نوام چامسکی که یکی از سرشناسترین منتقدین سیاستهای آمریکاست در کتاب تازه انتشار یافته خود میپرسد: «چه کسی بر جهان حکومت می کند؟» طبیعتاً در وهله اول قدرتهای بزرگ، یعنی کشورهايی که بازیگران سیاستهای جهانی هستند به یاد انسان میآید. ولی چامسکی میگوید نباید قضیه را اینطور ساده پنداشت و از آدام اسمیت نقل قول میکند، که در قرن ۱۸ میگفت باید حتماً «اربابان بشریت را زیر نظر داشت.»
منبع: نویه راینیشه تسایتونگ
نويسنده: ولفگانگ افنبرگر
بخش سوم
تارنگاشت عدالت
اگر در آن زمان بازرگانان و تاجران انگلیسی اربابان بشریت محسوب میشدند، امروز «ملغمهای از کنسرنهای فراملیتی، نهادهای مالی عظیم، شرکتهای تجارتی زنجیرهای بینالمللی و از این قبیل» جای آنها را گرفته اند. (۲) منطبق با نظر اسمیت، چامسکی نیز وقوف و آگاهی بر شیوه فکری «حکام» را که عقیده دارند: «همه چیز برای ما و هیچ چیز برای دیگران»، توصیه میکند. دکترینی که در آن زمان به عنوان مبارزه طبقاتی بیامان شناخته شده بود. (۳)
ما در اینجا به عنوان نماینده «حکام و سلاطین» در کنار راکفلر (بیلدربرگ و تریلاترال) از جورج سوروس و «جامعه باز» او نام میبریم. نفوذ این سوداگر بسیار بزرگ و این «دولتمرد بیدولت» بر والاستریت و «سیتی آو لندن» بیشتر از ج.پ. مورگان در اوايل قرن ۲۰ است. سوروس در مورد مسايل مالی و سوداگری، تاریخ نوشته است. حمله او در سال ۱۹۹۲ علیه پوند انگلیس کشور بریتانیا را مجبور کرد از سیستم ارضی اتحادیه اروپايی خارج شود. بعد از آن نخستوزیر وقت انگلیس «جان میجر» تصمیم خود برای ورود بریتانیا به منطقه یورو را به خاک سپرد.
در پایان سال ۲۰۱۵، تنها یک هفته پس از پایان کنفرانس امنیتی مونیخ (که در آن آقای سوروس اجازه داشت با حقوق مشابه در کنار رؤسای کشورها که از طریق دمکراتیک انتخاب شده بودند، سخنرانی کند) روزنامه فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ فراخوان مشترک آقای سوروس و آنری برنارد لوی فیلسوف بسیار ثروتمندی را که تمایل به اجرای سیاستهای بزرگ دارد، منتشر کرد: «فراخوان اتحادیه اروپايی: ما باید به اوکرائین کمک کنیم.» (۴)
در سال ۲۰۰۴ سوروس همراه باNational Endowment for Democracy و دیگر نهادهای غیردولتی در کیف که از طرف وزارت امور خارجه ایالات متحده حمایت میشوند در این کشور «انقلاب نارنجی» را سازماندهی کرد. در استقرار «اوکرائین نوین» در چارچوب شبکه «جامعه باز» همینطور International Renaissance Foundation نقش تعیین کنندهای ایفاء کرد.
سوروس در سال ۲۰۰۹ همراه «انساندوستان» دیگری چون دیوید راکفلر و بیل گیتس «کلوب خوب» Good Club را در نیویورک تأسیس کردند تا به اصطلاح جهان را نجات داده، یعنی آنرا آنطور که دوست دارند، شکل بخشند. (۵)
البته این افراد که خود را ناجی جهان میدانند، از امکانات مالی نامحدودی برخوردارند، که آن را نیز به نحو احسن در رسانهها، در سیاست، در هنر، در ارتش، در بنیادها، در اندیشکدهها، در جنبشهای ریشه علفی (مردمی) به کار میگیرند. این اقدامات حتماً نباید همیشه علنی صورت گیرد. گهگاه میتوان حتا سازمانهای معتبر را نیز مسموم کرد و به دام خود کشید.
جهانیگراها هدفشان «یک نظم جهانی نوین» همراه با شعار No Border, No Nation «نه مرز و نه ملیت» است. آنها میخواهند فارغ از هر نوع مرز و محدویتی، هر نقطه از کره زمین را بنا به میل خود استثمار کنند و مانند آفتهای آسمانی زمین را به کویر مبدل سازند. برای این کار باید تمام کره زمین به منطقه آزاد تجاری مبدل گردد. منطقه آزاد ترانس آتلانتیکی TTIP که در دستور روز قرار داشت و همینطور منطقه ترانس پاسیفیکی TPP که فوراً از طرف دونالد ترامپ لغو شد از یک طرف روسیه و از طرف دیگر چین را محروم کرده بود. محروم کردن چین و روسیه با در نظر گرفتن طرح استراتژیکی نظامی ایالات متحده آمریکا TRADOC 523-3-1 متعلق به نوامبر ۲۰۱۴، مفهوم پیدا میکند: در این سند با عنوان Win in a Complex World 2020-2040 پیروزی در جهان پیچیده سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۴۰ روسیه و چین بزرگترین تهدید نامیده شده که باید ارتش آمریکا برای مقابله با آن خود را آماده سازد.
TTIP و TPP با حسن تعبیر قرارداد تجارت آزاد نامیده شد ولی در واقع میبایست منافع سرمایهگذاران جهانی، یعنی قدرت کسانی را نوام چامسکی «اربابان دنیا» مینامد، تضمین میکرد.
استفاده از کمپین به عنوان ابزار
یکی از اشکال بسیار محبوب برای اعمال نفوذ بر سیاست و بر مردم به راه انداختن کارزار است. از طریق ارسال پست الکترونیکی و شکوايیههای اعتراضی اعتماد شهروندان ناراضی جلب می گردد و این احساس القا میشود که آنها قصد دارند همگام با مردم علیه استثمار سرمایهگذاران بینالمللی اعتراض کنند. سودمند است که در این رابطه دو سازمان عمده چون Avaaz و Campact را از نزدیک بررسی کنیم. قبل از هر چیز متوجه میشویم که هر دوی آنها از شعبات سازمان آمریکايی به نام MoveOn.org هستند.
Campact چندین کمپین علیه TTIP و CETA سازماندهی کرد. این سازمان که خود را یک جنبش مردمی مینامد و در سال ۲۰۰۴ تأسیس شده و گویا اکنون همراه با ۱٫۸ میلیون نفر برای سیاستهای مترقی مبارزه میکند (۶) روز ۱۰ ژانویه ۲۰۱۷ نامه زیر را خطاب به همرزمان خویش ارسال کرد:
« …. عزیز!
TTIP لغو شد ـ ولی هیچکس آنچنان خوشحال نیست. سالها ما دوش به دوش هم مبارزه کردیم و امیدوار بودیم و صدها هزار نفر را به خیابانهای اروپا کشیدیم. ولی درست اکنون که به جايی رسیده بودیم که در مورد پیروزی غیرقابل باور خود گزارش کنیم، حتا دلخور و ناراضی هستیم.
اکنون گفته میشود دونالد ترامپ TTIP را لغو کرد. هیهات! ما با یک نژادپرست، یک زنستیز و یک تفرقهافکن در یک قایق نشسته ایم- نه! احساس خوبی به انسان دست نمیدهد. جایی برای خوشحالی و سرور نیست.
آنچه که بسیار تلخ است: اصلاً حقیقت ندارد. ترامپ TTIP را لعو نکرد. فرد دیگری این کار را کرد. من از خانمی سؤال کردم که دقیقاً اطلاع داشت: خانم لوری والاش- او معرف سازمان دیدبان تجارت جهانی است. سؤال: خانم والاش، پایان موقت TTIP را مدیون چه کسی هستیم؟»
خانم «لوری والاش» کیست؟
ایشان مدیر و مؤسس دیدبان تجارت جهانی، شعبهای از Public Citizen ، و در عینحال کنشگری در مورد مسايل تجارت جهانی است. برای ایشان پایان TTIP نتیجه مقاومت متحد مردم به ویژه مردم آلمان و اروپاست.
روز ۱۴ اکتبر ۲۰۱۶ نویسنده این مقاله در مونیخ در حالی که از کتابخانه دولتی به سوی میدان ماریا میرفت شاهد کارزار بزرگی علیه قرارداد اقتصاد آزاد CETA شد. در خیایان لودویگ در نزدیکی وزارت کشور بستههای زیادی از اوراق امضاء شده مردم مانند دیواری روی هم انبار شده بود. در پس این دیوار تظاهرکنندگان ایستاده بودند که روی کوله پشتی آنان حروف «Stop CETA» نقش بسته بود.
یکی ار سازمان دهندگان این آکسیون Campact بود. نویسنده این مقاله خود را به نماینده کامپاکت رساند و علاقه خود را برای همکاری با این سازمان مطرح کرد. نماینده کامپاکت که ظاهراً بیحوصله مینمود توضیح داد که این سازمان یک سازمان اینترنتی است که از طریق آن ایمیلها و یا تلفنهای اعتراضی جمعآوری شده و به عنوان شکوايیه آن-لاینی به مقامات مربوطه ارسال میگردد. همکاری مستقیم ممکن نیست، زیرا رهبری سازمان به عهده یک گروه سه نفره است که در مقابل ۱۲ عضو رسمی سازمان جوابگو هستند.
پس از این که با طرح موضوعهای جذاب مثلاً مواد غذايی بهتر، محدودیت تجارت آزاد لجام گسیخته و غیره اعتماد مردم جذب شد، میتوان از کامپاکت برای منافع سوداگران ضدبشری جهانی و علیه مردمی که تاکنون سرگرم نگاه داشته شده بودند، استفاده کرد.
کامپاکت با الگوبرداری از پلاتفرم آمریکائی MoveOn.org که در سال ۱۹۹۸ آغاز به کار کرد، تأسیس شده و دارای روابط نزدیکی با این سازمان است. در سال تأسیس، MoveOn.org مخالف استیضاح بیل کلینتون بود. آنچه که چشمگیر است، این سازمان عمدتاً از حزب دمکرات پشتیبانی میکند. در سال ۲۰۰۷ سازمان موآن از مؤسسین نهاد غیردولتی Avaaz بود، که در سطح بینالمللی فعالیت دارد، اولین سازمانی که کارزاری در مورد تغییرات اقلیمی آغاز کرد و از این طریق نزدیکی خود را به ستاره برجسته مسايل اقلیمی در آن زمان، که دمکرات آمریکايی، آل گور نام داشت، اعلام کرد. (۷)
خواستههای سیاسی Avaaz دقیقاً مطابق با سیاستهای ژئواستراتژیکی نئوکانها است. در سوریه، «آواز»، کمپین سوریه و کلاهخود سفیدها دستبهدست هم فعالیت میکنند. «کلاهخود سفیدها» White Helmeth در سال ۲۰۱۳ توسط افسر سابق ارتش انگلیس و مشاور نظامی قطر James Le Mesurier تأسیس شد. این سازمان مشکوک جایزه آلترناتیو نوبل را دریافت کرد و نامزد جایزه نوبل صلح در سال ۲۰۱۶ شده بود. «آواز» سازوکار لازم را فراهم کرد. کلاهخود سفیدها در حلب به طور مشخص به نفع تروریستهای اسلامی موضعگیری کردند و به عنوان ابزار تبلیغاتی آنها در چارچوب سیاست جنگی کلینتون دست به فعالیت زدند و حتا اسلحه به دست در کنار جنگجویان النصره عکس یادگاری گرفتند. (۸) تنها از طرف وزارت امور خارجه آلمان «کلاهخود سفیدها» تا سپتامبر ۲۰۱۶ بیش از ۷ میلیون یورو کمک مالی دریافت کردند. (۹)
در جامعه مدنی باز جهانیگرايان میتوانند نفوذ کرده و حرص و آز لجام گسیخته خویش را ارضا سازند. به همین دلیل پوتین سوروس و یا سازمانهای او را از روسیه بیرون کرد.
پس چرا سوروس از سازمانهايی که ظاهراً علیه هدف مورد نظر جامعه باز او کارزار به راه میاندازند، حمایت میکند؟
اولاً خیلی خوب است که انسان جنبش مخالف را نیز در کنترل خود داشته باشد؛ با این امکان جو احساسی حاکم در بین مردم را بهتر میتوان شناخت و دانست که چگونه باید آن را تغذیه کرد.
دوماً کارزار کامپاک هرگز شانس پیروزی برای ممانعت از TTIP و CETA را نداشت و سوروس اینرا به خوبی میدانست. این کارزارها برای جهانیگرايان تنها نوعی استتار و راهی برای ایجاد اعتماد بود. نمونه «کلاهخود سفیدها» نشان میدهد که تا چه حد این استراتژی موفق بوده است.
کلیک کنید، امضاء کنید و عضو کمپین شوید!
روز ۲۵ ژانویه ۲۰۱۷ کامپاک فراخوان زیر را برای اعضاء اینترنتی ارسال کرد: نه! به چک سفید برای کشتار خرس!
«چوبی که خرسها را میکشد در فروشگاه «بائو مارکت»! یک شرکت خصوصی با قطع غیرقانونی درختان در رومانی محیط زیست خرسهای قهوهای را نابود میکند و مجاز است چوب خود را در کشور آلمان حتا با مهر گواهی حافظ بقای جنگل به فروش رساند. اگر سریع اقدام کنیم، میتوانیم این وضعیت را تغییر دهیم. فوراً شکوايیه ما را امضاء کنید.»
«… عزیز،
چه کاغد برای نوشتن از مغازه لوازمالتحریر و چه مبل و چوب از فروشگاه بائو مارکت: ما مصرف کنندگان اعتماد داریم که محصولاتی که با مهر سازمان Forest Stewardship Council (FSC) مزین است از جنگلهايی که محافظت میشود، نیامده. ولی اکنون افشا شده: در رومانی یکی از بزرگترین کنسرنهای چوب اروپا در جنگلزدايی غیرقانونی شرکت دارد. چوببران بیوجدان در این میان خرسهای قهوهای محافظت شده را از آخرین جنگلهای اروپايی بیرون میرانند، به مقامات دولتی رشوه میدهند و کنشگران محیط زیست را در محل با خشونت تهدید میکنند. با وجود رابطه این شرکت با مافیای چوب، کنسرن اتریشی «شوایگهوفر» محصولات خود را با مهر FSC صادر میکند و در آلمان نیز معاملات خوبی را انجام میدهد.»
کسی مخالف مبارزه برای حفظ طبیعت نیست. ولی در تمام این نوع سازمانهای اینترنتی نه تنها شکل و شیوه غلطانداز و بسیار احساساتی طرح مسأله، بلکه بیش از هر چیز ملاحظه بیش از اندازه کنسرنهای آمریکايی که در سطح جهان فعالیت دارند، چشمگیر است. به گفته نویسنده و شاعر منتقد آلمانی «هارتموت بارت-انگلبارت»: «درمورد کسانی که دستور کشتار تودهای با گازهای شیمیايی و یا به کمک پهپادها را داده بودند و یا در مورد کسانی که داعش را خلق میکنند، تعلیم میدهند، مسلح میکنند و حمایت مالی مینمایند، تکنون نه کامپاکت و نه موآن هشدار داده اند. برعکس. سوروس به کارزار انتخاباتی کلینتون حداقل ۱۰ میلیون دلار کمک مستقیم کرد.»
بدون هیچ انتقادی در کلیه صحنههای جنگی جهان مهمات با اورانیوم غنی شده استعمال میگردد که پیآمدهای وحشتناکی به دنبال دارد: هنگام اصابت این نوع مهمات گازهايی متصاعد میشود که نانو ذرات آن از طریق دستگاه تنفسی و یا گوارشی وارد بدن انسان و جانداران میگردد و میتواند ژن موجودات زنده را تغییر دهد. نتیجه: سرطان، عوارض وضع حمل به دلیل ناهنجاری نوزاد… و مناطق گستردهای که برای قرنها آلوده خواهد ماند. (۱۲) در اینجا باید به فیلم «فریدر ف. واگنر» اشاره کرد «Deadly Dust غبار مرگ در اثر مهمات اورانیومی» و جالب است که «آواز» که مرکزش در نیویورک است، نه در طرح این مسأله کوشا بوده است و نه در مورد طرد احکام اعدام در ایالات متحده آمریکا فعالیت میکند.
این سازمان از طرف «ریکن پاتل» انگلیسی-کانادايی همراه با نماینده دمکرات کنگره «تام پریئلو» تأسیس شد. «پاتل» به عنوان داوطلب در سازمان ریشه علفی MoveOn.org که سوروس از مؤسسین آن بود و عمدتاً از طرف او تأمین مالی میشد و در سال ۲۰۰۸ کارزار انتخاباتی اوباما را مورد حمایت قرار داد، کار می کرد. (۱۳) او بعد از این که اکنون مدیرعامل Avaaz شد، دریافت که میتوان از ابزار اینترنت برای آکسیونهای مختلف استفاده کرد. علاوه برآن، «پاتل» برای «گروه بحران» بینالمللی فعالیت میکرد. این گروه بحرانهای بینالمللی را تحلیل میکرد و راهحل پیشنهاد مینمود و به عنوان یک سازمان رابط معتبر برای دولتها، سازمان ملل (سازمانهای وابسته به آن مثل بانک جهانی) و اتحادیه اروپايی محسوب میشد و از طرف دولتها، بنیادها و کنسرنهای غربی تأمین مال میگردید. لذا تعجبآور نیست که «آواز» همواره در کنار شورشیان مورد حمایت واشنگتن حضور پیدا میکند. در سال ۲۰۰۹ «پاتل» از طرف فوروم اقتصاد جهانی در داووس ملقب به عنوان «Young Global Leader» شد. او قبل از تأسیس «آواز» در سال ۲۰۰۷ در سازمان دیگر که در زیر آمده فعالیت داشت:
«International Crisis Group» که متعلق به گروه سوروس است و او نقش تحلیلگر ایفاء مینمود
«Rockefeller Foundation»
«Simons Foundation»
«Bill & Melinda Gates Stiftung»
«International Center for Transitional Justice» یک نهاد غیردولتی آمریکايی که مقر آن در نیویورک است و پس از «کنفرانس استراتژیکی» که بنیاد فورد ترتیب داده بود در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد. این سازمان در نظر داشت اعمال شنیع و جنایات علیه حقوق بشر را به دادگاه بکشاند ولی تا امروز ایالات متحده دست نشانده خود «رشید رستوم» را که در نوامبر ۲۰۰۱ بیش از ۳۰۰۰ نفر از طالبان را در کانتنر محبوس و آنها را در بیابان به امید خدا رها کرد، به دادگاه نکشیده است. این واقعیت در مورد کلیه جنایاتی که از طرف همپیمانان ایالات متحده آمریکا صورت میگیرد صادق است و این جنایات معمولاً زیر سبیلی رد میشود. این مسأله در مورد قتلهای غیرقانونی توسط پهپادها به دستور ريیسجمهور ایالات متحده نیز صدق میکند و برای این اعمال کمپینهای اینترنتی انجام نمیگیرد.
در سال ۲۰۰۹ روزنامه هافیگتون پست «پاتل» را Ultimate Gamechanger in Politics یعنی بهترین و اساسیترین تغییردهنده سیاست معرفی کرد. ريیس «آواز» ظاهراً جزو طبقه برتر جهانی است و زندگی او تاکنون صرفاً وقف خبرگان آمریکايی و یا صرف تحقق بخشیدن به اهداف آنان شده است. مهمترین هدف «پاتل» بنابر نظر هافینگتون پست تبدیل انظار عمومی در سطح جهان چه مسايل اقلیمی، چه امنیتی و چه حقوق بشری به یک فاکتور کلیدی جهانی است. و چه کسی انظار عمومی را شکل میدهد؟ رسانههای تودهای، ریکن پاتل و یا «آواز»؟ (۱۴)
«ترامپ علیه جهانیگرايی Globalism»
روز ۲۲ دسامبر ۲۰۱۶ روزنامه «گلوبالیست» مقالهای زیر عنوان «ترامپ علیه جهانیگرايی» منتشر کرد. در مقدمه این مقاله اشاره شده بود که مخالفین جهانیسازی در جبهه ائتلافی ترامپ، جهانیگرايی را به عنوان شکلی از خبرهگرايی لیبرال و یا حتا کوشش چپها میداند که قصد دارند ارزشهای سنتی آمریکايی را دور بزنند و در یک سطح اساسی لغتهای «آمریکايی» و «جهانی» دو قطب متضاد را تشکیل میدهد. (۱۵)
برای این که خواننده تصویر مشخصی به دست آورد به لینک مخالفین (۱۶) و موافقین (۱۷) جهانیگرايی اشاره میشود. باعث تعجب است که سرمشغولان کمپین تمام نیروی خود را به کار میگیرند تا از تحقق قرارداد تجارت آزاد جلوگیری به عمل آورند و اکنون کوشش میکنند تا ترامپ را بیآبرو کنند.
یک روز پس از آغاز دوره ریاست جمهوری ترامپ در واشنگتن و در بسیاری دیگر از شهرهای جهان «مارش زنان» صورت گرفت. در بین ۵۶ سازمان و گروه سازمان دهنده تظاهرات پیش از همه «American Humanist Association» که انتقادات زیادی به ترامپ دارد،»United Women.org» که در توئیتر برای اوباما تبلیغ میکرد و همینطور «Planned Parenthood» که در یک افتضاح در رابطه با تجارت با جنین سهیم بود و «National Resource Defense Council» که با سیاست اقلیمی ترامپ مبارز میکند، قرار داشتند. همه این سازمانهای نامبرده که با شبکه جورج سوروس در ارتباط هستند از طرف روزنامه «نیویورک تایمز» که شهرت به طرفداری از ترامپ ندارد، افشاء شد.
آنها در واقع کدام هدفها را دنبال میکنند؟
انتقادکنندگان، سازمان «آواز» را سرویس «کنشگران جعلی» مینامند که «در آنجا برای راحت کردن وجدان خود، کوشش میکنند با حداقل هزینه و تلاش مثلاً گامی علیه بیعدالتی در جهان بردارند.» (۱۸)
اغلب مردم مایلند فقط در جبهه «خوبها» باشند و دیگر پرسشی مثلاً در رابطه با مسأله موج پناهندگان در مورد علل وجود بیعدالتی مطرح نمیکنند. علل درد و رنج مردم در خاورمیانه، اوکرائین، نیجریه و دیگر نقاط جهان را میتوان به صراحت نامید! علل این درد و رنج جنگهای گسترده آمریکا در جهان و حرص و آز سرمایه است. در عراق و افغانستان میلیونها نفر ریشههای خود را از دست داده، یا در حال فرارند و یا بیخانمان شده اند، تنها تعداد قلیلی از آنان شانس این را پیدا کرده اند تا در اروپا امان یابند.
هر فردی که به خاطر مرتبت انسانی و یا حفظ منافع طبیعی در راه است و فعالیت میکند، باید نه تنها این سؤال را مطرح کند که «چه کسی بر جهان حکمفرمايی میکند»، بلکه «چه کسی در پس این شعارهای انسانی پنهان است؟»
وقت پاسخ به این سؤالات متأسفانه اغلب با پدرخواندههای مشابهی روبهرو میشویم.
1) Noam Chomsky: Wer beherrscht die Welt? Die globalen Verwerfungen der amerikanischen Politik. Berlin 2016
2) Ebenda, S. 320
3) Ebenda
4) Bernard-Henri Lévy und George Soros: »Aufruf an die EU: Wir müssen der Ukraine helfen«, FAZ vom 29.01.2015
5) Paul Harris:They’re called the Good Club – and they want to save the world v 31.5.2009 unter https://www.theguardian.com/world/2009/may/31/new-york-billionaire-philanthropists
6) https://www.campact.de/campact/
7) 2012 waren nach eigenen Angaben über 7 Millionen Menschen via MoveOn.org aktiv.
8) Vgl. dazu Karin Leukefeld, Beirut: Obskure Auszeichnung unter https://www.seniora.org/de/politik-wirtschaft/deutschland/955-programmbeschwerde-glorifizierung-der-weisshelme-statt-vollstaendiger-information
9) Ebenda
10) Die EIA ist eine Anfang 2012 gegründete internationale «campaigning organisation», unter anderem mit Sitz in Washington D.C.
11) Hartmut Barth-Engelbart: Campact & US-Schwester MoveOn mit Soros-Dollars gegen Trump Wir haben es satt! Vom 25.1.2017 unter htttp://www.nrhz.de/flyer/beitrag.php?id=23482
12) Wilhelm von Pax: USA setzen erneut Uranmunition ein: Immer mehr Krebsleidende in Kriegsgebieten vom 5. 11. 2014 unter http://www.neopresse.com/politik/usa/usa-setzen-erneut-auf-uranmunition-immer-mehr-krebsleidende-kriegsgebieten/
13) Byron York, »America Coming Together Comes Apart – The Democrats› Great Hope Goes Away«, National Review, 3. August 2005.
14) Friederike Beck: Avaaz.org und der geheime Informationskrieg um Syrien vom 23. April 2012 unter https://zeitgeist-online.de/exklusivonline/dossiers-und-analysen/880-Avaazorg-und-der-geheime-informationskrieg-um-syrien.html
15) By The Globalist, December 22, 2016
16) Breitbart: “Brexit: Why The Globalists Lost”; Video (2011) – Infowars “Alex Jones RANT: We’re Coming for Ya Globalist”; Foreign Affairs: “The End of Globalism Where China and the United States Go From Here”; The New York Times: “Globalism: A Far-Right Conspiracy Theory Buoyed by Trump”; Washington Post: “After Clinton, Trump’s Real Enemy is ‘Globalism’”
17) The Globalist (Stephan Richter): “Who Is a Globalist?” – Globalists are by no means an elite circle of business or political leaders determined to push forward their agenda in a rapid-fire fashion; The Globalist (Joseph Nye): “Globalization Vs. Globalism” – What are the different spheres of globalism — and how are they affected by globalization?; The Globalist (Stephan Richter): “Globalism and Americanism” – Is Globalism an inherently anti-American concept? Nothing could be further from the truth;The Globalist (Stephan Richter): “When Japan Attacked Globalism” – In a curious role reversal, it was a Japanese Prime Minister who stole the march on Trump and his anti-globalism chants.
18) Ulrike Putz: »Aktivisten-Gruppe Avaaz in Syrien: Die Journalisten-Schmuggler« [11.1.2016]



3 پاسخ به “جهان در چنگال میلیاردرها (بخش سوم)”
کارکنان محترم هفته روزی خوش با خبرهای خوشی را برایتان آرزو دارم،
باز هم سرم با دمم بازی میکرد و ندیدم که جمله غلط است دیدگاه زیرین را تکملیل مینمایم، با تلفن های همراه نوشتن هم مصیبتی است. لطفا این نوشته را جا نشین آن نمایید. با سپاسی رفیقانه. سپیده
درودی صبحگاهی،
رفقا لطف کرده و گفته اند که هنگام نوشتن: جای میم و لام را اشتباه تایپ کرده ام. یعنی بجای «عملی»، «علمی» نگاشته ام.
زبان پارسی واقعا زبانی سیال است، راحت میتوان اشتباهی« نظری؟» را به عنوان اشتباهی عملی (تایپی) تصحیح کرد. بدین طریق جمله:
«انتخاب اوباما، آنرا بشکل علمی ثابت کرد. اوباما نتنها دردی را دوانکرد بلکه بیش از ۴ و یا بعبارتی ۸ هزار میلیارد دلار برقرض دولت آمریکا افرود و در سالهای پایانی…» ؛ چنین تعویض میگردد:
انتخاب اوباما، آنرا بشکل «عـــمـــلـــی» ثابت کرد. اوباما نتنها دردی را دوانکرد بلکه بیش از ۴ و یا بعبارتی ۸ هزار میلیارد دلار برقرض دولت آمریکا افرود و در سالهای پایانی…»
رفیق تذکر داده است:
بصورت علمی را لنین ثابت کرد و در عمل «جورج بوش و ادامه دهنده راهش اوباما» این قوانین علمی امپریالیستی/لنینی را ثابت کرده اند که ترامپ باید این امپریالیسم را بنقطه پایانی خود یعنی افول امپریالیسم آمریکا رهنمون باشد.
سپیده
لایکلایک
درودی صبحگاهی،
رفقا لطف کرده و گفته اند که هنگام نوشتن: جای میم و لام را اشتباه تایپ کرده ام. یعنی بجای «عملی»، «علمی» نگاشته ام.
زبان پارسی واقعا زبانی سیال است، راحت میتوان اشتباهی« نظری؟» را به عنوان اشتباهی عملی (تایپی) تصحیح کرد. بدین طریق جمله:
«انتخاب اوباما، آنرا بشکل علمی ثابت کرد. اوباما نتنها دردی را دوانکرد بلکه بیش از ۴ و یا بعبارتی ۸ هزار میلیارد دلار برقرض دولت آمریکا افرود و در سالهای پایانی…» ؛ چنین تعویض میگردد:
انتخاب اوباما، آنرا بشکل ثابت کرد. اوباما نتنها دردی را دوانکرد بلکه بیش از ۴ و یا بعبارتی ۸ هزار میلیارد دلار برقرض دولت آمریکا افرود و در سالهای پایانی…»
رفیق تذکر داده است:
بصورت علمی را لنین ثابت کرد و در عمل «جورج بوش و ادامه دهنده راهش اوباما» این قوانین علمی امپریالیستی/لنینی را ثابت کرده اند که ترامپ باید این امپریالیسم را بنقطه پایانی خود یعنی افول امپریالیسم آمریکا رهنمون باشد.
سپیده
لایکلایک
چامسکی با زیرکی خاصی تو بخوان با دیپلماسی خاص خود در پایان نتیجه میگیرد:
**هر فردی که به خاطر مرتبت انسانی و یا حفظ منافع طبیعی در راه است و فعالیت میکند، باید نه تنها این سؤال را مطرح کند که «چه کسی بر جهان حکمفرمايی میکند»، بلکه «چه کسی در پس این شعارهای انسانی پنهان است؟»
هنگام دریافت پاسخ به این سؤالات متأسفانه اغلب با پدرخواندههای مشابهی روبرو میشویم.** پایان شاهد
در سراسر روشنگری های خوبی که من تاکنون از چامسکی خوانده ام، یک خط سیاسی در آن کاملاً برجسته است. نامبرده در کنار این خط سیاسی، همیشه وال استریت و دستان درازشده ژورنالیستی آنان را رسوا کرده و هدفی که دنبال میکنند را بخواننده آموزش میدهد که قابل ستایش است.
در اینجاهم از مؤسسات و افرادی نام میبرد که برای افرادی حتی چون من که در اتک و در اکوپای آلمان با فعالین آنان سروکار داشته ام، باشنیدن نام آنان چهارشاخ میشوم(حتی پخش کننده فعال «سایت گایست ۲۰۰۸ در باره بانکها و کودتاها، ۱۱سپتامبر…).
خوشبختانه با شنیدن دلایل وی، مساله کاملاً ساده میگردد و قابل فهم.
ولی خط سیاسی برجسته شده در آن، که میتواند به فهم نظریات چامسکی خسارت وارد آورد، آنستکه نامبرده هیچگونه انتقادی به روسیه، چین و ایران ندارد. گویا وی از درک این مساله عاجز است که افول امپریالسم آمریکا دیگر خیلی وقت است که رقم خورده است انتخاب اوباما، آنرا بشکل علمی ثابت کرد. اوباما نتنها دردی را دوانکرد بلکه بیش از ۴ و یا بعبارتی ۸ هزار میلیارد دلار برقرض دولت آمریکا افرود و در سالهای پایانی خود بدست فدرال رزرو، شانزده هزار میلیارد دیگر اسکناس بدون پشتوانه وارد جریان بازار جهانی کرد (سناتوری که از هفت خان سازمان سیا گذشته بود تا سناتور گردد و سپس سالیان درازی خدمتگذار نظام وال استریت بوده است).
پس چه خوب است که چامسکی نیروی خود را برای توضیح «تجدید تقسیم بازار فروش و منابع خام جهت پر کردن این بازارها» با خواندن صد بار گفتههای لنین در باره امپریالیسم، کتابی بنویسد که برای «روشنفکران خوش خوانِ» امروزی بروز بنظر آید. هرچند که گفتههای لنین در کتاب «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایداری» بروز تر و پر بها تر از دوران خود وی برای جوانان امروزی میباشد.
نوشتن کتابی زمانیکه آبهای انتخاباتی از آسیاب افتاده است و در آن از ترامپ بصورت منفعل پشتیبانی کردن اثری جز خسارت برای نسل جوان ندارد؛
هرچند شخصی فعال در اتک و اکوپای را هم چهار شاخ نماید.
سپیده
لایکلایک