترامپ طی مبارزات انتخاباتی خود با تاکید وعده داد که با محدودیت جامعه رفاهی مبارزه خواهد کرد و خواستار افزایش یک سلسله از مخارج شد: یک برنامه ۱۰۰۰ میلیارد دلاری برای احیای زیرساختارهای کشور، افزایش بودجه نظامی ملی و مبارزه بیامان علیه داعش. بادرنظر گرفتن ضرورت سیاست انعطاف پذیر مالی، دستگاه دیپلماسی جدید محتاج الطاف و کرم فدرال رزرو خواهد بود که در آن صورت وعده احیای قانون جدائی بانکها چه خواهد شد؟ اگر حجم بدهیهای دولتی ایالات متحده روز به روز بیشتر کشورهای دیگر را برآن دارد که موقعیت دلار بعنوان ارز مرجع را زیر سئوال قرار دهند، روند تکاملی در ایالات متحده بسیار بحرانی خواهد شد. (۳۰)
در ماه ژوئیه ترامپ به هامبورگ خواهد رفت
روز ۷ ژوئیه ۲۰۱۷ سرنشین جدید کاخ سفید با هواپیمای ویژه خود (ایرفورس وان) برای شرکت در همایش سران G-20 به هامبورگ خواهد رفت. سلسله بانکداران واربورگ در هامبورگ که اغلب نامشان در کنار نام مورگان، راکفلر و روتشیلد برده میشود در آغاز قرن ۲۰ تاثیر مهمی بر سرنوشت ایالات متحده داشته است. همین طور نباید نام «آلبرت بالین» کشتیدار بزرگ را که HAPAG را به بزرگترین خط کشتیرانی جهان تبدیل کرد، فراموش نمود.
همانطور که «ویلی ویمر» بدرستی اشاره میکند در هامبورگ «لولای» دروازه مابین هامبورگ و «دنیای جدید» ساخته شد و آنهم در زمانی که آلمان سلطنتی قدرت بزرگی در اروپا بود و بدلیل توان اقتصادی ، سطح بالای استاندارهای علمی و اساس تحمل دمکراتیک در سطح جهان مورد احترام بود. (۳۱)
با آغاز جنگ اول جهانی قدرت اقتصادی در حال رشد آلمان بورطه تراژیک قرارداد ورسای رانده شد. بادرنظر گرفتن کوششهائی که صورت میگیردتا لولای جدیدی برای دروازه آنسوی آبها یافته شود، همایش هامبورگ یک امکان تاریخی برای جهت گیری نوین مسالمتآمیز در سیاست جهانی است.
یادآوریها:
1) Trump’s Gettysburg Address unter http://www.theatlantic.com/politics/archive/2016/10/trumps-gettysburg-address/505106/
2) Herbert Schambeck u.a. (Hg.), Dokumente zur Geschichte der Vereinigten Staaten von Amerika, Berlin 1993,S. 374 ff.
3) Johnson, Paul:A History of the American People, London 1997, S. 482
4) Betroffene Südstaaten: Arkansas, Texas, Louisiana, Missisippi, Alabama, Florida, Georgia, South Carolina, North Carolina und Virginia, nichtbetroffene Nordstaaten: Kentucky, Maryland, Delaware, Missouri.
5) Wolfgang Effenberger/Konrad Löw: Pax americana- Die Geschichte einer WEltmacht von ihren angelsächsischen Wurzeln bis heute. München 2004, S. 144f.
6) «Dollar auf der Achterbahn Mit seiner Währung dirigiert Amerika die Wirtschaft der Welt» (II) vom 26.01.1987 unter http://www.spiegel.de/spiegel/print/d-13522709.html
7) Vgl. Dazu John Perkins: The Economic Hitman
8) Rule by Secrecy: The Hidden History that Connects the Trilateral Commission, the Freemasons and the Great Pyramids. Jim Marrs. HarperCollins Publishers. New York. 2000. p.57
9) Michael A. Kirchubel: Vile Acts of Evil – Volume 1 – Banking in America, 2009, S. 98
10) http://www.jekyllclub.com/about-us/club-history/
11) Woodrow Wilson: «Address at Gettysburg,» July 4, 1913. Online by Gerhard Peters and John T. Woolley, The American Presidency Project. http://www.presidency.ucsb.edu/ws/?pid=65370.
12) The Federal Reserve Act of 1913 – A Legislative History unter http://www.llsdc.org/FRA-LH
13) Reinhard Deutsch: Falschgeld, in Dokumentation des Symposium Steyerberg 2000: Für einen neuen Geldpluralismus, S. 62f.
14) Siehe auch Lindbergh, C.A. Sr., Your Country at War, Philadelphia 1934. Die Originalausgabe von 1918 wurde wegen der Kritik an der US-Politik auf Geheiß Wilsons beschlagnahmt.
15) Vgl http://www.geocities.com/Heartland/7006/mcfadden-frb.hatml
16) Wolfgang Effenberger/Konrad Löw: Pax america, München 2004, S. 227
17) Görlitz, Walter: Geldgeber der Macht. Düsseldorf 1976, S. 71
18) Ebenda S. 84
19) Vgl. Allen, Gary: Die Insider. Wohltäter oder Diktatoren? Wiesbaden 1974
20) Report of the Special Committee on Investigation of the Munitions Industry (The Nye Report), U.S. Congress, Senate, 74th Congress, 2nd session, February 24, 1936,3-13.
21) Arthur M. Schlesinger, Jr. und Roger Burns (Hrsg.): Congress Investigates. A Documented History, 1792–1974. Chelsea House Publ., New York 1975, ISBN 0-8352-0795-1 (5 Bde.).
22) Ronald D. Gerste: Die Abschiedsrede des 34. amerikanischen Präsidenten hallt auch 50 Jahre später noch nach, Eisenhowers Warnung vor einem Staat im Staat vom 18.1.2011 unter https://www.nzz.ch/eisenhowers-warnung-vor-einem-staat-im-staat-1.9130929
23) Friedemann Bieber: Rhodes-Stipendium: Cecil unter Beschuss vom 3. 3. 2016 unter
http://www.zeit.de/2016/09/rhodes-stipendium-oxford-stipendium-krise-finanzkrise
24) http://www.globalresearch.ca/who-are-the-architects-of-economic-collapse/
25) The Obama-Soros Connection vom 9. September 2010 unter
http://humanevents.com/2010/09/09/the-obamasoros-connection/
26) Trump’s Gettysburg Address unter http://www.theatlantic.com/politics/archive/2016/10/trumps-gettysburg-address/505106/
27) Ebenda
29) Homer Lea: Die Stunde der Angelsachsen, Bern 1946, S. 24
30) Diese Krise wird wahrscheinlich dann ausbrechen, wenn die Bedenken im Hinblick auf unser nationales Schuldenniveau immer mehr Drittstaaten dazu veranlassen, den Status des US-Dollars als Weltreservewährung zu überdenken.
31) Willy Wimmer: House of Trump vom 16. Januar 2017 unter https://de.sputniknews.com/kommentare/20170116314126681-trump-house/

