حتمن برای شما هم پیش آمده است، که در دنیای مجازی گاه به مطلبی، متنی، عکسی یا لطیفهای برخورد کنید، که توجهتان را جلب کرده باشد و چندین و چند بار به باز خوانی یا باز بینی آن بنشینید؛ صرف نظر از آن که چه کسی آن را تولید کرده است. فکر میکنم از نظر روانشناسی دلیل اصلی توجه این است، که در دنیای واقعی با آن سرو کار داشته و یا تجارب و خاطراتی خواه تلخ یا شیرین از آن در ضمیر ناخودآگاه ما وجود دارد. من هم چندی پیش به متن کوتاهی با عنوان » لغت فاحشه سیاسی یعنی چه؟ » برخوردم وقتی آن را خواندم متوجه شدم در دنیای واقعی مصداق کامل – به قول بانوی مبارز مینا اسدی- همان جاکشانی است که در بین ما جا سازی شدهاند و کسانی که نه تن فروشی بلکه آدم فروشی میکنند و ربطی هم به جنسیت ندارد و اگر هم فرضن داشته باشد، بیشتر شامل جنس مذکر میشود. همان کسانی که در خارج از کشور در بین نیروهای اپوزیسیون به طور کلی و در بین نیروهای مبارز و انقلابی و کمونیست به طور مشخص جا سازی شدهاند. کسانی که در ابتدای ورود و آشنائی، خود را کاملن غیر سیاسی معرفی میکنند و ای بسا خود را اهل فرهنگ و هنر و ادبیات و موسیقی و و و جا بزنند و شاید اندک مایهای هم در این زمینهها آموخته باشند.
اینان به لطایف و الحیل به خصوص از روشهای رد گم کنی و ارتباط با افراد مختلف مخصوصن افراد باشرف و خوش نام سعی در انجام وظیفهی کثیف و هرزگی خود میکنند، بنا به دستور و خواست آقا رئیسهای خود کمکم هر دمی را با جریانی سر میکنند؛ جریاناتی که مواضع و سیاستهایشان از زمین تا آسمان با هم اختلاف دارند.
این آدم فروشان که گفته بودند اصلن سیاسی نیستند و از سیاست هم اصلن سر در نمیآورند و خوششان هم نمیآید، یک باره متوجه میشویم که به اشکال مخفی و علنی در بسیاری از برنامههای سیاسی فعال هستند و خط و مش مشخصی را دنبال میکنند. برای مثال: ۸٠ در صد علیه رژیم و٢٠ در صد علیه اپوزیسیون صحبت میکنند. خط وزارت اطلاعات.
گاه از برنامهی سلطنت طلبان سر در میآورند و پوشش خانوادگی برایش بهانه میکنند، گاه با حزب خائن توده و اکثریتیهای کثیف و آدم فروش هم کاسه میشوند و پوشش دوستی و آشنائی قدیمی را بهانه میکنند و گاه در برنامههای سازمانهای انقلابی و چپ و کمونیست ظاهر میشوند و پوشش علاقهمندی به آنان را بهانه میکنند، مثل: سازمانهائی که از همان بدو روی کار آوردن رژیم جمهوری اسلامی آن را رژیم وابسته به امپریالیزم به خلق خود معرفی کردند و سگ زنجیری امپریالیزم نامیدند، یا سازمانی کوردستانی که نام و دلیری پیشمرگاناش لرزه بر اندام سپاه و ارتش و بسیج میانداخت شرکت کنند و حتا در هنگام رقص و شادی و پایکوبی سر چوپی هم میکشند!! و یا چند صد کیلومتر راه را بکوبند از کشوری به کشوری دیگر تا در برنامهی یادمان به خون خفتهگان قتل عام زندانیان سیاسی تابستان ۶۷، – که پاشنهی آشیل رژیم است.- شرکت کنند، چرا؟ چون متوجه شدهاند که همان سازمان کمونیست و خوش نام برای اولین بار در آن کشور و آن شهر دارد برنامه میگذارد، خُب آقا رئیسشان باید بداند فعالین این سازمان در آن کشور و آن شهر چه کسانی هستند. صد در صد میدانیم بعید است این جاکشان ندانند حساسیت رژیم بخصوص روی این دو سازمان کمونیستی چقدر زیاد است. خبر موثق هست کسانی که از ایران با فعالین این سازمانها تماس تلفنی داشتهاند و رابطه صرفن فامیلی و احوال پرسی معمولی بوده است، بعدن از طرف وزارت اطلاعات مورد بازخواست و بازجوئی قرار گرفتهاند.
یک وجه مشخص این جاکشان بیهمه چیز مثل هم پالگیهای خود، نیروهای سرکوبگر در ایران این است وقتی به نام واقعیاشان صدایشان بزنی به جای منطق از مشت استفاده میکنند. به یاد آریم روزهای بعد از قیام ۵۷ را حملهی فلانژها را به دختران و پسران شریف و انقلابی که در مقابل حرف حساب آنان که میگفتند: شما مزدور رژیمی ارتجاعی هستید. به مشت و زنجیر و قمه متوصل میشدند و آن نازنینها را در جلو چشم کودک و بزرگ و کوچک بدون هیچ شرمی غرق در خون میکردند.
بی تردید امروز ممکن است در سایهی رژیم و شرایط موجود در امن و آسایش زندگی کنند، ولی دیر نیست روزی که مثل بهمن ماه ۵۷ و سال ۸۸ گرفتار خشم مردم شوند و به سزای بد کرداری خویش برسند.
حالا حتمن تصور میکنید چنین جاکشانی که چنین علنی در بیشتر برنامهها، جشنها و محافل سیاسی حضور فعال دارند فقط در خارج از کشور زندگی میکنند و به جمهوری اسلامی غیر ممکن است رفت و آمد کنند. این اشتباه بزرگی بود که هم من مرتکب آن شدم و هم متاسفانه افراد دیگری نیز به دام فریب و نیرنگ این بی همه چیزهای بیشرف افتادند، اینان جدا از هرزگی سیاسی، اما هم از توبره میخورند و هم از آخور، لابلای شرکت در این برنامهها رفت و آمد به ایران نیز هم چنین برقرار است، وقتی هم به ایران و به شهر خود میروند ماشین گشت سپاه جلوی پایشان ترمز میکند و تا در منزل میرساندشان.
پس از هر برگشت هم وقتی از آنان سئوال شود، مشکلی برایتان در این رفت و آمدها پیش نمیآید شانه بالا میاندازند و میگویند: دیگر مثل سابق نیست؟! پس به هوش باشیم، وزارت اطلاعات در خارج از کشور بیکار نمینشیند.
متن: لغت فاحشه سیاسی یعنی چه؟ را که در زیر ملاحظه میکنید و من نمیدانم چه کسی آن را نوشته است، جهت امانت داری عینن آن را در اختیار شما میگذارم؛ صرفن از این جهت که باعت نوشته شدن متن حاضر گردید. ولاغیر!
جعفر امیری
۷/٣/٢٠۱۷
این کلمه با معنی واقعی خود در جامعه فرق زیادی دارد چرا که یک تن فروش اگر منظور باشد تن خود را میفروشد اما یک فاحشه سیاسی منفعت مردمی را در مقابل منفعت شخصی خودش معامله میکند از این رو در مورد فاحشه سیاسی جنسیت مطرح نیست بلکه عمل شخص مورد توجه قرار میگیرد از این رو کسانی که بر خلاف اعتقاد عموم مردم و با نقش بازی کردن و قلب واقعیت در جهت منافع جوامع دیکتاتوری قدم برمیدارند مصداق این تعریف میشوند اما این در مورد کسانی که نگرششان با اکثریت فرق دارد یکی نیست این دو با هم فرق دارند در باره تفسیر این رفتار میتوان به رفتارهایی که در جهت منفعت انجام میگرد توجه داشت از این رو رفتارهای برخی از بازیگران و هنرمندان را میتوان نوعی فاحشگی سیاسی دانست که ربطی به جنسیت افراد هم ندارد من در این نوشتار از کسی نام نمیبرم اما رفتارهای افراد خود بیانگر این موضوع در دولت های مختلف است به ویژه در نظام منحوس کنونی که در ایران در حال جنایت است . بیایید متوجه باشیم که بازیچه دست فاحشگان سیاسی که در لباس ها مختلفی موجب بقای نظام اسلامی میشوند نشویم و هویت خود را به عنوان یک ازادیخواه حفظ کنیم.

